شهریور ۲۳, ۱۳۹۸ – ۵:۳۲ ب.ظ |

سیده سارا فاطمیان
پژوهشگر حوزه محیط زیست و دیپلماسی آب
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
 
مقدمه
امروزه تغییرات اقلیمی و به تبع آن خشکسالی و بحران آب از مهم‌ترین مسائلی است که به روابط بین کشورها شکل …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, ايران, خاورمیانه, خلیج فارس, سوریه, گزیده ها, مقالات

رویکرد سوریه به برقراری روابط سیاسی با اعراب و تاثیر آن بر آینده بحران سوریه

نگارش در بهمن ۱۵, ۱۳۹۷ – ۸:۵۵ ق.ظ
Share

روح الله سوری

کارشناس مسائل خاورمیانه

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

 

طی هفته‌های اخیر شاهد رخ دادن تحولات تازه‌ای در عرصه دیپلماتیک و سیاسی سوریه بوده‌ایم. سفر عمر البشیر رئیس جمهور سودان به سوریه پس از گذشت هفت سال از بحران سوریه، بازگشایی سفارت امارات متحده عربی در دمشق و در ادامه ابراز تمایل برخی دیگر از کشورهای عربی برای ازسرگیری روابط با دولت سوریه از جمله مهمترین تحولات عرصه سیاسی سوریه بوده است که تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌های مختلفی را در ارتباط با این بحران بوجود آورده است. یادداشت حاضر نیز نظر به اهمیت موضوع درصدد است تا این مساله را از زاویه؛ واکنش بشار اسد به برقراری روابط سیاسی با اعراب و نهایتا تاثیر این موضوع بر آینده بحران سوریه و مناقشات منطقه‌ای مورد بررسی قرار دهد.

در کنار اهداف و انگیزه کشورهای عرب برای بهبود روابط سیاسی خود با سوریه، موضوع مهم دیگری که وجود دارد این است که با توجه به سابقه مواضع کشورهایی چون عربستان سعودی، امارات و قطر در حمایت از مخالفان سوریه و تلاش آنها برای سرنگونی شخص بشار اسد، واکنش دولت کنونی سوریه نسبت به بازگشایی سفارت آنها در این کشور چه می‌تواند باشد؟ آیا ذهنیت منفی بشار اسد نسبت به این کشورها می‌تواند به مانعی در برابر این بهبود روابط تبدیل گردد و یا اینکه دلایل و منافع دیگری ممکن است وجود داشته باشد که بشار اسد را به استقبال از این موضوع ترغیب نماید؟ 

به نظر می‌رسد که حداقل به دو دلیل بشار اسد مخالفتی با این موضوع نداشته باشد : 1- بازسازی سوریه پس از جنگ  2-  کسب مشروعیت دولت سوریه در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی.

باید گفت علاوه بر کشته شدن و آواره شدن صدها هزار نفر از مردم سوریه، مهمترین پیامد جنگ در سوریه برجای ماندن حجم عظیمی از خرابی‌ها می‌باشد که آسیب‌هایی جدی به زیرساخت‌های نظامی، صنعتی و شهری این کشور وارد کرده است. آنچه مسلم است این است که بازسازی این حجم از آسیب‌ها و خرابی‌ها قطعا از عهده دولت سوریه به تنهایی خارج است و در این مسیر دولت سوریه به شدت نیازمند کمک و سرمایه گذاری کشورها و سازمان‌های بین‌المللی می‌باشد.

باید توجه داشت همان اندازه که پیروزی در میدان نبرد برای شخص بشار اسد حائز اهمیت بوده است، بطور قطع بازسازی سوریه پس از جنگ و قرار گرفتن این کشور در مسیرعادی کشورداری نیز از اهمیت خاصی برای شخص بشار اسد برخوردار می‌باشد. نگارنده بر این باور است که اهمیت موضوع بازسازی سوریه و ضرورت نیاز به سرمایه گذاری دیگران در این رابطه به اندازه‌ای زیاد می‌باشد که به احتمال فراوان، بشار اسد را در لحاظ کردن ملاحظات سیاسی در ارتباط با کشورهای عربی تا حدود زیادی انعطاف پذیر خواهد کرد. بطوریکه اگرچه ممکن است بشار اسد نتواند چشم خود را بر روی سابقه کشورهایی چون عربستان، امارات و قطر در حمایت از مخالفان خود ببندد اما به احتمال قریب به یقین نیز نمی تواند ثروت و توان سرمایه گذاری این کشورها را در فرآیند بازسازی سوریه نادیده بگیرد. عبور سوریه از دوران جنگ و ورود به مرحله بازسازی اقتصادی و سیاسی فصل جدیدی است که از نگاه دولتمردان کنونی سوریه واجد مختصات و ویژگی‌های متمایزی نسبت به دوره پیش از خود می‌باشد و در این میان همانطور که گفته شد کشورهایی چون عربستان و امارات با توجه به منایع مالی ناشی از فروش نفت و گاز نقش بزرگی در تامین هزینه‌های بازسازی سوریه می‌توانند ایفا کنند و به نظر نمی‌رسد این مساله موضوعی باشد که از دید دولت سوریه و شخص بشار اسد پنهان بماند.

بهره گیری دولت سوریه از تضاد منافع میان کشورهای عربی با بازیگران اصلی حاضر در سوریه همچون ایران و ترکیه به منظور تامین منافع آتی خود یکی دیگر از دلایلی می‌باشد که دولت سوریه را به برقراری رابطه سیاسی با کشورهای عرب تشویق خواهد کرد. ورود سوریه به مرحله بازسازی و جایگزین شدن راه حل‌های سیاسی به جای جنگ می‌تواند پای بازیگران بیشتری را به سوریه باز کند و به نظر می‌آید تضادها و اشتراک منافع میان این بازیگران قادر خواهد بود فرصت مناسبی را برای ایجاد توازن میان آنها و نهایتا تامین منافع سوریه، در اختیار این کشور قرار دهد. به عنوان مثال می‌توان به تضاد میان عربستان و امارات متحده عربی با ترکیه اشاره کرد که دولت سوریه می‌تواند از آن به عنوان عاملی در جهت تاثیرگذاری بر نگاه تهاجمی ترکیه نسبت به خاک سوریه استفاده نماید.

موضوع حائز اهمیت دیگری که در تسهیل از سرگیری روابط کشورهای عربی با سوریه می‌تواند نقش داشته باشد مساله بحران مشروعیتی است که دولت بشار اسد چه در داخل و چه در خارج از کشور با آن مواجه بوده است. باید توجه داشت که بحران هفت ساله سوریه ریشه در بحران مشروعیت دولت بشار اسد دارد. این بحران در بعد داخلی ابتدائا منجر به شکل‌گیری اعتراضات مردمی و در نهایت نیز با ورود داعش و گروه‌های تروریستی، منجر به شکل‌گیری یک جنگ نیابتی میان بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای شد. در بعد خارجی قطع روابط سیاسی کشورهای عرب با سوریه و لغو عضویت این کشور در اتحادیه عرب، منجر به زیرسوال رفتن مشروعیت خارجی دولت سوریه گردیده که با توجه به چنین شرایطی کاملا آشکار است از سرگیری روابط کشورهای عربی با دولت سوریه به عنوان عاملی در جهت بازسازی مشروعیت این کشور و شناسایی وضعیت کنونی سوریه از جانب دیگر کشورها، موضوعی نیست که بشار اسد بخواهد با آن مخالفت نماید.

مساله پایانی چگونگی تاثیر پذیری تحولات آتی سوریه وتنش‌های منطقه‌ای از روند برقراری روابط سیاسی میان سوریه با کشورهای عرب می‌باشد. برخی تحلیلگران با کنار هم قرار دادن اتفاقات رخ داده در منطقه شامل خروج نیروهای آمریکایی از سوریه، بازشدن برخی سفارت‌ها در این کشور، جدی شدن مذاکرات برای پایان دادن به جنگ یمن و همچنین تغییرات صورت گرفته در سیاست داخلی عربستان، از آنها به عنوان نشانه و یا مولفه‌ای تاثیرگذار در کاهش تنش‌ها در خاورمیانه و شکل‌گیری شرایط برای همکاری میان کشورهای منطقه یاد می‌کنند. اما واقعیت این است که اشتراکات و اختلافات میان بازیگران در حوزه ژئوپلیتیک و استراتژیک خاورمیانه به گونه‌ای در هم تنیده و پیجیده است که پیش بینی اینکه آیا در آینده باید شاهد همکاری میان دولت‌های این منطقه باشیم یا برعکس دامنه دار شدن اختلافات بین آنها، کار چندان ساده‌ای نیست. در مورد سوریه نیز  وضع به همین منوال است و نمی‌توان رخدادهای جدیدی که در عرصه سیاسی این کشور اتفاق افتاده است را دلیلی بر پایان تنش‌ها در این کشور در نظر گرفت. بازیگران حاضر در سوریه همزمان هم دارای اشتراک در منافع و هم تضاد منافع هستند و در واقع مجموعه‌ای از این اشتراکات و تضادهاست که به موقعیت کنونی آنها در سوریه نسبت به همدیگر شکل داده است. بطوریکه ممکن است بین دو بازیگر رقیب در بحران سوریه منافعی مشترک و بین دو بازیگر همسو منافعی متضاد وجود داشته باشد، بنابراین آینده سوریه حتی در مرحله سیاسی نیز کاملا بستگی به چگونگی مواجهه بازیگران با منافع خود و دیگران در سوریه خواهد داشت و خیلی نمی توان با اطمینان از برقراری روابط سیاسی کشورهای عربی با دولت سوریه، به عنوان مصداق و یا عاملی در جهت کاهش تنش‌ها در سوریه سخن گفت و چه بسا تحت تاثیر رقابت میان بازیگران حاضر در سوریه، شاهد افزایش تنش‌ها در این کشور و یا حتی گسترانده شدن دامنه این رقابت‌ها به سایر اختلافات میان دولت‌ها نیز باشیم.

واژگان کلیدی:  اهداف، تاثیرات، برقراری روابط سیاسی، کشورهای عربی، سوریه، دمشق

Share