شهریور ۲۹, ۱۳۹۹ – ۳:۳۲ ق.ظ |

– کارشناس یوراسیا

مرکز بین المللی مطالعات صلح-  IPSC
دریای مدیترانه یکی از مناطق کلیدی راهبردی از دیر باز نقش مهمی در بزرگترین تحولات بین المللی ، رقابت ها و جنگ های جهانی داشته است. مجاورت دریای …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آمریکا, ايران, گفتگو

جایگاه و منافع ایران در آینده دیپلماسی انرژی امریکا -گفتگو با سید غلامحسین حسنتاش

نگارش در مهر ۱۶, ۱۳۹۲ – ۲:۱۱ ق.ظ
جایگاه و منافع ایران در آینده دیپلماسی انرژی امریکا  -گفتگو با سید غلامحسین حسنتاش
Share

مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

بهره گیری از دیپلماسی انرژی، جدا از افزایش توانایی در عرصه منطقه ای و بین المللی  زمینه لازم برای کاهش محدودیتهای بین المللی علیه هر کشوری را فراهم میسازد و به افزایش قدرت ملی کشور کمک شایانی میکند. در این حال با توجه به تکنولوژی های نوین تولید انرژی در امریکا وجود ذخایر نفت و گاز در امریکا و افزایش برداشت ها و همچنین رویکرد دیپلماسی انرژی این کشور برای بررسی نقش نفت و گاز در آینده سیاسی دیپلماسی انرژی آن و تاثیرات گوناگون امنیتی اقتصادی و سیاسی آن بر منافع ملی ایران به سراغ گفتگویی با سید غلامحسین حسنتاش کارشناس انرژی کشورمان رفته ایم:

 واژگان کلیدی: استراتژی نفتی امریکا ، دیپلماسی انرژی امریکا، اهداف دیپلماسی انرژی امریکا ،  تکنولوژی های نوین تولید انرژی در امریکا ،دیپلماسی انرژی امریکا و جایگاه ایران، تاثیر دیپلماسی انرژی امریکا بر ایران

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: جایگاه ایران در دیپلماسی انرژی امریکا چیست؟

حداقل در شرایط تحریم، شواهد نشان می‌دهد که امریکایی‌ها بدنبال حذف کامل ایران از بازار جهانی نفت و گاز هستند. اما من فکر می‌کنم اگر فشارهای تحریم قدری کاهش یابد مواضع اروپایی‌ها لزوما با امریکایی‌ها یکسان نیست. اروپایی‌ها به متنوع‌سازی مبادی تامین گاز خود نیاز دارند. همانطور که قبلا اشاره کردم در مسائل انرژی اشتراک منافع کامل میان امریکا با اروپا از یک سو و امریکا با چین و هند و ژاپن و کره‌جنوبی، از سوی دیگر وجود ندارد و از این مسئله می‌توان استفاده کرد.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: دیپلماسی انرژی امریکا چه پیامدهایی بر روی منافع ملی و اقتصادی ایران داشته است ؟

حرکت آمریکا به سمت قطع وابستگی از نفت و گاز خاورمیانه و خلیج‌ فارس می ‌تواند برای سایر کشورهای منطقه و خصوصا عربستان‌ سعودی نیز نگران‌کننده باشد و همین امر می‌تواند عامل نزدیکی روابط ایران با این کشورها شود. با گرفتن بهانه‌ها از امریکا و کم کردن فشار تحریم‌ها، شاید بتوان فرصت‌هایی را در همکاری انرژی با اروپا و نیز با کشورهای منطقه فراهم کرد که تا حدودی سیاست‌های بلندمدت امریکا را تحت‌الشعاع قرار دهد. مثلا اگر قرار باشد در فعالیت‌های هسته‌ای تغییر رویه‌ای ایجاد شود و باب همکاری‌هایی با غرب گشوده شود این همکاری‌ها می‌تواند در غالب یک بسته همکاری جامع انرژی با اروپا باشد که ما در مقابل دادن امتیازاتی در بحث هسته‌ای امتیازاتی را در  بازار گاز اروپا بدست آوریم و این نوع همکاری در عین حال اثبات خواهد نمود که ما به نیروی هسته‌ای تنها از منظر تامین انرژی و امنیت انرژی نگاه می‌کنیم و هرگونه توافقی در این زمینه را هم با همین رویکرد دنبال می‌کنیم، این رویکرد ضمن گرفتن بهانه از امریکا می‌تواند فرصت‌هایی را برای ما ایجاد کند که سیاست‌های بلند مدت انرژی امریکا را تا حدی خنثی کند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا افزایش ظرفیت تولید نفت امریکا پیامد های منفی ای بر استراتژی نفتی ایران و کاهش وابستگی به نفت ایران در سطح بین المللی خواهد داشت؟

طبیعتا همینطور است، هم اکنون تقریبا یک قطره از نفتی که تنگه هرمز عبور می‌کند به مقصد امریکا نمی‌رود و بیش از هشتاد درصد آن به آسیای شرقی و مقداری به اروپا و افریقا می‌رود، البته امریکایی‌ها هنوز به نفت منطقه خاورمیانه وابستگی دارند، اما نفتی که عمدتا در دریای سرخ (نفت عربستان)  یا مدیترانه (نفت عراق) بارگیری می‌شود. و به هرحال افزایش تولید نفت به هر میزان،  بازار ما را محدودتر می‌کند و رقابت را بیشتر می‌کند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: دیپلماسی انرژی امریکا در  رابطه با اوپک و کشورهای صادرکننده گاز را چگونه مورد ارزیابی قرار می دهید؟

متاسفانه واقعیت این است که اوپک سال هاست که دیگر چندان سازمان تاثیرگذاری در سیستم جهانی انرژی نیست و حتی بازار جهانی نفت نیست. در شرایطی که امریکا و کشورهای صنتی کل انرژی را یک سیستم می‌بینند و برای آن راهبردهای بلند مدت دارند، اوپک به نفت محدود است و استراتژی بلندمدت هم ندارد و همگرایی لازم هم میان اعضاء اوپک برای ایجاد تحول درونی و رسیدن به استراتژی وجود ندارد و لذا من فکر نمی‌کنم که امریکا خیلی نگران اوپک باشد. ضمن اینکه تاثیرگذارترین عضو اوپک یعنی عربستان‌سعودی نیز تا کنون در راستای منافع امریکایی‌ها و کشورهای مصرف‌کننده حرکت کرده است. در مورد مجمع کشورهای صادرکننده گاز یا  GECF نیز کم و بیش همین مسئله مطرح است و علاوه بر این گاز طبیعی برخلاف نفت‌خام هنوز  فاقد یک بازار یک‌پارچه جهانی است و در آنجا هم دبیرخانه مجمع در دوحه قطر است که کشوری است که در جهت سیاست‌های ایالات ‌متحده حرکت می‌کند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: به نگاه شما مهمترین راهکارهای ایران برای کاستن از هر گونه پیامد منفی استراتژی نفتی امریکا چه راهبردها و رویکردهایی است؟

ایران چه از نظر اقتصاد و توسعه داخلی و برای احتراز از پدیده نفرین منابع و بیماری ‌هلندی که مانع توسعه می‌شود، و چه از نظر امنیت ملی، باید اقتصاد خود را متنوع کند و وابستگی خود به صادرات نفت را کاهش دهد.  نفوذ و حضور در بازار گاز اروپا و سهم گرفتن در آن بازار و  استفاده از موقعیت ژئوپلتیکی کشور برای  تبدیل شدن به یک هاب انرژی نیز می‌تواند در این راستا مهم باشد.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آینده جایگاه دیپلماسی انرژی امریکا در جهان و نسبت آن با منافع سیاسی و اقتصادی کشور ما را چگونه تحلیل می کنید؟

همانطور که از پاسخ سئوالات قبلی مشخص می‌شود، مسائل انرژی موتور محرکه بسیاری از  تحولات سیاسی جهان است و من قویا توصیه می‌کنم که دست‌اندرکاران سیاست ‌خارجی و دیپلماسی کشور باید مسائل انرژی و نفت و گاز را خوب بشناسند و تحولات آن را بدقت دنبال کنند. امریکا به تنهایی حدود 24 تا 25 درصد یا یک چهارم انرژی جهان را تولید می‌کند و اگر خودکفا شود یعنی همین مقدار را هم تولید خواهد کرد، چنین کشوری طبعا در راهبردها و سیاست‌های انرژی جهان بسیار تعیین کننده است بعلاوه اینکه امریکا در آژانس بین‌المللی انرژی که کشورهای OECD عضو آن هستند و تنظیم کننده سیاست‌های کشورهای صنعتی است، بیشترین رای و تاثیرگذاری را دارد و در بسیاری از کشورهای عمده تولیدکننده نفت و گاز هم نفوذ  دارد و این کشورها در جهت منویات او حرکت می‌کنند و بر شاهراه‌های عبور نفت و بخشی از گاز هم کنترل دارد. به نظر من اقتصاد امریکا یک اقتصاد متکی بر سلطه است و بدون سلطه از رقبای اقتصادی‌اش عقب می‌افتد و در کنار حاکمیت دلار بر اقتصاد جهان و بسیاری از ابزارهای دیگر، سیاست‌های انرژی و اهرم نفت نیز یکی از مهمترین ابزارهای سلطه امریکاست. بازهم توجه می‌دهم که با تحقق سیاست خودکفایی انرژی امریکا، امکان آتش‌افروزی این کشور در شمال آفریقا و خاورمیانه افزایش می‌یابد و شاید در شرایطی امریکا بدش نیاید که با چنین آتش‌افروزی به اقتصاد رقبای عمده‌اش شوک وارد کند و نرخ رشد اقتصادی چین و دیگران را کُند نماید. عدم همراهی اخیر انگلستان با ایالات ‌متحده در مسئله تهدید نظامی سوریه، در این رابطه بسیار قابل تامل و بی سابقه است. 

 

گفتگو از: فرزاد رمضانی بونش

Share