مهر ۵, ۱۳۹۹ – ۴:۰۱ ب.ظ |

دکتر محمد مهدی مظاهری
 استاد دانشگاه
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

هفتاد و پنجمین نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل امسال در حالی برگزار می شود که به دلیل پاندمی  کرونا خبری از گردهمایی سران کشورها …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آسیای شرقی, چین, خاورمیانه, گزیده ها, مقالات

رویکردهای خاورمیانه ای چین در پرتو رقابت با آمریکا

نگارش در تیر ۳۱, ۱۳۹۸ – ۱:۳۱ ق.ظ
Share

محمدجواد قهرمانی

دانش آموخته روابط بین الملل، دانشگاه تهران

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

یکی از مشخصه های بارز نظام بین الملل کنونی، ظهور چین است که باعث شده نظام بین الملل در آستانه وضعیت جدید قرار بگیرد. تصمیم گیران آمریکا نیز با آگاهی از این شرایط درصدد مدیریت ظهور بیجینگ و یا پیگیری سیاست مهار بوده اند. به عبارت دیگر، به باور رهبران آمریکا، چین چالشی سیستمی برای ایالات متحده ایجاد کرده است. در راستای این درک، این کشور از زمان روی کار آمدن باراک اوباما به دنبال تمرکز بیشتر بر منطقه ایندو-پاسیفیک به منظور حفظ هژمونی آمریکا در این منطقه بوده است.

در بستر ظهور چنین وضعیتی، طی سالیان اخیر سیاست خارجی چین تحولات نوینی به خود دیده است که تا حدی آن را از سیاست خارجی دهه های پیشین این کشور متمایز می سازد. این در حالی است که حتی رهبران کنونی چین نیز همواره بر مشی مسالمت آمیز و رویکرد چراغ خاموش[1] در سیاست خارجی خود تأکید کرده اند. چنین رویکردهای نوینی در سیاست خارجی به طور خاص پس از روی کار آمدن شی جین پینگ، خود را به وضوح نشان داده است. به گونه ای که این کشور سیاست خارجی فعالانه تری در حوزه های موضوعی و همچنین مناطق مختلف دنبال کرده است.

در کنار افزایش رقابتها با آمریکا، باید به ویژگی جدید اقتصاد چین نیز اشاره کرد. از ابتدای دهه معاصر کاهش رشد اقتصادی سبب شد تصمیم گیران چین به دنبال در پیش گرفتن رویکردهای نوینی افتادند تا ضمن تداوم رشد اقتصادی، از افتادن در «تله درآمد متوسط»[2] دوری کنند. در نتیجه این امر، توجه به مدل رشد اقتصادی مبتنی بر «مصرف داخلی»[3] و «سرمایه گذاری در خارج»[4] به مهمترین دستورکارهای اقتصادی سیاست خارجی چین تبدیل شد. بر این اساس، تشویق شرکت های چینی به سرمایه گذاری در خارج، که می توانست برای آنها افزایش توان رقابتی با شرکتهای پیشرفته غرب را نیز به همراه داشته باشد، آغاز شد.

دو فاکتور فوق روی هم رفته سبب شد تا چین به دنبال افزایش حضور خود در مناطق مختلف باشد. در این میان خاورمیانه به یکی از مهمترین مناطق سیاست خارجی بیجینگ تبدیل شده است. اگرچه این گفته به این معنا نیست که در گذشته خاورمیانه برای چین اهمیت کمتری داشته است. در دوران معاصر اگرچه بعضی دولتهای خاورمیانه پس از حاکم شدن حزب کمونیست، آن را به رسمیت شناختند، اما نقطه اوج شکل گیری روابط میان چین و کشورهای خاورمیانه به بعد از عادی سازی روابط بیجینگ و واشنگتن باز می گردد. این زمان که با فرآیند اصلاحات در چین همراه بود موجب شد چین به تعامل سازنده با جهان خارج نیاز بیشتری پیدا کند. این روند رشد که با افزایش نیاز این کشور به انرژی همراه بود در ابتدای دهه 1990 میلادی، خاورمیانه را به یکی از تأمین کنندگان اصلی انرژی چین تبدیل کرد. موضوعی که همچنان یکی از زمینه های اصلی روابط چین با خاورمیانه است، و به نظر میرسد در آینده نیز چنین باشد.

 اما در شرایط کنونی متأثر از رقابت با آمریکا، چین رویکرد فعالانه تری را در برابر خاورمیانه در پیش گرفته است. این رویکرد چین در حوزه های سرمایه گذاری و زیرساخت، انرژی، تعامل با کشورهای منطقه، و حوزه نظامی به وضوح نمایان است. طرح ابتکار «یک کمربند یک جاده»[5] که به دنبال استراتژی محور آسیایی اوباما مطرح شد سبب شد مناطق غربی چین از جمله منطقه خاورمیانه، به عنوان منطقه پیوند دهنده شرق و غرب در پیشبرد آن از جایگاه بالایی برخوردار شود. این امر باعث شده است حضور شرکت های چینی در کشورهای خاورمیانه به ویژه در حوزه های زیرساختی افزایش یابد. به عنوان مثال، چین بعد از امضای توافق هسته ای میان ایران با گروه 1+5  خواهان سرمایه گذاری در بخش حمل و نقل ایران از طریق ارائه وام 1.5 میلیارد دلاری به منظور برقی کردن[6] راه آهن تهران- مشهد بوده است. در حوزه انرژی نیز در حال حاضر اگرچه چینی ها بر تأمین امنیت جریان های انرژی در خاورمیانه توسط آمریکایی ها متکی هستند، اما به نظر می رسد به منظور حفظ جریان تأمین انرژی خود، سرمایه گذاری در زیرساخت های انرژی در کشورهای منطقه را دنبال می کنند. این سرمایه گذاری ها هم شامل حضور در بخش تولید و استخراج و هم در بخش انتقال می شود. بدینوسیله، چین به دنبال ایمن ماندن از تصمیماتی است که ممکن است در آینده تصمیم گیران آمریکا به منظور ایجاد اختلال در تأمین انرژی چین از خاورمیانه در پرتو رقابتهای ساختاری اتخاذ کنند.

از سوی دیگر، چین با آگاهی از رویکردهای حاکم بر سیاست خارجی کشورهای متحد آمریکا در خاورمیانه و نگرانی آنها از کاهش تعهدات آمریکا به این کشورها، تلاش کرده است روابط خود را با آنها تقویت کند. این رویکرد شبیه به رویکردی است که چین در برابر متحدان آمریکا در شرق آسیا در پیش گرفته است. در حال حاضر چین شریک تجاری اول عمده متحدان آمریکا در شرق آسیا محسوب می شود. این رویکرد باعث می شود این کشورها حدأقل در روابط خود با آمریکا مجبور به رعایت ملاحظات چین نیز باشند. در خاورمیانه مهم ترین این کشورها ترکیه، عربستان و اسرائیل هستند. قراردادهای همکاری 65 میلیارد دلاری چین و عربستان در سال 2017، یا همکاریهای مختلف با اسرائیل همچون ساخت راه آهن بندر ایلات به تل آویو که به آن کانال سوئز زمینی گفته میشود، از نمونه های بارز ارتقای روابط چین با این کشورها در سالیان اخیر است.[7] به نوبه خود، در همه این کشورها نوعی سیاست چرخش به شرق یا شرق گرایی مشاهده میشود که فرصت مناسبی را برای چین ایجاد کرده است.

همچنین، بیجینگ طی سالیان اخیر به دنبال افزایش حضور نظامی چه به صورت مستقیم و چه غیر مستقیم در خاورمیانه بوده است. به عنوان مثال، به گفته پنتاگون، چین بین سالهای 2013 تا 2017 بیش از ده میلیارد دلار سلاح به کشورهای خاورمیانه فروخته است.[8] همچنین، اولین پایگاه نظامی چین در خارج از خاک خود در جیبوتی ساخته شده است. با توجه به اینکه آمریکا نیز در جیبوتی پایگاه دارد می توان حضور دو پایگاه چین و آمریکا را نمونهای بارز در نشان دادن رقابت فزاینده آمریکا و چین دانست.[9] علاوه بر این، در همین دوره میزان مشارکت چین در مأموریت های حفاظت از صلح بیشتر نیز شده است.

روندهای فوق نشان می دهد که رقابت با آمریکا و تلاش برای حفظ توان رقابتی سبب شده است که چین به دنبال افزایش حضور و نفوذ خود در خاورمیانه باشد. این در حالی است که مبنای سیاست حرکت به سمت غربِ چین، دوری از شروع تقابل با آمریکا در مناطق پیرامونی چین در شرق از جمله دریای چین جنوبی و چین شرقی بوده است. با توجه به این شرایط به نظر می رسد به تدریج روابط آمریکا و چین در خاورمیانه رقابتی تر از گذشته خواهد شد. همچنین، احتمال تبدیل شدن خاورمیانه به محل حضور قدرت های دیگر نیز وجود دارد؛ چراکه احتمالا آمریکا تلاش خواهد کرد تا حضور متحدین قدرتمندتر خود در منطقه خاورمیانه را افزایش دهد. این امر ضمن ایجاد موازنه، میتواند دیگر رقبای چین را نیز در این مسئولیت سهیم کند.

واژگان کلیدی: رویکرد، خاورمیانه ای، چین ، رقابت ، آمریکا

[1] Low profile

[2] Middle income trap

[3] Internal consumption

[4] Outward investment

[5] One Belt One Road

[6] Electrification

[7] XIAO Xian. ” The “Belt and Road Initiative” and China-Israeli Relations”. Journal of Middle Eastern and Islamic Studies (in Asia) Vol. 10, No. 3, 2016.

[8] Jack Detsch. “Pentagon Fears China’s Growght in Middle East Arms Market”, Al-Monitor. May 29,2019. Available at: https://www.al-monitor.com/pulse/originals/2019/05/pentagon-china-weapons-growth-middle-east-arms-market.html

[9] Cohen, Ariel. “Will Can Replace The U.S. As The Middle East Hegemon?”, Forbes. Feb 14,2019.Available at: https://www.forbes.com/sites/arielcohen/2019/02/14/will-china-replace-the-u-s-as-the-middle-east-hegemon/#14679ca325cd

Share