مهر ۲۷, ۱۳۹۸ – ۷:۲۶ ق.ظ |

مجتبی روستایی
پژوهشگر و کارشناس مسائل بین الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
 
دیپلماسی که از زمان شکل‌گیری دولت-ملت معنا و مفهوم پیدا کرده، رفته‌رفته به موازات تحولاتی که در عرصه‌های فناوری،اقتصادی، ارتباطی،سیاسی،اجتماعی،و فرهنگی به وقوع …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, تركيه, خاورمیانه, سوریه, گزیده ها, مقالات

دلایل حمله اردوغان به شمال سوریه و بی­ تفاوتی ترامپ

نگارش در مهر ۲۰, ۱۳۹۸ – ۶:۵۴ ق.ظ
Share

حسن کریمی

 دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

 

مقدمه

منطقه شمال شرقی سوریه که شامل استانهای حسکه و بخشهایی از استان رقه، حلب و دیرالزور می­باشد. حدود یک چهارم از خاک سوریه را شامل می­شود و محل سکونت اقوام مختلفی اعم از کرد، عرب، ترکمن، آشوری و مسیحی است. این منطقه به دلیل برخورداری از منابع غنی آب آشامیدنی به واسطه رود فرات، منابع انرژی مثل نفت و بعضا گاز و نهایتا زمینهای مرغوب کشاوری در کشور سوریه شهره خاص و عام است.

عده کثیری از ساکنان این منطقه کردها هستند. اکرادی که از زمان فروپاشی خلافت عثمانی در تقسیم­بندی استعماری جز جغرافیای سوریه شدند و دولتمردان سوری نه تنها بسیاری از آنها را از سر راه برداشتند، بلکه به عده کثیری از بازماندگان نیز شناسنامه ندادند و تا آنجا که توانستند سعی در امحای هویت کردی کردند. اما اکراد این منطقه از دهه 1960م. تاکنون نه تنها برای حفظ هویت خود کوشیدند، بلکه بسیاری از فرماندهان و گریلاهای حزب کارگردان کردستان نیز از کردستان سوریه هستند. نمونه بارز آنها «باهوز اردل» است که سالهاست دستگاه اطلاعاتی ترکیه را مات و مبهوت حرکات گریلایی خود کرده است و حاصل سالها مبارزه او در کوههای قندیل، همان «یگانهای مدافع خلق کرد» موسوم به (ی.پ.گ) در کردستان سوریه است. گروهی که نه تنها موفق شد اعجاب جهانی را برانگیزد، بلکه مساله کرد را در منطقه جنوب غرب آسیا جهانی کرد؛ چرا که تا قبل از حمله داعش کسی نمی­دانست، روژ آوا (شرق کردستان) کجاست؟ باهورز اردل کیست؟ اما شکل ­گیری داعش علیرغم مصیبهایی که برای کردستان داشت، به طور قاطع باید گفت منبع بازتاب فضائی کردستان در جهان سیاست و رقابتهای ژئوپلیتیکی بود. الان همه (از شرق عالم گرفته تا غرب عالم) می­دانند که کردها کیستند و کردستان کجاست؟ دو سئوال اینجا مطرح می­شود اول اینکه چرا که اردوغان این قدر برای حمله به سوریه اصرار دارد؟ سئوال دوم اینکه چرا ترامپ کردها را همچون روسای جمهور سابق آمریکا رها کرد و سومین خیانت را در تاریخ سیاسی ایالات متحده علیه کردها مرتکب شد.

ـ اصرار اردوغان به حمله

رجب طیب اردوغان رئیس جمهوری است که متاثر از هم حزبی خود احمد داوود اوغلو و تئوری او به نام «عمق استراتژیک» در صدد قلمروسازی ژئوپلیتیکی و یا به تعبیری دیگر بازساخت گذشته در آینده است. او بدون اینکه درک درستی از تحولات جهانی داشته باشد فریب موقعیت ژئوپلیتیکی کشورش را خورده است؛ چرا که ترکیه یک کشور معبری است و کشور ـ ملت ترکیه حیات و مماتش وابسته به این موقعیت است. موقعیت ژئوپلیتیکی یک کشور بسیار مهم است، اما همه چیز نیست و یک سیاستمدار کارکشته باید فراتر از آن بیندیشد و درصدد رفع نواقص موقعیت ژئوپلیتیکی کشورش باشد؛ چرا که ترکیه به لحاظ عوامل متغییر ژئوپلیتیکی مشکل دارد و  قلمرو سازی ژئوپلیتیکی آن در سوریه نیز به خاطر همین مساله است. بعد از اینکه در سال 2014م. داعش به وجود آمد. دولت مرکزی سوریه برای اینکه بتواند بهتر با این گروه افراطی مبارزه کند. مناطق شمال و شمال شرقی را در اختیار کردها قرار داد. کاری که از نظر کارشناسان تاکتیکی بود. اما این اقدام فرصت خوبی برای کردها بود. چرا که آنها نه تنها توانستند داعش را به کمک ائتلاف بین ­المللی شکست دهند، بلکه با ایجاد کانتون، یک منطقه خودگردان را در شمال و شمال شرق سوریه تاسیس کنند. این منطقه خودگردان و میزان موفقیت آن در اوج مبارزه با گروه داعش به حدی بود که باعث تعجب همگان شد؛ چرا که نه تنها کردها امنیت را در منطقه خود برقرار کردند، بلکه با نوشتن قانون و به تعبیر خودشان «یاسا» به مدیریت منطقه پرداختند. همین مساله بود که باعث نگرانی ترکها شد؛ چرا که ترکها به شدت نگران بودند که مبادا یک منطقه خودگردان دیگری شبیه به اقلیم کردستان تاسیس شود. این اقلیم کردی که از کانتون جزیره تا کانتون عفرین امتداد داشت باعث شد تا فاصله کردستان با دریای مدیترانه (درد همیشگی کردها)  به کمترین مقدار برسد. همین مساله مایه نگرانی ترکها شد و منجر به دو عملیات سپر فرات در سال 2016م. و عملیات عفرین در سال 2018م. شد.اما عملیات جدید با رمز «چشمه صلح» هم اکنون (اکتبر 2019م.) در جریان است و مکمل حملات قبلی است. هدف اصلی اردوغان و دولتمردان ترک از این حمله می­تواند در دو مقیاس ملی و منطقه ­ای بررسی شود:

1ـ مقیاس ملی

در مقیاس ملی حکومت فعلی ترکیه با چالشهای فروانی مواجه است. میزان گستردگی این چالشها به حدی است که آینده نظام سیاسی حاکم بر این کشور را به خطر انداخته است. اردوغان و هم حزبی هایش در سال 2002م. حاکمیت را در این کشور اوراسیایی با رونق اقتصادی آغاز کردند. اما به مرور زمان بخصوص از سال 2010م. به این سو ترکیه با مشکلاتی مواجه شده است که برای رهایی از این مشکلات درصدد فرافکنی است:

الف ـ تغییر در ساختار سیاسی ترکیه

ترکیه تا قبل از اینکه نظام آن به ریاستی تغییر یابد از سوی کشورهایی غربی از جمله آمریکا به عنوان یک الگوی دمکراتیک برای کشورهای اسلامی منطقه تجویز می­شد، اما تغییر ساختار سیاسی و قبضه کردن قدرت توسط اردوغان و اقدامات افراط­گونه آن باعث شد تا دمکراسی در این کشور با مشکل مواجه شود. امروزه بسیاری از احزاب در ترکیه از تغییر نظام پارلمانی در این کشور به ریاستی بسیار ناخرسند هستند. این ناخرسندی حتی به همفکران اردوغان نیز سرایت کرده است و منجر به جدائی داوود اوغلو، عبدالله گل، علی باباجان و… شده است. اردوغان برای اینکه از میزان این ناخرسندی بکاهد با اقدامات فراملی درصدد همراهی افکار عمومی با خود، به حاشیه راندن رقبا و تثبیت ساختار سیاسی فعلی در ترکیه است.

ب ـ اقتصاد نابسامان ترکیه

اقتصاد ترکیه برخلاف دهه اول حاکمیت حزب عدالت و توسعه که سرشار از رونق بود و ترکیه را در رتبه 17 اقتصاد جهان قرار داد، امروزه روزگار خوشی ندارد. تورم، افزایش بیکاری و کاهش ارزش پول ملی باعث شده است تا از جایگاه مردمی آن کاسته شود. بدون شک همین موقعیت متزلزل باعث شده تا دولت ترکیه برای جبران منابع مالی خود دست به دامان بانک جهانی، صندوق بین ­المللی پول و کشورهای ثروتمند از جمله کشور کوچک قطر و امثال آن شود. از سوی دیگر نیز  رئیس جمهور آمریکا نیز با دست گذاشتن بر روی پاشنه آشیل ترکیه یعنی اقتصاد آن، مدام از نابودی اقتصاد این کشور سخن می­گوید.

ج ـ ترس از قدرت نرم­ فزاری کردها در ترکیه

از سال 2012م. حزب دمکراتیک خلق­ها که ترکیبی از اکراد، چپ­ها و لیبرالها هستند در ترکیه تشکیل و وارد کارزار انتخاباتی شد. این حزب اگرچه مختلط است، اما در ترکیه به نام حزب کردها شناخته می­شود و میزان تاثیرگذاری آن بر فضای سیاسی ترکیه به حدی بوده است که نه تنها در کردستان، بلکه در میان ترکها نیز محبوبیت پیدا کرده است. این اتفاق باعث شد تا از یک سو کردهایی که تا دیروز «گرگ کوهستان» بودند، در پارلمان و قانونگذاری موثر واقع شوند، نقشی تعیین­ کننده در ائتلافها داشته باشند، در انتخابات شهرداری­ها بالغ بر 100 شهر را مدیریت کنند، در کلان­شهر استانبول در پیروزی «امام اوغلو» موثر واقع شوند و نهایتا بسیاری از طرفداران حزب حاکم عدالت و توسعه به سمت آن گرایش یابند و از همه اینها مهمتر برای همگان ثابت شود که دولت ترکیه هیچ علاقه­ ای به حل مساله دمکراتیک کردها در این کشور ندارد. لذا حمله به شمال و شمال شرق سوریه و به کشتن دادن سربازان ترک می­تواند کینه دیرینه کرد و ترک را احیا نموده و باعث تنفر مردم ترکیه از کردهای آن کشور و حزب آنها شود.

2 ـ مقیاس منطقه­ ای

در مقیاس منطقه­ ای نیز می­توان گفت که ترکیه بنا به دلایل زیر به دنبال حمله به شمال شرقی سوریه و اکراد این منطقه است:

الف ـ جلوگیری از تداوم کانتونهای کردی و اضمحلال آنها

بدون شک کانتونهایی که در کردستان سوریه مدیریت می­کنند بنا بر گزارش برخی منابع کردی و عربی به اندازه­ای عملکرد آنها خوب بوده است که توانسته رضایت اکثر ساکنان منطقه از کردها گرفته تا ترکها، عربها، آشوریها و مسیحیها را بدست آورد. در این مناطق خودگردان تنها کردها مدیریت نمی­کنند، بلکه اقوام دیگر نیز هستند و مدیریت در آنها همگانی است. اگرچه در برخی از نقاط کردها به واسطه ترس از نفوذ دولت سوریه، داعش و بعضا جاسوسان ترک، خود در راس مدیریت قرار دارند، اما کردها تا آنجا که امکان داشت سعی کردند همه در مدیریت منطقه نقش داشته باشند. همین مساله همگرائی میان اقوام و مذاهب در مدیریت منطقه مایه نگرانی ترکیه در زمینه تداوم منطقه خودگردان شمال سوریه شده است.

ب ـ منطقه خودگردان مکانی برای همگرانی بیشتر میان باکور (شمال کردستان) و روژئآوا (شرق کردستان).

 نگاهی به بافت جمعیتی کردستان سوریه و کردستان ترکیه از آن حکایت دارد که نه تنها به لحاظ زبانی و فرهنگی بسیار شبیه­تر از بقیه نقاط کردستان هستند، بلکه به لحاظ ایدئولوژیکی نیز به یک ایدئولوژی تعلق دارند و همه وامدار رهبر دربند خود «عبدالله اوجلان» هستند و تمام آنچه که در «روژآوا و باکور» روی می­دهد به افکار اوجلان بر می­گردد. در سالهایی که اوجلان با حکومت ترکیه درگیر بود، سوریه به واسطه منازعه ژئوپلیتیکی بر سر «آب فرات» و «استان اسکندرون (هاتای)» به مکانی برای مبارزه اوجلان با ترکیه تبدیل شده بود و عده زیادی از اکراد سوری گریلای اوجلان بودند. امروزه نیز یگانهای مدافع خلق کرد متاثر از رهبران قندیل یعنی «مراد کارایلان، جمیل بایک، فرهاد کالکان، باهوز اردل و صوفی نورالدین» از شاگردان اوجلان هستند. لذا تثبیت این منطقه کردی یعنی تثبیت پایگاه دائمی برای تبلیغ فرهنگ کردی و مبارزه برای رهایی باکور کردستان (کردستان ترکیه) از سلطه دولتمردان ترک است.

ج ـ تثبیت منطقه خودگردان و کاستن از میزان اتکای کردستان عراق به ترکیه.

کردستان عراق نیز همچون کردستان سوریه سرشار از منابع آب، نفت، کشاورزی مرغوب و مناطق توریستی و گردشگری است. این منطقه به دریای آزاد راه ندارد و نیازمند به کشورهای همجوار از جمله ترکیه است. ترکیه کریدور اصلی صدور نفت و گاز کردستان به خارج است. در واقع همین تنگنای ژئوپلیتیکی باعث شد تا کردها به واسطه اختلافی که با دولت مرکزی عراق بر سر نفت و بودجه داشتند برای همیشه وابسته به ترکیه باشند و ترکیه هر طور که خواسته با کردها رفتار کرده است، حداکثر این بدرفتاری ترکها با اکراد اقلیم کردستان، منزوی کردن ژئوپلیتیکی کردستان در جریان رفراندوم 2017م. و حداقل آن نفوذ ژئوپلیتیکی در عمق 20 کیلومتری خاک کردستان عراق به بهانه مبارزه با حزب کارگران کردستان است. اگر منطقه خودگردان کردی در شمال سوریه تثبیت بشود می­تواند از میزان اتکای اقلیم کردستان به ترکیه بکاهد و دولتمردان اقلیم با همکاری منطقه خودگردان کردی در روژآوا و دولت سوریه که میانه خوبی به لحاظ تاریخی با ترکیه ندارد اقدام به ارتباط با دریای آزاد یا همان مدیترانه نمایند، مساله­ای که دور از دسترس نمی­باشد و عایدات آن می­تواند نه تنها منجر به رونق دو بخش کردستان، بلکه منجر به رونق اقتصادی دولت سوریه نیز بشود.

د ـ تغییر در بافت جمعیتی شمال شرق سوریه

یکی دیگر از اهداف ترکیه در شمال شرق سوریه، تغییر در بافت جمعیتی این منطقه و از حداکثر انداختن اقلیت کرد در این بخش از سوریه است. ترکیه با این حمله درصدد آن است تا پس از تسلط بر عمق 30 کیلومتری سوریه و به تعبیر خود آنها ایجاد منطقه امن، حدود 3.5 میلیون آواره سوری را که عمدتا عرب هستند در آنجا اسکان دهد. اگر چنین اتفاقی رخ دهد معنی جز تغییر بافت جمعیتی شمال شرق سوریه نمی­تواند داشته باشد. اگرچه مقامات ترک بارها اعلام کرده­اند که درصدد تغییر بافت جمعیتی نیستند، اما بدون شک یکی از اهداف استراتژیک آنها در شمال سوریه همین مساله و به حداقل رساندن کردها است؛ مساله­ای که شکست آن بیشتر از موفقیت آن است؛ چرا که به مرور زمان اعراب ساکن در این منطقه در صورت برقراری ثبات در سوریه به مکان اصلی سکونت خود باز خواهند گشت.

و ـ به قدرت رساندن اخوان­ المسلمین در سوریه و چرخش سیاست خارجی آن به سمت ترکیه

ترکیه با اشغال­گری به دنبال آن است تا در تدوین قانون اساسی آینده سوریه نقش موثری داشته باشد و از سوی دیگر عناصر وابسته به خود که عمدتا اخوان­ المسلمین هستند را در این کشور عربی حداقل به یک جایگاه مهم سیاسی و تاثیرگذار در سیاست آن برساند؛ چرا که به قدرت رسیدن اخوان یعنی چرخش سیاست خارجی آن کشور به سمت ترکیه و کاهش نقش ایران و عربستان در این کشور عربی است. این اقدام ترکیه بیشتر در راستای به حداقل رساندن نقش ایران در سوریه و کاستن از قدرت منطقه ­ای آن است. زیرا در شرایط فعلی مهمترین رقیب ترکیه در شرق مدیترانه حکومت تهران است.

ـ بی­ تفاوتی پرزیدنت ترامپ نسبت به کردها

اقدام آمریکا در خروج از شمال سوریه، از نظر صاحب نظران به عنوان سومین خیانت تاریخی این کشور قدرتمند به کردها قلمداد شده است. دو مورد قبلی آن یکی در سال 1975م. و در جریان شورش موسوم به «شورش ایلول» علیه حکومت بعث عراق بود. که با ملاقات شاه ایران و صدام حسین در الجزایر و قرارداد آن، آمریکا پشت کردها را خالی کرد و دیگری در هزاره سوم و در جریان رفراندوم 2017م. بود. زمانی از هنری کسینجر پرسیدند برای چه کردها را در سال 1975م. رها کردید و از آنها حمایت نکردید. او در جواب می­گوید: «شما عملیات سری را با ماموریت مبلغان مسیحی اشتباه گرفتید» و یا در نقل قول دیگری از کسینجر آمده است: «که با کردها پیمان ببند، اگر آنها چیزی به دست آوردند به آنها بده، اگر چیزی بدست نیاوردند به درک.» امروز از آقای ترامپ می­پرسند چرا شما کردها را رها کردید. در جواب می­گوید که «کردها در جنگ دوم جهانی و در عملیات نرماندی از ما حمایت نکردند»، اگرچه او می­گوید که ما کردها را دوست داریم و هرازچندگاهی از طریق توئیت، ترکیه را تهدید می­کند که اگر پا را از گلیم فراتر بگذارد اقتصادش را نابود می­کند. این حرف رئیس جمهوری است که تنها پول برایش مهم است و برتری اقتصاد آمریکا. تحلیل در مورد خروج آمریکا از شمال سوریه بسیار سخت است؛ چرا که اولا شخصیت آقای ترامپ غیرقابل پیش ­بینی است. در ثانی خبر دقیقی در مورد بسته پیشنهادی اردوغان به ترامپ در دسترس نیست. اما هر دلیلی که داشته باشد، بی ­ربط به اقتصاد و پول نمی­تواند باشد. در ارتباط با خروج آقای ترامپ، سوای منافع ملی، دو نکته که عمدتا جنبه داخلی دارند بیشتر به چشم می­آید. یکی به ماجرای «اوکراین گیت» بر می­گردد. مساله ­ای که باعث شده است تا مجلس نمایندگان آمریکا او را به علت «سوءاستفاده از قدرت»، تهدید به «استیضاح» نماید. ترامپ با درک این مساله که نظامیان و زندگی آنها جایگاه مهمی در افکار عمومی آمریکا دارد، درصدد است تا با خارج کردن نظامیان در سوریه گذشته از افزودن به محبوبیت خود، اندکی نیز از فشار افکار عمومی به واسطه ماجرای «اوکراین گیت» بکاهد. در ثانی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در پیش است ترامپ در دوره قبل با وعده تزریق ثروت به آمریکا و ایجاد اشتغال بر سر کار آمد. در این زمینه نیز به نسبت خوب عمل کرد. به گونه ­ای که میزان بیکاری در آمریکا هم اکنون به پائین­ترین میزان خود در چند سال اخیر رسیده است. بنابراین شاید در بسته پیشنهادی اردوغان به او مساله پول در میان باشد. به این معنا که ترکیه بتواند با اندکی پیشرفت در خاک سوریه و رعایت خطوط قرمز آمریکا، از ایران و روسیه فاصله گرفته و ضمن نزدیک شدن به آمریکا بتواند به هواپیماهای اف ـ 35 دسترسی پیدا کند.

نتیجه­ گیری:

منطقه شمال و شمال شرقی سوریه که محل سکونت اکراد و منطقه خودگردان آنهاست، به واسطه خروج نیروهایی آمریکایی و حمله ترکیه به آن توجه محافل جهانی و بین ­المللی را به خود جلب کرده است. ترکیه که از دو سال قبل تاکنون نسبت به حمله به این منطقه هشدار می­داد و به قول خود درصدد نابودی کریدور ترور در مرزهای جنوبی خود است، بالاخره تهدید خود را با خروج نیروهای آمریکایی عملی کرد و با عملیات موسوم به چشمه صلح به شمال سوریه حمله کرد. هدف اردوغان از این حمله در مقیاس ملی به واسطه ساختار نابسامان سیاسی، وضع بد اقتصادی و ترس از قدرت نرم­ افزاری کردها بود. اما در مقیاس منطقه ­ای نیز عواملی همچون جلوگیری از تداوم کانتونهای کردی و اضمحلال آنها، نقش منطقه خودگردان در همگرانی بیشتر میان باکور (شمال کردستان) و روژئآوا (شرق کردستان)،تثبیت این منطقه خودگردان و نقش آن در کاستن از میزان اتکای کردستان عراق به ترکیه، تغییر در بافت جمعیتی شمال شرق سوریه و نهایتا به قدرت رساندن اخوان­المسلمین در سوریه در حمله ترکیه دخیل بودند. اما آنچه که برای کارشناسان و ناظران منطقه­ای جای تعجب بود، خروج غیرمنتظره آمریکا و عدم حمایت آنان از اکراد در برابر حملات ترکها بود که از آن به نام سومین خیانت تاریخی آمریکا به کردها تعبیر می­شود. تحلیل در مورد اینکه چرا آمریکا نسبت به کردها بی­ تفاوتی کرد، کار بسیار سختی است؛ چرا که اولا پیش بینی آقای ترامپ کار سختی است. در ثانی هیچ خبری از بسته پیشنهادی اردوغان به ترامپ در دسترس نیست. اما هرچه هست به مساله اقتصاد بر می­گردد. در هر حال باید منتظر ماند و دید که در آینده چه اتفاقی می­افتد. آیا خیانت دیگری در پرونده آمریکا علیه کردها ثبت می­شود؟ یا اینکه نه و آقای ترامپ با یک تصمیم عجیب و غریب مثلا ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر شمال سوریه همه را شوکه خواهد کرد.

واژگان کلیدی: دلایل، حمله اردوغان،شمال سوریه، بی­تفاوتی ترامپ، کردستان سوریه،

،حسن کریمی

Share