مهر ۲۴, ۱۴۰۰ – ۶:۰۸ ق.ظ |

مریم خالقی نژاد
تحلیلگر روابط بین الملل و مسائل منطقه ای
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC
پنجمین انتخابات پارلمانی به عنوان اولین انتخابات زودهنگام عراق در تاریخ دهم اکتبر روز یکشنبه برگزار گردید در این انتخابات …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خلیج فارس, مقالات, مقالات تحلیلی

تقابل گفتمان اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی: تبیین بیانات مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران

نگارش در بهمن ۱۶, ۱۳۹۰ – ۱۱:۱۳ ب.ظ
تقابل گفتمان اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی:  تبیین بیانات مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران
Share

نجمیه پوراسمعیلی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

گفتمان یک نظام معنایی است که نه تنها فرایندهای اجتماعی را شکل می دهد، بلکه نقش اساسی در ایجاد و تقویت باورهای اجتماعی دارد. گفتمان به نقش معنادار کردارها و رویه های اجتماعی در زندگی سیاسی اشاره دارد که از طریق آن نوع خاصی از کنش و عمل سیاسی ممکن می شود. بر این مبنا باید گفت که گفتمان، شبکه هایی از معانی است که نه تنها رفتار افراد و واحدهای انسانی را در یک جامعه شکل می دهد بلکه انسانها به وسیله ی آن هویت خود را تعریف می کنند. فرد بر اساس گفتمان رایج و غالب در جامعه ی خود، نه تنها کیستی خود را تعریف می کند، بلکه از طریق آن، آنچه را که به عنوان هدف یا اهداف تعریف می شود و باید توسط فرد دنبال گردد را نیز تعیین می کند. به عبارت کوتاه تر گفتمان این امکان را به فرد می دهد که بگوید کیست و چه می خواهد.

علاوه بر نقشی که گفتمان در تعریف خواسته های افراد انسانی یک جامعه دارد، گفتمان امکان شناخت واقعیات دنیای بیرون را نیز به انسان می دهد. فرد تنها از طریق گفتمان قادر به شناخت و فهم جهان است. به عبارت دیگر، فرد از چشم انداز گفتمان غالب، به جهان نگاه می کند و بر اساس اصول گفتمانی خود به شناخت واقعیات بیرونی می پردازد. فرد بر اساس شناختی که از واقعیات و از طریق گفتمان به دست می آورد به ارزیابی و نتیجه گیری درباره ی واقعیات دنیای بیرون می پردازد و از این طریق آنچه را که ناسازگار با گفتمان خود بداند نمی پذیرد.

نکته دیگر در رابطه با مباحث گفتمان شناسی، بحث تنازع و رقابت گفتمان ها با همدیگر برای رسیدن به هژمونی است. ممکن است در یک جامعه، همواره گفتمان های متعددی وجود داشته باشد و آن گفتمان ها برای رسیدن به موقعیت برتر در جامعه با همدیگر وارد یک رقابت پایدار شوند. گفتمانی که به موقعیت غالب برسد، بدین معنا است که آن گفتمان است که معنا را تعیین می کند، واقعیت را می سازد، تفسیر می کند، شکل می دهد، مشخص می کند که چه چیزی صحیح و چه چیزی غلط است و در نهایت اینکه دنیا را باید چگونه دید. مزایایی که از محل غلبه یک گفتمان بر جامعه ای برای متولیان آن گفتمان به دست می آید باعث می شود که هر گفتمانی تلاش کند که به موقعیت غالب دست یابد و از این طریق از آن مزایا بهره مند گردد.

تحولات خاورمیانه و تقابل دو گفتمان اسلام خواهی و دموکراسی مبتنی بر سکولاریسم

با شروع تحولات کشورهای عربی، اولین سؤالی که مطرح شد این بود که سمت و سوی این تحولات به کدام جهت است، یا به عبارت دیگر چه گفتمان یا نظام معنایی مردم جوامع عرب را به شورش علیه حاکمان خود وا داشته است؟ مردم معترض و شورشی بر اساس چه گفتمانی هویت خود را تعریف می کنند و بر مبنای همان گفتمان خواسته ها و مطالبات آنها چیست؟ کدام نظام معنایی و فکری مردم دنیای عرب را به این شناخت رساند که وضع موجود در جامعه ی آنها وضع نامطلوبی است و باید تلاش کرد که به وضع مطلوب رسید؟ به عبارتی سؤال اساسی این بود که چه گفتمانی شناخت نامطلوب بودن وضع موجود را شکل داد؟

در پاسخ به این سؤالات دو پاسخ متفاوت مطرح شد. عده ای معتقد بودند که گفتمان حاکم بر تحولات کشورهای عربی گفتمان دموکراسی خواهی به شکل غربی است. بر این مبنا، آنچه که مردم جوامعه عربی را به حرکت درآورده است وجود نظام های معنایی مانند دموکراسی و سکولاریسم است. بر مبنای این نگرش، مردم معترض و مخالف دنیای عرب وضع موجود را به دلیل فقدان دموکراسی وضع نامطلوبی می دانستند و از این رو هم اکنون تلاش می کنند که به دموکراسی به عنوان وضع مطلوب برسند. بر مبنای گفتمان دموکراسی خواهی، مردم دنیای عرب، ارزش هایی مانند یکولاریسم، حاکمیت مردم، سکولاریسم و … را مطلوب و هر آنچه غیر از آن را نامطلوب می دانند. این نگرش، هدف نهایی تحولات جوامع عربی را خواسته های سیاسی و اقتصادی تعریف می کرد. کشورهای غربی و مشخصاً ایالات متحده پرچم دار این گفتمان بودند و تلاش می کردند که از طریق رسانه ها و سیاست های خود، گفتمان مدنظر خود را به تحولات جوامع عربی القاء کنند.

نگرش دیگر که پرچم دار آن جمهوری اسلامی ایران بود، این بود که منبع و سرچشمه اصلی حرکت مردم جهان عرب را ناشی از گفتمان اسلام خواهی می دانست و حرکت یاد شده را بیداری اسلامی تعبیر و تفسیر کرد. جمهوری اسلامی ایران با بیان اینکه سقوط دیکتاتورهای جهان عرب نشان از شکست گفتمان هایی چون سوسیالیسم و ناسیونالیسم عربی در دنیای عرب است، اعلام کرد که با توجه به مسلمان بودن مردم دنیای عرب، حرکت آنها اسلامی و اسلام خواهی است. طبق این نگرش، مسلمان بودن مردم دنیای عرب و گذشته پر افتخار اسلام این امکان را به آنها داد که به این باور و شناخت برسند که وضع نامطلوب موجود، به خاطر فقدان حاکمیت اسلام است و لذا تنها با حاکم ساختن اصول و مبانی اسلامی می توان به همه ی اهداف رسید. از طرفی با توجه به اینکه در سال 1979، گفتمان اسلام گرایی در جامعه ی ایران موفق شد به جایگاه برتر دست یابد و منجر به تحولات عمیق سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در جامعه ی ایران شود، جمهوری اسلامی ایران معتقد بود که گفتمان اسلام خواهی حاکم بر بهار اسلامی دنیای عرب، نه تنها در داخل جوامع آنها منجر به حاکمیت اصول اسلامی خواهد شد، بلکه در عرصه ی منطقه ای و جهانی نیز وضع را به نفع اسلام دگرگون خواهد کرد. زیرا وقتی مردم دنیای عرب از عینک گفتمان اسلامی به شرایط منطقه خاورمیانه نگاه کنند، به این نتیجه خواهند رسید که باید شرایط موجود در عرصه ی منطقه ای که ویژگی بارز آن نفوذ و سلطه آمریکا و تجاوزهای رژیم صهیونیستی است نیز پایان گیرد. بدین خاطر جمهوری اسلامی ایران، گفتمان اسلام خواهی را یک گفتمان جامع و فراگیر در سراسر منطقه می دانست.

از آنچه که آمد به خوبی روشن می شود که دو گفتمان رقیب در رابطه با تحولات جاری در دنیای عرب ظهور کرد. سؤالی که اینجا مطرح می شود، این است که کدام یک از این دو گفتمان موفق شدند به موقعیت غالب دست پیدا کنند؟ که در پاسخ باید گفت گفتمان اسلام گرایی غالب شد. ایالات متحده که پرچم دارد گفتمان دموکراسی خواهی مبتنی بر سکولاریسم بود، تلاش کرد که با تبلیغات وسیع رسانه ای، مداخلات نظامی، بهره گیری از توان و ظرفیت برخی از حاکمان وابسته به خود در منطقه، گفتمان مطلوب خود را به موقعیت غالب برساند. ایالات متحده برای رسیدن به این هدف با ناکامی مواجه شد. زیرا آنچه که در موفقیت یا غلبه گفتمانی تعیین کننده است، خواست خود مردم جوامعه عرب بود. نمی توان یک گفتمان یا نظام معنایی خاص را به مردم تحمیل کرد، در حالیکه آنها طالب گفتمان دیگری باشند. مردم عرب خواهان گفتمان اسلام گرایی بودند و بدین ترتیب گفتمان اسلام گرایی به رفتار آنها شکل داد.

 بر این مبنا، همانگونه که مقام معظم رهبری اشاره کردند که جایگاه و موقعیت مردم در آینده این تحولات نسبت به دلارهای نفتی حاکمان وابسته عرب و برخی از دولت های فرامنطقه ای مانند آمریکا تعیین کننده تر و ارجح تر است، این خواست مردم بود که گفتمان مد نظر آمریکا را کنار بزنند. پس در مرحله اول، تقابل دو گفتمان اسلام گرایی و دموکراسی خواهی به دلیل گرایش مردم به گفتمان اسلام گرایی، علیرغم حمایت غرب و حاکمان وابسته عرب از گفتمان دیگر، این گفتمان پیروز شد و گفتمان دموکراسی خواهی به حاشیه رفت.

دولت های غربی که در این مرحله شکست خوردند و مشاهده کردند که مردم دنیای عرب تمایلی به گفتمان دموکراسی سکولار ندارند و گرایش آنها به سمت اسلام است، تلاش کردند که گفتمان جدید خود را با تکیه بر اسلام بسازند و بدین خاطر مدل ترکیه را مورد توجه قرار دادند. به عبارت دیگر آنها گفتمان جدیدی را با تکیه بر مدل ترکیه در مقابل گفتمان اسلامی مدنظر جمهوری اسلامی ایران قرار دادند و تلاش کردند که بدین طریق به  تحولات منطقه، آن گونه که می خواهند شکل دهند. گفتمان جدید غرب را می توان همان اسلام آمریکایی نامید که بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران امام خمینی آن را ابداع کردند. در مقابل این گفتمان، حضرت آیت الله خامنه ای در خطبه های نماز جمعه، ویژگی های حرکت های مبتنی بر اسلام را بر شمردند که به حق می توان آن را اسلام ناب محمدی در کلام امام خمینی نامید. اگر غرب گفتمان جدیدی را دنبال می کند، بدین خاطر بود که در گفتمان دموکراسی مبتنی بر سکولاریسم خود شکست خورد. اما اینکه گفتمان اسلام گرایی مدنظر جمهوری اسلامی ایران در مرحله اول به گفتمان اسلام گرایی ناب محمدی در مرحله دوم تغییر شکل داد، به خاطر این است که در حرکت اسلام گرایی مردم انحراف ایجاد نشود. زیرا آمریکا با دنبال کردن گفتمان جدید خود می توانست با نام اسلام، حرکت انقلابی مردم را منحرف کند. بدین خاطر ضرورت داشت که اصول و مبانی گفتمان اسلام گرایی تشریح شود تا غرب نتواند با تکیه بر اسلام دروغین در حرکت اسلام خواهی مردم انحراف ایجاد کند. مقام معظم رهبری، در خطبه های نماز جمعه به تشریح ویژگی های گفتمان اسلام گرایی پرداخت و هدف از طرح این مباحث را هم جلوگیری از تلاش غرب برای انحراف حرکت مردم عنوان کردند.

ایشان اساسی ترین ویژگی گفتمان اسلام گرایی را ضد رژیم صهیونیستی بودن و ضد آمریکایی بودن عنوان کردند، این درحالی است که گفتمان اسلام آمریکایی موجودیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت می شناسد و به دنبال تعامل با آمریکا است. ویژگی دیگر گفتمان اسلام گرایی در بیانات مقام معظم رهبری این است که توسعه، پیشرفت و تعالی دنیای عرب را در سایه ی رهایی از وابستگی و سلطه غرب امکان پذیر است.این در حالی است که در گفتمان اسلام آمریکایی، توسعه و پیشرفت زمانی امکانپذیر است که غرب به عنوان الگو پذیرفته شود و از این رو مورد تقلید همه جانبه قرار گیرد. در گفتمان اسلام گرایی ناب مدنظر رهبری، نه تنها از سیاست های غرب به عنوان یکی از موانع توسعه و گرفتاری امت مسلمین یاد می شود و از این رو استقلال از آن ها مورد تأکید قرار می گیرد، بلکه به صراحت اعلام می شود که به توجه حال و گذشته تلخ غربی ها، اساساً نباید به آنها اعتماد کرد.

در گفتمان اسلام آمریکایی، وضع موجود در عرصه ی منطقه ای و جهانی پذیرفته می شود و به دنبال به چالش کشیدن ترتیبات موجود قدرت نیست، این درحالی است که در گفتمان اسلام گرایی ناب، تحولات بیداری اسلامی، آغاز ظهور دنیایی جدید در کلام مقام معظم رهبری می باشد. در گفتمان اسلام گرایی ناب، دیگر نسبت به نفوذ و سلطه آمریکا در منطقه و تجاوز و تعدی های رژیم صهیونیستی بی تفاوتی وجود ندارد بلکه تلاش می شود که این وضع دگرگون شود. اما گفتمان اسلام آمریکایی در جهت حفظ نفوذ آمریکا و بقای رژیم صهیونیستی تلاش دارد.

نتیجه گیری: از آنچه که آمد به خوبی روشن می گردد که، در مرحله اول تنازع دو گفتمان دموکراسی خواهی و اسلام گرایی، گفتمان اسلام گرایی با پرچم داری جمهوری اسلامی ایران به پیروزی رسید. در مرحله دوم غرب تلاش می کند که با ساخت گفتمان اسلام گرایی آمریکایی حرکت انقلابی مردم را دچار انحراف سازد که در پاسخ به این تلاش غرب، مقام معظم رهبری به تشریح اصول گفتمان اسلام گرایی پرداخت که می توان آن را همان اسلام گرایی ناب محمدی نامید که امام خمینی مطرح کردند. در این راستا، بر عهده همگان است که با تشریح ابعاد و ویژگی های دو گفتمان اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی، مانع انحراف حرکت انقلابی و اسلامی مردم دنیای عرب شوند.

Share