مهر ۲۴, ۱۳۹۸ – ۷:۵۵ ق.ظ |

فاطمه خادم شیرازی
پژوهشگر و مدرس دانشگاه علمی کاربردی
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
 
جنگ  ترکیه در شمال سوریه ، برای نابودی نیروهای سوریه دموکراتیک که عمدتاً کرد هستند موج جدیدی را در جهان ایجاد کرد. …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آسیای جنوبی, آمریکا, اروپا, خاورمیانه, گزیده ها, مقالات

جنگ ارزشهای دموکراتیک و بنیادگرا

نگارش در مرداد ۱۸, ۱۳۹۸ – ۹:۱۰ ق.ظ
Share

عبدالحمید نورزایی

پژوهشگر ارشد افغان

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

جنگ ارزشهای دموکراتیک:

چند سال قبل مناظره ای بسیار جالب بین یک کشیش مسیحی و یک خدا ناباور دیدم، کشیش تلاش میکرد با ان آتوریته خاص مذهبی و خدامحورانه خود ان فرد را به نوبت به بهشت و جهنم ارجاع دهد و او را از عواقب باورهای خود بترساند، اما آن فرد با یک مثال بسیار گیرا و جالب آنچه که کشیش رشته کرده بود پنبه کرد. خدا ناباور گفت که آن ارباب شما را نمیخواهم و دوست ندارم با اسباب بازیهایی که شما با آن بازی میکنید بازی کنم!!!

بسیار راحت گفت که (نمیخواهم و دوست) ندارم، نه کسی به جانش متعرض شد و نه کسی او را به دادگاه کشاند. مثال فوق نشان میدهد که ارزشهای دموکراتیک چقدر در جوامع غربی محترم است و اندیشه و باورهای فردی در زندگی خصوصی افراد قابل اعمال است ، حال تصور کنید که کسی همین سخن را در سودان و یا افغانستان میزد، اگر دولت او را تحت ﭘیگرد به اتهام ارتداد و توهین به مقدسات قرار نمی داد، حتما مورد حمله خدا باوران قرار میگرفت ….این واکنشها مختص کشورهای اسلامی ومسلمانان نیست، بلکه در کشورهای غیر مسلمان مانند هند نیز چنین واکنشهای خصمانه ای وجود دارد. چنآنچه بر خلاف آیین و باورهای آنها صحبت کنید و یا عمل کنید تبدیل به یک قربانی از طرف عابدین مخلص خواهید شد.  

نوع بشر همواره عابدی مخلص برای معبودان خویش بوده است و در این راه بارها تلاش کرده است تا علاوه بر حفاظت از ارزشها و باورهای خود آنها را اشاعه دهد و ﭘیروان مخلص تر و بیشتری را برای معبود خویش فراهم کند.

مراکزی چون معبد، کلیسا، مسجد،کنیسه و… پایگاه چنین ماموریتهایی هستند و در برابر اینها اینترنت، دانشگاه، رسانه و… قرار دارند که نقشی بسیار فراتر از آنها دارد و علاوه بر به چالش طلبیدن ان ﭘایگاهای اصیل و کهن نوع بشر گفتمآن های تازه ای را در جهت نفی آنها و غالب کردن ارزشهای جدید در کالبد انسانی دارد.  دانشمندانی چون پروتاگوراس ؛ سارتر؛ روسو و منتسکیو و…نه تنها به باورهای آنها تاخته اند، بلکه سعی در تعدیل و کنترل قدرت آنها کرده اند. جالب است که بدانید تا ۱۹۰۵سال  ما همچنان تقابل کلیسا و جمهوری را در فرانسه داشتیم تا اینکه جمهوری و کلیسا بر سر لایسته به توافق رسیدند.

حتی امروز هم در حکومتهای دموکراتیک و مدرن جهان خون مذهب و دین در کالبد حکومتها به صورت نامحسوس جریان دارد. مسیحیان ارتدکس تحت ﭘوشش دموکراسی و آزادیهای عمومی و بشری به تطبیق اهداف خود می ﭘردازند و در رویکردهای آنها نوعی برتری بینی دینی و برتری جویی موج میزند. همواره عابدین معبودها بر سر باورهای خود با عابدان دیگر در جنگ و مشاجره بودند چون یهود با مسیحیت؛ مسیحیت با اسلام؛ بودیزم با اسلام ……….

قبلا این جنگها و مشاجرات بین دولتها و کشورهای مشخص بود و در قالب جنگهای مذهبی و خدمت به معبود معنا ﭘیدا میکرد. مانند جنگهای صلیبی اما امروزه متاسفانه ﭘس از هزاران سال هنوز جنگهای مذهبی و دینی رنگ نباخته است بلکه به شکل جدیدی با شدت و حدت تمام شعله های آن زبانه میکشد.

دیگر یک حاکم به نام خدای مسیح و خدای محمد(ص) و یا بودا با ﭘشتوانه ملی به جنگ خارجی نمی شتابد، بلکه امروز این جنگها به داخل کشورها کشیده شده است. برادر با برادر و همسایه با همسایه و ﭘدر با ﭘسر در تقابل اندیشه با یکدیگر قرار دارند. آن یک بر ارزشهای انسان محور و مدرن تاکید دارد و این یکی برحفظ ارزشهای سنتی و باورهای خدا محورانه خود تاکید می ورزد. از لباس تا غذا و تا نوع رفتار نشان دهنده تبلیغ یک باور است. باوری که به حتم در کشورهای جهان با واکنش های مختلف و گاها خشن مخالفان روبرو میشود. زیرا نمی توانند سقوط و افول تابوهای خویش را تحمل کنند. به جرات میتوان گفت که تقابل سنت و مدرنیته نیز نشات گرفته از تقابل امیال و باورهای انسان است. زیرا آن یک قدمتی ۴ هزار ساله دارد و این یک قدمتی ۵۰۰ ساله اما ﭘرسش اصلی این است که چگونه متوان به این خصم و خشم انباشته شده ﭘایان داد و حداقل خشونت آن را رقیق کرد و از حالت عملیاتی خارج کرد .

قطعا این سوال بسیار مهمی است که باید در مورد آن کتابها نگاشت وبه ابعاد مختلف ان ﭘرداخت، اما دراینجا نگارنده در تلاش است فقط به یک بعد آن بﭘردازد و ان را با وجود محدودیتها واکاوی کند. نگارنده سالهاست که به بحران بنیاد گرایی اسلامی و تقابل آن با حوزه های مختلف جهان وطنی میپردازد و در نظر دارد تا در این نوشتار کوتاه فقط به دموکراتیزه کردن باورهای بشر بپردازد.

یک راهب تبتی درمعبد شامبالا همانقدر خود را مُحق میداند که یک بودیست تایلندی در معبد حقیقت خود را ذوب شده در حقیقت میداند. یک یهودی که درکنار  دیوار ندبه مشغول عبادت است با یک مسلمان که در مسجدی در ناوه هلمند است هر دو ادعای حقیقت و بر حق بودن را دارند و یا آن مسیحی که در صومعه ی پانونهالمای مجارستان و  ان هندو که در معبد سومنات گجرات هند است نیز چنین ادعاهای روشنی دارند. هزاران سال است که نوع بشر با چنین اندیشه هایی زندگی کرده است و برای گسترش و دفاع از آن از گرانبهاترین متاع خود (جان) نیز عبور کرده است. پس از هزاران سال حاکمیت ارزشهای مقدس جوامع دینی اکنون این اندیشه ها در چالشی بسیار جدی و تقابلی  آشکار با اندیشه هایی چون سکولاریزم؛ لایئسته؛ هومانیسم؛ لیبرالیسم و… هستند. دیگر کسی برای خلاصی از آفات نباتی مانند ملخ به هیچ یک از ارگآنهای مذهبی و دینی مراجعه نمی کند بلکه به سموم کشاورزی شرکت بایر متوسل میشود. و یا برای درمان گشادی دریچه قلب به هیچ معبد و مسجد و کنیسه ای مراجعه نمی کند، بلکه نزد پزشک متخصص میرود

دیگر در کپنهاگن برای وضع قوانین جدید به متن مقدس انجیل و ارای کشیشها مراجعه نمیکنند، بلکه به آرای عموم و نظرات متخصصین امر توجه ویژه دارند. به جرات میتوان گفت که در بسیاری از کشورها محوریت دین و کلیسا و مسجد و معبد و کنیسه دیگر زنده نیست، اما در این شکی نیست که در برخی از کشورهای دیگر این نهادها حرف اول و آخر را میزنند و به عنوان پایگاه پویا و اصلی مردم وحکومت دارای نقش محوری در سیاست و اجتماع و اقتصاد هستند.

 ارزشهای خلق شده در جوامع غربی  در برابر ارزشهای موجود و تاریخی جوامع دینی صف آرایی کرده اند و از طریق اینترنت؛ دانشگاه؛ رسانه و.. به طرف جوامع دینی و سنتی شرقی هجوم آورده اند. در برابر این هجوم گسترده کشورها و جوامع دینی نیز تلاش کرده اند به دو گونه با این اقدامات مقابله کنند. مقابله نرم مانند عربستان سعودی که دهها مرکز دینی و مسجد در اروپا احداث کرد و پروژه اسلامی سازی اروپا را شروع کرد و برخی دیگر نیز با فیلترینگ اینترنت؛ کتاب؛ رسانه و…تلاش کردند که جوامع خود را مصون نگه دارند و در راه اسلامی سازی علوم انسانی گام برداشتند.

اما گروه دیگری از کشورها علاوه به مقابله نرم مقابله سخت را نیز در پیش گرفتند و با عناوینی مانند مقابله با نفوذ و تطهیر اجتماع اقدام به زندانی کردن و حتی اعدام طرفداران ارزشهای غربی نمودند و با برچسبهای مانند غرب زده و ملحد سعی در پاکسازی جامعه دینی خود نمودند. اوج این پاکسازی اکنون در برمه در جریان است و بودایی ها به صورت سیستمیک اقدام به پاکسازی مسلمانان میکنند و یا در چین یک میلیون مسلمان و صدها هزار کودک در اردوگاهای اجباری (زندان) نگه داری میشوند و حکومت چین به صورت سازمان یافته در تلاش است تا اندیشه های آنها و باورهای آنها را پاکسازی کند.

 در افغانستان نیز هر یک از طرفداران ارزشهای غربی و ارزشهای سنتی و اسلامی با یکدیگر در تقابل سرخ هستند. اما جالب تر آنکه در پاکستان دختران مسیحی توسط برخی از مسلمآنها دزدیده میشوند و به اجبار به عقد آنها در می آیند تا از گسترش مسیحیت جلوگیری شود. در ایتالیا؛ آلمان؛ فرانسه؛ انگلیس و امریکا که مروجان هومانیسم و حقوق بشر شناخته میشوند جریآنهای راست افراطی مسیحی بشدت مشغول اسلام هراسی هستند و اسلام را تهدید درجه یک برای جوامع خود محسوب میکنند. در آلمان با صلیبهای سیاه رژه میروند و در نیوزیلند مساجد آنها با خون فرش میشود و در امریکا به دختران محجبه در خیابآنها تعرض میشود.   به راستی نقطه پایان این تقابلهای خونین و غمگین نوع بشر کجاست؟

کشورهای جهان اول که ادعای حفاظت از ارزشهای دموکراتیک را دارند ارزشهای هومانیستی و انسان مدار را در همان جوامع در خطر میبینند. به عنوان مثال خانم ایلهان عمر نماینده کنگره امریکا به دلیل اینکه مسلمان محجبه ای است از طرف عده ای بیشمار از مردم امریکا مورد حمله های نژاد پرستانه قرار میگیرد و به او میگویند که به سومالی برگرد و یا در یونان پناهندگان مسیحی و ایزدی اخراج نمیشوند، اما پناهندگان مسلمان اخراج میشوند و یا در کمپهای پناهندگان سوری در لبنان ، ترکیه و اردن ایزدیها و مسیحیان شانس به مراتب بیشتری برای اسکان در کشورهای غربی دارند.

در کشورهای اسلامی که ذکر آنها شد نیز ارزشهای اسلامی دچار خود باختگی انقلاب سیاه درونی شده اند مرزهای مشخصی توسط برخی از حکومتها بین مسلمان شیعه و مسلمان سنی ترسیم شده است و تبعیض آشکاری از طرف حکومتها صورت میگیرد. هیچگاه پیامبر اسلام چنین خطوطی را ترسیم نکردند و همه را از تبعیض بر حذر داشتند. اما امروز در برخی از کشورهای مسلمان حتی خون یکدیگر را مباح میشمارند و ارزشهای اصیل را بازیچه منافع گروهی و جمعیتی کرده اند و یا حکومتی که بر اساس ارزشهای دموکراتیک و ارای عمومی (محمد مرسی) در مصر تشکیل شده است و مبلغ گفتمان اسلام سیاسی است توسط دیگرکشورهای محافظه کار مسلمان ساقط میشود و از کودتا چیان حمایت میکنند.

 اگر در گوشه از دنیا در کشوری مردم به نظام اسلامی و یا به نظام پادشاهی رای دادند همانقدر قابل احترام است که آرای صندوق رای در سویس و انگلیس قابل احترام  وفصل الخطاب است . اگر مردمی در یک کشور بر اثر انتخابات ازاد به نظام پادشاهی رای دادند در گوشه ای دیگر از دنیا حکومتی نباید ان مردم و آن نظام پادشاهی را تحریم کند و یا آنها را به زیر پا گزاشتن اصول دموکراسی و لیبرالیسم متهم کنند. زیرا حکومت پادشاهی موجود از صندوق آرا بیرون آمده است خوب یا بد نتیجه خواست و اراده مردم ان کشور است. پس در نتیجه نقطه ی پایان تقابل ارزشها فقط احترام به اراده عموم و ارای ملتهاست. نباید حکومتی قصد دیکته کردن ارزشهای خودرا به ملتی دیگر داشته باشد. زیرا ارزشهای هر ملتی مختص ان ملت است و فقط میتوان ارزشهای انسانی و حقوق بشری مانند آزادی بیان  و آزادی انتخاب را جهان وطنی نامید. همچنین اینکه با پولهای مالیات دهندگان غربی و یا با پولهای باد اورده نظامهای نفتی شرقی یکدیگر در تلاش برای دیکته کردن ارزشهای هم باشند، دست اوردی جز نفرت نخواهد داشت.

 نفرت یک مسلمان معتقد از یک غربگرا در هلمند و نفرت یک غربی از یک مسلمان در اوهایو نتیجه نادیده گرفتن اراده آزاد نوع بشر و حق انتخاب اوست . یک انسان باید در یک نظام دموکراتیک اراده آزاد خود را چه در زمینه باورها و چه در زمینه امور شخصی و چه در انتخاب حکومت اعمال کند. او باید رها از هر قید و بندی باشد و رسانه ها و حکومتها باید نفرت پراکنی و اعمال نظر و دیکته کردن باورها ونظرات و ارزشهای خود را متوقف کنند و تمام انرژی وتلاش خود را بر گفتمان حقوق بشر متمرکز کنند تا دیگر نفرت ریشه کن شود.

 اگر امروز در تمام افغانستان انتخابات آزاد مبتنی برمعیارهای بین المللی صورت گیرد و مردم این کشور به نظام طالبانی رای دهند دیگر کشورها و جوامع نباید نظام منتخب مردم را بایکوت کنند و یا تحریم نمایند. بلکه نظام منتخب نتیجه اعمال اراده آزاد و دموکراتیک ملت است و باید آن ملت را همراهی کنند ودر عین حال ازحقوق اپوزیسیون حمایت کنند. تغییر ارزش و خلق ارزشهای دموکراتیک با بمب و موشک و تحریم امکان پذیر نیست بلکه با گفتگو واحترام به اراده آزاد یک ارزش خلق میشود و رشد میکند. اگر یک رای در امریکا هویتی دموکراتیک و آزاد دارد همان هویت و همان احترام باید برای چنین رایی در دیگر جوامع به رسمیت شناخته شود. اعمال اراده ازاد جمعی  باید جانشین اعمال زور شود. آن وقت است که ما شاهد پایان تقابل ارزش ها خواهیم بود.

    واژگان کلیدی: جنگ، ارزش، دموکراتیک ، بنیادگرا، اسلام، مسیحی

Share