ارتباط هوش مصنوعی با سیاست (بخش نخست)
شهریور ۲۹, ۱۳۹۶ – ۶:۰۶ ق.ظ |

دکتر مهدی مطهرنیا
استاد دانشگاه و آینده پژوه سیاسی
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

گذشته و حال هوش مصنوعی
هوش مصنوعی(Artificial intelligence) یا هوش ماشینی در واقع برگرفته از الگوسازی برای مدیریت بهینۀ ماشین‌های موجود در حیات …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » ايران, خلیج فارس, عربستان, مقالات

اهداف و پیامدهای رویکرد رسانه ای و روانی الجبیر علیه ایران

نگارش در تیر ۲۴, ۱۳۹۶ – ۹:۳۰ ب.ظ
اهداف و پیامدهای رویکرد رسانه ای و روانی الجبیر علیه ایران
Share

دکتر مهدی مطهرنیا

کارشناس و آینده پژوه مسائل سیاسی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

اهداف رسانه ای و روانی الجبیر علیه ایران

امروزه جهان با دو واقعیت رو به روست، یکی واقعیت عینی و دیگری واقعیت موازی. امر واقع، واقعیت زندگی ما را می سازد. آن چیزی است که به عینه ملاحظه می کنیم و تلاش می کنیم که در آن به عنوان یک کنشگر، حرکت و کلام خود را به واقعیت متن دیکته کنیم. اما واقعیت متن دیگر وجود دارد و آن واقعیت موازی است. واقعیت موازی در فضای مجازی شکل می گیرد و حضور ، نه ظهور بازیگران و کنشگران متفاوتی است که روایت ها را به فرا روایت تبدیل می کنند. امروز رسانه ها، شبکه های مختلف اجتماعی، جغرافیای واقعیت موازی حیات بشر شده اند و از وجود گوناگون بر امر واقع یا واقعیت امر زندگی بشر در لایه های گوناگون حیات او تاثیر بسزایی را به جا می گذارد. استفاده و بهره برداری از ایجاد روایت های رسانه ای و موجود در این واقعیت موازی حیات، اکنون بر امر واقع حیات ما دیکته می شود و تا حدود زیادی می تواند به عنوان فرا روایت پرداخته شده بر اندیشه ها، رفتار و کنش های متفاوت ما تاثیر بگذارد. لذا باید گفت عادل الجبیر با سابقه دیپلماتیک خود به ویژه در ایالات متحده آمریکا و آشنایی با جهت گیری های رسانه ای روانی، به دنبال آن است که با این عملیات روانی در حوزه واقعیت موازی با امر واقع تاثیر خود را به جای بگذارد و بتواند در مسیر ایجاد یک نوع تحرک معنادار در این فضا اثرگذاری هدفمند خود را شکل و محتوا ببخشد. جبیر نسبت به وزرای امور خارجه دیگر عربستان، از آگاهی و تجربه بیشتری نسبت به این مبانی برخوردار است و توانسته با توجه به این آشنایی و تکیه بر مهارت های خود در جهت شگردهای متفاوت رسانه ای، به عنوان یک وزیر امور خارجه قدرتمند در ساختار ضعیف شده قدرت در عربستان، بیشتر بدرخشد.

هدف نخست ایجاد فضای فکری مناسب و متناسب با هجمه های عربستان نسبت به تهران برای محاصره منطقه ای ایران است. به عبارت دیگر ستون فقرات این تحرکات، بزرگ نمایی ایران در قالب تهدید بین المللی برای اجماع سازی منطقه ای و هدایت افکار عمومی نظام بین الملل به محدود سازی ایران در قالب یک کشور خاطی از قواعد بین المللی است. از این جهات است که به فرافکنی قدرت می پردازد. تلاش می کند که تهران را به عنوان یک تهدید منطقه ای و بین المللی ، مهاجم نسبت به کشورهای همسایه ، مدافع تروریسم و ایجاد برتری منطقه ای از منظر قومی و قبیله ای قرار دهد. به عبارت دیگر بر آن است که با توجه به این معانی از ایران یک تهدید بزرگ منطقه ای و بین المللی را برافکند و به این ترتیب زمینه های اجماع منطقه ای علیه ایران، آمادگی پذیرش افکار عمومی در سطح بین المللی برای حمایت از حرکت های عربستان بر ضد ایران را فراهم سازد. با توجه به پیشینه حدود چهار دهه تلاش کشورهای فرامنطقه ای به ویژه آمریکا در ترسیم تصویر بازیگر خاطی از ایران (که چالشگر در برابر نظام بین الملل است) و بر اساس محورهای تروریسم، دستیابی به سلاح های غیر متعارف، همچنین حقوق بشر و مبارزه برای صلح میان اعراب و اسرائیل تلاش کرده در این چهار محور همواره ایران را در حالت انزوا قرار داده است. یعنی از آن صبغه استفاده و با تاکید بر بعضی از این مولفه ها در وضعیت کنونی، زمینه های فضای مسموم رسانه ای بر ضد تهران را فراهم کرده است. لذا از شگرد دروغ بزرگ رگبار و تکرار گوبلزی هم استفاده می کند و سیل اتهام ها را بر ایران وارد، و با تکرار مکرر این اتهامات تلاش می کند که زمینه هایی را برسازد که با این سیل رگباری و تکراری اذهان عمومی در مسیری قرار گیرد که عربستان خواهان آن است و به انزوای سیاسی ایران در جهان موازی با واقعیت عینی رو به رو شود تا سپس با این جنگ رسانه ای زمینه های یک جنگ روانی مقدماتی برای حملات احتمالی فیزیکی را در آینده آماده سازد.

پیامد رویکرد روانی و رسانه ای جبیر در قبال ایران

هر چه جبیر بر این مسیر وارد عمل می شود و ایران در مسیر تبلیغات دیپلماتیک منطقی در بستر صبر و تامل برخورد می کند، تا حدود زیادی می توان گفت که جبیر در دراز مدت و عربستان پاسخگوی اتهامات وارده بر تهران در افکار عمومی قرار می گیرند. عادل الجبیر زمانی می تواند موفق باشد که با ایجاد اتهامات دروغین و با اصل تکرار و رگبار موجب برهم خوردن تعادل دستگاه دیپلماسی و رسانه ای تهران شده و آن را در تقابل لجبازانه با عربستان قرار دهد و این تقابل لجبازانه منجر به رد و بدل ادبیاتی سخیف و رادیکالانه بین تهران و عربستان شود و در این فضای رادیکالیستی رسانه ای، زمینه ایجاد فضای مطلوب و اصطکاک بیشتر علیه جمهوری اسلامی را فراهم کند. اما در مقابل هر چه ایران از ادبیات مدبرانه در حوزه رسانه ای و رفتار معقولانه و کنش متنفذانه در افکار عمومی را پیش گیرد، (به گونه ای که شاهد یک فضای گفتمانی مطلوب برای نشان دادن شخصیت تاریخی و فرهنگی ایران از یک سو و وقار ناشی از وقوع یک انقلاب عظیم اسلامی معطوف به رفتار حسنه و اخلاق مطلوب را از خود نشان دهد) در دراز مدت این عربستان است که در افکار عمومی در انزوا قرار می گیرد. لذا رفتار رسانه ای ما باید نشان دهنده شخصیت واقعی ایران و انقلاب برخاسته اسلامی از درون ملت ایران در فضای رسانه ای باشد و به گونه ای این شخصیت را در فضای رسانه ای نسبت به عربستان تجلی بخشد. تجلی بخشیدن این حقیقت گویی، صداقت ، صمیمت ، صبر و صراحت رسانه ای ایران باید با صلابت انجام شود. ولی صلابت آن نباید منجر به تخطی از اخلاق حسنه و برخورد نیکو با مردم عربستان و دیگر ملت های منطقه بوده و زمینه های بهره برداری های غیر اخلاقی را فراهم سازد. اگر رسانه های ما ادبیاتی مدبرانه، رفتاری معقولانه و کنش های متفذانه را در پیش گیرند، عادل الجبیر آنچه می کارد را خود درو خواهد کرد.

واژگان کلیدی: عادل الجبیر، عربستان، رسانه، دستگاه دیپلماسی ، قدرت نرم، اهداف، پیامد

Share