مرداد ۱۵, ۱۳۹۹ – ۱:۴۹ ب.ظ |

دکتر سید سلمان صفوی
رئیس مرکز بین المللی مطالعات صلح
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

مقدمه:
اخیرا میل ایران و چین برای رابطه راهبردی ۲۵ ساله علنی شده است که در کنار گفتگوهای ایران و روسیه برای …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, خاورمیانه, گزیده ها, مقالات, یمن

ارتباط میان جبهه های نبرد شمال با اتفاقات در جنوب یمن

نگارش در تیر ۱۱, ۱۳۹۹ – ۱۱:۰۲ ق.ظ
Share

مصطفی مطهری

 دکترای علوم سیاسی و کارشناس مسائل شبه جزیره عربستان

مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

روند تحولات در یمن این روزها با تغییرات محسوسی در میدان های بازی همراه بوده است؛ از اشغال سقطری توسط شورای انتقالی جنوب و عدم واکنش سعودی به این اقدام از سوی جدایی طلبان جنوب گرفته تا عملیات «بازدارندگی چهارم» که توسط دولت نجات ملی بر علیه مواضع سعودی در خاک سعودی انجام گرفت، گویای این موضوع است که باید منتظر اتفاقات تازه ای در ماه های پیش رو بود؛ اتفاقاتی که نحوه چینش و موقعیت های بازیگران داخلی و خارجی در این کشور را مشخص خواهد کرد. به عبارت جامع تر اینکه چگونگی شکل گیری رویدادهای اخیر و میزان تاثیر گذاری آنها در آینده تحولات یمن، قابلیت تغییر روند بازی در جبهه ها و محورهای نبرد در شمال و جنوب را دارد.

قابل ذکر است که تحولات در جنوب یمن به میزان زیادی متأثر از بده و بستان های سیاسی میان دو بازیگر فعال خارجی در این نقطه از یمن یعنی ریاض و ابوظبی است؛ در واقع این ریاض و ابوظبی هستند که با مهره های خود به اتفاقات در جنوب هویت می بخشند.

 از این رو آنچه در جنوب در حال اتفاق افتادن است و یا در درون نقشه های بازی ریاض و ابوظبی برای جنوب وجود دارد، مبنایی مصنوعی دارد، که از طریق نوابان خود در جنوب درصدد پیاده سازی آنها هستند و یا اینکه تلاش می کنند تا از طریق بکارگیری نیروهای یمنی وابسته به خود، این اتفاقات را طبیعی و محصول تعارضات در جنوب یمن نشان دهند. سقطری و اشغال آن توسط شورای انتقالی در روزهای گذشته و عدم دخالت، فقدان واکنش و موضع گیری سعودی در این باره نشان دهنده این موضوع بود که ریاض و ابوظبی به یک نقطه اشتراک در موضوع جنوب دست یافته اند.

 در واقع قربانی کردن دولت مستعفی هادی از سوی ریاض به سبب سکوت در برابر اقدامات شورای انتقالی از یک سو و همسو شدن با ابوظبی به موجب منافعی که می تواند از طریق برای ریاض حاصل گردد، شورای انتقالی را در عرصه سیاسی به مانند نظامی در یک وضعیت برتر از دولت مستعفی هادی در مناطق مورد تعارض در جنوب قرار داده است؛ اگرچه سعودی تلاش کرد تا یک وضعیت تعادل را، در این باره از طریق دعوت از مسئولان دولت هادی به ریاض ایجاد کند، اما نمادها و نمایه های بیرونیِ حاکی از آن است که  واقعیات جنوب یمن چیزی دیگری است؛ بطوریکه «احمد سعید بن بریک» معاون رئیس شورای انتقالی به دنبال اشغال سقطری و اعلام خودمختاری در «حدیبو» مرکز سقطری، از آغاز روند تشکیل حکومت خود گردان در دیگر مناطق جنوب از عدن تا شبوه و حضرموت، أبین، الضالع و لحج و پاکسازی این مناطق از افراد فاسد از طریق تشکیل کمیته های خودگردان سخن گفت؛ به واقع این سخنان معاون شورای انتقالی، موضع رسمی این شورا است که عملاً در تضاد با هر آنچه می باشد که ریاض به دنبال آن است؛ به بیانی روشنتر اینکه، ریاض تلاش دارد با ایجاد تغییراتی در توافق ریاض، میان شورای انتقالی و دولت مستعفی هادی توافقی جدید در ذیل توافق ریاض منعقد کند، از این رو تمام کوشش خود را بر این امر قرار داده است تا دولت مستعفی را به یک شرایط اقناعی از پذیرش شروط ریاض در ازای حمایت از آنها تطمیع کند، که این موضع گیری و سخنان رهبران جدایی طلبان که به نظر می رسد محصول توافقات پنهانی ریاض با ابوظبی درباره جنوب بوده است، پوشالی بودن وعده های سعودی به دولت مستعفی درباره آینده آنها در جنوب یمن را نمایان کرد.

بنابراین با توجه به آنچه بیان شد معادلات در جنوب یمن گویای این موضوع است که روند جدایی جنوب از کلان جغرافیایی یمن روز به روز جلوه واقعی تری به خود می گیرد. این بدان معنا است که بسترسازی ها برای جدایی جنوب علاوه بر تعارضات درون یمنی(دولت مستعفی و شورای انتقالی)، با موضوعات دیگری همچون تأمین منافع دو عضو فعال ائتلاف متجاوز به یمن و ترس از ورود قدرت های فرامنطقه ای به موضوع یمن در ارتباط است. چرا که تشدید تعارضات و منازعات میان نیروهای دولت مستعفی و شبه نظامیان شورای انتقالی می تواند پای قدرت های فرا منطقه ای را به جنوب یمن برای کاستن سطح تهدیدات و تنش ها باز کند و این به زیان ریاض تمام خواهد شد. از این رو حل و فصل تعارضات در جنوب و ایجاد وضعیتی حداقلی از ثبات را که منافع ریاض را تأمین کند را برنامه ریزی کرده و در دستور کار قرار داده است.

و اما در جبهه شمال، روند برتری صنعاء در جبهه های نبرد با ائتلاف سعودی و نیروهای یمنی وابسته به آنها (دولت مستعفی هادی) نیز روز به روز ابعاد تازه تری به خود می گیرد؛ افزایش دامنه نفوذ و تصرفات دولت نجات ملی در جبهه مأرب به عنوان یک منطقه استراتژیک و به تبع آن عقب نشینی متجاوزان از این مناطق بر دایره مانور صنعاء در این عرصه افزوده است. در واقع مأرب به واسطه جایگاه استراتژیکی که دارد این قابلیت را دارا است تا زمینه های دومینوی شکست یا پیروزی هر کدام از طرفین را در جبهه های دیگر فراهم سازد. شگفتانه دیگر انصارالله، ارتش و کمیته های مردمی یمن در عرصه تقابل با متجاوزان، عملیات بازدارندگی چهارم بود که در ابعاد تازه ای به اجرا در آمد. این عملیات با بکارگیری مجموعه ای از پهپادهای صماد۳، موشک‌های بالستیک و کروزِ ذوالفقار و قدس در 4 موج پیاپی برنامه ریزی شد و به انجام رسید.

 نکته مهم و قابل توجه درباره این عملیات، طراحی تخلیه لانچرهای پاتریوت در دو موج اول و دوم حمله با هدف بالا بردن موفقیت حملات در موج سوم و چهارم بود؛ به علاوه اینکه این عملیات بر خلاف عملیات های پیشین بازدارندگی از سطح اهداف اقتصادی و هشدار فراتر رفت و مراکز حساس نظامی و اطلاعاتی سعودی در ریاض را با موفقیت مورد هدف قرار داد.

 در واقع تغییر شرایط نبرد سعودی و ائتلاف وابسته به آن با صنعاء و تحمیل شکست های سریالی زمینی – موشکی – پهپادی از سوی صنعاء به متجاوزان موجب شده است تا ریاض عمده توجه و تمرکز خود را صرف جنوب کند؛ و از جنوب به عنوان دستاورد تجاوز به یمن برای اعاده حیثیت و اعتبار خود استفاده کند. چرا که در عرصه نبرد با صنعاء، ریاض به این موضوع اذعان پیدا کرده است که تصرف صنعاء که در ابتدای تجاوز به یمن، هدف اولیه و حیاتی محسوب می شد، اکنون دیگر دست نیافتنی است و آنها باید به فکر جایگزینی در این راستا باشند؛ از این رو حفظ مأرب با هدف در اختیار داشتن ابزاری در ذیل مذاکرات با صنعاء در آینده از یک سو و تقسیم قدرت و حوزه نفوذ در جنوب را میان خود با ابوظبی را از سوی دیگر سیاستگذاری کرده اند.  

سخن پایانی

بنابر همه آنچه که در سطور بالا به آنها اشاره شد شرایط میدانی در یمن با تفکیک جبهه های نبرد در جنوب و شمال این کشور قابل رصد و پیگیری است؛ اگر چه تاثیرات شکست در جبهه های شمال بر جنوب غیر قابل انکار است، اما باید توجه داشت که جنوب یمن به آوردگاهی برای تعارضات و منازعات میان بازیگران(دولت مستعفی هادی – شورای انتقالی جنوب، ریاض – ابوظبی) در یمن تبدیل شده است. از این رو جنوب با هدف جبران تلفات و صدمات حاصل از شکست در شمال، در دستور کار ائتلاف(ریاض) قرار گرفته است. پس اخبار تحولات در روزها و ماه های آینده در یمن، بیشتر به سمت جنوب تمرکز خواهد داشت؛ بدان علت که ماهیت رویدادها در جنوب به واسطه بازیگران متعدد و اهداف مختلف(عمدتاً متعارض) با پیچیدگی های خاصی همراه است که هر لحظه ممکن جای جبهه های اتحاد، ائتلاف و برنده یا بازنده را تغییر دهد. 

واژگان کلیدی: ارتباط , جبهه , نبرد, شمال , اتفاقات , جنوب یمن, مصطفی مطهری

Share