امریکا و آینده تقابل با ایران در خاورمیانه  -گفتگو با دکتر حامد آزاد
خرداد ۵, ۱۳۹۶ – ۱۱:۲۰ ب.ظ |

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 
از آغاز حضور ترامپ در کاخ سفید نشانگان رفتاری و گفتاری دولت امریکا در تقابل با ایران بیشتر شده است . گفتگوی زیر به بررسی نگاه امریکا و استفاده …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خلیج فارس, عربستان, گفتگو

اهداف اتحاد نظامی شورای همکاری خلیج فارس -گفتگو با دکتر حسین ربیعی

نگارش در آذر ۱۵, ۱۳۹۳ – ۲:۳۶ ق.ظ
اهداف اتحاد نظامی شورای همکاری خلیج فارس  -گفتگو با دکتر حسین ربیعی
Share

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

ناتوی عربی نامی بود که امریکایی‌ها به نیروی نظامی مشترک کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس که بنا بود با ادغام ارتش‌های این کشورها به اضافه چند کشور دیگر مانند اردن و مغرب نیروی دفاع منطقه‌ای به وجود بیاورد دادند. در این بین با توجه به طرح دوباره این مساله برای بررسی بسترها و زمینه های شکل گیری همکاری نظامی عربی گفتگویی با دکتر حسین ربیعی کارشناس مسائل خاورمیانه داشته ایم:

واژگان کلیدی: اتحاد نظامی، شورای همکاری خلیج فارس ، همکاری نظامی شورای همکاری خلیج فارس

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: شرایط گذشته طرح ناتوی عربی در منطقه خلیج فارس چیست؟

بحث اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس از هم جداست. شورای همکاری خلیج فارس از بدو پیدایش، ماهیتی امنیتی داشته است. به این معنی که با اهداف دفاع استراتژیک و امنیتی در سال 1981 به وجود آمد. اما همکاری های نظامی این کشورها تا همین اواخر نمود آن چنانی نداشت. حتی در دهه 90 که تقریبا ده سال از پیدایش شورای همکاری خلیج فارس می گذشت و عراق به کویت حمله کرد، هنوز این همکاری های دفاعی شکل نگرفته بود و کشورهای شورای همکاری عملا نتوانستند در مقابل عراق اقدام جامعی انجام دهند. از سال 2000 به بعد همکاری ها رفته رفته شکل گرفته است و اخیرا به توافق نامه ای مبنی بر دفاع مشترک بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس شده است.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در چنین پیمانی چه اهدافی مدنظر است؟

از لحاظ توازن قدرت بین کشورهای منطقه خلیج فارس تعادل و توازن مناسبی وجود ندارد. یعنی در حالی که کشورهای بسیار ضعیفی مثل کویت، قطر، بحرین، عمان و امارات وجود دارند همزمان کشورهایی مثل ایران و عربستان و عراق حضور دارند و در بین این کشورها ایران از قدرت نظامی بیشتری برخوردار است. لذا یکی از دلایلی است که می تواند برای شکل گیری چنین پیمانی وجود داشته باشد و منجر به ایجاد نوعی تعادل و توازن قدرت در منطقه شود این امر است . علاوه بر این ها باید گفت که از ابتدای تشکیل شورای همکاری یعنی از زمان خروج بریتانیا از منطقه، عربستان پیمانی را با هدف ایجاد وزنه تعادل برای خودش در مقابل ایران آن زمان و عراق به وجود آورد. عربستان به دنبال ایجاد وزنه تعادل بود، کشورهای منطقه هم می خواستند تعادلی در قدرت به وجود بیاورند. این بخشی از اهداف بود.

کشورهای خارجی هم به شکلی در این منطقه ایران هراسی را تبلیغ کردند که پیدایش چنین نیرویی برای مقابله با ایران توجیه پیدا کرد. البته این توجیه درستی نبود، به خاطر این که ایران تا به حال مهاجم نبوده و هیچ گونه حمله یا تهدیدی را علیه کشور دیگری نداشته است. ولی ایران هراسی تبلیغ شد و از اهدافی که این گونه پیمان ها دنبال می کنند این است که بتوانند در مقابل نیرویی مثل ایران، تحرکی داشته باشند و عملیاتی را انجام دهند.

البته اخیرا که این نیرو را تشکیل داده اند و بحث ایران را مطرح نکردند و بیشتر مقابله با داعش مطرح بوده است. اما از ابتدا که این بحث ها مطرح شد و اصلا پیمان به وجود آمد برای مقابله با ایران و عراق بود. در حال حاضر همان طور که خودشان اعلام کرده اند بحث داعش هم به تهدیداتی که این کشورها متوجه خودشان می دانند، اضافه شده است. در واقع مسئله داعش هم به شکل گیری این بحث کمک کرده است.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به شرایط کنونی نگاه بازیگران عربی به این بحث چیست؟

من فکر می کنم بازیگران عربی این پیمان را ابزاری می دانند برای این که توان خودشان را متمرکزتر بر تصمیمات جمعی کنند تا در واقع مرزها و منافع خود و اهدافی را که در منطقه دنبال می کنند را به شکلی کامل تر پشتیبانی و از یکدیگر حمایت کنند. در این میان در زمینه قدرت در این منطقه، تعادلی برقرار نیست. کشورهای ضعیف خواه ناخواه احساس تهدید می کنند. این کشورها در شرایطی که داعش اعلام کرده است که یکی از اهدافش این است که به کشورهایی مثل عربستان و امارات وارد شود و تغییراتی را در این کشورها ایجاد کند، احساس تهدید کرده و می خواهند به هر شکل ممکن است توانی ایجاد کنند که در مقابل نفوذ داعش و تهدیدهای احتمالی آن بتوانند مقابله کنند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به وضعیت کنونی نگاه بازیگران عمده جهان عرب یعنی کشورهای قدرتمند جهان عرب به ویژه مصر به این بحث چیست؟

کشور مصر از مدت ها پیش حتی قبل از انقلاب قصد داشته است که خودش را به نوعی رهبر جهان عرب یا مدافع ملت های عرب جلوه دهد. به همین جهت همواره خودش را جزیی از منطقه تعریف کرده یا به عبارت دیگر منطقه خلیج فارس را جزء منافع حیاتی خودش می دانشته است. در سال های اخیر هم بارها و بارها دیدیم که مقامات مصری به اشکال مختلف در این زمینه اظهار نظر کرده اند و گفته اند که خلیج فارس جزء منافع ماست و ما نمی خواهیم خلیج فارس را از دست بدهیم و بایستی منافع ما در آن جا تأمین شود. در حالی که حقیقت این است که مصر با خلیج فارس پیوستگی جغرافیایی ندارد و ممکن نیست که منافعش در این جا تأمین شود. بنابراین به نظر می رسد که مصر ارتباط آن چنانی با خلیج فارس ندارد که به دنبال تأمین منافع خود در خلیج فارس باشد. در وضعیت کنونی هم اوضاع مصر به قدری بحرانی است که مقامات مصری نخواهند به فکر مسائل فرامنطقه ای باشند. لذا در زمان فعلی بیشتر فکر دولتمردان مصر به دنبال ایجاد ثبات و پایداری در داخل کشور است. من در زمانی که این پیمان تشکیل شده و کشورهای منطقه اهدافشان را اعلام کرده اند، هنوز در جایی مقامات مصری اظهار نظر کرده اند. قدرت های عمده دیگر جهان عرب از جمله عراق هم که گرفتار اوضاع داخلی است. کشورهای دیگر هم اظهار نظری در این باره نکرده اند. شاید بی توجهی ها یا درگیری های داخلی جهان عرب باعث شده که کشورها احساس کنند که باید خودشان به دنبال یک نیروی مدافع و پی گیر برای اهداف استراتژیک خود باشند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: نگاه کشورهایی مثل مغرب، الجزایر، لیبی و سوریه به این امر چیست؟

سوریه که فعلا گرفتاری های خودش را دارد. در مورد کشورهایی هم که ذکر کردید، نمی توان همه این کشورها را با یکدیگر مقایسه کرد. کشور لیبی هم در حال حاضر درگیر مسائل داخلی خودش است. لیبی در حال حاضر دو دولت دارد که همدیگر را به رسمیت نمی شناسند و گرفتار بحران های شدید داخلی هستند. تونس هم اخیرا انتخابات ریاست جمهوری را برگزار کرده است و هنوز به ثباتی دست نیافته است که بتواند اعلام موضع کند. مراکش و مغرب هم در مقابل این مسائل از زمان های دور خود را درگیر اوضاع کشورهای خلیج فارس نکرده اند. ولی به هر حال این کشورها در اتحادیه عرب یا در اتحادیه کشورهای عرب حضوردارند، به همین خاطر تأمین ثبات و امنیت همدیگر بخشی از اهدافشان است. طبیعی است که این کشورها از چنین طرحی استقبال کنند. به این جهت که این طرح را در راستای تأمین منافع دنیای عرب می دانند و آن را کمکی به ایجاد ثبات در کشورهای منطقه خاورمیانه می دانند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: نگاه بازیگران عمده بین المللی به این امر چیست؟

من فکر می کنم که بازیگران عمده جهان از جمله آمریکا، روسیه، چین و دیگر کشورها در حالتی می توانند منافعشان را تضمین کنند که در جهان ثبات وجود داشته باشد. یعنی در هر شکلی که جهان ثبات پیدا کند، این کشورها بهتر منافعشان تأمین می شود. به عبارت دیگر بی ثباتی در هیچ جای دنیا به نفع آن ها نیست. از این رو اگر این اقدام را قدمی در راستای تأمین ثبات کشورهای منطقه بدانیم، طبیعی است که آن ها از این امر استقبال کنند. به علاوه کشور آمریکا که متحد بالقوه کشورهای منطقه خلیج فارس است در همه این کشورها پایگاه نظامی دارد و از طرفی به دنبال تشکیل سپر دفاع جهانی است. یکی از این سپرهای دفاعی در منطقه خلیج فارس توسط همین بازیگران یا کشورهایی که آمریکا حامی آن هاست و در زمره دوستان آمریکا هستند، تأمین شده است. بنابراین آمریکا از این جهت، طبیعتا از این طرح استقبال و حمایت خواهد کرد. به علاوه این که این طرح می تواند هم اقدامی علیه داعش تلقی شود و به اصطلاح قدمی در راه مقابله با ایران یا ایجاد توازن قدرت در مقابل ایران باشد. به هر شکل همه این ها می تواند در راستای منافع آمریکا باشد و آمریکا می تواند از آن حمایت کند و این طرح را مورد توجه قرار دهد.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آینده این طرح به چه سمت و سویی پیش خواهد رفت؟

من فکر می کنم که در مجموع تلاش های شورای همکاری خلیج فارس در بخش های تجاری، اقتصادی، گمرکی، تسهیل رفت و آمد اتباع این کشورها به دنبال الگوبرداری از اتحادیه های موفقی مثل اتحادیه اروپا هستند. گر چه در این جا نوع نظام سیاسی و به عبارتی مشروعیت این کشورها و نوع رفتاری که با مردم خودشان دارند با اتحادیه اروپا بسیار متفاوت است، ولی خواسته یا هدف نهایی آن ها این است که به این سمت روند و در مجموع بتوانند از حاکمیت خودشان به نفع یک تصمیم جمعی کوتاه بیایند یا به عبارتی حاکمیت فردی و شخصی شان را به نفع یک حاکمیت جمعی، کوچک کنند و از دست دهند. در واقع این طرح می تواند موفق باشد. در واقع نمونه ای از این اتحادها و اتفاق ها در جاهای دیگر جهان اتفاق افتاده ، اما مشکلی که در راه نهایی شدن این اتحاد وجود دارد، همان بحث نوع نظام های سیاسی کشورهای منطقه خلیج فارس است که نظام های غیر دموکراتیک هستند و مشروعیتشان تثبیت شده نیست. بنابراین از طرف کشورهای دیگر احساس امنیت نمی کنند و نوعی معمای امنیت در این منطقه پا برجا ست. تنها مشکلی که ممکن است موقعیت چنین اتحادی را در این جا با خطر مواجه کند، بحث معمای امنیت است که در کشورهای منطقه خلیج فارس برقرار است.

 

 

 

Share