آبان ۲۸, ۱۳۹۷ – ۱۰:۵۰ ق.ظ |

سید رضا تقوی نژاد
کارشناس ارشد روابط بین الملل از دانشگاه تهران
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

دو سال بعد از روی کار آمدن ترامپ و حتی قبل از آن در کارزار انتخاباتی پیچیده امریکا تصویر غالبی …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خلیج فارس, مقالات, مقالات تحلیلی

ایران، بهار عرب؛ راهکارهای غرب و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس برای مهار ایران

نگارش در خرداد ۱۹, ۱۳۹۱ – ۱۰:۳۲ ب.ظ
ایران، بهار عرب؛ راهکارهای غرب و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس برای مهار ایران
Share

مهدی جوکار

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد

 

وقوع بهار عرب  در یکسال گذشته در خاورمیانه عربی و سقوط برخی از دیکتاتورهای عربی، پایه های حضور ایالات متحده در منطقه و همچنین، پایه های نفوذ کشورهای منطقه ای همسو با ایالات متحده مانند عربستان را سست کرده است روی کار آمدن اسلام گراها در تونس و مصر پس از برگزاری اولین انتخابات پارلمانی آزاد در این کشورها این مسئله را مشخص تر ساخته است. این امر از چند جهت باعث نگرانی غرب و به خصوص ایالات متحده و همچنین اسرائیل و عربستان گشته است؛ اول اینکه، سقوط بن علی، مبارک و عبدالله صالح-به عنوان قابل اعتمادترین دوستان منطقه ای غرب و اسرائیل، و روی کارآمدن اسلام گراها در این کشورها، باعث ایجاد این نگرانی در میان کشورهای غربی و اسرائیل و عربستان سعودی گشته است که به دلیل اقبال حکومت آینده این کشورها از قوانین اسلامی، نقش و نفوذ سنتی آن ها در این کشورها به شدت کاهش می یابد. دوم اینکه، حکومت آینده این کشورها نمی توانند و نمی خواهند به تعهدات حکومت های قبلی با غرب و اسرائیل پایبند باشند. نمونه بارز آن را می توان نگرانی اسرائیل از آینده پیمان کمپ دیوید با مصر ذکر کرد. سوم اینکه، محور مقاومت قدرتمندتر شده و نقش آن در معادلات منطقه افزایش می یابد. بنابراین، با افزایش مردم سالاری در این کشورها و نقش مردم در تصمیم گیری های حکومتی، روابط با ایران گسترده تر شده و ایران از حالت انزوایی که در جهان عرب به آن دچار گشته است، رها می گردد و می تواند از پتانسیل های منطقه ای خود در راستای اهدافش به بهترین نحو استفاده نماید. روابط ایران و مصر از بعد از وقوع انقلاب اسلامی، سردترین دوران خود را داشته است و دو کشور روابط رسمی دیپلماتیک خود را در این مدت تقریبا قطع کرده بودند. مبارک نیز همگام با تلاش های غرب مبنی بر انزوای ایران، بیشترین مساعدت را در این زمینه به غرب داشت و از هرگونه نزدیکی روابط با ایران به دلایل و انحای مختلف پرهیز می کرد. اما سقوط مبارک به احتمال زیاد باعث شکل گیری نگاه واقع بینانه به ایران در حکومت آینده مصر خواهد شد و روابط خود را با ایران تجدید خواهد کرد. یمن و تونس نیز تحت تاثیر تحرکات غرب روابط محدودی با ایران داشتند. دولت عبدالله صالح همواره ایران را متهم به دخالت در مسائل یمن و حمایت از شیعیان شمال این کشور می کرد؛ این امر باعث سردی روابط بین ایران و یمن شده بود. اما سقوط حکومت بن علی و عبدالله صالح در تونس و یمن باعث خروج ایران از انزوای تصنعی ایجاد شده خواهد شد و به احتمال زیاد روابط این دو کشور از حالت رخوت و سردی زمان بن علی و صالح خارج شده، به گرمی می انجامد. این مسئله باعث نگرانی غرب و دوستان منطقه ای اش همانند عربستان سعودی شده است. واکنش به تحولات بحرین و اعزام نیروهایی سعودی و متهم کردن ایران به دست داشتن در تحولات بحرین، می تواند دلیل متقنی بر این ادعا و ترس عربستان و غرب از گسترش نفوذ ایران باشد. طرح الحاق بحرین به عربستان نیز در این چارچوب قابل ارزیابی است.

بنابراین، سقوط این دیکتاتوریها علاوه بر اینکه باعث شده است پایه های قدرت آمریکا و عربستان در منطقه سست تر شود، باعث شده اند که نقش و نفوذ ایران نیز در منطقه افزایش یابد. البته غرب سعی می کند با وخیم اعلام کردن اوضاع منطقه پس از بهار عرب و افزایش ایران هراسی، افزایش نفوذ ایران در منطقه را بسیار خطرناک جلوه داده و به ایران هراسی ها دامن بزند. در این راستا، جورج فریدمن، بنیانگذار اطلاعات جهانی استراتفور، بر این عقیده است که «وقتی بهار عرب به پایان برسد، ایران به عنوان بانفوذترین کشور منطقه از افغانستان در غرب تا مدیترانه، ظهور خواهد کرد. یک تغییر عظیم در توازن قوای منطقه با ظهور ایران از یک قدرت حاشیه ای به یک قدرت مسلط، رخ خواهد داد… گسترش نفوذ ایران چندین پیامد جدی برای ثبات در خاورمیانه خواهد داشت؛ اسرائیل، فلسطینی ها، سوریه، لبنان، عراق و دولت های عربی خلیج فارس همگی تحت تاثیر رشد تنش هایی که ناشی از این قدرت گیری ایران است، قرار خواهند گرفت».]1[

کلید واژه: بهار عربی، موازنه قدرت، ایران، اعراب

تحلیل رخداد

-اهداف غرب و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس از دامن زدن به بحران ها ی منطقه ای و جهانی علیه ایران

همانطور که در بالا اشاره شد، غرب سعی دارد تا پروژه ایران هراسی را به خصوص پس از بهار عرب گسترش دهد و فرصت های ایران را در این تحولات به تهدید تبدیل کند. ایالات متحده در این برهه زمانی بهترین فرصت را بدست آورده است تا با استفاده از ابزار رسانه ای قدرتمند خود و همچنین، استفاده از پتانسیل های دوستان منطقه ای خود از جمله عربستان، قطر و تا حدودی ترکیه، در این راستا به خوبی بهره برداری کند. شبکه الجزیره قطر، و عربستان سعودی ( به دلیل اختلافات تاریخی و ایدئولوژیکی که با جمهوری اسلامی ایران دارد) همراه با هم سعی در دامن زدن به ایران هراسی به خصوص در بین کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس دارند. ترکیه نیز با پذیرفتن نقش جدید خود در منطقه و کمک به هدایت تحولات به سمت منافع غرب، نقشی بی بدیل را در محدود ساختن هر چه بیشتر ایران در تحولات اخیر منطقه و در عوض، افزایش نقش و حضور غرب و جبهه متحد با غرب در منطقه ایفا می کنند. به عبارتی بهتر، این کشورها سعی دارند تا بهترین فرصت ایران را –که پس از شروع بهار عرب در منطقه بوجود آمده است_ به عنوان تهدیدی بر علیه نقش و نفوذ ایران در منطقه استفاده نمایند. در این راستا، غرب با دامن زدن به بحرانهای منطقه ای و جهانی ایران، از جمله پرونده هسته ای، اختلافات ایران با برخی همسایگان به خصوص ادعاهای امارات در باره  جزایر سه گانه ، تاکید بر گسترش نظامی گری ایران و کمک های تسلیحاتی ایران به سوریه، حزب الله، حماس و گروههای شیعی عراقی، سعی دارد تا بر ابعاد بحران هایی که جمهوری اسلامی ایران با آن درگیر است دامن بزنند و توانایی های ایران را در این راستا به تحلیل برند تا این کشور نتواند نقش موثری در بهار عرب در منطقه ایفا نماید. همچنین، با دامن زدن به ایران هراسی، اقبال مردم کشورهای منطقه را از جمهوری اسلامی کم سازند. به همین خاطر، تمام تلاش خود را در راستای مهار ایران و جلوگیری از قدرتگیری آن به کار می برند.

-ابزارهای مورد استفاده غرب و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس در برابر ایران

غرب برای مهار ایران و جلوگیری از قدرت گیری ایران، چندین گام را همزمان با هم به جلو می برد.

1-   دامن زدن به بحران هسته ای ایران و گسترش تحریم های اقتصادی بین المللی علیه ایران:

 ایالات متحده با در اختیار داشتن سکان هدایت متحدین خود علیه پرونده هسته ای ایران، تاکنون چندین قطعنامه را در شورای امنیت سازمان ملل متحد بر علیه ایران به تصویب رسانده است. تصویب این قطعنامه ها مقدمه ای بوده است بر افزایش تحریم های گسترده بین المللی بر علیه ایران. ایالات متحده توانسته است اجماعی گسترده جهانی بر علیه پرونده هسته ای ایران ایجاد کند و تحریم های اقتصادی گسترده ای را بر علیه ایران به تصویب برساند. تحریم بانک مرکزی و تحریم های نفتی -که اتحادیه اروپا به تصویب رسانده است- همچنین تحریم ورود ارز و طلا به ایران از جمله گسترده ترین تلاش های غرب برای فشار بر ایران در جهت توقف فعالیت های صلح آمیز هسته ایش می باشد. آمریکا و اسرائیل مدام در پی دامن زدن به این مسئله هستند که هدف ایران از برنامه هسته ایش، دستیابی به سلاح هسته ای است ( هر چند که همواره مقامات جمهوری اسلامی به صراحت این مسله را رد کرده اند) و باید جلوی دستیابی این کشور را به سلاح هسته ای گرفت. کشورهای منطقه ای همسو با غرب نیز در این راستا نقشی بی بدیل ایفا نموده اند. از جمله می توان به نقش عربستان سعودی در دامن زدن به ایران هراسی و افزایش تنش ها علیه ایران مبنی بر حرکت به سمت دستیابی به سلاح هسته ای نام برد. این کشور بارها اعلام نموده است که یک ایران هسته ای در منطقه می تواند تهدیدهای زیادی را  علیه کشورهای منطقه داشته باشد و امنیت منطقه را به خطر می اندازد. همچنین یک ایران هسته ای می تواند به یک مسابقه تسلیحاتی در سطح منطقه دامن بزند. اسرائیل نیز بارها اعلام داشته است که دستیابی ایران به سلاح هسته ای علیه موجودیت این کشور خواهد بود و باید به هر طریق ممکن جلوی دستیابی این کشور را به سلاح هسته ای گرفت و در این راستا مرتب بر طبل جنگ  علیه ایران می کوبند و تحریم های بین المللی را مناسب و کافی نمی دانند.

2-   دامن زدن به اختلافات منطقه ای ایران با همسایگانش:

یکی دیگر از ابزارهای غرب برای افزایش تنش های علیه ایران و کاهش نقش ایران در تحولات منطقه و جلوگیری از قدرت گیری آن، سیاست دامن زدن به تنش های ارضی و مرزی ایران با همسایگانش می باشد. بهترین نمود این مسئله را می توان در اختلافات ایران و امارات بر سر جزایر سه گانه و ادعاهای واهی این شیخ نشین در باره جزایر سه گانه ایرانی دید. غرب همواره سعی کرده است تا هر از گاهی با دامن زدن به این مسئله، شکاف های ایران و امارات و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را روشن نگه دارد تا مانع از تنش زدایی آن ها گردد. شورای همکاری خلیج فارس نیز خود از عاملان اصلی دامن زدن به این اختلافات است و از این امر همواره استقبال نموده است؛ چرا که از ایجاد نزدیکی و تنش زدایی بین ایران و غرب و به خصوص ایالات متحده، می ترسد. چرا که در صورت ایجاد تنش زدایی، شیخ نشین های حوزه خلیج فارس دیگر نخواهند توانست از برگ ایران هراسی در برابر حمایت های ویژه ایالات متحده برخوردار گردند.

سفر احمدی نژاد به جزیره بوموسی، موج جدیدی از تحریکات علیه ایران را دامن زد و ایالات متحده، انگلیس و فرانسه به صراحت از ادعاهای واهی امارات حمایت کردند و این سفر معمولی یکی از مقامات ایران را به قسمتی از خاک کشورش را محکوم کردند. این تحرکات دراین برهه زمانی که مذاکرات هسته ای ایران به مرحه جدید و حساسی وارد شده است، گویای نقش پشت پرده غرب و اسرائیل در راستای افزایش فشارها بر ایران برای دور بعدی مذاکرات ایران و 5 +1 در بغداد است. در این راستا باید گفت که «بحث درباره جزایر بین ایران و امارات، در برابر تنش پشت پرده پرونده هسته ای  ایران با آمریکا، اروپا و اسرائیل می باشد» ]2[.

3-   فشار بر دوستان ایران در منطقه:

یکی دیگر از ابزارهای غرب در راستای فشار بر ایران و جلوگیری از قدرت گیری این کشور در منطقه پس از بهار عرب، افزایش فشار بر دوستان منطقه ای ایران و تقویت جبهه مقابل ایران می باشد. در تحولات اخیر ما شاهد شکلگیری شکل جدیدی از بلوک بندی های منطقه ای در برابر ایران و دوستان منطقه ای ایران هستیم. این بلوک بندی جدید را کشورهای ترکیه، عربستان و قطر رهبری می کنند. هدف اصلی آنها نیز فشار بر ایران و دوستان ایران در منطقه برای جلوگیری از قدرت گیری آن ها می باشد. فشارهایی که بر حکومت بشار اسد از زمان شروع ناآرامی ها در این کشور از طرف غرب و ترکیه، قطر و عربستان وارد آمده است در این راستا قابل ارزیابی می باشد. ترکیه از ابتدای شروع ناآرامی ها در سوریه با حمایت از مخالفین و ایجاد کمپ اسکان مهاجرین سوری در مرزهای خود با سوریه و حمایت های سیاسی و دیپلماتیک از مخالفان و برگزاری دومین دور نشست دوستان سوریه در خاک این کشور، سعی کرده است تا بر دامنه ناآرامی های سوریه بیفزاید و مخالفین بشار اسد را در جهت بر اندازی وی بسیج کند. عربستان و قطر نیز با حمایت های تسلیحاتی به مخالفین و فشارهای بین المللی و منطقه بر رژیم اسد سعی در براندازی وی دارند. غرب نیز به رهبری ایالات متحده از همان آغاز شکل گیری ناآرامی ها در سوریه از طریق ابزارهای گوناگون، استفاده از سازمان ملل و شورای امنیت و اتحریم های اقتصادی علیه اسد سعی در براندازی وی داشته اند. در این راستا، همواره جمهوری اسلامی را محکوم به حمایت از اسد و دست داشتن در کشته شدن مخالفین اسد محکوم کرده اند. ایران نیز همواره با ارائه شواهد نشان داده است که مخالفین بشار اسد از طرف غرب و عربستان کمک تسلیحاتی می گیرند و قصد آشوب را در داخل سوریه دارند. به عقیده ایران، مخالفین بشار اسد از نیروهای مردمی نبوده و شامل نیروهای مزدور طرفدار غرب می باشند.

تحرکاتی که در هفته های اخیر در منطقه در حال شکل گیری است، این مسئله را روشن تر می سازد و نقش کشورهای غربی و طرفداران منطقه ای آنان رادر محدود ساختن دایره نفوذ ایران و افزایش فشارها بر دوستان ایران آشکارتر می سازد. فشارهایی که در هفته های اخیر بر دولت مالکی از جانب مسعود بارزانی -رئیس منطقه خودمختار کردستان عراق- وارد می شود و حمایت های همه جانبه عربستان، قطر و ترکیه از وی نمایانگر شکل گیری بلوک بندی جدید در منطقه به رهبری عربستان و ترکیه در برابر ابران می باشد. سفرهای اخیر بارزانی به ترکیه، امارات و آمریکا و حمایت های نهان و آشکار ترکیه و عربستان از بارزانی مبنی بر ادامه دادن چالش ها با دولت شیعی مالکی نشان دهنده موج جدیدی از فشارها بر دولت مالکی برای سقوط وی یا، حداقل، کاهش روابط استراتژیکش با تهران می باشد. در این راستا، بحث تجزیه منطقه خودمختار کردستان عراق به رهبری مسعود بارزانی مطرح است. ناظم دباغ، نماینده اقلیم کردستان عراق در ایران، در این رابطه در گفتگو با دیپلماسی ایرانی، اظهار می دارد که «ما با دولت مرکزی مشکلاتی داریم. به گفته ایشان، آقای بارزانی گفته است که ما خواهان حل مشکلات خود با دولت مرکزی هستیم. تاکنون مشکلاتی وجود داشته که به آن ها توجه نشده است. اگر درخواست ها و مطالبات و توافقنامه هایی که به امضای دو طرف رسیده مورد توجه قرار نگیرد، اول به قانون اساسی عراق بر می گردیم. اگر حل نشد، ناچاریم که این مسئله را با مردم کردستان مطرح کنیم تا خود نسبت به آینده خود تصمیم گیری کنند و نظر بدهند که چه می خواهند.» دباغ بر این نظر است که هدف اصلی از بحث جدایی طلبی کردستان عراق، تلاشی برای حل مشکلات با دولت مرکزی است. ]3[. یعنی فشار بر دولت نوری مالکی برای تن دادن به خواسته های آن ها. وی دلیل موضع گیری اخیر اردوغان بر علیه مالکی را، شیعه بودن حکومت مالکی می داند و اینکه شیعیان با ایران ارتباط دارند. به علاوه، اهل تسنن در عراق با ترکیه روابط خوبی داشته و دارند.

4-   گسترش حضور نظامی در منطقه و دامن زدن به مسابقه تسلیحاتی بین کشورهای عرب منطقه:

غرب به سرکردگی ایالات متحده از مدت ها پیش با دامن زدن به پروژه ایران هراسی سعی در تشویق کشورهای عرب حوزه خلیج فارس برای خریدهای کلان تسلیحاتی از کمپانی های غربی داشته اند. در این راستا عربستان سعودی قراردادی را به ارزش 62 میلیارد دلار با شرکت های آمریکایی منعقد کرده است (که بزرگترین قرارداد خرید تسلیحاتی در ایالات متحده می باشد). در سپتامبر گذشته، امارات اعلام کرد که 48/3 میلیارد دلار برای خرید موشک های دفاعی و سیستم های راداری اختصاص می دهد.]4[. استقرار سامانه سپر دفاع موشکی در خلیج فارس نیز در این راستا قابل ارزیابی است. ایالات متحده با استقرار این سامانه سعی دارد تا توانمندی های موشکی ایران را خنثی سازد. مانور نظامی اخیر مشترک بین فرانسه و امارات در امارات متحده عربی با عنوان ” خلیج ]فارس[ 2012″ نیز نمود دیگری از تلاش غرب و کشورهای عرب منطقه برای افزایش فشارهای سیاسی و نظامی بر علیه ایران می باشد.

آخرین برگ این نمایش، خبر استقرار جدیدترین نسل جنگنده های نیروی هوایی ایالات متحده در امارات می باشد. تنش بین ایران و آمریکا و اسرائیل بر سر برنامه هسته ای ایران، باعث شده است که آمریکا جدیدترین نسل جنگنده های خود را به امارات انتقال دهد. این گسترش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس در این برهه زمانی می تواند به عنوان هشداری از طرف آمریکا به ایران باشد که در مذاکرات هسته ای جدیدت بیشتری به خرج دهد. یکی از مقامات مسئول ایالات متحده اعلام کرد که ارسال f22 به امارات در این برهه زمانی، احتمالا پیامی است از طرف ایالات متحده به ایران برای تعلیق فعالیت های هسته ای اش.]5[

دورنمای رخداد

با کنار هم قرار دادن قطعات این پازل پیچیده، می توان  نگاه بلند مدت ایالات متحده برای مهار ایران و جلوگیری از گسترش قدرت و نفوذ ایران پس از بهار عرب را، در استراتژی کلان ایالات متحده دید. این کشور با کمک به ایجاد یک بلوک بندی جدید منطقه ای به رهبری ترکیه، عربستان و قطر سعی دارد تا نظم جدید منطقه را پس از تحولات اخیر خاورمیانه عربی پی ریزی کند. یکی از نکات کانونی این نظم جدید، مهار ایران و انزوای بیشتر این کشور می باشد. بنابراین ایران باید از حداکثر توان دیپلماتیک خود برای خروج از این بحران و دام استفاده نماید. یکی از اصلی ترین راهکارها در این زمینه، تنش زدایی با همسایگان جنوبی خود و ایجاد اعتماد متقابل بین طرفین است. از ملزومات اساسی این کار نیز حل و فصل پرونده هسته ای و حل مشکلات با غرب و ایالات متحده آمریکا است.

منابع:

1-http://www.dailypress.com/news/breaking/dp-f22-raptors-quietly-deployed-to-middle -east-20120429,0,4981631.story

2-http://fullcomment.nationalpost.com/2011/11/26/peter-goodspeed-the-arab-spring-has -allowed-iran-to-expand-its-sphere-of-influence/

1-    http://en-maktoob.news.yahoo.com/us-deploys-f-22-fighter-jets-uae-officials-233156537.html

2-    http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/58/bodyView/1900655/استقلال،.اهرم.فشار.کردها.بر.مالکی.html

3-    http://en-maktoob.news.yahoo.com/us-deploys-f-22-fighter-jets-uae-officials-233156537.html

4-    http://en-maktoob.news.yahoo.com/us-deploys-f-22-fighter-jets-uae-officials-233156537.html

5-    http://www.cbsnews.com/8301-501713_162-57424962/iran-us-stealth-fighter-deployment-to-uae-harmful/

Share