آیندۀ رویکرد دولت آمریکا نسبت به ایران گفتگو با دکتر محسن جلیلوند
مهر ۲۴, ۱۳۹۶ – ۷:۲۸ ق.ظ |

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

سخنان اخیر ضد ایرانی ترامپ در مورد ایران و برجام و نوع کنش آینده این کشور در مورد تهران موجب شده برای بررسی بیشتر این امر گفتگویی با دکتر …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای میانه, مقالات, مقالات تحلیلی

ایران و ضرورت همگرایی منطقه ای برای ایجاد صلح در افغانستان

نگارش در اسفند ۸, ۱۳۹۰ – ۶:۴۷ ق.ظ
ایران و ضرورت همگرایی منطقه ای برای ایجاد صلح در افغانستان
Share

جواد بخشی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC


بیان رخداد:

روسای جمهور سه کشور ایران، افغانستان و پاکستان روز جمعه 28 بهمن 1390 در اسلام آباد با یکدیگر ملاقات کردند تا راه های بهبود روابط فی مابین را بررسی کنند. بعد از نشست سه جانبه در اسلام آباد نیز اعلامیه ٢٩ ماده اى مشترکی امضاء نمودند. در این اعلامیه موافقت گردید که طبق منشور ملل متحد، به تمامیت ارضى و آزادى همدیگر احترام نموده و در امورات داخلى یکدیگر مداخله نخواهند کرد. همچنان در این قطعنامه آمده است که هرسه کشور، به کمک هاى مشترک با همدیگر ادامه خواهند داد. پاکستان و ایران نیز موافقت کردند که در بازسازى افغانستان کمک نمایند. تحولات جاری منطقه به ویژه بعد ازاعلام راهبرد جدید باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا درخصوص افغانستان به سمتی حرکت کرده که ضرورت همگرایی کشورهای موثر در معادلات سیاسی و امنیتی منطقه از جمله ایران و پاکستان به عنوان بازیگران مهم را بیش از گذشته ضروری کرده است. برگزاری نشست سه جانبه روسای جمهور ایران، افغانستان و پاکستان در اسلام آباد را می توان در راستای ایفای بازیگران اصلی منطقه و دورکردن کشورهای خارجی و فرامنطقه ای از مناسبات و روابط بین همسایگان ارزیابی کرد. روی کار آمدن نظام جدید در افغانستان (از کنفرانس بن اول در آلمان آغاز شد) که با حضور نمایندگان تمامی کشورهای منطقه و قدرت های مهم جهان رقم خورد و تاکنون نیز این نظام کنونی توانسته است با این پشتوانه های قوی منطقه ای، خود را حفظ نماید. این بدین معنا است که اگر این همگرایی منطقه ای در مورد افغانستان وجود نداشته باشد بسیار سخت است که بتوان به موفقیت هر نوع اقدام و طرحی در این کشور امیدوار بود. با توجه به این موضوع اکنون به طرح این پرسش و پاسخ آن می پردازیم که اصولا تلاش های صورت گرفته یا در حال انجام در افغانستان می تواند بدون همکاری و همگرایی جدی منطقه ای  به سرانجام برسد؟

تبیین رخداد:

در روابط بین الملل، نیازها و مسائل اقتصادی، مبادلات فرهنگی، معاهدات بین المللی و جریان های سیاسی و . . . می تواند زمینه ساز روابط دو یا چند کشور و یا افزایش نقش و نفوذ یک کشور در کشور دیگر شود. از این میان روابط اقتصادی و تجاری با توجه به نیاز کشورها در عرصه روابط بین دولتها بیش از دیگر مسائل سیاسی و فرهنگی ایفای نقش کرده و سبب گسترش روابط دو یا چند جانبه شده است. می توان گفت که بیشتر روابط بین کشورها از سطح مسائل اقتصادی و مبادلات تجاری شروع شده و به سایر جنبه های سیاسی،  فرهنگی و . . . تسری می یابد.

 بر این مبنا،افغانستان در طی سه دهه اخیر به واسطه تحولاتی که با آنها رو به رو شده به یک کشور بی ثبات، ضعیف و عقب مانده در تمامی زمینه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تبدیل شده است، به گونه ای که امنیت دیگر کشورهای منطقه و حتی نظام بین الملل را با چالش مواجه ساخته و هنوز هم این خطرکاملاً رفع نشده و دیگر کشورها به ویژه همسایگان افغانستان از بازگشت بی ثباتی و ناآرامی به این کشور هراس دارند. فقر اقتصادی و ناتوانی در ترمیم و بازسازی بخش های آسیب دیده، نیاز افغانستان را به کمک های بین المللی و حضور دیگر کشورها و سازمان های بین المللی در بازسازی این کشور پس از 11 سپتامبر بیش از پیش آشکار ساخت.

اجلاس سه جانبه برگزار شده با توجه به وضعیت خاص جغرافیایی و مشترکات فرهنگی و تاریخی سه کشور و نقش همکاریهای سه جانیه در ایجاد صلح و ثبات در منطقه مفید و بااهمیت بود. استقرار صلح در افغانستان و منطقه،  ارتباط مستقیم با تقویت ارتباطات افغانستان و پاکستان دارد و اختلافات سنتی بین دو کشور می تواند از طریق اینگونه ارتباط ها برطرف گردد. ایران همیشه خواهان کاهش اختلافات بین افغانستان و پاکستان بوده و تلاش دارد تا از طریق اینگونه نشست ها به این مهم دست یابد. ایران یکی از بازیگران مهم و تأثیر گذار در تحولات افغانستان بوده است. به این علت که امنیت ملی ایران، با ثبات و امنیت افغانستان دارای پیوند انکارناپذیری است. از این رو، ایران تنها به عنوان یک کشور اسلامی به سرنوشت افغانستان علاقه مند نیست بلکه ملاحظات امنیتی، این علاقه مندی را با توجیه ملی و دستیابی به منافع خاص رو به رو می سازد. حضور بیش از دو میلیون آواره افغانی در نتیجه جنگ های داخلی و تضادهای قومی- مذهبی در راه رسیدن به قدرت، از دلایل مهم درگیر شدن ایران در مسائل افغانستان بوده است. سرایت ناامنی در افغانستان از طریق کشت خشخاش و ترانزیت مواد مخدر از مسیر ایران به اروپا، دلیل مهم دیگری بوده که ایران را به آرامش در افغانستان و تقویت صلح و ثبات راغب می کرده است. مشکلات موجود در افغانستان سبب شده تا ایران امنیت و منافع خود را از ناحیه این کشور در ارتباط با بعضی از گروهها و نیروهای داخلی افغانستان دنبال کرده و روابط خود را با آنها گسترش دهد.

حضور نیروهای ناتو در افغانستان و حضور نیروهای امریکایی در نزدیکی مرزهای ایران همواره  تهدیدی اساسی برای امنیت منطقه و ایران بوده است. از سوی دیگر مشخص نیست با خروج نیروهای بین المللی از افغانستان چه آینده ای پیش روی این کشور وجود خواهد داشت. وضعیت سیاسی، اقتصادی و امنیتی افغانستان برای آینده این کشور و همچنین ایران و پاکستان سرنوشت ساز است.

پاکستان، در حالی میزبان این اجلاس بود که این کشور از حمایت کنندگان اصلی گروه های تروریستی فعال در خاک افغانستان خوانده می شود. مقام های امنیتی در کابل همواره سخن از اسناد و مدارکی به میان آورده اند که به گفته آنان، بیانگر ارتباط تنگاتنگ شبکه اطلاعاتی پاکستان با شبکه های تروریستی از جمله طالبان افغانی است. مقام های پاکستانی همواره در برابر این اتهام ها ایستاده و حمایت از شبکه های تروریستی را رد کرده اند. پاکستان همواره گفته است که دولت این کشور، افغانستان را در امر تامین صلح و ثبات کمک میکند. حکومت های افغانستان و پاکستان از راههای گوناگون سعی نمودند تا نقش و اهمیت شان را در راستای صلح به اثبات برسانند.

 این نکته را هم باید اضافه کنیم که گفتگوهای صلح و مذاکره با طالبان به مرحله حساسی رسیده است. گفتگوهای صلح با طالبان در حالی صورت می گیرد که طالبان هنوز هیچ نوع آمادگی ای از خود برای برقرای امنیت، نشان نداده اند. این گروه هیچ گونه سازشی با حضور نیروهای بیگانه در خاک افغانستان نخواهد داشت. آنچه تا کنون در روند مصالحه با طالبان وجود داشته و اتفاق افتاده، امتیازدهی های بزرگ و کلان بوده است. در حال حاضر نیز اقداماتی برای راضی ساختن طالبان به مذاکره اعم از رهایی زندانی های آنان و … مطرح است. همچنین حضور طولانی و شاید دایمی نیروهای امریکایی در افغانستان خود مانعی بر سر راه ایجاد صلح در افغانستان می باشد، زیرا که نیروهای طالبان به رغم مذاکراتی که با امریکایی ها در قطر داشته اند بر این نکته تاکید دارند که در صورت ادامه حضور ناتو و امضای پیمان استراتژیک کابل و واشنگتن به روند صلح نخواهند پیوست و این موضوع به معنای شکست کامل هرگونه اقدامی در جهت برقراری صلح و امنیت در افغانستان است.

ایران از بدو شکل گیری طالبان همیشه غرب را مورد سرزنش قرار داده است و بعد از سقوط طالبان نیز سهم مهمی در برگزاری کنفرنس “بان” و تشکیل حکومت انتقالی بر عهده داشته است. ایران همچنین متعهد به پرداخت 500 میلیون دلار جهت بازسازی افغانستان شده است. با توجه به موقعیت افغانستان در منطقه آسیای میانه و اشتراکات فرهنگی دیرینه بین ایران و افغانستان، سقوط طالبان بهترین فرصت را جهت ایفای نقشی فعالتر در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار داد. ایران به عنوان پل صلح، اعتماد سازی، دوستی برای منطقه و رفاه و ثبات برای منطقه آسیای جنوب غربی، انرژی خود را به گسترش همگرایی منطقه ای معطوف کرده است. جنوب غرب آسیا به عنوان یک منطقه مهم و حساس در سیاست خارجی ایران به لحاظ اقتصادی آینده درخشانی دارد، به لحاظ امنیتی از حساسیت بالایی برخوردار است و به لحاظ فرهنگی از فرهنگ و تمدن ایرانی متاثر است. ضمن آنکه واقعیت های راهبردی در منطقه وجود دارند که به صورت یک عامل جبری، کشورهای منطقه را به سوی همکاری با یکدیگر سوق می دهد. روابط دوستانه و منطقی با تمام کشورها از اولویت های سیاسی خارجی جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود که در این بین روابط با کشورهای اسلامی از اولویت ویژه ای برخوردار است.

دورنمای رخداد:

توجه ویژه به همگرایی منطقه ای و دوری از تنش ها و اختلاف های جزیی، به طور قطع منافع همه جانبه ای را برای ملت ها و دولت های این سه کشور به دنبال دارد. ضرورت‌های همگرایی از یک سو و ظرفیت‌های ژئوپلیتکی منطقه‌ای در غرب آسیا از سوی دیگر ایجاب می کرد تا در اجلاس اسلام آباد سازوکارهایی مبتنی بر همکاری های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی با رویکرد توسعه‌ و امنیت منطقه‌ای مورد هدف قرار گیرد. وضعیت نگران‌کننده منطقه و تداوم بحران‌های سیاسی‌ـ امنیتی از یک سو و چشم‌انداز مبهم از ثبات منطقه‌ای و نیز دخالت قدرت‌های فرامنطقه‌ای از سوی دیگر ایجاب می‌کند تا کشورهای منطقه به سوی یک همگرایی ژئوپلیتیکی و ایجاد سازوکارهای امنیتی حرکت کنند. وابستگی‌های سیاسی ـ امنیتی درون‌ منطقه‌ای موجب می‌شود تا کشورهای منطقه امنیت ملی خود را در گرو امنیت منطقه‌ای قابل تامین بدانند، ضمن آنکه گسترش همکاری‌های درون‌منطقه‌ای، زمینه‌های مناسبی را برای توسعه، عمران، آسایش و رنج‌زدایی از ملت‌های منطقه فراهم می آورد. جمهوری اسلامی ایران همواره نقش فعالی در حل مسایل و مشکلات منطقه ای داشته و به عنوان بازیگر قدرتمند و اسلامی موفق شده جایگاه مهمی دربین بازیگران منطقه ای و جهانی کسب کند‏.‏ ‏گفت و گوهای مستمر سه کشور با توجه به اینکه طی چند سال اخیر، بیگانگان و قدرت های فرامنطقه ای حضوری پررنگ و فعال در تحولات و مناسبات منطقه ای داشته اند، از اهمیت دو چندانی برخوردار است‏.‏ ‏مسایل و موضوعات مهمی مانند چگونگی برقراری امنیت و ثبات پایدار در منطقه، تلاش جمعی برای مبارزه با تولید و قاچاق مواد مخدر و ایجاد زمینه های مناسب برای گسترش و تعمیق روابط و مناسبات سه جانبه و دوجانبه مهمترین محورهایی است که تنها با همدلی و اتحاد این سه کشور محقق خواهد شد‏.‏ ‏همکاری ها و مناسبات تهران، اسلام آباد و کابل بطور قطع نقطه عطفی برای رشد و بالندگی بیشتر همکاری های منطقه ای و نویددهنده امنیت و صلح پایدار در منطقه است‏.‏ بطور قطع همکاری های ایران ،پاکستان و افغانستان در بهبود اوضاع در منطقه، بازگرداندن صلح به کشورها و استفاده از تجربیات یکدیگر موثر و مهم است چرا که برنامه های مشترک کاری، کشورها را به موفقیت نزدیک تر و از مشکلات موجود در منطقه جلوگیری می کند‏.‏ ایران و پاکستان در موضوع ثبات و امنیت در افغانستان و فعالیت گروه های افراطی در مرزهای شرقی ایران دارای نقاط اشتراک هستند و این موارد همکاری تنگاتنگ دو کشور را می طلبد.

در مجموع باید تاکید کرد که جمهوری اسلامی ایران به عنوان بازیگر کلیدی منطقه در کنار پاکستان و افغانستان مثلثی را تشکیل می دهد که می تواند در توازن قدرت و همگرایی منطقه ای نقشی تعیین کننده بر عهده داشته باشند. افغانستان مثل همیشه ناگذیر از تاثیر پذیری های پیرامونی است. تحولات افغانستان ارتباط مستقیم با تحولات پیرامونی این کشور دارد. بگونه ای که بدون همکاری و همگرایی جدی کشورهای منطقه ای هیچ گونه موفقیتی در برنامه ها و طرح های مصالحه با مخالفان مسلح بدست نخواهد آمد. تجربه چند دهه جنگ و خشونت در این کشور نشان می دهد که بدون یک توافق و اجماع نظر منطقه ای در مورد افغانستان ، هیچ گاه این کشور نتوانسته است از گرداب جنگ و خشونت خود را برهاند و ثبات و امنیت پایدار در این کشور تامین گردد. 

Share