آینده کنش ترامپ در رابطه با ایران  گفتگو با دکتر علی خرم
آبان ۲۴, ۱۳۹۶ – ۴:۴۹ ق.ظ |

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 
رویکرد های دونالد ترامپ در مورد ایران در ماه های اخیر تندتر شده است و مورد نظر بسیاری قرار گرفته و است. برای بررسی بیشتر وضعیت کنونی و سند …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آمریکا, ايران, خلیج فارس, عربستان, مقالات, مقالات تحلیلی

تغییر استراتژی آمریکا در خاورمیانه

نگارش در آذر ۱۳, ۱۳۹۲ – ۲:۱۲ ق.ظ
تغییر استراتژی آمریکا در خاورمیانه
Share

دکتر سید سلمان صفوی

مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

مقدمه:

پس از جنگ جهانی دوم آمریکا به تدریج جایگزین دو قدرت استعماری فرانسه و انگلیس در منطقه خاورمیانه شد. در دهه 70 میلادی پس از خروج کامل بریتانیا از خلیج فارس، آمریکا بازیگر اصلی خارجی در خلیج فارس شد. استراتژی آمریکا تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر “دو ستون” نظامی ایران و مالی عربستان استوار بود. این استراتژی از سوی دولت ریچارد نیکسون رئیس جمهور اسبق آمریکا مطرح شد. براساس این سیاست، دولت‌های ایران و عربستان به عنوان دو ستون اصلی برنامه های آمریکا وظیفه حراست و پُر کردن خلأ قدرت در خلیج فارس را عهده‌دار شدند.

با سقوط شاه ایران، آمریکا مجبور شد برای جلوگیری از نفوذ انقلاب اسلامی بیش از پیش در مسائل خاورمیانه – به عنوان مهم ترین منبع تأمین انرژی جهان – درگیر شود. با سقوط بلوک شرق و فروپاشی جهان دو قطبی، آمریکا برای چندین سال قدرت مسلط جهان شد.

 اما بحران اقتصادی جهان که از سقوط وال استریت در 2007 آغاز شد و سر برکشیدن چین به عنوان یک قدرت جهانی و مهم ترین طلبکار خارجی آمریکا، اختراع انرژی های جایگزین نفت، افزایش تولید نفت آمریکا به نحوی که در حال حاضر از واردات نفتی کاملا بی نیاز است، تداوم تنش های بی پایان در خاورمیانه و کاهش نفوذ آمریکا در دولت ها و ملت های این منطقه، کاهش نفوذ لابی اسرائیل در آمریکا و خستگی نهان آمریکایی ها از سرکشی های اسرائیل و عربستان بدون در نظر گرفتن منافع آمریکا سبب شده است آمریکایی ها در سیاست خاورمیانه ای خود تجدید نظر کنند.

عوامل تغییر استراتژی آمریکا در خاورمیانه:  

مهم ترین عوامل تغییر سیاست امریکا عبارتند از: اهمیت یافتن قدرت چین، کاهش اهمیت استراتژیک منطقه خاورمیانه و کاهش قدرت اقتصادی و اعتبار آمریکا برای مداخله در سراسر جهان.

خطر زردهای سرخ:  

امروز چین قدرت دوم اقتصادی جهان و طلبکار عمده اقتصادی آمریکاست. چینی ها در پرتو رقابت شوروی و آمریکا و سیاست تنش زدایی موفق به جذب سرمایه گذاران غربی و اخذ تکنولوژی پیشرفته غربی شدند و بدین ترتیب بدون توسل به جنگ با تسخیر بازارهای آمریکا و اروپا، به یک بازیگر اصلی در اقتصاد آمریکا و جهان تبدیل شدند، چنان که هر گونه مانور اقتصادی آنها بر اقتصاد آمریکا و جهان تأثیر مستقیم دارد. چین 116 تریلیون دلار سهام خزانه آمریکا را در اختیار دارد و بدین معنا بزرگ ترین طلبکار آمریکا به شمار می رود. از این رو آمریکا ناچار است برای کنترل قدرت در حال تزاید چین که ممکن است در آینده سیاست توسعه طلبی را نیز پیش بگیرد با این قدرت جهانی مقابله کند و بدین منظور ناوگان های نظامی خود را به سوی حوزه چین روانه کند.

بحران اقتصادی امریکا:  

آمریکا در پی بحران اقتصادی سال های اخیر که هنوز هم در گیر آن است، پرداخت هزینه گزاف حدود سه هزار میلیارد دلاری دو جنگ کم حاصل در افغانستان و عراق، بالا بودن سقف استقراض دولت آمریکا و در نتیجه تنش بین دولت و کنگره که موجب خدشه دار شدن اعتبار جهانی اقتصاد آمریکا شد و شوک بزرگی به بازارهای جهانی وارد کرد، توان درگیری هم زمان در دو منطقه خطرناک و حساس خاورمیانه و خاور دور را ندارد. از این رو مجبور به الویت بندی شده و در حال حاضر کنترل قدرت چین الویت اول آمریکا است.

تنزل استراتژیک منطقه خاورمیانه:

تضمین منابع انرژی کافی برای آمریکا در درازمدت از سیاست‌های کلان دولت آمریکا طی 20 سال گذشته بوده است. بخشی از این امر از طریق افزایش تولید در آمریکا از جمله افزایش تولید گازهای معروف به “گازهای غیرمتعارف” با اختصاص سرمایه‌گذاری عظیم صورت گرفته است. بخش دیگر این نیاز از طریق افزایش تولید نفت داخلی و بخشی دیگر نیز از طریق واردات نفت و گاز از مناطق مختلف دنیا تأمین می‌شود. با در پیش گرفتن این سیاست، در شرایط کنونی نفت خاورمیانه اهمیت سابق خود را برای اقتصاد آمریکا از دست داده است.

امید به ایران:

جنگ بین سنی و شیعه وَ سکولارها و افراطیون وهابی برای مدت ها کشورهای خاورمیانه را سرگرم منازعات داخلی خود می کند. آمریکا نمی تواند در این منازعات نقش مسلطی ایفا کند و آینده و برآیند این گونه منازعات در این منطقه نامعلوم است. از سوی دیگر از نظر آمریکایی ها در پرتو بهار عربی و جنگ داخلی سوریه، نفوذ ایران در خیابان های عرب کاهش یافته و لذا ایران برنده بهار عربی نخواهد بود. از نظر تحلیل گران آمریکایی طی 20 سال آینده گرایش ملت ایران به سکولاریسم افزایش می یابد و متقابلا تمایل حکومت ایران به عمل گرایی نیز بیشتر می شود. این عوامل و همچنین تنها بودن ایران در منطقه خاورمیانه که اکثرا عرب زبان و سنی مذهب هستند، موجب تمایل ایران به نزدیکی سنتی به بلوک غرب با حفظ استقلال خود می شود. مصالحه هسته ای با ایران جهت هموار شدن راه نزدیکی مجدد ایران و غرب دارای اهمیت قابل توجهی است. در این صورت ایران با دارا بودن بیشترین مؤلفه های قدرت و ثبات در خاورمیانه می تواند لنگر ثبات این منطقه متلاطم شود.

دردسـر اسرائیل:

با کاهش اهمیت انرژی خاورمیانه و همچنین کاهش نفوذ ایدئولوژیک ایران و پدیده جهانی شدن، اهمیت اسرائیل به عنوان پایگاه اصلی غرب در خاورمیانه – با توجه به پر هزینه بودن حمایت از اسرائیل و تک روی هایی مثل ادامه شهرک سازی و عدم به رسمیت شناختن فلسطینی ها به عنوان یک کشور – موجب تغییر سیاست خاورمیانه ای آمریکا در منطقه شده است.

پایان هژمونی آمریکا در خاورمیانه:

آمریکا متوجه شده که با وجود دو جنگ پر هزینه در افغانستان و عراق، تسلط خود بر منطقه خاورمیانه را از دست داده است.  آمریکا علاوه بر عدم موفقیت در تضعیف بنیادگرایی و افراط گرایی در منطقه، نتوانسته است عراق را مطابق میل خود با یک جنگ هشت ساله آمریکا در عراق به قیمت جان ۵۰۰۰ سرباز و ۸۰۰ میلیارد دلار هزینه برای واشنگتن شکل دهد..

و در روابط خود با اسرائیل و عربستان مهم ترین متحدان منطقه ای خود نیز به خاطر فلسطین و بهار عربی در تونس و مصر، دچار اختلافات جدی شده است، چنان که هر کدام از این دو متحد در مقابله با مسائل، راه خود را دنبال می کنند که هماهنگی با سیاست های کلان جهانی و منطقه ای آمریکا ندارد. ایران مهم ترین قدرت منطقه نیز علیرغم تحریم ها مستقل از آمریکا حرکت می کند و ملت های منطقه نیز نسبت به آمریکا بدبین یا متنفرند.

فرجام سخن:  

با در نظر گرفتن تغییرات جهانی و منطقه ای، آمریکا استراتژی حفظ نفوذ را جایگرین استراتژی حفظ سلطه در خاورمیانه کرده است. بر اساس سیاست جدید آمریکا در خاورمیانه:

1. خاورمیانه الویت اول آمریکا نیست. 2. تمایل به نزدیکی به ایران جهت مبارزه با افراط گرایی اسلامی یا چنان که در ادبیات سیاسی غرب گفته می شود جهادیسم و هماهنگی با ایران برای برقراری صلح و امنیت پایدار در منطقه ای که نقشه آن به سرعت در حال تغییر است. 3. اهمیت یافتن قطر با توجه به توان مالی قوی، میل به بلندپروازی و دارا بودن جمعیت و ارتش بسیار اندک. 4. حمایت از تغییر رژیم های فرتوت سلطنتی منطقه و تبدیل آنها به جمهوری های شبه دمکراتیک. 5. حمایت از تجزیه عربستان. 6. عدم درگیری در جنگی دیگر؛ البته در صورتی که خطر جدی منافع ملی آمریکا را تهدید نکند. 7. استفاده گسترده از روش های نرم افزاری برای ادامه نفوذ آمریکا در خاورمیانه نظیر روش های اقتصادی، جنگ سایبری و تهاجم فرهنگی از طریق بازی های کامپیوتری، فیلم های هالیوود و اندیشه های کمیت گرا. 8- عدم پی گیری حمایت مطلق از تمامی خواسته های رژیم اسرائیل.

 

کلیدواژگان: استراتژی آمریکا، خاورمیانه، ایران، عربستان، چین.

منبع:مجله مثلث

Share