آذر ۱۰, ۱۳۹۹ – ۷:۳۶ ق.ظ |

مریم خالقی نژاد 
تحلیلگر روابط بین الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC –

اکنون که دولت ترامپ در حال خروج از کاخ سفید است، اسرائیل و سایر متحدانش مانند عربستان و کشورهای عربی، متحد اصلی و حامی …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آمریکا, ايران, گزیده ها, مقالات, مقالات تحلیلی

روندشناسی مواجهه رسانه های آمریکایی با مذاکرات هسته ای ایران

نگارش در اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۴ – ۶:۲۹ ق.ظ
روندشناسی مواجهه رسانه های آمریکایی با مذاکرات هسته ای ایران
Share

طهمورث غلامی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد

یکی از موضوعات مورد توجه رسانه های غربی و آمریکایی انعکاس تحولات مربوط به برنامه هسته ای ایران از طریق درج اخبار، تهیه گزارش و نیز انتشار مقاله های تحلیلی است. برخی از این رسانه ها با نگاهی مثبت به مذاکرات هسته ای که در جریان است به انعکاس تحولات مربوط به مسئله هسته ای ایران می پردازند. این دست از رسانه ها تلاش می کنند موضعی نزدیک به موضع دولت اوباما داشته باشند و نگاه مثبت آنها به مذاکرات هسته ای از زاویه و منظر سیاست های کاخ سفید است. رسانه های دیگری نیز وجود دارد که به محافل اسرائیلی و جمهوری خواه نزدیک است و اساسا موضعی منفی نسبت به مذاکرات دارند. در این نوشتار سعی می شود به تحلیلی از روندشناسی این رسانه ها پرداخته شودکه خط مشی های خاصی را دنبال می کنند.

کلیدواژگان: رسانه، مذاکرات هسته ای، ایران، آمریکا

رسانه های که نگاه بدبینانه نسبت به مذاکرات هسته ای ایران دارند چند روند عمده به شرح زیر زیر را دنبال می کنند:

اول، انعکاس تقابل دیدگاه ها میان ایران و آمریکا: موارد زیادی وجود دارد که مواضع اعلامی ایران و آمریکا شبیه هم نیست که این نکته بلافاصله مورد توجه این رسانه ها قرار می گیرد. آنها از این طریق به دنبال آن هستند که دولت اوباما را تحت فشار قرار دهند و او را به خبانت، تلاش برای فریب مردم آمریکا و کوتاه آمدن در مقابل ایران متهم کنند تا از این طریق دولت آمریکا مجبور شود مواضع سخت تری در قبال ایران اتخاذ کند. برای مثال، رهبر ایران اعلام کرد که مذاکرات هسته ای در یک مرحله باید به نتیجه برسد و روز بعد جان کری بیان کرد که اگر تا آخر مارس توافق مرحله اول حاصل نشود مذاکرات ادامه پیدا نمی کند. مشابه این دو دیدگاه مقابل هم به سرعت مورد استقبال این رسانه ها قرار می گیرد. پیشنهاد می شود که موضع گیری های مهم ایران که مقابل دیدگاه های دولت آمریکا است صرفا در مذاکرات محرمانه صورت گیرد تا از این طریق مانع سخت تر شدن موضع اوباما علیه ایران به منظور راضی نگه داشتن محافل جمهوری خواه و یهودی بشویم.

دوم، برجسته کردن چند بعدی بودن تهدید ایران: موارد زیادی وجود دارد که این رسانه ها برای خطر و تهدید نشاندن مسئله هسته و به عبارت دیگر عینی کردن و ملموس کردن تهدید برنامه هسته ای ایران، به نفوذ ایران در لبنان، سوریه، عراق و یمن می پردازند و بحث هسته ای را در کنار این موضوعات و به صورت همزمان مطرح می کنند. امروزه تهدیدات ناشی از وضعیت داخلی عراق و سوریه برای همگان عینی و ملموس است لذا طرح برنامه هسته ایران در کنار این تهدیدات ملموس و عینی می تواند گامی برای عینی و واقعی نشان دادن برنامه هسته ای ایران باشد. پیشنهاد می شود موضع گیری های اعلامی ایران مبنی بر اینکه ایران در عراق و سوریه در حال جنگ با تروریسم است بیشتر شود. زیرا جامعه غرب و آمریکا تروریسم را یک تهدید واقعی می داند که مبارزه با آن را مورد ستایش قرار می دهد. اگر ایران هزینه های را که در مبارزه با تروریسم مطرح و حتی برجسته کند می تواند اقدام مثبتی در رفع ایران هراسی باشد.

سوم، ترسیم مظلومیت از اسرائیل: موارد زیادی وجود دارد که این دست از رسانه ها به گونه ای به چینش اخبار مربوط به برنامه هسته ای ایران می پردازند که اسرائیل بی دفاع در مقابل تهدیدات ایران رها شده است و مسئولیت این امر متوجه دولت اوباما است. این رسانه به انعکاس گسترده سخنان نتانیاهو و حامیان او در داخل آمریکا می پردازند. برای مثال انتقام حزب الله از سارائیل به شدت مورد استقبال این رسانه ها واقع شد و این گونه نشان داده شد که اسرائیل در مقابل تهدیدات ایران آسیب پذیر است و برنامه هسته ای ایران این آسیب پذیری را بیشتر خواهد کرد.

چهارم، حمله همزمان به ایران و دولت آمریکا؛ در بحث هسته ایران این رسانه ها به دنبال این نیستند که ایران یا دولت آمریکا را مقصر به نتیجه نرسیدن مذاکرات جلوه دهند بلکه تلاش می کنند به طور همزمان سیاست های هر دو دولت را نقد کنند. البته جنس نقد و مخالفت آنها با سیاست های کاخ سفید و ایران متفاوت است. آنها از این جهت سیاست های اوباما را نقد می کنند که با دست برداشتن از اعمال فشار بر ایران مسیر ادامه برنامه هسته ای را برای ایران باز گذاشته است و همچنین با سیاست های ایران از این جهت مخالفت می کنند که در راستای دستیابی به یمب هسته ای است. دلیل اصلی در پیش گرفتن چنین رفتاری مقاصد حزبی و سیاسی برخوردن کردن با موضوعات در داخل آمریکا است.

برخی دیگر از رسانه ها هرچند نگاهی مثبت به مذاکرات هسته ای دارند و خواهان حل آن از طریق گفتگو هستند اما باید به این نکته توجه داشت که نگاه مثبت آن ها تابعی از سیاست های دولت باراک اوباما است. به عبارت دیگر رسانه آنها در خدمت سیاست های کاخ سفید است که خواهان توافق هسته ای با ایران است. اگر این نکته را مدنظر داشته باشیم که توافق خوب از نگاه آمریکا و ایران الزاما یکی نیست باید گفت که نگاه مثبت برخی از رسانه های آمریکایی به مذاکرات هسته ای هم الزاما و صددرصد در جهت منافع ملی ایران نیست. از رسانه هایی از این دست روندهای زیر قابل کشف است:

اول، ابزاری تبلیغاتی در خدمت دیپلماسی اوباما: رسانه هایی از این دست تلاش می کنند که به دفاع از دیپلماسی هسته ای اوباما در عرصه داخلی آمریکا و بیرون از آن بپردازند. این رسانه ها نقش اصلی را در نقد جمهوری خواهان و سیاست های نتانیاهو دارند، به گونه ای که آنها توانسته اند موج «نه» به سفر نتانیاهو را در آمریکا ایجاد کنند. همچنین آنها به انعکاس دیدگاه متحدین آمریکا در ارتباط با پرونده هسته ای ایران نیز می پردازند و از این طریق دیپلماسی اوباما را در خارج از آمریکا تقویت می کنند.

دوم، پررنگ کردن نقش و مسئولیت ایران: مشی رسانه هایی از این دست این است که وظایف دشوار را متعلق به ایران می دانند. برای مثال اینکه ایران باید ثابت کند که پرونده هسته ای آن مسالمت آمیز است، ایران باید جامعه جهانی را قانع کند، ایران باید تصمیمات جدی و اساسی بگیرد، هم اکنون نوبت ایران است و… این خط مشی رسانه ای در این جهت است که به زبان عامیانه « توپ را در زمین ایران قرار دهد». طبیعتا پاسخ چنین خط مشی ای این است که هیئت مذاکره کننده ایرانی هنگام مذاکرات و پایان آن از طریق برگزاری نشست های رسانه ای با رسانه های خارجی نهایت استفاده را برای پاسخ به فضای رسانه ای بکنند. هم چنین با توجه به اهمیت رسانه های بین المللی در دنیای بیرون، باید کاری کرد که رسانه های مهم بین المللی در ایران دارای دفتر نمایندگی باشند. این دفاتر نمایندگی هرچند در مواردی ممکن است به تهیه گزارش هایی بپردازند که مطلوب کشور نباشد اما این نفع را دارد که می توان با دعوت از آنها در نشست های مطبوعاتی مقامات مهم، حرف ایران را به گوش افکار عمومی دنیا رساند. سخنان ایران در عرصه بین المللی زمانی شنیده می شود که با رسانه های مهم بین المللی همکاری وجود داشته باشد. رسانه های که که از مزیت برخورداری از دفتر در ایران برخوردار باشند، این قابلیت را دارند که به انعکاس نگاه مقامات ایرانی بپردازند.

سوم، درز دادن خبر و شکل دادن به یک خواست یا انتظار: موارد زیادی وجود دارد که رسانه ها به نقل از منابع موثق که خواهان این بوده اند که نامشان منتشر نشود، خبرهایی در ارتباط با محتوی محرمانه مذاکرات و پیشنهادات هسته ای منتشر می شود. این اقدام چند هدف دارد: اول اینکه به یک سیاست و یا خواست خاص شکل بدهند، دوم اینکه ایده ای را برای بازیگران درگیر در بحث مطرح کنند، سوم اینکه موجب اختلافاتی میان طرف های مذاکره شوند، چهارم اینکه ذهن را از یک موضوع به موضوع دیگر منحرف کنند، پنجم اینکه واکنش رفتاری ایران را مورد سنجش و ارزیابی قرار دهند. با توجه به فایده هایی که این روش دارد، جمهوری اسلامی ایران نیز می تواند از طریق منابعی خواست و تحلیل خود را به عنوان خبر در اختیار رسانه های مهم قرار دهد.

خلق همزمان فضای خوشبینی و بدبینی: رسانه هایی از این دست به منظور انجام جنگ های روانی، ابتدا یک فضای خوشبینانه با نقل خبرهای مثبت از فضای رسانه یک فضای خوشبینانه خلق می کنند که طرف مقابل را تشویق کنند که از این فضای مثبت استفاده کند و نیز متحدان آمریکا را نیز با خود دنبال کنند. هنگامی که تصور می شود عمر فضای خوشبینانه ساختگی رو به اتمام است، به فضای بدبینانه ای شکل می دهند که مقصر آن ایران است. در واقع اگر فضای خوشبینی را ناشی از تعدیل سیاست های آمریکا می دانند فضای بدبینی را ناشی از انعطاف ناپذیری ایران می دانند. ایران هم عکس این سیاست را از طریق رسانه ها می تواند دنبال کند. بدین معنی که فضای خوشبینی را خلق کند و آن را ناشی از از انعطاف های ایران بداند و بعد یک فضای بدبینانه خلق کند و آن را ناشی از سخت بودن مواضع طرف مقابل بداند.

انتقال اطلاعات به رسانه های مختلف و نه یک رسانه واحد: یکی از شگردهای مهم نهادهای وزارت خارجه و امنیتی آمریکا این است که خبرهای مهم بدون ذکر نام را صرفا در اختیار یک یا چند خبرگزاری آمریکا به صورت مداوم قرار نمی دهند. در واقع به منظور تاثیرگذاری درز خبر و نیز امکان اعتماد بیشتر به خبر، آنها تلاش می کنند که خبرهای موثق بدون ذکر نام منبع خبر را در اختیار رسانه های دیگر کشورها مانند الحیات، الجزیره، رویترز و … نیز قرار دهند. این سیاست از یک سو سبب می شود که رسانه های غیرآمریکایی به منظور برخورداری مداوم از امتیاز ویژه درج خبرهای مهم از طرف آمریکا، همواره تلاش کنند که مواضع کاخ سفید را برجسته کنند و به زبانی به آمریکا وابسته شوند و از طرف دیگر امکان اعتماد به خبر بیشتر شود. دیپلمات های جمهوری اسلامی ایران نیز به صورت هوشمندانه باید خبرهای خاصی که احتمال علنی شدن آنها در آنیده نزدیک زیاد است را در اختیار رسانه های خاصی قرار دهند و بدین ترتیب برخی از رسانه را وابسته به امتیاز اعطای خبر توسط خود بکنند.

Share