آینده کنش ترامپ در رابطه با ایران  گفتگو با دکتر علی خرم
آبان ۲۴, ۱۳۹۶ – ۴:۴۹ ق.ظ |

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 
رویکرد های دونالد ترامپ در مورد ایران در ماه های اخیر تندتر شده است و مورد نظر بسیاری قرار گرفته و است. برای بررسی بیشتر وضعیت کنونی و سند …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » ايران, خلیج فارس, گزیده ها, مقالات

رویکرد های درونی شورای همکاری خلیج فارس به ایران

نگارش در اسفند ۷, ۱۳۹۵ – ۴:۳۳ ق.ظ
رویکرد های درونی شورای همکاری خلیج فارس به ایران
Share

دکتر مهدی مطهرنیا

آینده پژوه و کارشناس سیاسی

مرکز بین الملللی مطالعات صلح – IPSC

 

 

نگاه شورای همکاری خلیج فارس به جمهوری اسلامی ایران

نگاه به جمهوری اسلامی ایران در نظام بین الملل در سه سطح تحلیل کلان تقسیم بندی میشود. از یک سو ایران را به عنوان یک کشور مقاوم در برابر نظم ناشی از اراده ی قدرت های بزرگ و ابر قدرت جهانی می دانند و بر این باورند که جمهوری اسلامی ایران بر اساس اصول و ارزشهای برخاسته از انقلابی به پا داشته، به نفی سلطه ابرقدرت جهانی و نظام های ناشی از اراده ی ابر قدرت های جهانی و دیگر قدرت های همسو با این کنشگر عرصه نظام بین الملل توجه میکند.

از سوی دیگر در نقطه مقابل کشورهایی به ایران به عنوان یک بازیگر پرخاشگر در نظام بین الملل و گریز پذیر از نظم بین المللی نگاه می کنند و به بیان شدید تر، جمهوری اسلامی را عامل بسیاری از تحرکات موجود در حوزه ی بین المللی می دانند. آنها بر این باورند که جمهوری اسلامی ایران بر آن است که با بر هم زدن نظم موجود در نظام بین الملل، قدرت منطقه ای و سپس تاثیر گذاری بین المللی خود را افزایش داده منافع تهران را مورد توجه قرار دهد. دسته سوم کشورهایی به ایران به عنوان یک نظام ایدئولوژیک می نگرند و بر این باور هستند که جمهوری اسلامی ایران نه بر اساس اصول ارزش های انقلابی، نه بر اساس پرخاشگری، بلکه بر اساس یک ساختار ایدئولوژیک، تصمیم سازی و تصمیم گیری کرده و این تصمیم گیری مبتنی بر ساختار قدرت ایدئولوژیک موجب می شود. نگاه سوم در واقع یک نگاه بینابینی میان نگاه نخست و دوم محسوب می شود.

در این بین نگاه اساسی در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به تهران، به ویژه در مقاطع بعد از انقلاب اسلامی در نگاه حوزه ی دوم قرار می گیرد. به این معنا که جمهوری اسلامی ایران را بر هم زننده ی قواعد بین المللی و در پی ایجاد فضای مثبت برای گسترش قدرت جمهوری اسلامی ایران در منطقه و نظام بین الملل می دانند. همچنین این منظر همواره مورد توجه بوده که ایران به عنوان یک جغرافیای تمدنی و فرهنگی با سابقه ی دیرینه و تاریخ تمدنی می تواند به طور طبیعی استیلای را بر کل منطقه نیز در اذهان زنده کند. در واقع باید بپذیریم که از نظر تاریخی تهران گستره ی جغرافیایی بسیار وسیعی را به عنوان ایران در امپراتوری بزرگ ایران داشته و سپس در معادلات منطقه ای و بین المللی در ازمنه ی گوناگون تاریخی نقش کلیدی ایفا کرده است. لذا این کشورها تحت تاثیر تحریکات برون منطقه ای و عدم ادراک درون منطقه ای قرار گرفته و اضافه شدن این دو با همدیگر، یعنی تحریک های برون منطقه ای و عدم ادراک درون منطقه ای همواره نوعی ایران هراسی را در منطقه گسترش داده است. این ایران هراسی، نه بعد از تشکیل نظام جمهوری اسلامی ایران، که قبل از تشکیل نظامی به نام جمهوری اسلامی ایران نیز سابقه ی تاریخی از خود به جای گذاشته است.

در وضعیت کنونی ریاض به واسطه ی وجود خانه ی کعبه، جغرافیای دینی، تکثر قبیله ای و قومی در جهان عرب، جغرافیا و خواستگاه کشورها و دولت های عربی در عصر حاضر بوده و حالت پدر خواندگی نیز برای خود قائل است. همچنین عربستان دارای قدرت اقتصادی برتری به واسطه ی چاه های نفتی موجود در جغرافیای عربستان است و توانسته نیز وجاهت بیشتری از نظر بین المللی را از منظر عناصر های قدرت برای خود به وجود آورد. در مقابل کشورهایی مانند عمان و کویت در یک طیف دورتر نسبت به مواضع ریاض در ارتباط با تهران قرار گرفته اند. در واقع کشورهایی مانند عمان و کویت (که از نظر سبقه تاریخی برای خود استقلال بیشتری در رفتار سیاسی خاندان های حکومتی داشته و به نوعی می توان گفت خود را رقیب خاندان سعودی در ریاض می دیدند،) گاه در ازمنه گوناگون تاریخی، به دلیل اختلافات درونی بین ریاض و پایتخت های این کشورها به تهران نزدیک شده و بر اساس این نزدیکی های بیشتر آرام آرام یک رسوب نزدیکی و قرابت بیشتر تاریخی نیز با تهران پیدا کرده اند.  به گونه ای که ما در پرونده های گوناگونی بین ایران و کشورهای عربی و حتی فرا منطقه ای میانجی گری آنها را نیز شاهد هستیم.این امر ناشی از همین رسوب تاریخی نزدیک شدن این پایتخت ها به دلایل متعدد به ایران بوده است. در واقع در طیف کشورهای شورای همکاری نزدیکی به عربستان و دور شدن از عربستان در بسیاری از مواضع، را شاهد هستیم. یعنی هرگاه مواضع عمان و کویت از عربستان دور می شود یا اختلافاتی بین ریاض و پایتخت های کشورهای عربی منطقه رخ می دهد، نزدیک شدن به تهران به گونه ای زمینه های گرفتن امتیاز یا سیاست های تقابلی با ریاض را به نمایش می گذارد.

 

 

آینده نگاه شورای همکاری به ایران

از آنجا که شورای همکاری خلیج فارس اساسا از منظر منطق تاسیسی بیشتر متوجه تقابل با جمهوری اسلامی ایران بوده است. یعنی از منظر زمان تاسیس و منطق ناظر بر تاسیس شورای همکاری خلیج فارس، این معنا را باید مد نظر قرار دهیم که جمهوری سلامی ایران، عنوان هدف گذاری خاص شورای همکاری خلیج فارس همواره مطرح بوده است. در تکوین این حرکت تاسیسی، ما همواره شاهد نوعی تقابل میان پایتخت های کشورهای عربی در مقاطع گوناگون تاریخی با این جهت گیری بوده ایم. حتی ریاض نیز در دوران دولت سازندگی و اصلاحات، به تهران نزدیک شد و نزدیکی ریاض به تهران، شورای همکاری خلیج فارس را به سمت بازتعریف مجدد این همگرایی در این دوره ی تاریخی سوق داد. اما باید بپذیریم که با وجود اینکه کویت و عمان دارای جایگاه تعریف شده و قابل قبولی در میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس هستند، اما نمی توانند در قبال ریاض و قدرت ریاض در شورای همکاری خلیج فارس و بین کشورهای عربی عرض اندام زیادی در برابر عربستان داشته باشد. چنانچه نزدیکی به تهران برای این کشورها بیشتر در زمان هایی رخ داده است که چراغ سبزی نیز از سوی ریاض دیده شده یا اطمینان خاطری از حمایت های فرا منطقه ای از آنها در چارچوب نزدیک شدن به تهران وجود داشته است. لذا با نزدیک شدن به عمان و کویت نمی توان یک جبهه ی ضد ریاض (کاری بسیار سخت و ثقیل ) در درون شورای همکاری خلیج فارس به وجود آورد.

واژگان کلیدی: رویکرد، شورای همکاری خلیج فارس، ایران

 

Share