خرداد ۲۷, ۱۳۹۸ – ۸:۱۰ ق.ظ |

کارشناس مسائل افغانستان
مرکز بین المللی مطالعات صلح-ipsc

افغانستان کشوری است که بیش از 5 هزار سال تاریخ فرهنگی و تمدنی دارد و به اعتقاد شرق شناسان، این کشور به عنوان چهار راه تلاقی بزرگترین فرهنگ ها …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, ايران, خاورمیانه, گزیده ها, مقالات

امام خمینی (ره) ایدئولوگ نظریه جمهوری اسلامی

نگارش در خرداد ۱۶, ۱۳۹۸ – ۸:۲۵ ق.ظ
Share

سید سلمان صفوی

رئیس مرکز بین‌المللی مطالعات صلح -IPSC لندن

 

اندیشه انقلابی امام خمینی (ره) به‌عنوان نخستین ولی‌فقیه و رهبر سیاسی مبسوط الید در جهان اسلام در عصر غیبت؛ حائز اهمیت فراوان است. امام خمینی (ره) نهضت اسلامی ایران را از جهت تئوریک با احیای تئوری حکومت اسلامی آغاز کردند. ایشان حکومت سلطنتی را نامشروع اعلام کردند و هر حکومت دیگری غیر از حکومت بر اساس تعالیم اسلامی را مردود شمردند و خواهان سرنگونی حکومت شاهنشاهی ۲۵۰۰ ساله شدند.

امام (ره)، نظریه خلافت، مشروطه سلطنتی و ولایت‌فقیه را به «نظریه جمهوری اسلامی» ارتقا دادند. این مورد یکی از تفاوت‌های اساسی نهضت اسلامی امام خمینی (ره) با دیگر نهضت‌های اسلامی سده اخیر است. سرنگونی حکومت سلطنتی ایران به رهبری یک مرجع دینی و تأسیس جمهوری اسلامی؛ مهم‌ترین پیروزی جنبش بیداری اسلامی در دوران معاصر است. بدین ترتیب بذری که سید جمال اسدآبادی (۱۲۱۷–۱۲۷۵ خورشیدی) صدسال پیش افشاند؛ در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در ایران به ثمر نشست.

مهم‌ترین دستاورد نظری امام خمینی (ره) و یاران ایشان؛ تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی است. برای نخستین بار نظریه چگونگی اداره جامعه اسلامی با توجه به مقتضیات زمان و مکان عصر تجدد به‌صورت کاربردی مدون گردید و به تصویب نخبگان و برگزیدگان ملت و آحاد ملت ایران رسید.

قانون اساسی جمهوری اسلامی جمع بین تعالیم اسلامی و تجربه مدیریتی و خرد جمعی بشریت از رنسانس به بعد است. محتوای قانون اساسی بر اساس اسلام و فرم آن بر اساس خِرَد جمعی بشر در دوره تجدد است. ازاین‌رو اصل شورا که جوهره مشارکت ملت در تصمیم‌گیری است؛ به‌صورت اصل تفکیک قوا و تأسیس قوه مجریه، قوه قضائیه، مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان، مجلس خبرگان، شورای تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی امنیت ملی و شوراهای شهر در قانون اساسی تجلی یافت.

امام خمینی (ره) در عمل نیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی به‌منظور اجرایی کردن اندیشه جمهوری اسلامی مجاهدت بسیار نمودند. امام (ره) هم‌زمان در مقابل بلوک شرق و غرب ایستادند و «جبهه مقاومت امت اسلامی» در جهان اسلام در برابر استبداد و زیاده‌خواهی آمریکا و صهیونیسم را بنا نهادند.

انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره)؛ معادلات فکری – سیاسی امت اسلامی و جهان را تغییر داد. تحت تأثیر پیروزی انقلاب اسلامی عصر جدیدی به‌عنوان «عصر گفتمان انقلاب اسلامی»، «اسلام سیاسی» و «حکومت دینی» در روابط بین‌الملل و اندیشه سیاسی – انقلابی جهان آغاز شد.

ما در کتاب «گفتمان انقلابی در جهان اسلام» بستر تاریخی و فکری نهضت امام خمینی (ره) و اندیشه سیاسی ایشان را تبیین نموده‌ایم.(گفتمان انقلابی در جهان اسلام: ۱۲۷۰-۱۲۹۴، سید سلمان صفوی، قم، انتشارات سلمان آزاده، ۱۳۹۶)

اصول اندیشه‌های سیاسی امام خمینی (ره)

ضرورت حکومت اسلامی، اصول حکومت اسلامی، مشخصات حکومت اسلامی، فرم عصری حکومت اسلامی، وظایف جمهوری اسلامی، جایگاه مجلس شورای ملی و قانون‌گذاری، انتخابات و اراده عمومی مردم، احزاب و مشارکت، مبانی سیاست خارجی، فلسطین، وحدت مسلمین، عدالت اجتماعی، آزادی، حقوق مردم، نقد استعمار، نقد حکومت آمریکا از مهم‌ترین موضوعات اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) است. در بعد داخلی امام (ره) مردم را در رأس امور می‌دانند و در بعد خارجی تقابل با استعمار و همگرایی مسلمانان دل‌مشغولی جوهری فلسفه سیاسی امام خمینی (ره) است. وارد نمودن اراده و نظر مردم در نظام قانون‌گذاری و تصمیم‌گیری یکی از آرای مهم اجتهادی ایشان است که در تقابل بافهم طالبان شیعه و سنی از اندیشه سیاسی اسلام است. در اینجا ۱۸ اصل اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) که متأثر از فقه سیاسی و فلسفه سیاسی اسلامی را با تکیه بر اقوال ایشان به‌صورت نقل قول مستقیم بیان می‌نماییم:

۱. ضرورت حکومت اسلامی:

«تنها با رفتن شاه و انتقال قدرت به ملت است که آرامش به کشور عزیزمان بازخواهدگشت. تنها با استقرار حکومت عدل اسلامی مورد تأیید و پشتیبانی مردم و با شرکت فعالانه همه ملت است که می‌توان خرابی‌های عظیم فرهنگی، اقتصادی و کشاورزی را که رژیم فاسد شاه به وجود آورده است جبران نمود و نوسازی مملکت را به نفع طبقات زحمت‌کش و مستضعف آغاز نمود».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۵، ص ۴۲۷، پاراگراف دوم).

۲. اصول حکومت اسلامی:

سه اصل حکومت اسلامی عبارتند از: اول اصل لزوم عدالت در حاکم اسلامی. دوم اصل آزادی مسلمین در رأی به حاکم و تعیین سرنوشت خود و سوم اصل استقلال کشور اسلامی از دخالت اجانب و تسلط آن‌ها بر مقدرات مسلمین».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۵، ص ۲۳۶، سطر پنجم).

۳. مشخصات حکومت اسلامی:

حکومت اسلامی یعنی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی و متکی بر قواعد و قوانین اسلام».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۵، ص ۱۳۳، پاراگراف چهارم). «حکومت اسلامی حکومتی است بر پایه قوانین اسلامی. در حکومت اسلامی استقلال کامل حفظ می‌شود. ما خواستار جمهوری اسلامی هستیم. جمهوری، فرم و شکل حکومت را تشکیل می‌دهد و اسلامی یعنی محتوای آن فرم قوانین الهی است».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۵، ص ۳۹۸، پاراگراف سوم).

۴. نوع حکومت اسلامی:

«حکومت؛ جمهوری است مثل سایر جمهوری‌ها و احکام اسلام هم احکام مترقی، دموکراسی و پیشرفته؛ با همه مظاهر تمدن موافق».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۵، ص ۴۲۹، پاراگراف ۳). «حکومت جمهوری اسلامی هم یک جمهوری است مثل سایر جمهوری‌ها و لکن قانونش قانون اسلامی است».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۵، ص ۳۴۷، پاراگراف هشتم). «هرگز سلطنت مشروطه موردقبول ما و ملت ما نخواهد بود، بلکه رژیم سلطنتی باید از بین برود و این سلسله هم به‌خصوص موردتنفر ملت است و باید از بین برود و مردم خودشان رژیمی را انتخاب کنند».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۴، ص ۳۳۸، پاراگراف چهارم).

۵. وظایف جمهوری اسلامی:

«اساس کار جمهوری اسلامی تأمین استقلال مملکت و آزادی ملت ما و مبارزه با فساد و فحشا و تنظیم و تدوین قوانین است که در همه زمینه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با توجه به معیارهای اسلامی، اصلاحات لازم را به عمل آورد. این اصلاحات با مشارکت کامل همه مردم خواهد بود و هدفش قبل از هر چیز از بین بردن فقر و اصلاح شرایط زندگی برای اکثریت قاطع مردم ماست که از همه جهت مورد ظلم واقع‌شده‌اند».(صحیفه نور: مجموعه آثار

امام خمینی (ره)، جلد ۵، ص ۱۵۵، پاراگراف چهارم).

۶. جایگاه مجلس و قانون‌گذاری:

«مجلس شورای ملی معنایش این است که ملت یک وکلایی را آزادانه تعیین کنند و آن‌ها بنشینند و در کارهای مملکت مشورت کنند».(صحیفه امام: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۵؛ ص ۳۱۸، سطر شانزده)

۷. انتخابات و اراده عمومی:

یکی از مهم‌ترین وظایف اولیه جمعی که پس از سقوط شاه مسئولیت امور را به دست می‌گیرند، فراهم کردن شرایط انتخابات آزاد است که به‌هیچ‌وجه اِعمال قدرت و نفوذ از هیچ طبقه و گروهی در انتخابات نباشد».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۵، ص ۳۸۲، پاراگراف پنجم).

۸. احزاب و گروه‌ها و مشارکت سیاسی:

«تمام جناح‌ها باید با هم بشوند. سازمان واحد باشد. یک حزب الهی در مقابل «حزب رستاخیز»؛ حزب خدا، حزب‌الله. همه با هم باشید، با هم صحبت کنید، همه با هم قیام کنید، همه با هم قعود کنید. هر دسته‌ای علی‌حده و آن برای خودش و آن برای خودش؛ غلط است امروز».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۳، ص ۳۹۵، پاراگراف اول).

۹. اصول و مبانی سیاست خارجی:

سیاست دولت اسلامی؛ حفظ استقلال، آزادی ملت و دولت و کشور و احترام متقابل بعد از استقلال تمام خواهد بود و فرقی بین ابرقدرت‌ها و غیر آن‌ها نیست».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۴، ص ۴۱۱، پاراگراف چهارم).

۱۰. مسئله فلسطین و امت اسلامی:

نهضت مقدس اسلامی موجود در ایران با هیچ گروهی در خارج از کشور ارتباط سازمانی ندارد. ولی ما امیدواریم چون ملت ایران همیشه از مبارزه همه آزادی‌خواهان به‌خصوص از برادران فلسطینی علیه اسرائیل متجاوز حمایت کرده است. ما بیش از پانزده سال است همیشه در اعلامیه‌ها و سخنرانی‌ها نهضت آنان را تأیید کرده‌ایم و در حدّ امکان به یاری آن‌ها برخاسته‌ایم، آنان و همه آزادی‌خواهان جهان امروز از مبارزات حق‌طلبانه ملت ایران حمایت کنند. امیدواریم این کار را هر چه بیشتر و سریع‌تر انجام دهند».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۵، ص ۲۳۱، پاراگراف سوم).

۱۱. وحدت مسلمین:

«فکر وحدت مسلمین و دولت‌های اسلامی در رأس برنامه‌های زندگی اینجانب است. من از اختلافات دولت‌های اسلامی نگران هستم. من از واقعه‌هایی که به شکاف بین مسلمین و دولت‌های آن‌ها منتهی می‌شود؛ خائف هستم و نظر شما را به مفاسد حاصله از این عمل جلب می‌کنم».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۳، ص ۹۴، پاراگراف دوم).

۱۲. مستضعفان و عدالت اجتماعی:

«من امیدوارم با تحقق جمهوری اسلامی و توفیق ما و توفیق شما به این‌که یک همچو عدل اسلامی را مستقر کنیم؛ گرفتاری همه ما رفع شود، گرفتاری کارمندها رفع شود، گرفتاری کارگرها رفع شود. دولت، ما – همه – در صدد این هستیم که یک زندگی صحیح خوب برای کارمندها، برای طبقه ضعیف، برای این مستضعفینی که سال‌های طولانی تحت‌فشار بودند، برای این کارمندانی که در کارخانه‌ها، کارگرانی که در کارخانه‌ها کار می‌کنند، برای کشاورزها، برای همه… فراهم شود».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۶، ص ۳۱۳، پاراگراف دوم).

در جمهوری اسلامی ظلم نیست. در جمهوری اسلامی این‌طور مسائلی که زورگویی باشد نیست. طبقه غنی نمی‌تواند به طبقه فقیر زور بگوید. نمی‌تواند استثمار کند. نمی‌تواند آن‌ها را با اجر کم وادار به عمل‌های زیاد کند. باید مسائل اسلامی حل شود در اینجا وَ پیاده شود. باید مستضعفین را حمایت کنند. باید مستضعفین تقویت شوند؛ زیرورو شوند. مستکبر باید مستضعف شود و مستضعف باید مستکبر شود. نَه مستکبر به آن معنی؛ بلکه باید همه با هم برادروار در این دنیا در این مملکت، همه با هم باشند».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۶، ص ۴۶۱، پاراگراف دوم).

۱۳. آزادی:

«آزادی مال مردم است. قانون؛ آزادی داده است. خدا آزادی داده به مردم. اسلام آزادی داده است. قانون اساسی آزادی داده است به مردم».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۳، ص ۴۰۶، پاراگراف آخر).

۱۴. عدالت:

«اسلام؛ خدایش عادل است، پیغمبرش هم عادل است و معصوم، امامش هم عادل و معصوم است. قاضی‌اش هم معتبر است که عادل باشد. فقیهش هم معتبر است که عادل باشد. شاهد طلاقش هم معتبر است که عادل باشد. امام جماعتش هم معتبر است که عادل باشد. امام‌جمعه‌اش هم باید عادل باشد؛ از ذات مقدس کبریا گرفته تا آن آخر. زمامدار باید عادل باشد، ولاتشان هم باید عادل باشند. این ولاتی که در اسلام می‌فرستادند، والی‌هایی که می‌فرستادند به این‌طرف و آن‌طرف؛ امام جماعتشان هم بود. باید عادل باشد. اگر عادل نباشد، اگر عدالت در بین زمامداران نباشد؛ این مفاسدی است که می‌بینید. اسلحه دست اشخاص غیر صالح، اسلحه دست اشخاص ناصالح؛ اشخاص بی‌انصاف، بی‌عدالت».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۳، ص ۳۰۴، پاراگراف آخر).

۱۵. حقوق بشر:

«آزادی بیان، آزادی انتخابات، آزادی مطبوعات، آزادی رادیو- تلویزیون، تبلیغات، این‌ها از حقوق بشر و از ابتدایی‌ترین حقوق بشر است».(صحیفه امام: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۴، ص ۴۰۰). «تا یک نقطه اتکای معنوی نباشد؛ بشر اصلاح شدنی نیست. اصلاح بشر و حفظ حقوق بشر نمی‌شود؛ الا اینکه نقطه اتکایش مبدأ معنوی باشد».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۴، ص ۴۰۳، پاراگراف دوم).

۱۶. حقوق مردم:

«از حقوق اولیه هر ملتی است که باید سرنوشت و تعیین شکل و نوع حکومت خود را در دست داشته باشد. طبیعی است که چون ملت ایران بیش از نود درصد مسلمان‌اند؛ این حکومت باید بر پایه‌های موازین و قاعده اسلامی بنا شود».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۴، ص ۳۶۷، پاراگراف آخر).

۱۷. نقد استعمار:

«اختلاف موجود بین سران دول اسلامی که میراث ملوک‌الطوایفی و عصر توحّش است و با دست اجانب برای عقب نگاه‌داشتن ملت‌ها ایجادشده است؛ مجال تفکر در مصالح را از آن‌ها سلب نموده است. روح یأس و ناامیدی که به دست استعمار در ملت‌ها، حتی در رهبران اسلامی دمیده شده است؛ آن‌ها را از فکر چاره‌جویی بازداشته است. امید است طبقه جوان که به سردی‌ها و سستی‌های ایام پیری نرسیده‌اند؛ با هر وسیله‌ای که بتوانند ملت‌ها را بیدار کنند».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۲، ص ۲۵۳، پاراگراف آخر).

۱ ۸. نقد آمریکا:

«نادیده گرفتن حقوق صدها میلیون مسلم و مسلط نمودن مشتی اوباش بر مقدّرات آن‌ها و مجال دادن به رژیم غیرقانونی ایران و دولت پوشالی اسرائیل برای غصب حقوق مسلمین و سلب آزادی و معامله قرون‌وسطایی نمودن؛ جنایاتی است که در پرونده رؤسای جمهوری آمریکا ثبت می‌شود و لازم است رئیس‌جمهور فعلی (جیمی کارتر) که وعده‌هایی داده است؛ از کارهای جنایت‌بار دولت‌های سابق اجتناب کند».(صحیفه نور: مجموعه آثار امام خمینی (ره)، جلد ۳، ص 210).[i]

جمع‌بندی:

امام خمینی (ره) در نظریه و عمل کوشش نمودند که راه نوینی برای اداره جامعه اسلامی با توجه به نیازهای زمان و مکان معاصر ارائه نمایند. در این راه ایشان نوآوری‌های متعدد نظری ارائه نمودند و نشان دادند که فقه و فلسفه سیاسی اسلامی با رویکرد عصری و توجه به زمان و مکان قابلیت طرح‌های جدید برای اداره جامعه را دارد. این طرح‌ها وحی مُنزَل نیست، بلکه قابل توسعه و تکامل است.

اما تکامل نظری اندیشه‌های ایشان نیاز به فقه تمدن محور است با فقه فردی و مُنعَزِل از نیازهای انسان و جامعه امروز نمی‌توان راه امام خمینی (ره) را ادامه داد. ادامه راه فکری امام خمینی (ره) نیاز به رویکرد انتقادی و فقه و فلسفه تمدن ساز و توجه به حقوق ذاتی انسان و حقوق بشر است.

باید دوره چهل سال گذشته را مرور نمود و نقاط قوت آن‌ها تقویت و نقاط ضعف آن‌ها اصلاح نمود. اگر ما موفق نشده‌ایم که به همه اهداف امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی نائل شویم، بیانگر ضعف نظری و ضعف مدیریتی است وگرنه اسلام توانا در اداره جامعه است. لذا بازنگری انتقادی گذشته و اصلاح امور حکومت در چارچوب توزیع بیشتر قدرت و ارتقای نقش مردم در اداره کشور و از میان بردن شکاف طبقاتی ضروری است.

جوهره اندیشه سیاسی اسلامی توزیع عادلانه قدرت و مشارکت عملی مردم در تدبیر سرنوشت خود است. وظیفه ذاتی حکومت تدبیر معیشت مردم و برقراری آزادی و عدالت است.

پی نوشت:

[i]. صحیفه امام: مجموعه آثار امام خمینی (ره)؛ بیانات، پیام‌ها، مصاحبه‌ها، احکام، اجازات شرعی و نامه‌ها، خمینی، روح‌الله، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ۱۳۷۸، ۲۲ ج).

Share