آینده کنش ترامپ در رابطه با ایران  گفتگو با دکتر علی خرم
آبان ۲۴, ۱۳۹۶ – ۴:۴۹ ق.ظ |

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 
رویکرد های دونالد ترامپ در مورد ایران در ماه های اخیر تندتر شده است و مورد نظر بسیاری قرار گرفته و است. برای بررسی بیشتر وضعیت کنونی و سند …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » تركيه, خاورمیانه, سوریه, گزیده ها, مقالات

آینده رویکرد ترکیه در سوریه

نگارش در شهریور ۳۱, ۱۳۹۵ – ۲:۴۴ ق.ظ
آینده رویکرد ترکیه در سوریه
Share

علیرضا میریوسفی

رئیس گروه مطالعات خاورمیانه و خلیج فارس دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

ترکیه و اهداف و رویکردها در قبال مسئله سوریه

تغییر سیاست ترکیه به دو هفته قبل برنمی گردد، بلکه به قبل از کودتا زمانی برمی گردد که الگوی تغییر سیاست و تنش زدایی با روسیه مطرح شد. در همان زمان به نظر می رسید که ترکیه تصمیم گرفته است که تجدید نظری  در سیاست منطقه ای خود انجام دهد. این تغییر قطعا تأثیر مهمی درمعادلات شکننده منطقه خواهد داشت و به همین خاطر تمام طرف های حاضر در منطقه نسبت به چنینتغییراتی بسیار حساس بوده و هستند. در پی تحولات ٢٠١١  منطقه به صحنه مقابله دو طیف تبدیل شدهاست. در مهم ترین بخش آن که تقابل که در سوریه شاهدیم، از یک طرف ایران و از طرف دیگرعربستان سعودی قرار داد و سیاستشان با منافع بلندمدت آنها کم و بیش منطبق است.

ایران کشوری است کهاز توازن عوامل قدرت  برخوردار بوده و  تحولات دهه های اخیر در منطقه را به نفع خود می بیند و درنتیجه بر قراری ثبات را به نفع خود  می بیند و عربستان سعودی هم به دنبال تغییر وضعیت است و ازتحولات و انقلاب های 2011 متضرر شده است. در این میان، ترکیه با وضعیتی دوگانه مواجه شده است. ازیک طرف انقلاب های عربی در تونس و در مصر و حتی لیبی را به نفع خود می دانست؛ به ویژه در بین کشورهای عربی، ترکیه را به عنوان یک مدل برای توسعه یا آینده خود می دیدند و ارتباطات حزب تدافع و توسعه ترکیه با تشکیلات اخوان المسلمین به تقویت این روابط کمک می کرد. به  دلیل این کامیابی های منطقه ای، نوعی شتابزدگی یا إعلام موضع گیری پیش از موعد در مورد سوریه اتفاق افتاد و  سران  ترکیه بااین تصور که ظرف چند هفته دولت سوریه تغییر خواهد کرد، مواضعی شتابزده ای را اتخاذ کرده اند و درپنج سال گذشته گروگان همین مواضع  بوده اند.

پرونده سوریه برای ترکیه به تدریج به یک پرونده امنیتی برای ترکیه تبدیل شده و تمامیت ارضی و ثبات داخلی ترکیه را دچار چالش کرد و این دلیل اصلی تلاش ترکیه برای تجدید نظر در سیاست منطقه ای اش در مقطع کنونی است. ترکیه باتوجه به ملاحظاتی مانند وجود اقلیت های قومی در داخل این کشور، در ماههای اولیه بحران سوریه فکر میکرد که می تواند با سیاست ها و طرح هایی ویژه از تغییر حکومت یا بی ثباتی در سوریه حمایت کندو در عین حال از تبعات آن فارغ باشد. به عنوان مثال، ترکیه در پنج سال گذشته طرحی را تحت عنوان تشکیل یک منطقه یا کشور خودمختار ترکمن دنبال می کرد تا بعنوان یک منطقه حائل و محافظ جلوی پیوستگی مناطق کردنشین عراق و سوریه و ترکیه را بگیرد و پایگاهی قابل اتکا برای ترکیه باشد که در عمل امکان تحقق نیافت. چنانچه می دانید اکثر طرح هایی که در مورد سوریه و عراق مطرح بود، تقسیم این کشورها را به سه منطقه شیعه، سنی و کرد پیشنهاد می کردند  و ترکیه تنها کشوری بود که تشکیل منطقه چهارمی تحت عنوان منطقه ترکمن را دنبال می کرد و اتفاقا جنگنده روسی را هم بر فراز همین منطقه مورد نظرش ساقط کرد. با این حال در عمل هیچ کشوری با این طرح ها همراهی نداشت و کردستان عراق وکردستان سوریه به هم پیوستند و سرزمین  پیوسته ای را تشکیل دادند و در حال حاضر تنها یک منطقه90 کیلومتری در غرب فرات تا مرز ترکیه باقی مانده است و ترکیه به شدت نگران اتصال این نوارباقی مانده به  مناطق کردنشین ترکیه است. مجموع این تحولات و این که مسئله سوریه به تدریج تبدیل به یک مسئله حاد و امنیتی برای ترکیه شد، باعث شد که ترکیه تجدید نظری در سیاست های منطقه ای خود داشته باشد.

این تغییر سیاست در واقع قبل از کودتا و در قالب سیاست تنش زدایی با روسیه شروع شد؛ اما حوادث داخلی ترکیه از جمله کودتا این موضوع را به تاخیر انداخت و در دو هفته اخیر ما شاهد هستیم که ترکیه باتوجه به منافع خود و چالش هایی که می تواند تمامیت ارضی و وضعیت ترکیه را با خطر مواجه کند، شاهد تغییر موضع ترکیه بودیم و عملیات اخیر ترکیه در شمال سوریه در همین چارچوب قابل بحث است.

رویکرد امنیتی، نظامی و میدانی ترکیه در مقابل سوریه

ترکیه با توجه به چالش هایی نظیر اقلیت های قومی همیشه خطر را به طور بالقوه احساس می کرده است که موضوع کردی، یعنی پیوستن مناطق کردنشین ترکیه به مناطق کردنشین سوریه و عراق تهدیدیامنیتی برای ترکیه خواهد بود. اما  تا چندی قبل که پیشروی نیروهای کرد در شمال سوریه به این مرحله رسید که توانستند تا غرب فرات را تحت کنترل خود در بیاورند، ترکیه فکر می کرد که باطرح ها و روش هایی ویژه می تواند جلوی این پیوستگی سرزمینی و تهدید امنیتی را بگیرد. ولی به نظرمی رسد که ترکیه دیگر نمی تواند به این سیاست ادامه دهد و  تغییر جهتی در سیاست های منطقه ایخواهد داشت که سوریه هم یکی از این بخش ها خواهد بود.

آینده رویکرد دیپلماتیک ترکیه در سوریه

ما نباید از اهمیت سیاست داخلی و مواضع داخلی غافل شویم، خیلی از کشورها ممکن است به این نتیجه برسند که اقتضائات امنیت ملی و منافع ملی شان، تغییراتی را ایجاب می کند، ولی تغییر جهت سیاست خارجی و ایجاد اجماع داخلی برای این تغییرات به این راحتی نیست. خیلی از افراد و نهادها در داخل کشور  باید توجیه شوند. سیاست خارجی در ترکیه، دچار مشکلاتی است و در پنج سال گذشته،  این که ترکیه نخواست از مواضع خود عدول کند، باعث شد که هزینه های زیادی را پرداخت کند. یقینا این تغییر مسیر، هزینه هایی را برای ترکیه خواهد داشت و از این نظر این احتمال که ترکیه در مواضع اعلامی خود تغییرات علنی فاحشی ایجاد کند، دشوار است، ولی احتمال انجام این تغییرات بصورت اعلام نشده بیشتر است. مذاکراتی غیر علنی با روسیه و بقیه کشورها بسیار جدی  هستند و نیاز به رویکرد و سیاست متفاوتی احساس می شود.

آینده نگاه ترکیه نسبت به ارتش آزاد و جریان های میانه رو مخالف و حتی جریان های تندروی تکفیری-سلفی در سوریه

یکی از مشکلات سوریه نه فقط برای ترکیه، بلکه برای تمام طرف های درگیر تفکیک گروه ها به تندرو و میانه رو است. یکی از گروه هایی که صحبت می شد و ادعا می شد که جز گروه های میانه رواست، گروه نورالدین زنکی وابسته به ارتش آزاد سوریه بود که اتفاقا گفته می شود به ترکیه هم نزدیک است. همین گروه بود که یک ماه قبل که نوجوانی دوازده ساله را به طرز فجیعی کشتند. این تفکیک بین گروههای مخالف حکومت سوریه، موضوعی است که صرفا به ترکیه باز نمی گردد و باید طبق قطعنامه 2254 شورای امنیت انجام شود. فراتر از تقسیم بندی گروه ها به گروه های تندرو و یا میانه رو، تغییرجهت کلی ترکیه نسبت به سوریه موضوعی است که نمی شود نادیده گرفت. تا به حال سیاست برخی کشورها و از جمله ترکیه در قبال سوریه تاکید بر راه حل نظامی بود. به این معنی که بدون هیچ پیش شرطی دولت سوریه باید بطور کامل تغییر کند و راه حل سیاسی بیشتر جنبه نمایشی و توجیه کننده راه حل نظامی فرض می شد. در این بین  به نظر می رسدکه اگر ترکیه معتقد است که باید تغییر رویکردی در منطقه در مورد سوریه داشته باشد، با پروسه سیاسی پیش بینی شده در قطعنامه 2254 که با همراهی روسیه و دیگر اعضای شورای امنیت حاصل گردیده باید همراهی کند. در زمان تصویب این قطعنامه، ترکیه و برخی کشورهای همسو با ترکیه در عمل به آن  روی خوشی نشان ندادند، ولی تغییر رویکر به این معناست که به این پروسه سیاسی اجازه دهند به جلو برود و بحث شناسایی گروه های تندروو میانه رو هم در چارچوب همان قطعنامه باید مورد توافق قرار گیرد.

اگر نیاز به تغییر رویکرد باشد یقینا تجدید نظر در نوع روابط ترکیه با گروه های مخالف حکومت سوریه هم بخشی از این تجدید نظر خواهد بود. منتهی این موضوع که آیا کاملا این روابط قطع خواهدشد؟ آیا صرفا کاهش پیدا خواهد کرد؟ یا هر تغییر دیگری، معطوف به آینده است و با توجه به سازوکار و کشمکش های داخلی دربین نهادهای تصمیم گیر در ترکیه باید دید که به چه چارچوبی خواهد رسید. آنچه که با اطمینان بیشتری می توان گفت، این است که تجدید نظر در نوع روابط با این گروه ها نیز بخشی از تجدید نظر کلی درسیاست منطقه ای ترکیه و به ویژه تغییر رویکرد در قبال سوریه خواهد بود.

واژگان کلیدی: رویکرد ترکیه، سوریه، ترکیه ، سوریه، سیاست خارجی ترکیه، روابط ترکیه با سوریه

Share