عوامل موثر بر آینده نوع واکنش ترامپ در رابطه ایران
مهر ۲۵, ۱۳۹۶ – ۶:۴۷ ب.ظ |

دکتر سید جلال ساداتیان
 تحلیلگر مسائل بین المللی و دیپلمات سابق ایران
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 
نوع واکنش ترامپ در رابطه ایران
به نظر نگارنده حوادث سریع و واکنش‌های بسیار سریعی که اخیرا ترامپ اتخاذ …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آمریکا, مقالات, مقالات تحلیلی

انزواگرایی ترامپ و راست افراطی در اروپا و انتخابهای ایران

نگارش در اردیبهشت ۲, ۱۳۹۶ – ۵:۴۱ ق.ظ
انزواگرایی ترامپ و راست افراطی در اروپا و انتخابهای ایران
Share

حسین نورانی

دکتری مطالعات جهان دانشگاه هیتوتسوباشی توکیو

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

تردیدی نیست که امروزه صدای راست گرایی در اکناف جهان غرب شنیده می شود.از ایالات متحده گرفته تا کشورهای اروپایی نظیر آلمان، بریتانیا، فرانسه، سوئد، اتریش، مجارستان، و هلند طی سالهای اخیرشاهد خشونت هایی بوده اند که ردپای نژاد، مذهب، و بحران مهاجرت از خاورمیانه و آفریقا در آنان به چشم می خورد. مدیریت این مساله دلمشغولی مهم سیاستمداران و همچنین طیف های از مردم کشورهای اروپایی و امریکا می باشد. در این مقال به مرور ریشه های این بحران، مواجهه جهان غرب با این مساله، و تاثیر دیدگاه های رییس جمهور جدید آمریکا بر نحوه مدیریت این بحران می پردازیم. همچنین جایگاه ایران در این شرایط حساس مورد توجه قرار می گیرد.به نظر می رسد افزایش توجه بهجناح های راست گرای افراطی در اروپا تحت تاثیر به قدرت رسیدن دونالد ترامپبدبین به مهاجرین باشد. در این میان، جمهوری اسلامی باید به دقت در راستای تبیین یک هویت عقلانی، مستقل و صلح جو گام بردارد تا ضمن دوری کردن از کانون تنش های بوجود آمده، از فرصت های موجود بهره ببرد.

بحران مهاجران از سال ۲۰۱۵ شروع شد.طبق آمار یورو استات، در این سال مجموعا حدود یک میلیون و دویست هزار نفر اولین درخواست پناهندگی شان را به کشورهای عضو اتحادیه اروپا ارایه کردند. این افراد عموما اهل کشورهای عمدتا مسلمان غرب و جنوب آسیا و نیز آفریقا بوده اند.جنگ داخلی سوریه، جنگ عراق، جنگ افغانستان، جنگ سومالی و جنگ دارفور علل اصلی فرار این جمعیت عظیم از محل زندگی شان بود. از آوریل ۲۰۱۵ اتحادیه اروپا با افزایش بودجه گشت های مرزی در دریای مدیترانه، ابتکار روش برای مبارزه با قاچاق مهاجران من جمله انجام عملیات سوفیا، و اتخاذ راهکارهای جمعی برای تعیین تکلیف پناهجویان وارد شده به کشورهای مرزی قاره تلاش کرده است تا بحران را مدیریت کند. همچنین، مابین اکتبر ۲۰۱۱ تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۱۸۰۰۰ پناهجو در ایالات متحده مستقر شدند.ایالات متحده با اختصاص بیش از ۵/۴ میلیاردلار برای مدیریت این بحران بین المللی، نزدیک سه برابر اتحادیه اروپا هزینه کرده است.

برنامه ریزی برای پذیرش و ثبت پناهجویان پایان کار نبوده است. دولت هایی که پناهجویان بیشتری را پذیرش یا حمایت مالی کرده اند خصوصا با واکنش های متنوع مردم و همچنین گروه های رقیب مواجه شدند. در این میان، دونالد ترامپ، نامزد اصلی جمهوری خواهان آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ وعده داد که با مهاجرت بی رویه من جمله برنامه پذیرش پناهدگان سوری را متوقف خواهد کرد. او پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری با امضای فرمان اجرایی ۱۳۷۶۹ «محافظت از ملت در برابر ورود تروریست ها به ایالات متحده» در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۷دستور داد تاسقف پذیرش پناهنده در سال ۲۰۱۷ به ۵۰۰۰۰ نفر محدود گردد و «برنامه پذیرش پناهندگان ایالات متحده» به مدت ۱۲۰ روز، و ورود پناهجویان سوری به مدت نامعلوم تعلیق شود. همچنین طبق این فرمان چند وزارتخانه موظف شدند از ورود اتباع کشورهای ایران، عراق، لیبی، سومالی، سودان، سوریه، و یمن به خاک امریکا جلوگیری کنند. این فرمان اعتراضات گسترده فعالان مدنی و شخصیت های سیاسی را در سراسر جهان برانگیخت. به علاوه، ناتوانی دستگاه های دولتی در اجرای هماهنگ این دستورات، جنجال در کنگره،  و ایستادگی قضات فدرال در کنار مخالفان نشان داد که نظام سیاسی آمریکا ظرفیت مدیریت چنین تغییری را ندارد. همین باعث شد که ترامپ فرمان اجرایی ۱۳۷۸۰ را ذیل عنوان یکسان، جایگزین فرمان ۱۳۷۶۹ نموده و استثنائات بیشتری برای متقاضیان ورود به امریکا قایل شود. به هر حال، علیرغم چالش های سیاسی و حقوقی این اقدامات، سردرگمی اداری دستگاه های دولتی عملا مهاجرت به امریکا را پیچیده تر کرده و تاثیر منفی بر شمار مهاجرین گذاشت.

در حالی که رییس جمهور آمریکا با سیاست های مهاجرتی خود جنجال به پا کرده است، طیف های موصوف به راست افراطی فعالیت های خود را در اروپا شدت بخشیده اند. از جمله، «حزب آزادی» هلند و «جبهه ملی» فرانسه طی دو سال گذشته بیش از پیش مطرح شده اند. خیرتویلدرز، رهبر حزب آزادی مخالفت سرسخت آن چیزی است که خودش «اسلامی کردن هلند» می خواند و طی ده سال گذشته در سراسر جهان علیه جهاد اسلامی سخنرانی نموده و قرآن را با کتاب «نبردمن» هیتلر مقایسه کرده است. حزب وی در آستانه انتخابات سراسری سال ۲۰۱۷ در بسیاری از نظرسنجی ها مقام اول را به دست آورد. شباهت میان دیدگاه های رهبر حزب آزادی با بدبینی ترامپ نسبت به مسلمانان، این انتخابات را از نگاه بسیاری از ناظران  تبدیل به معیار سنجش تاثیر ترامپ بر اروپا کرد. در نهایت حزب آزادی، با کسب پنج کرسی در جایگاه دومین حزب پارلمان قرار گرفت. در فرانسه نیز، جبهه ملی به رهبری مارینلوپن پس از سالها حاشیه نشینی به متن رقابت سیاسی رسیده است. مارینلوپن که از حامیان دستورات مهاجرتی ترامپ است، نسبت به چندفرهنگی شدن فرانسه و گسترش نفوذ آموزه های اسلامی در آن کشور هشدار داده است.با این که وی شانس پیروزی محسوب نمی شود اما تعدد نامزدها و وضعیت نامطمئن حزب سوسیالیست فرصت صعود لوپن و حزبش در مراتب قدرت را افزایش داده است.

هرچند به نظر می رسد راست گرایی افراطی در اروپا هنوز فاصله زیادی تا راس قدرت سیاسی دارد و اقدامات ضد مهاجرتی ترامپ هم  با چالش های متعدد داخلی و بن المللی روبه رو است، اما آنچه نگران کننده است گسترش این نگرش در جوامع غربی است. ریشه نگرش ترامپ درانزواگرایی امریکایی قرار دارد که به طور سنتی در دل ایدئولوژی حزب جمهوری خواه وجود داشته است و هواداران خاص خود را میان نخبگان و مردم دارد. به لحاظ نظری این دیدگاه فاقد ظرفیت لازم برای مواجهه با واقعیت جهانی شدن، و ارایه فرمولی جایگزین است که بتواند آنطور که ترامپ می خواهد، هم تعهدات بین المللی امریکا را کاهش و هم قدرت آن را افزایش دهد. با این حال، هیچ بعید نیست که رییس جمهور کنونی امریکا، به مانند جورج بوش پسر، تحت تاثیر همین پارادوکس دست به اقدامات غیرسازنده در سیاست خارجی بزند. از سوی دیگر، ریشه نگرش امثال لوپن و ویلدرز در ناسیونالیسم قرار دارد. از همین رو است که بی پرواتر از ترامپ وارد مصداق ها شده و به طور مثال اسلامی شدن- و نه صرفا اسلام سیاسی- را خطری برای هویت و امنیت کشور تلقی می کنند. درست است که به قدرت رسیدن این نگرش های ناسیونالیستی و انزواطلبانه، انسجام و کارآیی اتحادیه اروپا و ناتو را تضعیف می کند، اما در کوتاه مدت و میان مدت می تواند منجر به افزایش رفتارهای پرخاشگرایانه، غیرمنطقی و ناموفق در خاورمیانه، به عنوان مبدا اصلی مهاجرین شود. محتمل است که ترامپ برای جبران شکست سیاست های ضد مهاجرتی اش در سطح داخلی و منطقه ای، به پرخاشگری در خاورمیانه بپردازد. همچنین، لوپن ضمن انتقاد از ساز و کار مدیریتی اتحادیه اروپا در قبال مهاجران هنوز راه حلی عملی و منطقی برای مدیریت خط مهاجرتی دریای مدیترانه ارایه نداده است. بنابراین رویکرد وی بیشتر شبیه خط زدن صورت مساله می باشد که می تواند ناامنی و قاچاق انسان به جنوب اروپا را بیش از پیش از کنترل خارج کند.

صعود این دسته از سیاستمداران اروپایی در سلسله مراتب قدرت از یک سو عرصه را بر دیپلماسی اروپایی ایران به عنوان یک کشور اسلامی تنگ تر خواهد کرد، و از سوی دیگر فضای متشنج ایجاد شده،  برنامه های ایران برای گسترش روابط مالی و تجاری با نهادهای غیردولتی و بانک های بین المللی را به چالش خواهد کشید. علی الخصوص، ظرفیت روابط تجاری مبتنی بر اعتماد متقابل شخصیت های حقیقی بیش از پیش آسیب خواهند دید. البته فرصت هایی هم وجود خواهد داشت.درست است که شباهت هایی میان انزواطلبیترامپ و رهبران راست گرای افراطی اروپایی دیده می شود، اما از آنجا که ویژگی آنها بدبینی به ظرفیت نهادهای بین المللی و همکاری های چندجانبه است، بعید است که در سطح سیاست بین الملل هم افزایی کنند. بی اعتنایی ترامپ به ناتو و اروپاگریزی راست افراطی در اروپا به صورت بالقوه کارآیی نهادهایی چون شورای امنیت سازمان ملل و شورای اروپا را کاهش می دهد.در چنین شرایطی لازم است ایران از سردرگمی نسبی بوجود آمده در روابط قدرت های غربی استفاده کرده وتا حد امکان تصویر واضح از دیپلماسی خود در قبال تروریسم داعشی نشان دهد. خوشبختانه در این زمینه راهبرد نظامی ایران موفق بوده و تمرکز عملیات های ایران علیه داعش مانع از آن شده که بهانه ای برای تشکیل جبهه نظامی واحد علیه ایران شکل گیرد. اما در کنار این، ایران باید با برد تبلیغاتی مناسب به افکار عمومی بین المللیبفهماند که حساب جمهوری اسلامی از حساب ترویسم جدا است و در جبهه مقابل جریان بحران ساز قرار دارد. خوشبختانه پیشتر ایران با برجام روابط دیپلماتیک با کشورهای مهم را ترمیم کرده است و نمایندگی های دیپلماتیک فعال دارد. اهمیت دارد که این نمایندگی ها فعالیت خود را از محدوده انجام وظایف کنسولی فراتر برده و روی تماس فرهنگی با جوامع میزبان تمرکز کنند. متاسفانه سطح تماس فرهنگی نمایندگی های دیپلماتیک ایران با جوامع میزبان نازل و فاقد اثرگذاری است. این نمایندگی ها باید سطح تبادل علمی، فرهنگی و هنری را بالا ببرند چرا که تماس پیدا کردن جوامع باعث فرو ریختن هراس و بی اعتمادی شده و زمینه سیاست های ایران هراسانه را سست می کند. ایجاد حس همدلی علیه خشونت از طریق آثار هنری و جذب آن دسته از نخبگان حوزه علوم انسانی و توده های مردم که مایل به دیدن ایران هستند می تواند به ارایه تصویر مثبت از ایران کمک کند.

واژگان کلیدی: انزواگرایی ترامپ ، راست افراطی در اروپا ، ایران ، بین المللی، مهاجرت ،روابط ، اروپا، امریکا

Share