خرداد ۴, ۱۳۹۸ – ۱:۳۳ ب.ظ |

روزنامه‌نگار و فعال سیاسی افغانستان
مرکز بین المللی مطالعات صلح – ipsc
روابط افغانستان با پاکستان از پیدایش و ظهور کشوری نو به نام پاکستان در پس از جنگ جهانی دوم همواره با فراز و نشیب …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

امکانات و ضرورت های همکاری استراتژیک ایران،ترکیه و مصر

نگارش در تیر ۱۵, ۱۳۹۰ – ۲:۳۵ ق.ظ
Share

احمد آدینه وند

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد

سه کشور جمهوری اسلامی ایران،ترکیه و مصر هر کدام با وسعت زیاد و جمعیت بالای 70 میلیون نفر  در سه گوشه خاورمیانه به عنوان بزرگترین و عمده ترین قدرت های این منطقه از جهان شناخته می شوند.این سه کشور با  سابقه تمدنی بسیار دیرینه  و فرهنگ غنی  و مرکزیت در آغاز راه نوگرایی و پیشرفت در منطقه خود و نیز از لحاظ اقتصادی با حجم بالای تولید ناخالص ملی،برخورداری از نیروی کار فراوان و دسترسی به سطح قابل قبولی از فن آوری می توانند  در صورت همکاری نقش مهمی در توسعه خود و حتی منطقه خاورمیانه داشته باشند.
تحلیل رویداد
هرسه کشور فوق در مقطعی از تاریخ گذشته نقش سیادت و پیشروی در تمدن جهانی و اسلامی داشته اند کشور مصر در عصر فراعنه با برخورداری از عظمت و شکوه تاریخی که یادگارهای آن خصوصا در عرصه معماری و اهرام هنوز برجای مانده است پرچمدار تاریخ بشریت بوده است. ایران نیز با تشکیل اولین امپراطوری تاریخ برگ های مهمی از تاریخ خود را با ابهت و عظمت بی بدیل در تاریخ منطقه به سر آورده است.از طرفی دیگر ترکیه نیز به عنوان هسته اصلی امپراطوری عثمانی و با حکومت بر قسمت عمده ای از سرزمین های  اسلامی و همچنین قلمرو عمده ای در شرق اروپا قرون متمادی خود را به عنوان یکی از قدرتمند ترین امپراطوری های دنیا به جهانیان شناساند.
کشورهایی با چنین سابقه تمدنی و تاریخی در عصر حاضر هم کماکان به دنبال ایفای نقش ممتاز و پیشرو در منطقه خود یعنی خاورمیانه هستند و مایلند جایگاه برجسته ای را در پیشرفت اقتصادی ،سیاسی و فرهنگی در خاورمیانه داشته باشند در این میان جمهوری اسلامی ایران با تصویب سند چشم انداز بیست ساله مایل است در افق 1404جایگاه اول را در توسعه در منطقه از آن خود نماید ونقش  جمهوری اسلامی ایران را در رده نخست توسعه در منطقه خاورمیانه  ترسیم نماید که در آن ایران سردمدار و محور توسعه در خاورمیانه باشد.ترکیه و مصر نیز جایگاهی کمتر از اول  در خاورمیانه را برای خود در چشم انداز آینده کشورشان متصور نیستند و بدرستی با علم به پتانسیل ها و توانایی های  ناشی از برخورداری از نیروی انسانی و منابع زیرزمینی و همچنین موقعیت ژئوپولیتیک کشورهایشان در این منطقه مهم و حیاتی در جهان و نیز دسترسی سهل تر از ایران به فن آوری های نوین جایگاهی رفیع در قله توسعه و پیشرفت را برای خود خواستارند.
حال با عنایت به آنچه برشمردیم می توان هم بلند پروازی ها  در نزد رهبران این سه کشور را در یافت هم به وجود امکانات لازم برای  نیل به این بلند پروازی ها در نزد رهبران این کشورها واقف گردید. اکنون اگر دریابیم این سه کشور به سوی همگرایی و هم افزایی نسبت به یکدیگر پیش بروند چه امکانات عظیمی برای رسیدن به جایگاهی والا در منطقه و حتی جهان فراهم می باشد.هرچند چنین مبحثی زمینه ئ بحثی گسترده و فراخ را می طلبد امادر این مجال ما اهداف سیاست خارجی این سه کشور را در کنار زمینه های همگرایی این سه کشور را محور بحث خود قرار می دهیم و از این دریچه به ضرورت و آثار همکاری این سه کشور خواهیم پرداخت.
کشورهای ایران ،ترکیه و مصر در دهه های گدشته سیاست های خارجی متفاوت و گاه متناقضی را در برابر مسایل منطقه ای و جهانی اتخاذ کرده اند  در حالی که ایران پیش از انقلاب و ترکیه از همپیمانان غرب و آمریکا به شمار می رفتند اما مصر در کنار بلوک شرق و متحد اتحاد جماهیر شوروی به  شمار می رفت. این زمینه در کنار موضع هر کدام از سه کشور در برابر غامض ترین مسئله شصت سال اخیر خاورمیانه یعنی مسئله فلسطین تفاوت مواضع آشکاری داشتند در حالی که ایران زمان شاه  اسراییل را به رسمیت شناخته بود و با این کشور روابطی دوستانه برقرار کرده بود ترکیه نیز مو ضعی کجدار و مریز را در برابر اسراییل دنبال می کرد این در حالی بود که مصر به عنوان پرچمدار جهان عرب بر کوس دشمنی و حتی ضرورت محو اسراییل می کوبید.و همواره ایران را بخاطر نوع روابطش با اسراییل آماج حملات خود قرار داده بود.
اما طنز تاریخ اینجا خودنمایی کرد که پس از وقوع انقلاب اسلامی این بار ایران روابط خود را با مصر بر سر قضیه فلسطین قطع کرد چرا که مصر با اسراییل پیمان صلح کمپ دیوید را امضا کرده بود و روابط خود را با این کشور آغاز نموده بود در حالی که ایران پس از انقلاب اسرایل را غاصب سرزمین فلسطین می دانست و بر ضرورت محو آن از نقشه جغرافیا تاکید می کرد. مصر نیز متقابلا شاه را پس از برکناری پناه داد و در جریا ن جنگ ایران و عراق جانب عراقیها را گرفت و سیل کمک های نطامی  خود را در اختیار متجاوزین عراقی قرار داد. در کنار این و ضعیت ترکیه لاییک نیز که نگاه مثبتی به حکومت مذهبی ایران نداشت و مکررا ایران را به تحریک جدایی طلبان کرد و اسلامگرایان ترکیه متهم می کرد و از روابط حسنه و دوستانه ای با ایران برخوردار نبود.هرچند روابط ترکیه و مصر اندکی بهتر بود اما همچنان که پیدا بود روابط این سه کشور به گونه ای نبود که بتوانند وارد فاز سمت گیری همکاری جویانه در منطقه شوند .
آنچه بر شمردیم تا حدودی گویای جو حاکم بر سیر روابط این سه کشور برای مدتی مدید در گذشته بوده است و از این به بعد ما وضعیت فعلی و چشم انداز آینده روابط سه کشور و امکان بهره برداری از امکانات خود برای ایجاد همگرایی و حتی ایجاد یک رژیم اقتصادی و سیاسی و امنیتی مشترک را بررسی می کنیم.
در واقع نقطه عطفی که گرمی و سوق یافتن روابط سه کشور به سوی روابط حسنه ای را کلید زد به قدرت رسیدن حزب اسلامی عدالت و توسعه در ترکیه بود ترکیه که در واقع با قرار گرفتن بر سر دو راهی قاره های اروپا، آسیا و از اهمیت ویژه ای برخوردار است برای سالیان متمادی نگاه سیاست خارجی خود را به نزدیکی و ادغام در اروپا و عدم مداخله در مسایل خاورمیانه قرار داده بوددر واقع سیاست خارجی ترکیه پس از استقلال  بر اساس شعار «صلح در داخل و خارج کشور»قرار داشت. از دید کمال آتاتورک بسیار طبیعی بود که کشوری که در آغاز راه اصلاح و توسعه قرار دارد باید محیطی صلح آمیز در داخل و خارج داشته باشد.تنها آرمان سیاست خارجی ترکیه از آن زمان تا کنون پیوستن به اردوگاه کشورهای غربی به عنوان یک عضو برابر بوده است .در این دوران سیاست خارجی ترکیه در قبال خاورمیانه و بویژه همسایگانش در چارچوب ادغام در اردوگاه غرب تعریف می گشت در نتیجه هر کجا که میان منافع غرب و منافع خاورمیانه تناقض وجود داشت ،ترکیه به منافع غرب اولویت می بخشید.سیاست اروپاگرایی دارای اصولی نظیر موارد زیر بوده است ؛عدم مداخله در امور داخلی کشورهای خاورمیانه،برابری میان دولتها،حفط مناسبات با اسراییل همزمان با حمایت سیاسی از اعراب ،حفظ مناسبات با غرب در ارتباط با تاثیر آن بر مناسباتش با خاورمیانه و گسترش روابط دو جانبه.
در چنین شرایطی با به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه ،سیاست کنونی ترکیه در قبال خاورمیانه را تنها باید در چارچوب کلی سیاست خارجی و دیدگاه استراتژیک دولتمردان حزب عدالت و توسعه جستجو کرد .از دید این دولتمردان ،ترکیه به قدرتی مهم در منطقه اوراسیا و خاورمیانه از زمان پایان جنگ سرد تبدیل شده است و پتانسیل عظیمی برای ایفای نقش «رابط«یا «پل»از سوی ترکیه نیست و چهار اصل را برای سیاست خارجی ترکیه قائل است که عبارتند از :ایجاد ارتباط بین امنیت و آزادی،به صفر رساندن مشکلات با همسایگان ،تدوین سیاست خارجی چند جانبه و چند سطحی و در نهایت اجرای سیاست مذکور به شکل فعال و شفاف .بر این اساس ،ترکیه باید حضوری فعال در منطقه داشته باشد و به منبع حل اختلافات و ارائه دهنده طرح های خلاقانه برای حل چالشهای منطقه ای تبدیل گردد.
رو ی کار آمدن حزب عدالت و توسعه و ضرورت نگاه به شرق و حساسیت به مسایل خاورمیانه زمینه را برای نزدیکی هر چه بیشتر ترکیه به ایران و مصر را به همراه داشت.در همین راستا ترکیه در کنار ایران و سوریه سیاست محکومیت اقدامات اسراییل بر ضد فلسطینیها را در پیش گرفت و به محور مقاومت پیوست.
در این میان مصر با تاکید بر روابط خود بر اسراییل چندان اقبالی به سیاست جدید ترکیه و خط مشی قدیمی ایران در برابر اسراییل نشان نمی داد مصر در شرایطی که راه را بر هرگونه گشایش در روابط خود با ایران مسدود نموده بود بر نزدیکی خود با اسراییل تاکید نموده و پاسخ شایانی به رویکرد جدید ترکیه نشان نمی داد. مصر تحت حاکمیت حسنی مبارک با بستن گذرگاه رفح تنها نقطه ارتباط نوار غزه با جهان خارج ،به خواست اسراییل راه ارتباط این منطقه به خارج را کاملا قطع نموده بود و با این اقدام مشکلات بسیاری برای مردم غزه و دولت منتخب فلسطین تحت حاکمیت حماس ایجاد نموده تا از این طریق مراتب خوش خدمتی خود را به اسراییل و آمریکا نشان دهد .دولت مصر همچنین با مبارزه با اسلامگرایان که خواهان نزدیکی به جهان اسلام از جمله ایران و ترکیه بودند امید دوستداران اتحاد جهان اسلام با محوریت سه کشور قدرتمند ایران،مصر و ترکیه را نقش بر آب می ساخت.
اما آغاز سال 2011 و پدیدار شدن اعتراضات مردمی در کشورهای عربی از جمله مصر چشم انداز امید وارکننده ای را در مقابل مردم خاورمیانه ترسیم نمود.با گسترش اعتراضات مردمی و سقوط دولت حسنی مبارک  که مراتب سرسپردگی آن به اسراییل و تبعیتش از سیاست های آمریکا  کاملا آشکار بود با استقبال ملت های مسلمان مواجه شده و رویکرد مثبت ترکیه و ایران  را به همراه داشت در نتیجه  هم اکنون به نظر بسیاری از ناظران امید به نزدیکی ملت های مسلمان و ایجاد یک نظم اقتصادی و امنیتی اسلامی در خاورمیانه با محوریت ایران،مصر و ترکیه گسترش یافته است.در این حال با توجه به شواهد و قراین به نظر می رسد نیروهای سیاسی کنونی مصر که در آینده قدرت را در این کشور مهم اسلامی در دست خواهند گرفت پیام اعتراضات مردمی در نفی هر گونه وابستگی به آمریکا و اسراییل را درک کرده اند و در آینده گرایش خود را بیشتر به گرمی روابط با کشورهای اسلامی سوق خواهند داد همین امر امکان برقراری همکاری های نزدیک سیاسی ،امنیتی و اقتصادی در خاورمیانه را با ابتکار و مشارکت سه قدرت عمده منطقه خاورمیانه یعنی ایران،مصر و ترکیه گسترش داده است.
دورنمای آینده
اکنون با پیروزی انقلاب استقلال طلبانه مردم مصر و پیروزی مجدد حزب عدالت و توسعه در انتخابات اخیر ترکیه که برای سومین با اتفاق افتاد و با عنایت به سیاست اصولی و راهبردی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر همکاری کشورهای مسلمان خاورمیانه فضا برای گسترش روابط این سه کشور و حرکت آنها به سوی یک نظام اقتصادی ،سیاسی و امنیتی جدید بدور از اعمال نفوذ آمریکا و اسراییل کاملا مساعد به نظر می رسد.خصوصا سه کشور بزرگ مصر ،ایران و ترکیه باید با نگاه مثبت و سیاست هم افزا در قبال یکدیگر به تجمیع امکانات و نوانایی های خود پرداخته و با عبرت گرفتن از سازمان های منطقه ای پیشین که اکثرا ناکارآمد و ضعیف بودند راه خود را برای ایجاد سازمانی مستقل و کار آمد پی بگیرند تا از این طریق زمینه را برای بهره برداری از امکانات همدیگر و افزایش قدرت مانور کشورهای اسلامی و محدود سازی دخالت های آمریکا وتجاوزات اسراییل فراهم آورند.امری که با توجه به اراده حاکم بر سردمداران و نیروهای سیاسی و مکمل بودن اقتصادهای سه کشور و وجود طیف گسترده ای از اشتراک منافع کاملا عملی و اجرایی می نماید.

Share