آینده کنش ترامپ در رابطه با ایران  گفتگو با دکتر علی خرم
آبان ۲۴, ۱۳۹۶ – ۴:۴۹ ق.ظ |

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 
رویکرد های دونالد ترامپ در مورد ایران در ماه های اخیر تندتر شده است و مورد نظر بسیاری قرار گرفته و است. برای بررسی بیشتر وضعیت کنونی و سند …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای میانه, مقالات, مقالات تحلیلی

بررسی تعاملات روسیه با جمهوری های آذربایجان و ارمنستان

نگارش در شهریور ۲۳, ۱۳۹۰ – ۱:۰۶ ق.ظ
Share

مهری خیری

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد:

فروپاشی شوروی شرایط نوینی را در جهان و به ‌خصوص، در منطقه اوراسیا به دنبال داشت. پیدایش جمهوری های مستقل شرایط پیچیده ای را در «خارج نزدیک» روسیه و از جمله  منطقه قفقاز رقم زد. این منطقه به دلیل مسیر ارتباطی حوزه اروپا و آسیا از اهمیت استراتژیکی ویژه ای برخوردار است. شرایط مناسب جغرافیای و وجود منابع نفتی و گازی قابل توجه در این منطقه به خصوص در منطقه آذربایجان بازیگران منطقه ای و جهانی بسیاری را برای تسلط و نفوذ بیشتر متوجه این منطقه کرده است. روسیه پس از فروپاشی به دنبال تحکیم موقعیت سیاسى، اقتصادى و نظامى گذشته خود بر قفقاز توجه ویژه ای به این منطقه داشته و سیاست چندگانه ای را در این منطقه دنبال می کند. این نوشتار تعاملات چند گانه روسیه را در رسیدن به اهداف خود در ارتباط با دو جمهوری قفقاز جنوبی یعنی آذربایجان و ارمنستان بررسی می کند.

تحلیل رخداد:

روسیه با وجود اینکه خود از اولین تولید کنندگان گاز در جهان بوده و در تولید نفت نیز مقام دوم را داراست در عین حال تلاش می کند سیاست های خود را به گونه ای تنظیم کند تا بر منابع انرژی و نیز خط لوله انتقال انرژی در منطقه «خارج نزدیک» تسلط داشته باشد. روسیه با توجه به زیرساخت های اقتصادی دوره شوروی بویژه در حوزه انرژی سعی می کند تا از این مزیت اقتصادی برای منافع درازمدت خود در منطقه بهره برداری کند. با توجه به این موضوع که بسیاری از خطوط انتقال انرژی در دوره شوروی از خاک این کشور عبور می کردند، امروزه روسیه همچنان در تلاش است این روند همچنان تحت نظارت و اداره این کشور ادامه داشته باشد. در بین کشورهای قفقاز جنوبی کشور آذربایجان از منابع طبیعی چشمگیری برخوردار است و در گذشته خطوط انتقال انرژی این جمهوری از خاک شوروی می گذشت و حتی امروزه پس از تغییر شرایط و فروپاشی شوروی شاهد هستیم که روسیه در بسیاری از خطوط انتقال انرژی دارای سهم است. اما روسیه تنها به حضور در منطقه بسنده نکرده و به نوعی به دنبال استفاده از اهرم انرژی برای اهداف سیاسی خود است. اهرمی که هم در برابر قدرت های منطقه ای  و هم قدرت های جهانی استفاده کند.[i] آذربایجان دارای منابع نفتی چون آذری-چیراک، گونشلی و معادن گازی چون شاه دنیز است و این کشور از نظر انرژی و منابع طبیعی در بین کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز مقام نخست را داشته و از این نظر اهمیت زیادی برای روسیه دارد. قراردادی که بین شرکت سوکار و گازپروم در سال 2010 به امضا رسید و مدت اعتبار آن 4 سال تعیین شد از جمله اقدامات روسیه در همگرایی آذربایجان در زمینه انرژی بود.[ii] از آنجایی که کشورهای غربی برای کاهش وابستگی انرژی خود به روسیه و رهایی از این اهرم فشار علیه خود هستند، راههای انتقال انرژی دیگری را مورد بررسی قرار می دهند که خط لوله انتقالی نابوکو در راستای این هدف است. این خط لوله اگر چه مورد حمایت غرب بوده اما کاملا با منافع ملی روسیه منافات دارد، به همین دلیل سیاست مسکو در جهت خرید گاز از آذربایجان و بالا بردن نرخ آن از راهکارهایی است که دوباره آذربایجان را در زمینه انرژی با خود همراه سازد. روسیه همچنین در روند اعمال سیاست های انرژی خود پیشنهاداتی را  در خصوص احداث خط لوله جریان شمالی در زیر دریای بالتیک و احداث خط لوله جریان جنوبی ارائه داده است. انرژی برای روسیه مهمترین اهرم فشاری است که می تواند برای پیشبرد اهداف اقتصادی و سیاسی خود در مقابله با غرب استفاده کند.

البته این موضوع را نیز نمی توان دور از نظر داشت که در اولویت های صادراتی آذربایجان نیز در زمینه انتقال انرژی تغییراتی رخ داده است. این کشور در مذاکرات خود با ترکیه دچار مشکلاتی شده و انتقال انرژی به این کشور را به صرفه نمی داند، به عنوان نمونه توافق بر سر قیمت انتقال گاز از فاز اول شاه دنیز هنوز انجام نگرفته است و با وجود رضایت آذربایجان با طرح انتقالی نابوکو غرب و آمریکا حمایت اقتصادی و سیاسی روشنی از آن نکرده و حتی به انعقاد قرارداد بین ترکیه و آذربایجان کمک نکرده اند.[iii]. ابهام در ‌بازارهای ‌سنتی آذربایجان را مجبور کرده است که به دنبال خریداران جدید و تضمین شده بگردد و در این شرایط است که روسیه به یکی از شرکای اصلی آذربایجان تبدیل می شود.

اما به همان اندازه که روسیه در سیاست های انرژی خود معطوف به آذربایجان بوده، در سیاست های مربوط به حوزه نظامی متوجه ارمنستان است. در واقع روسیه در سیاست های چندلایه خود در منطقه قفاز جنوبی و به دست گیری امنیت منطقه ای متوجه ارمنستان بوده و ضمن ورود به تعاملات راهبردی با این کشور تضمین امنیت آن را نیز عهده دار شده است. تفاهمنامه امنیتی که در سال 1992 بین دو کشور بسته شد و پس از پنج سال مدت آن برای 24 دیگر تمدید شد از جمله این فعالیت های راهبردی است. استقرار پایگاه نظامی گیومری و ادامه فعالت آن تا  49 سال نمونه بارز همکاری های نظامی و امنیتی دو کشور است. از اهداف روسیه برای برقراری روابط سیاسی نظامی با جمهوری ارمنستان می توان به این دلایل اشاره کرد، حفظ حضور نظامی در ارمنستان، گسترش همکاری نظامی-فنی با این کشور، استفاده از حظور فعال ارمنستان در ساختارهای نظامی کشورهای مشترک المنافع که برای نمونه می توان به حضور ارمنستان در سازمان امنیت دسته جمعی که در سال 2003 تشکیل شد و شرکت در سیستم دفاع هوایی مشترک کشورهای CIS اشاره کرد.[iv] در آگوست 2010 برخی رسانه های روسیه اطلاعاتی را در خصوص تحویل سیستم دفاع ضد موشکی« اس 300» روسیه به آذربایجان منتشر کردند. این واقعه به معنی افزایش قدرت نظامی آذربایجان در برابر ارمنستان محسوب می شد. اما گزینه ای که به نوعی امنیت ارمنستان را هم تامین می کرد گسسترش حوزه عملکرد و مسئولیت پایگاه 102 نظامی روسیه در گیومری است. در این پایگاه 5 هزار نیرو مشغول فعالیت بوده و مجهز به سامانه ضدموشکی «اس 300» و جنگنده های «میگ 29» است. این پایگاه علاوه بر دفاع از منافع روسیه امنیت ارمنستان را دنبال خواهد کرد و در واقع نوعی سیستم امنیتی روسیه در خارج از مرزهای این کشور محسوب می شود که حفظ امنیت در سواحل دریای خزر و دریای سیاه را نیز مدنظر دارد.[v]       

از جمله عواملی که منجر شد روابط استراتژیکی روسیه و ارمنستان عمق بیشتری یابد تحولات داخلی کشور گرجستان بود. این کشور پس از روی کار آمدن غرب گراها و پیرو ادامه واگرایی از روسیه، کشور روسیه را مجبور کرد پایگاه نظامی خود یعنی «آخالکلاکی» را به کشور ارمنستان منتقل کند و به این ترتیب به همکاری های استراتژیک خود با این کشور شتاب بیشتری بدهد.[vi]

از جمله اهداف مشترکی که روسیه در دو کشور ارمنستان و آذربایجان دنبال می کند کاهش نفوذ قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای است. روسیه از تداوم سیاست های قدرت های منطقه ای و جهانی در تضعیف موقعیت ژئوپلیتکی خود در این کشورها نگران و ناراضی بوده و به دنبال راه حلی برای گسترش نفوذ خود در منطقه و رقابت با آنها است. در حال حاضر کشورها و سازمان های مختلف، چه در حوزه امنیت انرژی و چه در حوزه فعالیت های اقتصادی و سیاسی در این دو کشور مشارکت دارند. قدرتهای منطقه ای حاضر در منطقه شامل ایران و ترکیه، و قدرتهای جهانی همچون آمریکا و سازمان های بین المللی چون اتحادیه اروپا و ناتو از وزن مخصوصی در منطقه برخوردارند که روسیه همچنان در صدد رقابت با آنهاست. ایران به دلیل بسترهای مناسب فرهنگی ، دینی و تاریخی با مردم منطقه‌ قفقاز قادر است در این کشورها نفوذ کرده و روابط خود را با آنها گسترش دهد. این کشورها حوزه تمدنی ایران محسوب می شوند موضوعی که هرگز مورد پسند روسیه نبوده و به سردی از آن استقبال کرده است. ترکیه نیز  به عنوان کشوری که عضو ناتو است می تواند  در تحولات حوزه قفقاز بسیار تاثیر گذار باشد. این کشور از یک سو به دنبال احیاء هویت فرهنگی ترکی  و تاریخی خود در قفقاز و کشورهای ترک زبان منطقه آسیای مرکزی بوده و از سوی دیگر به دنبال استفاده از پتانسیل های اقتصادی موجود در این کشورها می باشد. ترکیه کشور آذربایجان را شریک استراتژیکی خود انتخاب کرده  و روابط گسترده ای با این کشور دارد. روسیه برای جلوگیری از نفوذ ترکیه در آسیای مرکزی چاره ای به جز مهار ترکیه در پشت مرزهای قفقاز جنوبی ندارد.

از سوی دیگر قدرتهای فرامنطقه­ای نیز در این دو کشور در جستجوی منافعی هستند. فعالیت اروپا و آمریکا در ارتباط با دو کشور آذربایجان و ارمنستان در دو زمینه انرژی و تجارت بیشترین اهمیت را دارد. بیشترین توجه در زمینه انرژی معطوف به جمهوری آذربایجان بوده که صاحب منابع غنی نفت و گاز و موقعیت مناسب جغرافیایی انتقال آن از شرق به غرب است. تلاش این قدرتها برای کاهش وابستگی انرژی از روسیه و متنوع سازی منابع گازی اروپا با استفاده از آذربایجان و راه اندازی خطوط لوله باکو-تفلیس-جیهان، باکو-تفلیس-ارزروم و حمایت از خط لوله گازی ناباکو، روسیه را واداشت در حوزه انرژی به رقابت با این قدرتها بپردازد و گزینه های دیگری را برای حفظ قدرت انرژی خود ایجاد کند. اما در خصوص روابط تجاری کشورهای فرامنطقه­ای که ارمنستان را نشانه گرفته اند می­توان به حجم مبادلات تجاری این کشور و اتحادیه اروپا در سال 2008 اشاره کرد که به یک میلیارد یورو می رسید.[vii]

 از سوی دیگر، تلاش برای جذب آذربایجان و ارمنستان برای عضویت در ناتو از مهم ترین اقدامات آمریکا طی سالهای اخیر بوده است، امری که همواره با مخالفت  روسیه روبه رو شده و آن را در تضاد با امنیت منطقه ای خود می داند. از آنجایی که جمهوری آذربایجان، یکی از حلقه های زنجیره گسترش سازمان ناتو به سمت شرق به شمار می رود، با پیوستن این کشورها به ناتو پیشروی این سازمان نظامی به سوی شرق دریای خزر امری اجتناب ناپذیر می شود.

 روسیه برای گسترش هر چه بیشتر همکاری های استراتژیک خود با جمهوری های پس از شوروی و حفظ ظرفیتهای نظامی و سیاسی خود در این کشورها و مقابله با قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای معاهده امنیت دسته جمعی را پیشنهاد کرد که ارمنستان نیز یکی از اعضای فعال آن است.   

[LU1] دورنمای رخداد:

روسیه در منطقه قفقاز و به خصوص در دو کشور آذربایجان و ارمنستان سیاست چندلایه را دنبال می کند که در این سیاست در حوزه انرژی بیش از همه معطوف به آذربایجان و در حوزه نظامی متوجه ارمنستان است. همچنین این کشور به طور مشترک سیاست رقابت استراتژیک با بازیگران منطقه ای و جهانی را در این دو کشور پیش رو دارد. روسیه با هدف تثبیت موقعیت سیاسی، اقتصادی و نظامی در حیات خلوت خود با قدرت های بزرگ رقابت کرده و برای کم کردن نفوذ بازیگران منطقه ای به توسعه همکاری های  خود در زمینه انرژی و همکاری های نظامی ادامه خواهد داد. منطقه قفقاز برای روسیه جزء حیات خلوت این کشور محسوب می شود به همین دلیل حفظ توازن در این منطقه لازم و ضروری است. اما به نظر می رسد روسیه سیاست های خود را بر اساس رفتارهای کشورهای پیرامونی همچون ایران، ترکیه و تلاش های غرب یعنی اروپا و به خصوص آمریکا تعیین می کند. با توجه به این موضوع که بحران قره باغ نیز در منطقه قفقاز لاینحل باقی است و با ادامه این بحران حضور بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای همچنان پابرجا باقی خواهد ماند می توان دو سناریو را در رفتار روسیه با دو کشور ارمنستان و آذربایجان پیش بینی کرد. سناریوی اول اینکه با ادامه لاینحل باقی ماندن بحران قره باغ و حضور بازیگران منطقه ای و جهانی روسیه برای کاهش نگرانی های خود سعی می کند برای حفظ توازن قدرت در منطقه و در نظرگرفتن منافع ملی خود همان سیاست تعامل منطقه ای را در پیش گیرد و در مواقع لازم نقش مدیریت بحران را برعهده داشته باشد.

سناریوی دوم اینکه  بحران قره باغ با میانجیگری مثبت روسیه و عدم جانبداری از دو طرف به سرانجام رسد و دیگر نیازی به حضور بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای نبوده و منافع روسیه و اقتدار منطقه ای آن به خطر نیافتد، که البته این پیش بینی به دلیل ابهامات زیاد در مناقشه و عدم توافقات دو طرف در دراز مدت دور از ذهن به نظر می رسد. شرایط پیچیده این بحران و برخوردهای تاکتیکی دو طرف مناقشه به جای طرح یک سازوکار مناسب برای حل و فصل صلح آمیز مناقشه شرایط را حداقل تا چند سال آینده به همین شکل حفظ کرده و نقش روسیه نیز به عنوان یکی از بازیگران منطقه ای ادامه خواهد داشت.



[i]  خالوزاده، سعید، «ابتکار مشارکت شرقی و تاثیر آن بر روابط روسیه با اتحادیه اروپایی»، موسسه مطالعات ایران و اوراسیا، سال چهارم، شماره پنجم، پاییز و زمستان 1388، ص 37

[ii]  مهرورز، آسیه، «توافق گازی روسیه و جمهوری آذربایجان، علل و پیامدها»، شبکه خبر، 18 شهریور،1389

[iii]  تحول در دیپلماسی انرژی جمهوری آذربایجان، ایراس، 25 فروردین 1389،  http://www.iras.ir/fa/pages/?cid=9724

[iv] Товмасян В.В.(2009) «сотрудничество России и Армении: геополитические аспекты», Вестник Московского государственного областного университета, серия «история и политические науки» № 2, Москва: Издательство МГОУ, с.203

[v] Журавлёв, Виталий, «Внешняя политика Армении и проблемы обеспечения безопасности на Южном Кавказе», 3.12.2010

http://russkie.org/index.php?module=fullitem&id=20139

[vi]  مسکو و تغییر توازن امنیتی-نظامی در قفقاز، 27 مرداد 1389، ایرنا، http://www.irna.ir/NewsShow.aspx?NID=200682

 

[vii]  خالوزاده، سعید، پیشین، ص 42


 [LU1]به توضیحات قبلی توجه نکردید!!!

Share