مرداد ۲۹, ۱۳۹۷ – ۱۲:۲۴ ب.ظ |

کارشناس عراقی مسائل عراق
مرکز بین‌المللی مطالعات صلح
هویت ملی را می‌توان مجموعه گرایش‌ها و نگرش‌های مثبت نسبت به عوامل و عناصر و الگوهای هویت‌بخش و یکپارچه کننده در سطح یک کشور خواند که به‌عنوان یک واحد …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, عراق, مقالات تحلیلی

تحلیل رویکرد غرب به داعش در چارچوب نظریه هرج و مرج سازنده

نگارش در شهریور ۲۳, ۱۳۹۳ – ۱:۴۳ ق.ظ
تحلیل رویکرد غرب به داعش در چارچوب نظریه هرج و مرج سازنده
Share

کامران کرمی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد

درخصوص حمایت های غرب و بخصوص ایالات متحده آمریکا از جریان های رادیکال اسلامی و اخیرا داعش، تحلیل های متفاوتی ارائه شده است که هر کدام از منظری، این حمایت را مورد ارزیابی قرار داده اند. در این مقاله تلاش شده است تا حمایت آمریکا از دولت اسلامی عراق و شام در چارچوب نظریه هرج و مرج سازنده مورد ارزیابی قرار گیرد. هرج و مرج سازنده محصول چرخه بحران است. در فرآیندهای معطوف به بحران، غرب در تلاش است تا با بهره گیری از نیروهای ضد وضعیت موجود، در برخی از منافع حاصل از بحران شریک شود. در این چارچوب، منافع آشکار و پنهان گروههای ذینفوذی همچون سرویس های اطلاعاتی- امنیتی، کمپانی های اسلحه سازی، شبکه ها و رسانه های خبری، بنگاه های سخن پراکنی و نهادهای مذهبی صهیونیستی قابل اشاره است که در یک فرآیند همسو با غرب عمل می نمایند.

کلیدواژگان: غرب، داعش، هرج و مرج سازنده، بحران، اهداف و منافع، گروههای ذینفوذ

تحلیل رخداد

مسئله حمایت آمریکا از بنیادگرایی اسلامی به اواخر دهه 70 بر می گردد. زمانی که مجاهدین افغان در چارچوب استراتژی غرب مبنی بر سد نفوذ شوروی، سلاح به دست گرفتند و ضمن جنگیدن برای اهداف خود، در جهت منافع غرب عمل نمودند. این حمایت تاکنون به شکل های آشکار و پنهان، کاهشی و افزایشی و مستقیم و غیر مستقیم در جریان بوده و نمونه اخیر آن بحران سوریه و فرسایشی شدن روند آن بود. شبه نظامیان تروریستی و تکفیری با حمایت های غربی- عربی برای تغییر معادلات میدانی در سوریه دست به سلاح شدند و گستره فعالیت خود را به داخل عراق کشاندند.

اتاق های فکری، امنیتی- اطلاعاتی غربی-صهیونیستی در چارچوب نظریه «هرج و مرج سازنده» از جریان بنیادگرایی رادیکال اسلامی حمایت های سیاسی بعمل آورده و منابع مالی و تسلیحاتی را در جهت منافع خود در اختیار این گروهها قرار داده اند. در چارچوب این نظریه می توان از یک جریان تروریستی در جهت منافع استفاده کرد. این منافع می تواند تضعیف یک کشور، یک دولت، یک جریان، و تقابل مذهبی باشد. البته این هرج و مرج نباید گسترده شده و منافع غرب را به خطر اندازد. در واقع غرب از این جریان به دنبال تحقق چند ایده است که ممکن است این موضوعات در هر دوره و بنا به ضرورت مورد استفاده قرار گیرند. این متغیرهای دخیل در نظریه هرج و مرج سازنده کاملا در یک روند قرار دارند و نوعی منطق تناسب و همپوشانی بین آنها وجود دارد.

1- چرخه بحران

هدف اول شریک شدن در منافع حاصل از بحران است. چرخه بحران یا بحران های ادواری که در منطقه خاورمیانه صورت می گیرد، تغییراتی را در الگوی نظم موجود ایجاد می کند که در این میان غرب در تلاش است تا با تعریف متغیرهای جدید، روند تصاعد و فرسایشی شدن بحران در جهت منافع آن عمل نماید. تضعیف دولت سوریه در این چارچوب قابل معنا است. رویکرد طرح غربی-عربی در جهت فشار بر دولت سوریه و حمایت از مخالفین مسلح را می توان از این منظر مورد تحلیل قرار داد. عراق هم نمونه دیگری است که غرب در تلاش بوده تا حضور خود را در آن موجه جلوه دهد. بطور کلی بحران های ادواری مجوزهای ورود آمریکا برای مداخله در خاورمیانه و شمال آفریقا و دیگر مناطق را بر اساس نظریه های مداخله بشردوستانه، جنگ عادلانه، دفاع تلافی جویانه، ضربه پیشگیرانه برای مدیریت بحران فراهم می کند.

2- تشویق مسابقه تسلیحاتی

منطق چرخه بحران بر این استدلال بنا شده است که ضمن گسترش مفهومی و مصداقی ناامنی، امنیت را به عنوان یک کالای مهم و استراتژیک تنها در خریدهای تسلیحاتی تعریف نماید. شکل دادن به ادراک دولت ها در روی آوردن به خریدهای کلان و تشویق مسابقه تسلیحاتی در منطقه می تواند بهترین زمینه برای فروش میلیاردی سلاح های سبک و سنگین و پیشرفته و فوق پیشرفته باشد. نمونه این مورد را می توان به وفور در خریدهای تسلیحاتی شیخ نشین های خلیج فارس مشاهده کرد. در این میان، بازار گرم خرید سلاح باعث خواهد شد تا منافع کمپانی های اسلحه سازی و گروههای که از تجارت اسلحه سود می برند، تامین شود.

3- گسترش فرقه گرایی

هدف سومی که در این چارچوب دنبال می شود، ایجاد پراکندگی میان کشورهای اسلامی و به راه انداختن فرقه گرایی و تقابل شیعی-سنی است. تحلیل بردن و تضعیف دولت های اسلامی خاورمیانه مهمترین هدفی است که در این چارچوب دنبال می شود. گسترش تمایلات فرقه گرایانه ضمن اینکه می تواند تمرکز دولت های منطقه را معطوف به این مساله کند، باعث می شود تا بخش عمده ای از توان این دولت ها نیز تحلیل برود. تقابل شیعی-سنی، بحث هلال شیعی، افراط گرایی سنی همه پیامدهای این جریان سازی است که دولت های اسلامی خاورمیانه در سطح داخلی و منطقه ای با آن مواجه هستند.

4- تصویرسازی

پیامد فرقه گرایی و برجسته نمودن اختلافات سنی-شیعی، ایجاد یک تصویر مطلوب برای دنبال کردن اهداف تعریف شده است. در این میان نقش رسانه ها و بنگاه های تبلیغاتی در سوژه سازی های رسانه ای و نمایش خود و دیگری در این میان قابل توجه است. برجسته کردن نقش مخرب دیگری در مقابل خودی ها، این ذهنیت و باور را ایجاد می کند که اسلام و اسلام گرایان دارای روحیات و تمایلات خشونت طلبانه می باشند. اوج این تصویرسازی در رشد و ظهور القاعده نمایان شد. پس از این تصویرسازی و به مدد رسانه های جهت دهنده به افکار عمومی، القاعده به عنوان یک جریان تروریستی و خشونت طلب که درصدد است تا نظم سیستمی موجود را به هم بریزد، معرفی گردید. پس از این ذهنیت سازی، اشغال افغانستان کلید خورد و پس از ان هم اشغال عراق با یک تصویرسازی جدیدتر شکل گرفت.

5- توجه زدایی از اسرائیل

می توان به راحتی گفت که بحران زایی و به راه انداختن چرخه بحران در خاورمیانه مطلوب اسرائیل است. دلایلی که می توان برای این هدف برشمرد عبارتند از: توجه دولت های منطقه و همچنین افکار عمومی منطقه خاورمیانه از اسرائیل به عنوان دشمن، مسئول شکست مذاکرات صلح و منبع تهدیدات امنیتی به واسطه گسترش زرادخانه های هسته ای شیفت پیدا نماید. همچنین در وحدت جهان عرب و جهان اسلام برای تقابل با اسرائیل به عنوان مسئول کشتار فلسطینیان، گسست ایجاد شود. برآیند این عوامل، عدم شناسایی اسرائیل به عنوان مشکل و مسئله جهان و در مقابل معرفی بنیادگرایی رادیکال به عنوان مسئله جهانی و شناسایی آن به عنوان تروریسم و ضرورت مقابله با آن.

دورنمای رخداد

سنجش رویکرد غرب به پدیده بنیادگرایی رادیکال به طور اعم و داعش به طور اخص و در چارچوب نظریه هرج و مرج سازنده، برجستگی این 5 متغیر را در این میان نشان داد. صرف اینکه داعش را یک پدیده اعتقادی و زاییده محرومیت های اقتصادی و گسترش تمایلات فرقه گرایانه بدانیم کافی نیست. حمایت و مدیریت این جریان توسط آمریکا و گروههای متعدد متنفذ باعث شده تا این پدیده، ابعاد سیاسی و امنیتی به خود بگیرد و هر ازچندگاهی نقش خود را در چرخه بحران ایفا نماید. نقشی که منطقه خاورمیانه را بیش از پیش وارد دغدغه های بقا و خویاری می کند و در مقابل زمینه های حضور آمریکا در خاورمیانه را توجیه می کند. نقشی که زمینه های تضعیف سوریه و عراق را به دنبال داشته است. گسترش ارضی داعش نشان از این مسئله دارد که هرج و مرج سازنده می تواند به ضد خود نیز تبدیل شود و خارج از کنترل شود. شکل گیری ائتلاف جهانی علیه داعش را می توان در این چارچوب تحلیل نمود. این ائتلاف می تواند ضمن به عقب راندن داعش، سوریه را نیز مجددا در کانون توجه آمریکا و متحدین منطقه ای آن قرار دهد.

Share