بهمن ۳, ۱۳۹۷ – ۷:۵۷ ق.ظ |

فرزاد رمضانی بونش
پژوهشگر ارشد مسائل منطقه ای
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
 
چین یک قدرت روبه‌رشد است و به ژرفای منافع آن در نقاط مختلف جهان افزوده می‌شود. یکی از مناطقی که چینی‌ها با آن روابط …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » اتحادیه اروپا, اروپا, ايران, خاورمیانه, خلیج فارس, گزیده ها, گفتگو

ایران و اولویت های سیاست خاورمیانه ای لهستان ـ گفتگو با دکتر حامد کاظم زاده –بخش دوم

نگارش در دی ۲۴, ۱۳۹۷ – ۸:۳۸ ق.ظ
Share

پژوهشگر مرکز مطالعات اروپای شرقی دانشگاه ورشو

مرکز بین المللی مطالعات صلح  – IPSC 

خاورمیانه در سالهایی که گذشت با تحولات مهمی روبرو بوده استدر این راستا و با توجه به نگاه نوین در سیاست خارجی لهستان به خاورمیانه و سیاست کنونی این کشور، از جمله برگزاری کنفرانسی برای بررسی صلح، ثبات و امنیت خاورمیانه با محوریت «تهدیدات» ناشی از جمهوری اسلامی ایران توسط ایالات متحده در روزهای ۲۴ و ۲۵ بهمن در ورشو، به گفتگویی با دکتر حامد کاظم زاده پژوهشگر مرکز مطالعات اروپای شرقی دانشگاه ورشو پرداخته ایم:

واژگان کلیدی: لهستان، سیاست خاورمیانه ای، اولویت، خیزش، اسرائیل، چشم انداز

مرکز بین المللی مطالعات صلح: وضعیت دولت و تغییر این سیاست در چیست؟ و اهداف لهستان در روابط با بازیگران مهم خاورمیانه چون ایران و ترکیه و اسرائیل چیست؟

در سال های اخیر، لهستان شاهد دو انتخابات مهم در ریاست جمهوری و مجلس بود که تا حدود زیادی ساختار سیاسی کشور را تغییر داد و باعث قدرت گیری گروه های راست محافظه کار و ملی گرا گردید. این تغییرات با پیروزی آندژِی دودا در ماه می 2015 به عنوان ششمین رئیس جمهور، آغاز شد و منجر به پیروزی حزبش «قانون و عدالت» بعد از 8 سال درانتخابات پارلمانی 25 اکتبر 2015 شد. این تحولات را می توان یک انقلاب و زلزله سیاسی در لهستان و اولین دومینوی راست گرایی در دول اروپایی عصر جدید قلمداد کرد.

حتی نخست‌وزیر وقت لهستان در سال 2015 خانم بئاتا شیدوُ، بعد از انتخابات پارلمانی، در اولین نشست مطبوعاتی خود با خبرنگاران پرچم اتحادیه اروپا را که طبق سنت، در هنگام سخنرانی روسای کشورهای اتحادیه اروپا در کنار پرچم هر کشور قرار داده می‌شود، از محل برپایی این نشست حذف کرد. این اولین اقدامات ضد اروپایی در دولت جدید لهستان نبود، پیشتر نیز اعلام کرده بودند که با اسکان هفت هزار پناهجوی سوری را که دولت قبلی با ورود آنها موافقت کرده بود، مخالف است و پذیرای این افراد نخواهد بود. وزیر امورخارجه جدید لهستان نیز با اعلام موضع جنجالی در خصوص ایجاد یک ارتش از جوانان پناهجو که به اروپا رسیده اند، برای اعزام به سوریه و عراق جهت مبارزه با تروریسم، تا حدود زیادی در مقابل سیاست های اتحادیه اروپا قرار گرفت.

حزب قانون و عدالت در کشوری پیروز انتخابات شد که در یک دهه گذشته به داشتن حامیان سرسخت اروپا مشهور است اکنون با ریاست جمهوری دودا و نخست وزیر جدید، ماتئوش موراویسکی این سؤال مطرح می‌شود که آیا لهستانی که تا دیروز به منزله سنگر ثبات، اعتماد و اعتبار برای اروپا بود، در آستانه شکستن اروپا است؟ باید اشاره کرد که در سال‌های 2005 تا 2007 که حزب قانون و عدالت در قدرت بود، تنش‌های داخلی عمیق، محافظه‌کاری شدید در سیاست داخلی و سیاست خارجی ناسیونالیستی‌تر بر لهستان حاکم بود. با وجود این، اگر نتیجه‌گیری کنیم رأی مردم لهستان به عدالت و قانون، رأی علیه اروپا یا رأی برای وقوع یک تغییر اساسی در سیاست خارجی این کشور بوده، مقداری عجولانه نتیجه‌گیری کرده‌ایم، زیرا این انتخابات بشدت بر مسائل داخلی لهستان متمرکز بود. شاید دلیل اصلی رأی دهندگان به حزب قانون و عدالت، تقاضای تغییر حاکمیت 8 ساله حزب بستر مدنیت به رهبری توسک ـ رئیس کنونی شورای اروپا ـ و کُمورُوسکی بود. تغییر شکل اقتصادی لهستان در دهه‌های گذشته باعث رشد ناگهانی و سریع این کشور شد اما همه مردم لهستان از این رشد سود نبردند. نرخ بیکاری در نسل جوان بالای 20 درصد است و حتی آنهایی که شغل دارند از درآمدهای پایین و قراردادهای کاری نامناسب خود شکایت دارند و خدمات رفاه عمومی را دور از دسترس می‌بینند. ضعف اصلی کومورفسکی و حزبش این بود که نتوانستند چشم‌انداز 10 سال آینده لهستان را برای رأی دهندگان ترسیم کنند و بیش از پیش بر همگرایی بر سیاست های اروپایی تاکید ورزیدند و با این شعارها نتوانستند رای های خاموش را برای خود جذب کنند. اما یک نتیجه در این انتخابات قطعی بود که آن همانا تغییر نسل در سیاست لهستان است که ممکن است چشم‌انداز سیاسی کشور در اروپا را خیلی زودتر از آنچه تصور می‌شد، برهم بریزد و تنشهای آنها با آلمان و روسیه را افزایش دهد. ولی در رویکرد خاورمیانه ای، همچنان اسرائیل در مرکز اصلی سیاست خارجی لهستان است، دو کشور همچنین در سال ۱۹۹۸ موافقت‌نامه تجارت آزاد با یکدیگر را به‌منظور تسهیل مبادلات تجارى امضاء و در راستاى این موافقت‌نامه و به‌منظور ساده و مختصر نمودن تشریفات گمرکی، افزایش سرعت مبادلات کالا و همکارى دو کشور در مبارزه با کالاى قاچاق، موافقت‌نامه گمرکى را نیز امضاء نمودند. لهستان ترکیه را نیز به عنوان یک شریک اقتصادی خاورمیانه می بیند. همچنین ارتقا روابط با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در الویت بعد قرار دارد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: سیاست خارجی لهستان تا چه حدی واگرایی و یا همسویی هایی با سیاست های آمریکا در تحولات یک سال گذشته خاورمیانه (همانند پرونده برجام و سوریه) حرکت کرده است؟

سیاست خارجی لهستان از بعد از ترامپ کاملا همگرایی و همسویی در تحولات خاورمیانه داشته است. آخرین نتیجه این همسویی سیاست در مورد برجام و ایران بود. موضع مبهم لهستان درباره فعال‌سازی قوانین مسدودساز اتحادیه اروپا برای تضمین منافع برجامی ایران نخستین نشانه های این تغییرات بود. عدم تسریع در اعزام سفیر جدید، لغو دیدارهای هیاتهای سیاسی و اقتصادی با حضور همزمان معاون خزانه داری ایالات متحده جهت بررسی ویژه تحریم های علیه ایران در لهستان، نشانه های بارزی از تغییر رویکرد خاورمیانه ای لهستان در چند ماه گذشته بود.

در اصل سیاست خارجی لهستان، نگرانی های امنیتی در مورد روسیه در شرق اروپا را با مسئله ایران گره زده است. به طوری که وزیر امور خارجه لهستان بر این باور است که «اتحادیه اروپا باید مسائل امنیتی را در جریان رایزنی‌هایش درباره ایران هم‌زمان با افزایش حضور روسیه در اروپای شرقی، بیش‌ازپیش بررسی کند و در نظر بگیرد. ممکن است این دو در نگاه اول ارتباطی با هم نداشته باشند، اما این مسئله دیگری است که باید حل‌وفصل کنیم». این گفته کژاپوتوویژ برگرفته از اختلاف تاریخی این کشور و برخی از کشورهای تازه‌استقلال‌یافته از اتحاد جماهیر شوروی، با روسیه است. وزیر خارجه لهستان دغدغه‌های امنیتی دیگری مانند افزایش تهدیدهای روسیه در شرق اروپا را یکی دیگر از موارد تعیین‌کننده در مذاکرات بر سر ایران دانست. شاید دیدار مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، با وزیر خارجه لهستان هم در تصمیم او بی‌اثر نباشد. به هر حال روابط ایران با کشورهای شرق اتحادیه اروپایی تابعی از روابط آنها با ایالات متحده، اسرائیل و خود اتحادیه اروپا است. هنوز هم بزرگترین مراکز امنیتی ایالات متحده در کشورهای همچون لهستان و چک قرار دارد و بزرگترین اقلیت جمعی در اسرائیل نیز برگرفته از مهاجران این کشورهاست.

درباره سوریه، به غیر از موضوع پناهجویان که یک موضوع داخلی در لهستان، سیاست این کشور حمایت از جنگ علیه علیه داعش حمایت می کند. با این وجود، بعد سیاسی خاورمیانه برای لهستان مهم نیست زیرا هم اکنون، مناقشه در اوکراین اولویت این کشور می باشد. در واقع، خاورمیانه در چارچوب تروریسم اولویت لهستان نیست و احتمالا این موضوع اولویت های این کشور را در آینده نیز تغییر نخواهد داد زیرا لهستان مشکلی با مساله تروریسم در خاورمیانه، حداقل برای هم اکنون ندارد. با این وجود، لهستان از دیگر کشورها از جمله آمریکا در جنگ علیه تروریسم و داعش حمایت می کند؛ لهستان از همکاری های اطلاعاتی و نیز از جنگجویان کردی علیه داعش حمایت می کند. برای مثال، بر مبنای اطلاعیه وزارت دفاع لهستان، این کشور برخی تجهیزات را برای آنها در جنگ علیه داعش فراهم کرده است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آینده رویکرد سیاست خارجی لهستان را در خاورمیانه را با توجه به تحولات خاورمیانه  را چگونه مورد پیش بینی  و بررسی قرار می دهید؟

چشم اندازی که من می بینم بیشتر پیروی لهستان از ایالات متحده در خاورمیانه می باشد. کاهش روابط با تهران، افزایش روابط با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با محوریت همرایی با اسرائیل از نکات بارز آن خواهد بود. ولی می توان این را پیش بینی کرد که در صورت تغییر سیاست در ایالات متحده نسبت به برجام و خاورمیانه، حتی تغییرات سیاسی داخلی در لهستان، شاهد تغییر و نزدیکی دیدگاه لهستان به اتحادیه اروپا باشیم.

Share