خرداد ۲۹, ۱۳۹۷ – ۷:۲۵ ب.ظ |

اژدر پیری سارمانلو
کارشناس ارشد روابط بین الملل، سردبیر و تحلیلگر سیاسی 
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
درست مدت زمان کوتاهی بعد از ملاقات بین رجب طیب اردوغان و دولت باغچه‌لی بود که رئیس حزب عدالت و …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خلیج فارس, عربستان, مقالات, مقالات تحلیلی

خریدهای تسلیحاتی عربستان سعودی و الگوی موازنه سازی درونگرا

نگارش در اسفند ۶, ۱۳۹۱ – ۶:۴۱ ق.ظ
خریدهای تسلیحاتی عربستان سعودی و الگوی موازنه سازی درونگرا
Share

کامران کرمی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد

عربستان سعودی در سال‌های اخیر از جمله بزرگترین کشورهای خریدار تسلیحات در جهان محسوب می‌شود. سه گروه اصلی از سیستم‌های تسلیحاتی، شامل هواپیماهای رزمی، سیستم‌های فرماندهی و کنترل و سیستم‌های پیشرفته پدافند هوایی و موشکی مورد توجه عربستان می باشد که عمده این تسلیحات از آمریکا و سپس انگلیس خریداری شده که در طی یک بازده زمانی بیست ساله تحویل سعودی ها داده می شود. در این مقاله در پی پاسخ به این پرسش هستیم که روند افزایشی خریدهای تسلیحاتی عربستان با چه منطق و دلایلی انجام می شود؟ نویسنده با ذکر چهار متغیر مستقل که از روایی و همپوشی برخوردار می باشند، سعی نموده تا روند این خریدها را در چارچوب الگوی موازنه سازی درونگرا که مبتنی بر امنیت سازی داخلی و موازنه سازی منطقه ای است تبیین و علت یابی کند.

کلیدواژه ها: عربستان سعودی، خریدهای تسلیحاتی، موازنه سازی درونگرا، امنیت سازی داخلی، توازن سازی منطقه ای

تحلیل رخداد

مسئله خرید تسلیحات پیشرفته بخصوص از نوع هوایی از جمله مباحثی است که بخصوص از زمان جنگ دوم خلیج فارس و حمله عراق به کویت و مداخله نیروهای ائتلاف، در دستور کار سیاسی تصمیم گیرندگان سعودی قرار گرفته است. عمده این تسلیحات از ایالات متحده خریداری شده و در مراتب بعدی و در درجات ضعیفتر از بریتانیا، آلمان، روسیه و سوئد خریداری و وارد می گردد. دلیلی که باعث گردیده تا سعودی ها به عنوان یکی از واردکنندگان عمده سلاح در جهان تبدیل شوند عواملی است که عمدتاً به مسئله تأمین امنیت داخلی و موازنه سازی منطقه ای در قالب الگوی موازنه سازی درونگرا بر می گردد که در درون این منطق، مواردی چون تداوم هژمونیک بر شبه جزیره عربی، مبارزه با القاعده در مرز یمن، تأمین امنیت داخلی و تقویت ضعف های عمق استراتژیک بخصوص در مراکز نفتی (دمام و ظهران) در استان شرقی و مراکز عمده تجاری و مذهبی در جده و مکه بر می گردد که به تحلیل روندی این عوامل خواهیم پرداخت.

الگوی موازنه سازی درونگرا

عربستان سعودی همانند دیگر کشورها تلاش می کند تا قدرت نسبی خود را افزایش داده و به حداکثر ممکن برساند. چرا که قدرت بیشتر ، ضریب امنیت ملی را ارتقا و افزایش می دهد. این منطق انگیزه های قوی و و قدرتمندی را برای کشورها ایجاد می کند تا به توازن بخشی و موازنه سازی بپردازند. در چارچوب موازنه سازی درونگرا، دولت ها با اتکای به تواناییهای ملی خود و به صورت یکجانبه درصدد افزایش قدرت و موازنه سازی بر می آیند. بنابراین عربستان تلاش می کند تا با بهره گیری از این الگو، امنیت سازی داخلی و موازنه سازی منطقه ای را تحکیم بخشد.

1- امنیت سازی داخلی

امنیت سازی به عنوان راهبردی استراتژیک که در آن مسئله بقای کشور مطرح می گردد، همواره دغدغه دولت ها بوده و بخصوص در کشورهای خاورمیانه که مراحل توسعه سیاسی از ضعف های نهادی برخوردار می باشد از اهمیت دو چندانی برخوردار می باشد. مسئله تأمین امنیت خاندان پادشاهی، نفت، مهار خیزش های اعتراضی و آسیب پذیری های استراتژیک و امنیت مرزها از جمله مهمترین مواردی است که موجب گردیده تا امنیت سازی به عنوان یک ضرورت برای دولت سعودی تلقی شود و بخشی از خریدهای تسلیحاتی با این منطق خریداری شود.

1-1- امنیت پادشاهی و مهار جنبش های اعتراضی 

هر چند مسئله تأمین امنیت داخلی به عنوان یک امر ضروری برای هستی دولت ها برخوردار می باشد، اما این مسئله در کشورهایی چون عربستان سعودی به دلیل برخورداری از شکاف های متراکم و مسئله نوسازی و تجدد از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. مسأله تأمین امنیت داخلی در چند عامل خود را نشان می دهد: اول ضعف های عربستان در داشتن یک ارتش کارآمد که بتواند زنجیره ی امنیتی و دفاعی مناسبی را با توجه به گستردگی سرزمینی تشکیل دهد. مسئله دوم تأمین امنیت خانواده و پادشاهی آل سعود باشد و مسئله سوم مهار کننده یا بازدارنده دگرگونی های اعتراضی در دروم مرزهای سعودی باشد. در واقع برخورداری از یک سیستم دفاعی- امنیتی قوی در کنار قدرت سیاسی و اقتصادی عربستان می تواند به عنوان یک برگ برنده در محیط پیرامونی نیز عمل نماید. این مسأله بخصوص در تردیدهای عربستان از حمایت های آمریکا از تخت و تاج آل سهود در زمانه بحران های داخلی و منطقه ای نیز به شدت رواج پیدا نموده و مقامات تصمیم گیرنده را به فکر خریدهای کلان تسلیحاتی انداخته است.

1-2- تقویت ضعف های آسیب پذیری استراتژیک

دولتمردان سعودی همواره پس از استقلال و بخصوص با وقوع تحولاتی چون انقلاب اسلامی ایران و جنگ های اول، دوم و سوم خلیج فارس، نگرانی هایی را از بابت ضعف های عمق استراتژیک داشته اند. از آنجا که مراکز عمده اقتصادی و نفتی عربستان در شرق این کشور و در ساحل خلیج فارس قرار گرفته اند، مسئله حمله به تأسیسات نفتی به عنوان یکی از نگرانی های امنیتی عربستان که می تواند ثبات و رونق اقتصادی را برهم زده و بحران را جایگزین آن نماید، همواره دغدغه ای استراتژیک بوده است. بخصوص که فرودگاههای اصلی و عمده عربستان نیز در دو سوی شرق و غرب این کشور قرار گرفته اند. همچنین مراکز عمده مذهبی و تجاری عربستان در مکه، مدینه و جده در غرب این کشور و در ساحل دریای سرخ نگرانی دیگری است که باعث گردیده تا این مراکز از عمق استراتژیک کمتری برخوردار بوده و در صورت حمله خارجی یا تغییر شرایط می تواند لطمات جبران ناپذیری را به امنیت و اقتصاد عربستان وارد نماید. بنابراین برخلاف شهر ریاض (مرکز سیاسی کشور) که از عمق بسیار بالایی برخوردار بوده، دیگر مراکز اقتصادی، تجاری و مذهبی عربستان نیازمند برخورداری از سیستم های امنیتی و پدافندی هوشمند می باشند. بنابراین این نگرانی عمده در سالهای اخیر خود را به شکل پایگاه های نظامی و شهرک های نظامی همچون ملک خالد در استان شرقی نشان داده و روند تقویت این سامانه ها رو به رشد می باشد. بنابراین بخش عمده ای از این خریدهای تسلیحاتی با این نگرانی خریداری می گردد.

2- الگوی موازنه سازی منطقه ای

توازن سازی منطقه ای یکی از الگوهایی است که همواره عربستان در طول دوران بازیگری منطقه ای خود به آن اهتمام ویژه ای داشته است و با استفاده از الگوهای موازنه سازی درونگرا  و برونگرا سعی نموده تا ضمن تثبیت موازنه منطقه ای، مانع جدی ای بر سر حرکت های تجدیدنظرطلبانه باشد. از آنجا که در دوره اخیر عربستان سعی نموده تا به نوعی از زیر چتر وابستگی به آمریکا خود را رها بخشد و متحد قابلی هم در منطقه برای خود نمی بیند، سعی می نماید تا با الگوی موازنه سازی درونگرا و تکیه بر داشته های خود نوعی توازن سازی را در محیط پیرامونی خود ایجاد نماید. بنابراین در این چارچوب تداوم هژمونیک بر شبه جزیره عربی و مبارزه با نیروهای ضد ثبات مانند القاعده در دستور کار آل سعود قرار می گیرد.

2-1-  تداوم هژمونیک بر شبه جزیره عربی

شبه جزیره عربی همواره از نگاه مقامات سعودی به عنوان هسته اصلی محیط پیرامونی عربستان که می تواند ثبات یا بحران را موجب گردد، نگریسته می شود و از این حیث تأمین کننده یا برهم زننده امنیت و منافع عربستان خواهد بود. از سوی دیگر  این منطقه نوعی همسویی قومی، مذهبی و قبیله ای را برای عربستان در پی دارد که می تواند محیط همپوشانی را برای آل سعود شکل دهد و تداوم بخش سنت های پادشاهی باشد. مسئله سوم هم به شورای همکاری خلیج فارس بر می گردد که سعودی ها خود را رهبر و هدایت کننده این شورا تلقی کرده و سعی می نمایند تا همچنان هژمونی خود را بر این شورا به عنوان اصلی ترین رکن شبه جزیره عربی حفظ و بسط دهند. بنابراین تصمیم گیرندگان سعودی با خریدهای تسلیحاتی می خواهند تا در کنار قدرت سیاسی و رهبری خود، مزیت های اقتصادی و نقش تصمیم گیرنده اصلی، در بعد دیگر یعنی نظامی هم به عنوان یک قدرت برتر عمل نموده و اعضای شورا را به تبعیت از نگرش های خود راغب سازند.

2-2-  مبارزه با القاعده در مرز یمن

مسئله القاعده امروزه به عنوان یک معضل امنیتی برای سعودی ها عمل نموده و بخصوص بعد از اینکه آل سعود مرز خود را با سلفیون جهادی روشن نمود، این امر از دید جهادیون به عنوان اعلان جنگ از سوی مقامات عربستان تلقی گردید و آنها در فتواهای خود جنگ با آل سعود را به عنوان یک مسأله مهم اعلام نموده اند. بنابراین در برهه ای جنگ با القاعده در عراق و اکنون ریشه کنی القاعده در یمن در دستو کار زمامداران و تصمیم گیرندگان دفاعی و امنیتی عربستان را در پی داشته است. هر چند مرزهای یمن و عربستان به عنوان نمونه ای از مرزهایی که هنوز مراحل تحدید را طی نکرده، همواره به عنوان منبه تهدید و ناآرامی برای عربستان عمل نموده، اما این مبارزه می تواند برای عربستان مزیت هایی را در پی داشته باشد. مسئله اول مبارزه با شیعیان حوثی در شمال یمن و در مرز با نجران و جازان در جنوب عربستان. مسئله دوم ترغیب مقامات آمریکایی به دادن تسلیحات پیشرفته و سیستم های امنیتی در جنگ با تروریسم. بنابراین مسئله مبارزه با القاعده یمن امری است که باعث گردیده تا عربستان به هدفهای خود نزدیک شده و به توجیه خریدهای تسلیحاتی بپردازند.

دورنمای رخداد

در این مقاله به علت یابی خریدهای تسلیحاتی عربستان پرداختیم و با تبیین متغیرهای مستقل تلاش گردید تا زوایای آشکارتری از خریدهای تسلیحاتی سعودی مطمح نظر قرار گیرد. عربستان سعودی همواره از سه جهت نگرانی های عمده ای داشته و بخصوص در سالهای اخیر در نگرانی سطح سوم یعنی حمایت آمریکا از عربستان دچار تغییر نگاه و تحول استراتژی گردیده است. در واقه سه نگرانی داخلی، منطقه ای و بین المللی مبنی بر اتحاد با ایالات متحده باعث گردیده تا عربستان به خریدهای تسلیحاتی کلان مبادرت ورزد. تأمین امنیت داخلی و موازنه سازی منطقه ای و تداوم هژمونیک بر شبه جزیره عربی می تواند به نوعی عربستان را آسوده خاطر سازد که در صورت گسست در همکاریهای امنیتی- نظامی با ایالات متحده می توان نوعی الگوی موازنه سازی درونگرا را با تکیه بر پشتوانه های داخلی ایجاد نمود. دستاورد مقاله این است که مقامات سعودی سعی می نمایند تا با خریدهای تسلیحاتی سنگین، ضمن تأمین امنیت داخلی و موازنه سازی منطقه ای، خود را از از وابستگی های دفاعی و امنیتی در قالب اتحاد با نیروهای فرامنطقه ای بیرون کشیده و رویکرد موازنه سازی درونگرا را در پیش بگیرند که هر چند در موفقیت آن تردیدهایی وجود دارد، اما زمانی این تغییر نگاه و تحول استراتژی موفقیت زا خواهد بود که مقامات سعودی رویکرد همگرایانه ای را بخصوص در مجموعه امنیتی خلیج فارس در پیش گیرند که مبتنی بر همکاری های امنیتی و دفاعی درون منطقه ای باشد.

Share