مرداد ۱۵, ۱۳۹۹ – ۱:۴۹ ب.ظ |

دکتر سید سلمان صفوی
رئیس مرکز بین المللی مطالعات صلح
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

مقدمه:
اخیرا میل ایران و چین برای رابطه راهبردی ۲۵ ساله علنی شده است که در کنار گفتگوهای ایران و روسیه برای …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, گفتگو

رسانه های قطر و عربستان، نقش و تاثیر آن در دگرگونیهای خاورمیانه -گفتگو با دکتر محمد سلطانی‌فر کارشناس و مدیر گروه پژوهش‌های رسانه‌ای مرکز تحقیقات استراتژیک

نگارش در اسفند ۶, ۱۳۹۰ – ۱۱:۱۹ ق.ظ
رسانه های قطر و عربستان، نقش و تاثیر آن در دگرگونیهای خاورمیانه  -گفتگو با دکتر محمد سلطانی‌فر  کارشناس و مدیر گروه پژوهش‌های رسانه‌ای مرکز تحقیقات استراتژیک
Share

فرزاد رمضانی بونش


مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

مقدمه: امروزه شاهد تحولات گسترده ای در عرصه رسانه ها هستیم و در نتیجه انقلاب ارتباطات، نقش رسانه ها در دنیای کنونی برخلاف گذشته بسیار پررنگ شده است. سیاست و دیپلماسی نیز از این تغییرات مصون نبوده و تحولات به وجود آمده هم در دیپلماسی و هم در عرصه رسانه موجب شکل گیری پدیده جدیدی به نام «دیپلماسی رسانه ای» شده است. در این بین در تحولات یک سال گذشته خاورمیانه عملا رسانه های جهان عرب (بویژه قطر و عربستان) نقش مهمی را به عهده داشته اند. در این راستا برای واکاوی بیشتر این عملکرد این رسانه ها به گفتگو یی با دکتر محمد سلطانی‌فر مدیر گروه پژوهش‌های رسانه‌ای مرکز تحقیقات استراتژیک نشسته ایم:

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در یک ساله اخیر رویکرد رسانه ای کشورهایی نظیر قطر و عربستان تا چه حدی در  افزایش پرستیژ ملی، بهبود، ارتقای منافع ملی، تحت تأثیر قرار دادن مخاطبان عرب، القای نظرات سیاسی و به وجود آوردن درک مطلوب از سیاست های خود در بین مردم و مخاطبان خارجی در جهان عرب موفق بوده است؟

باید قبل از هر چیز به گذشته برگشت. از زمانی که الجزیره قطر پا به عرصه رسانه ای جهان عرب گذاشت این امیدواری در بین نخبگان و روشنفکران جهان عرب پدیدار شد که آنان این امکان را خواهند داشت که صدایی  غیر از صدای شیخ نشینان، رهبران و پادشاهان عربی را در عرصه رسانه ها بشنود. این جرقه امیدواری به دلیل آن بود که رویکرد نخست الجزیره به چالش کسیدن برخی از منافع این رهبران و شیوخ بود. در این حال رسانه در بحران هایی نظیر حمله امریکا به افغانستان و عراق بازر شد و جایگاه خاصی را حتی در بین کشورهای مسلمان و عرب پیدا کرد. یعنی الجزیره آرام آرام در حال تبدیل شدن به رسانه ای متفاوت گو و یا در تضاد با منافع رهبران جهان عرب و همچنین امریکا میشد.  در این بین وقتی دیگر رسانه های عربی مانند العربیه هم احساس کرند که رسانه ای مانند الجزیره دارای مخاطب است به گونه ای وارد گود شدند تا به تقلید از الجزیره این مسیر را طی کنند. اما آنچه این رویکرد رسانه ای را برهم زد ورود نظامی عربستان به یمن و اشغال برخی از کشورهای منطقه توسط نیروهای عربستانی (مانند بحرین ) بود که موجب توجه به رویکرد اجبار به سکوت و به حاشیه روی شبکه هایی مانند الجزیره و العربیه (و همچنین دیگر رسانه هایی که آرام آرام در جهان عرب شکل پیدا کرده بودند) شد. این چالش باعث شد تا این رسانه ها دچار مشکلات و تخطئه شود و در نهایت هم فضایی که به آن دامن زده شد شد فضایی دارای انتقاد همراه به سوی رهبران و مقامات عربی نباشد. یعنی مردمی که امیدوارانه برای بیان حقایق یک سال اخیر به سوی الجزیره و العربیه نظر افکنده بودند متوجه این مساله شدند که اگر منافع کلان کشورهای عربی و پادشاهان این کشورها به خطر افتد حتی رسانه ای مانند الجزیره هم مجبور به گذشت از عدالت، صحت و درستی خبر خواهد بود و در نهایت هم به سمت مردم در جهت حفظ منافع و پخش صدای مردم نیست. در کنار این هم هر چند العربیه  قبلا شبکه ای با رویکرد مثبت بود اما اکنون رویکرد حکومتی و منافع پادشاهان عربستان را مد نظر قرار میدهد. بنابراین ما شاهد نمود چهره هایی دوگانه از شبکه هایی مانند الجزیره و العربیه به عنوان رسانه های پیشرو قبلی در جهان عرب بویژه پس از انقلاب ها در مصر و تونس و در جریان تحولات بیداری اسلامی هستیم . در این راستا اکنون آنان تلاش میکنند که شور و هیجان را فضای این انقلاب ها گرفته و  رویکردهای خود را جایگزین کنند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: نقش دیپلماسی رسانه ای قطر در معرفی خود به عنوان بازیگر مهم در صحنه بین‌الملل و میانجی‌گر بین مخالفان و نظام های حاکم، ارائه پیشنهادهای مختلف و مشارکت در اقدام نظامی بین‌المللی در لیبی و اعزام نیروهای سپر جزیره به بحرین و معرفی خود به عنوانی قدرتی مهم تا چه حدی بوده است؟

بعد از لشگرکشی عربستان به یمن و بحرین در بین کشورهای اسلامی این انتظار از قطر و عربستان وجود داشت تا با پوشش درست و عادلانه حقایق از شبکه های این دو کشور بپردازند، اما نقش و کارکرد آنان در این مسیر کاملا تغییر یافت و کشوری مانند قطر در راستای اعمال سیاستهای خود از الجزیره در معرفی خود به عنوان بازیگر مهم در صحنه بین‌الملل و میانجی‌گر بهره برد.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: توان و میزان تاثیرگذاری رسانه ای کشورهای مانند مصر، الجزایر، مغرب، عراق و سودان را در تحولات یک ساله جهان عرب در مقایسه با کشورهایی نظیر قطر و عربستان چگونه ارزیابی می کنید؟

رسانه های مصر بعد از تحولات و دگرگونی ها در این کشور و فروپاشی نظام مبارک جایگاه خوبی را پیدا کرده اند. در این بین این رسانه ها دوباره توانسته اند خود را احیا کرده و به فضای جدیدی در منطقه بیاندیشند. در این حال اینکه رسانه ای کنونی در مصر تا چه اندازه بتوانند امپریالیسم خبری و یا هجمه رسانه ای غربی را به سوی خود مدیریت کنند و یا از آنان دنباله روی کنند ابهام وجود دارد. گذشته از این مصر به دلیل وجود شاخصه های خوب فرهنگی این کشور می توانند نقش مهم و جایگاه معقول و مثبتی در آینده فضای رسانه ای جهان عرب بر عهده داشته باشند. کشورهای دیگر جهان عرب اکنون در وضعیت  وضعیت پایین تری نسبت به قطر، عربستان و مصر به سر میبرند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا میتوان بین رویکرد های رسانه ای دو کشور قطر و عربستان در تحولات و دگرگونیهای یک ساله اخیر منطقه خاورمیانه تفاوتهایی را قائل بود؟

در گذشته می توانستیم بین رویکردهای رسانه ای این دو کشور تفاوتهایی را قائل بود، اما بعد از ورود نیروهای عربستان در بحرین و یمن و دخالت کشورهای حاشیه خلیج فارس در بحرین این فضا و تفاوت خیلی قابل تفکیک نیست. یعنی دل بریدگی  مردم منطقه از قطری ها کاملا مشخص شده است و منافع  نگاه و سیطره عربستان هم بر الجزیره هم کاملا مشخص تر و آشکارتر گشته است. در این بین دو کشور هر چند ممکن است در رویکردهای خرد رسانه ای خود تفاوت هایی داشته باشند اما در منافع کلان رسانه ای همگرا و همسو هستند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: نگاه قدرت های رسانه ای جهان عرب به مسائل و تحولات بحرین در یک سال گذشته چه تاثیری در نگاه بازیگران منطقه ای و جهانی و  نهادهایی مانند اتحادیه عرب، سازمان همکاری اسلامی و شورای امنیت به بحرین داشته است؟

متاسفانه این نقش خیلی کم بوده است. در واقع رسانه های کشورهای عربی از خاستگاه و جایگاه طبیعی خود جدا شده و به جای انعکاس صدای مردم و صدای واقعی آنان به سمت منافع قدرتهای منطقه ای و حکومت های عربی خود رفته اند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: رویکردهای رسانه ای رسانه هایی مانند الجزیره قطر و شبکه العربیه تا چه حدی با رویکردهای رسانه ای امریکایی ها و اروپایی ها نسبت به تحولات خاورمیانه همگرا بوده است؟

در بحران هایی نظیر مصرو  تونس رسانه های قدرتمند عربی و غربی آرام آرام همسو شدند و  شاید به نوعی بتوان گفت در راستای انقلاب های مردمی حرکت کردند، اما بعد از اینکه دیدند نتایج این انقلاب ها و  جنبشها به ضرر کشورهایی مانند قطر و عربستان شکل گرفته است متاسفانه رویکرد رسانه های مهم عربی مانند العربیه و الجزیره دوباره در مسیرهای رسانه ای غربی و فضای سایبر دیپلماسی حرکت کردند نتوانستند جدا از قدرت های بزرگ قد علم کرده و با رویکرد های رسانه ای غربی مخالفت کنند. در سوریه هم رسانه های عربی به شدت فعال شدند و با رویکرد خبری تلاش کرند تا واقعیت را تغییر دهند. یعنی در صورتی که در دنیای امروز خبر سازنده واقعیت است، اما این رسانه ها تلاش کرند تا با انعکاس برخی از اخبار و  عدم انعکاس برخی دیگر از اخبار  به اهداف کشورهای خود بپردازند و در این مسیر نیز کاملا با رسانه های غربی همگرا بودند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: تاکتیک های رسانه‌ای و پوشش خبری وقایع در سوریه توسط قدرت های اصلی رسانه ای در جهان عرب ( قطر و عربستان) تا حد زیادی موجب توجه رسانه ها و افکار عمومی دنیا به سمت تحولات در سوریه شده است؟

تاکیتیک آنان نخست بزرگنمایی، دوم تحریف واقعیتها و حقایق( گفتن بخشی از واقعیت و نگفتن برخی دیگر )، سوم تظاهر به بی طرفی( این رسانه ها تلاش کردند تا به نوعی تظاهر به بی طرفی کنند) است. در تاکتیک دیگری دست به افشاگری و انعکاس برخی از اخبار زدند و در  پروند سوریه به کار بستند. در این راستا باید گفت که این رویکرد رسانه های مهم جهان عرب به سوریه باعث شده است که توجه افکار عمومی و رسانه ای جهانی بیش از هر امری به سوریه معطوف شود. چنانچه امروزه موضع گیریهایی مانند تصمیم گیری های اتحادیه عرب و..برخاسته از انعکاس خبری رسانه ها و  رویکرد خبری قطر و عربستان است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: چشم انداز رویکرد رسانه ای کشورهای قطر و عربستان را با توجه به گسترش شبکه ها و افزایش سرمایه گذاری های این دو کشور چگونه مورد بررسی و تحلیل قرار می دهید ؟

عربستان از دهه 1970 به دنبال این بوده است که با خریدن یونایتد پرس و همچنین سهام برخی دیگر از رسانه ای بزرگ به گسترش قدرت رسانه ای خود بپردازد و اکنون نیز در این راستا گام برمی دارد. در این بین عربستان همیشه در کنار قدرت اقتصادی خود به دنبال قدرت رسانه ای هم بوده است. اما در ارزیابی اینکه این کشور تا چه حدی موفق بوده است باید گفت مثلا نظر نمیرسد این کشور در خرید یونایتد پرس موفق بوده باشد. چرا که بعد از خریده شدن این بنگاه توسط اعراب یونایتدپرس به سوی نابودی و حذف از صحنه رقابتی جهان رسانه ای بدل شده است.

قطر در گذشته سیاست رسانه ای موفقی در بحران های مانند عراق، افغانستان و.. داشته است و حتی در بحران مصر نقش رهبری  رسانه ای غربی و عربی را به عهده گرفت. اما اکنون به خاطر صاحبان رسانه و پول و از واقعیتها گذر کرده، از حالت بی طرفی خارج شده است و به نوعی رویکردهای دو گانه را در موضوع هایی مانند بحرین و سوریه  دنبال میکند. قطر و عربستان به عنوان دو کشور مهم رسانه ای عربی در نگاه به آینده توجه و گسترش قدرت در کشورها اسلامی را مد نظر دارند. چنانچه در افغانستان اکنون خیلی از رسانه ها توسط قدرت های عربی حمایت و هدایت میشوند. همچنین قطر و عربستان فعالیت های خود را به جهان اسلام معطوف کرده و در وهله دوم به کشورهای منطقه و  خاورمیانه توجه کرده اند.

آنچه مشخص است باید گفت در واقع رسانه برای مردم می نویسند و کار می کنند، اما اگر مردم روزی احساس کرده و این خطر را درک کنند که رسانه ها برای آنان سخن نمی گویند و منافع آنان را به قدرت های بزرگ و صاحبان پول و سرمایه فروخته اند قاعدتا از این رسانه ها روی برمی گردانند. چنانچه در تاریخ رسانه ها هم خیلی از رسانه ها در برخود با مردم (وقتی که به منافع مردم توجه نکردند) آرام آرام از شمار مخاطبان و شمارگانشان کاسته شد. امروز هم جایگاه رسانه های عربی اینگونه است. چنانچه به عنوان نمونه العربیه چون جایگاه مردم را با حکومت تغییر داده امروزه خاستگاه و محبوبیت گذشته را ندارد.

Share