انگیزه های نوین ترکیه در گسترش روابط با ایران
مهر ۱, ۱۳۹۶ – ۱۲:۲۰ ب.ظ |

فرزاد رمضانی بونش
پژوهشگر و کارشناس مسائل منطقه
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 
در یک سال گذشته هر چند شاهد فراز و فرودهایی در روابط دو کشور و برخی اظهارات تند مقامات ترکیه علیه ایران بوده …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

تبعات بحران سوریه بر روابط ج.ا.ایران و ترکیه

نگارش در مرداد ۱۳, ۱۳۹۱ – ۲:۳۹ ق.ظ
Share

مصطفی محمدی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

بیان رخداد

تحولات اخیر در سوریه بدون تردید سخت‌ترین چالش داخلی نظام بشار اسد، تاکنون بوده است. این تحولات نه تنها برای بشار اسد و نظام حاکم بر سوریه غیر منتظره بوده، بلکه بسیاری از دولت‌های منطقه از جمله دوستان سوریه را هم در موضع‌گیری و نوع برخورد با این تحولات دچار تعارض و سردرگمی‌کرده است. البته این امر به نقش مهم منطقه­ای سوریه و اهمیت بازیگری این کشور بر تحولات منطقه از جمله مباحث مربوط به فلسطین، مقاومت، مذاکرات سازش، مسئله عراق و دیگر مسائل منطقه­ای بر می‌گردد.

بدون تردید بحران در سوریه، محدود به مرزهای داخلی این کشور نبوده و تاثیرات منطقه­ای و حتی جهانی گسترده­ای در پی داشته و خواهد داشت. در سطح منطقه­ای بحران سوریه بر روابط دو کشور ایران و ترکیه تاثیر گذاشته و چالش­های را در روابط این دو کشور پدید آورده است. اما آنچه اکنون در روابط ترکیه و ایران اهمیت دارد، چگونگی تعامل آنها با یکدیگر در مورد سوریه و آینده دولت بشار اسد است. در این نوشتار تلاش می­شود، تبعات و پیامدهای بحران سوریه بر روابط ج.ا.ایران و ترکیه بررسی شود.

واژگان کلیدی: سوریه، ترکیه، جمهوری اسلامی ایران، بحران، روابط دوجانبه، تبعات و پیامدها.

تحلیل رخداد

چالش‌­های جدی سیاسی سوریه را، اگر در سطح داخلی نتیجه شکاف‌های سیاسی و اجتماعی متعددی بدانیم، در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی محصول عدم وجود اجماع بیرونی و وجود یک صف‌بندی جدی منطقه‌ای و بین‌المللی است.

صف‌بندی‌ای که در قالب آن در سطح منطقه عربستان و قطر با تمام قوا و ترکیه و جنبش سراسری اخوان‌المسلمین تا حدود زیادی رویاروی دولت سوریه قرار گرفته و در مقابل ایران و جنبش حزب‌الله لبنان با تمام قوا و گروه‌های مقاومت فلسطین تا حدودی در کنار سوریه قرار گرفته‌اند.

ج.ا.ایران و بحران سوریه

در رابطه با مواضع جمهوری اسلامی‌ایران در ارتباط با تحولات سوریه، باید گفت که تا قبل از تحولات مربوط به سوریه، آن چه در تحولات شمال آفریقا به ویژه در تونس و مصر و لیبی و بعد هم در یمن و بحرین اتفاق می‌افتاد، به سود دیدگاه جمهوری اسلامی‌ پیش می‌رفت و خیزش‌ها همواره به فال نیک گرفته می‌شد. اما با ورود تحولات مردمی‌ به سوریه، به نظر می‌رسد مهره‌های شطرنج به هم خورده است.

سوریه به جز روابط دو جانبه استراتژیک با جمهوری اسلامی‌ ایران، سال‌های زیادی نقش دروازه ورود ایران به جهان عرب را هم به عهده داشته است. ایران در مسئله سوریه بحث معادلات منطقه ای را در محورهای لبنان، حزب الله، فلسطینی‌ها، حماس و … مورد توجه قرار می‌دهد. تحولات سوریه می‌تواند همه این محورها را تحت تاثیر خود قرار دهد و قدرت مانور سیاسی محورهای مختلف مقاومت را کاهش دهد. از سوی دیگر، سوریه نقش حیاتی در اتصال استراتژیک ایران به منطقه مدیترانه و خاور نزدیک دارد. به همین دلیل، برخلاف سایر نقاط جهان عرب، ایران با نگاهی متفاوت و مبتنی بر منافع تحولات سوریه را دنبال کرده و می کند. به عبارت دیگر، ایران از یک سو با نگاهی محتاطانه به این تحولات نگریسته که عناصر خارجی (آمریکا، اسرائیل و عربستان) بر شدت آن می‌افزایند و از سوی دیگر، با درخواست‌های اصلاحات در سوریه و در چهارچوب حکومت حاکم و تا جایی که منجر به تضعیف قدرت و امنیت ملی سوریه در مبارزه با رژیم اسرائیل نشود، حمایت کرده است. این امر حتی می‌تواند بر مشروعیت حکومت بشار اسد بیافزاید و در نهایت منجر به حفظ اتحاد سنتی ایران و سوریه شود.

ترکیه و بحران سوریه

ترکیه بزرگترین همسایه سوریه است و مرز طولانی با سوریه دارد. سوریه و ترکیه در دهه اخیر سعی داشته­اند، مشکلات خود را در ابعاد مختلف حل و توانستند در این اواخر روابط خود را به سطح شراکت راهبردی ارتقاء دهند. ترک‌ها همواره از دروازه‌ سوریه جهت حضور در خاورمیانه سود بردند ولی عوامل درونی و خارجی مانع از افزایش توجه و اهتمام آنکارا به محیط سنتی و اسلامی بوده است.

ترکیه از دروازه سوریه توانست نقش خود را در محیط خاورمیانه افزایش دهد و در پرونده فلسطین و لبنان جایگاه پیدا کند. اما از آغاز ناآرامی‌ها در سوریه در مارس 2011 تاکنون دولت ترکیه واکنش‌های متفاوتی نسبت به آن نشان داده است. رویکرد ترکیه در آغاز مبتنی بر همکاری با دولت سوریه و کمک به حل بحران در این کشور بود. در این راستا ترکیه از اصلاحات در سوریه حمایت کرد و بر آن بود تا با کمک به دولت اسد در مدیریت بحران، به بازگست ثبات و آرامش در این کشور کمک کند. این سیاست بیش از شش ماه به طول نینجامید. در سپتامبر 2011 سیاست خارجی ترکیه در قبال بحران سوریه گردشی اساسی یافت و دولت ترکیه با پذیرش مخالفین دولت سوریه در ترکیه در کنار اپوزیسیون سوریه قرار گرفت. از این پس سیاست ترکیه در راستای همراهی با سیاست‌ها و مواضع کشورهای غربی قرار گرفت و هدف اصلی از اجرای دیپلماسی فعال منطقه‌ای و بین‌المللی ترکیه در قبال موضوع سوریه را می‌توان برکناری اسد از قدرت دانست، سیاستی که از حمایت اتحادیه اروپا، ایالات متحده و اتحادیه عرب نیز برخوردار است. بنابراین و با ملاحظه سیاست های آنکارا در قبال سوریه، دولت ترکیه در تلاش است تا به شیوه های گوناگون بر بحران سوریه تاثیرگذار باشد. از جمله سیاست­های ترکیه برای تاثیرگذاری بر بحران سوریه می توان به موارد زیر اشاره کرد:  

1. میزبانی اپوزیسیون سوریه: ترکیه تلاش دارد تا به چهار راه گفتگوها و رایزنی­های منطقه­ای برای بحران سوریه تبدیل شود. بر این اساس ترکیه میزبان گروههای مخالف اسد و همچنین نشست کشورهای موسوم به دوستان سوریه در خاک خود بوده است.

2.  اسکان آوارگان سوریه: از سوی دیگر ترکیه تلاش می­کند، با رویکردهای انسانی و حقوق بشری بر بحران سوریه تاثیر بگذارد. که اسکان آوارگان سوری در کمپ­های درون خاک ترکیه نمونه­ای از این سیاست است.

روابط ایران و ترکیه در پرتو تحولات سوریه

به نظر می­رسد بحران سوریه، روابط ایران و ترکیه را وارد مرحله­ی تازه­ای کرده است. در حقیقت تعارضات بنیادین موجود میان ماهیت سیاست خارجی دو کشور تحت تاثیر کاتالیزوری به نام بیداری اسلامی هویدا شده است. این در حالی است که رادارهای مستقر در ترکیه به عنوان بخشی از طرح سپر دفاع موشکی ناتو مدتی است، آغاز به کار کرده است. در همین حال جمهوری اسلامی ایران در قبال این مسئله موضع­گیری کرده است. اخیرا نیز تنش­های پیش آمده در سوریه و دیدگاه های متعارض ایران و ترکیه در قبال اتفاقات سوریه تنش در روابط دو کشور را دو چندان نموده است.

در این چارچوب، تحولات جهان عرب به ویژه بحران سوریه هم فرصت و هم چالش در روابط ایران و ترکیه ایجاد کرده است. فرصت از این رو، که ایجاد دولت­های ملی-اسلامی با نگاه­های مستقل موجب می شود، که ایران و ترکیه از ژئوپلیتیک تنهای خود به عنوان دو کشور غیر عرب خارج شوند و دوستان و ائتلاف­های سیاسی جدید پیدا کنند. اما چالش در روابط ایران و ترکیه به ایفای نقش­های منطقه­ای آنها در مدیریت تحولات عربی مربوط است. به خصوص بحران سوریه که دو کشور دو نگاه متفاوت به این مسئله دارند. ترکیه در تقویت راه حل غربی خواهان تغییر رژیم در سوریه است، چرا که ترکیه در  بحران سوریه مردم را محق می­داند و حکومت سوریه را به کشتار مردم خود متهم می کند و اینکه در اثر عملیات نظامی حکومت سوریه تاکنون تعداد زیادی از مردم، فقط به ترکیه آواره شده­اند. از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران تفسیر متفاوتی از تحولات دارد و معتقد است از آنجا که حکومت سوریه درجبهه مقاومت است با توطئه­هایی که از سوی خارجی مدیریت می­شود، مواجه است. از این رو، ایران خواهان انجام تغییرات در سوریه است، به نحوی که توازن قوای منطقه­ای حفظ شود. مسئله اصلی ایران تعادل بین جریان مقاومت و حزب الله و انجام تغییرات در سوریه است. این دو دیدگاه بسیار با یکدیگر فاصله دارد. گفتگوهای اخیر که در ماههای اخیر بین ایران و ترکیه صورت گرفته است، فاصله­ها را کم نکرده است و دو طرف موفق نشده­اند که مواضعشان را به یکدیگر نزدیک کنند.

دورنمای رخداد

جریان تحول خواهی سوریه از یک طرف جدی و تهدید کننده نظام این کشور است و به دلیل فضای نیم قرن اختناق داخلی و نظام تک حزبی غیر مشارکتی و انباشته شدن مطالبات مردمی‌در درون شرایط شکننده­ای را برای حکومت به وجود آورده است. به ویژه این که بر اساس اخبار موجود افراد بسیار زیادی هم کشته شده اند و این مسئله شرایط پیچیده­ای را در داخل ایجاد کرده است.

انقلاب­های عربی به ویژه تحولات سوریه باعث شدند که روابط ترکیه و غرب بازتعریف شود و غرب علاقه مند است، که نقش ترکیه را بیشتر در قالب مدل منطقه­ای و پر کردن خلاء قدرت تقویت کند. ورود ترکیه به این مسئله هم فرصت و هم چالش برای این کشور ایجاد خواهد کرد. فرصت از این بابت که ترکیه بازیگری بیشتری در معادلات منطقه خواهد داشت و چالش از این رو که روابط ترکیه در چارچوب منطقه­گرایی و نگاه به شرق و روابط با همسایگان از جمله با جمهوری اسلامی ایران تضعیف می شود.

دیدگاه های دو کشور نسبت به بحران سوریه، فاصله بسیار زیادی از هم دارد، و گمان نمی رود، هیچ یک از دو کشور موضع خود را نسبت به تحولات سوریه تغییر دهند. چرا که تفسیر دو کشور از تحولات کنونی در سوریه به کلی متفاوت است و این فاصله قابل پر کردن نیست. هرچند اختلافات را شاید کمی بتوانند کاهش دهند ولی نگاه طرفین نسبت به بحران سوریه به طور بینادین متفاوت است و این اختلاف قابل رفع نیست.

در مجموع در مورد آینده روابط دو کشور باید خاطر نشان سازیم، که علیرغم بالا بودن سطح همکاری های دو کشور، وجود رقابت­های منطقه­ای و اختلاف نظر بر سر موضوعات منطقه­ای و جهانی سبب خواهد شد، روابط دو کشور طی ماه­­های آینده با فراز و نشیب­های گوناگونی روبرو شود.

 

Share