مهر ۲۳, ۱۳۹۷ – ۷:۵۵ ق.ظ |

تحلیلگر حوزه افغانستان
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

انتخابات پارلمانی افغانستان با تاخیری چند ساله در هفته آینده برگزار می شود. در این بین برای بررسی ویژگی ها و مشخصات دور کنونی انتخابات پارلمانی افغانستان  و …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, ايران, خاورمیانه, خلیج فارس, مقالات

حکمرانی سیاسی و بکارگیری دیپلماسی آب

نگارش در شهریور ۳۱, ۱۳۹۷ – ۴:۲۷ ب.ظ
Share

 ماندانا کریمی

پژوهشگر جامعه شناسی سیاسی

مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

اگر نگاهی تاریخچه پیدایش دولت ها بیندازیم متوجه می شویم که رابطه ای تنگاتنگ و جدایی ناپذیری بین آب و حکمرانی سیاسی در ایران وجود دارد. دولت هایی در دوران باستان در ایران شکل گرفتند را می توان به «دولت های آبیاری» لقب داد. چرا که به علت کمبود آب و جغرافیای خشکِ ایران، کنترل و تسلط بر آب به منزله اقتدار و اعمال قدرت بود. کسانی مانند ویتفوگل نیز به این امر اشاره داشته  است. او در کتاب مشهورش به نام “استبدادِ شرقی” اشاره می کند که دولت هایی که در شرق به وجود آمدند مبتنی بر کنترل منابع آب بودند. چرا که آب منبعی کمیاب بود و تنها در اختیار دولت بود. کنترل بر آب منشاء استبداد دولت ها بود. به عبارتی می توان گفت حکمرانی آب منجر به حکمرانی سیاسی شده است.

مسئله بحران آب خود یک مسئله سیاسی و اجتماعی است که با مسئله کمبود متفاوت است. چرا که کمبود آب به بحث تغییرات اقلیم و خشکسالی اشاره دارد و مسئله ای به قدمت تاریخ سرزمین ایران است. از دیرباز مردمان این سرزمین با مدیریت و حکمرانی خود با کمبود آب دست و پنجه نرم کردند و چاره ای برای آن جستند. یکی از این چاره ها ابداع قنات بود که ایرانیان به عنوان مبدع آن شناخته شده اند. ابداع قنات باعث شد تا مردمان این سرزمین بر سختی های طبیعت رام نشده فائق آیند و نیازهای خود به آب را برطرف کنند.

امروزه کشور ما علاوه بر مسئله کمبود آب ما با  مسئله بحران آب نیز رو به رو هست. مسئله ای که به مدیریت و حکمرانی منابع آب اشاره دارد و در نتیجه مدیریت و دخالت انسان در طبیعت شکل گرفته است.  حکمرانی آب یک مسئله سیاسی، اجتماعی و زیست محیطی است که در دو سطح خرد و کلان می توان به آن پرداخت. سطح خرد بر حکمرانی آب در داخل کشور تمرکز دارد و سطح کلان مربوط به حکمرانی آب در ارتباط با سایر کشورهای همسایه است.

در سطح خرد می توان گفت: حکمرانی آب در کشور ایران در دوره های قبل و بعد از انقلاب  با الهام گیری از تفکر فن سالار و ابزار محور که به دنبال بکارگیری تکنولوژی در راستای تسلط بر طبیعت و کنترل آن می باشد پیامدهایی جبران ناپذیری برای محیط زیست به همراه داشته است. یورگن هابرماس جامعه شناس مکتب انتقادی معتقد است علوم اثباتی یا فنی به دنبال تسلط و کنترل انسان بر طبیعت می باشد. او بیان می کند بهره گیری از تکنولوژی در راستای رفع نیازهای انسان منجر به تخریب محیط زیست می شود. «سد سازی» یکی از مثال های بارزی است که نشان از حاکمیت تفکر فن سالار حاکم بر برنامه های توسعه در ایران می باشد. اغلب از پدیده «سد سازی» به عنوان عنصر توسعه، سازندگی یاد می شود. عنصری که منجر به کمبود آب و تغییرات زیست محیطی  متعددی در مسیر رودخانه و زیستگاه‌های پیرامون آن می‌شود. امروزه مسئله کمبود آب(خشکسالی و تغییر اقلیم) و بحران آب(حکمرانی آب) منجر به نارضایتی عمومی شده است. این امر به ویژه در شهرهای کوچک و شهرهایی نمود بیشتری دارد که یکی از خشک‌ترین مناطق جهان بوده‌اند(از جمله؛ اصفهان، خوزستان، برازجان، چهارمحال و بختیاری و. . .). و این مسئله امنیت ملی را به خطر می اندازد.

اما در سطح کلان، منابع آب در منطقه خشک خاورمیانه اهمیت استراتژیک همراه داشته است. ایران و کشورهای همسایه آن حوضه های آبریز فرامرزی مشترک بسیاری دارند، مانند: حوضه آبریز رودخانه فرامرزی ارس (بین ایران، ترکیه، ارمنستان و آذربایجان)، اترک (بین ایران و ترکمنستان)، اروند (شط العرب، بین ایران و عراق)، هیرمند و هریرود (بین ایران و افغانستان) و سایر رودخانه های مرزی مشترک. منابع آب منطقه خاورمیانه منجر به تنش آبی بین کشورهای منطقه از جمله؛ عراق، سوریه، ترکیه و ایران شده است. سدسازی کشور ترکیه در حوزه آبریز دجله در راستای پروژه گاپ پیامدهایی را برای کشورهای عراق و ایران داشته است. از جمله: تولید ریزگردها در سطح کشور عراق و انتقال آن به مرزهای غربی ایران، انقراض گونه های نادر جانوران دریایی، کمبودِ آب تالاب هورالعضیم در ایران. همچنین در این راستا کشورهای عراق و سوریه با مشکل خشکسالی و بیکاری کشاورزان روبه روهستند. کشور سوریه بر سر بهره برداری منابع آب دجله با کشور ترکیه در تنش است.  ایران در سمت شرق با سدسازی کشور افغانستان در هیرمند روبه رو هست که مانع از جریان آب به سمت سیستان و بلوچستان می شود. همچنین ساخت سد سلما در هریرود نیز منجر به کم آبی را در شرق کشور خواهد شد.

می توان گفت امروزه کشورهای منطقه خاورمیانه هر چند چنین ادعایی ندارند اما از مسائل هیدروپولتیک به عنوان اهرم فشار سیاسی جهت اعمال قدرت بهره می برند. در این راستا بکارگیری دیپلماسی آب می تواند ابزاری کارآمد در جهت کاهش تنش بین کشورهای منطقه باشد.

واژگان کلیدی: حکمرانی سیاسی، بکارگیری، دیپلماسی آب، کمبود آب

Share