اهداف سیاست خارجی هند در آفریقا
تیر ۷, ۱۳۹۶ – ۶:۲۵ ق.ظ |

دکتر زهرا ابوترابی اردستانی[1]

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

امروزه هند به عنوان بزرگترین دموکراسی با اقتصادی قدرتمند که دارای فرهنگ و مذاهب گوناگون میباشد قدم به عرصه جهانی میگذارد. اگر هند بتواند رشد خود …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آمریکا, خلیج فارس, مقالات, مقالات تحلیلی

آینده روابط اقتصادی، امنیتی و سیاسی امریکا با کشورهای عربی خلیج فارس

نگارش در خرداد ۷, ۱۳۹۴ – ۳:۰۶ ق.ظ
آینده روابط اقتصادی، امنیتی و سیاسی امریکا با کشورهای عربی خلیج فارس
Share

دکتر عباس لقمانی

استاد دانشگاه

 

برنامه امریکا برای کشورهای عربی شورای همکاری خلیج فارس

اگر به وضعیت کنونی کشورهای عربی شورای همکاری خلیج فارس نگاه کنیم در مروری کلی متوجه می شویم که بیشتر کشورهای منطقه دچار مشکلات اساسی هستند. در بحرین اقلیتی حاکم است که به خواسته اکثریت توجه نمی کند. در عربستان نیز شیعه های شرق این کشور تحت فشار دولت هستند و در مرزها با یمن با مشکلات زیادی روبرو است. علت این که عربستان یمن را سرکوب می کند این است که از مرزهای خود با یمن می ترسد و در حقیقت این جزیره ی صلحی که در شبه جزیره عربستان وجود داشت از چندین طرف مورد تهدید قرار گرفته است و از یک طرف عدم آرامش در مرزهای یمن ، از طرف دیگر حرکت شیعیان در شرق این کشور و از سوی دیگر عدم ثبات لازم در خاندان سلطنتی عربستان وجود دارد. یعنی گروه جدیدی که بر سر کار آمده آن قدر سابقه و تجربه سیاسی ندارد تا بتواند در منطقه تاثیر گذار باشد. لذا ثبات لازم در درون عربستان وجود ندارد و به همین دلیل ثبات لازم در سیاست خارجی عربستان هم وجود ندارد.

از سوی دیگر امارات کشوری است که در درجه اول وابسته به صادرات و دلال بازی در منطقه است و این موضوع در دراز مدت ممکن است وجود خارجی نداشته باشد. یعنی اگر روابط ایران با دنیای خارج به گونه ی دیگر باشد نقش امارات در منطقه از دست می رود. عمان هم همیشه در طرف ایران بوده و دست دوستی با ایران داشته است. کویت هم دقیقا می داند که دوستی با ایران باید محور سیاست خارجی اش باشد. در این وضعیت آمریکا برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بیشتر اصلاح رژیم را مد نظر دارد تا تغییر رژیم. در امریکا این نگاه وجود دارد که این رژیم های ارتجاعی و خانوادگی متعلق به قرن هفدهم هجدهم و نوزدهم میلادی، رژیم هایی نیستند که بتوانند با حوادث قرن بیست و یکم خود را وفق دهند. به عنوان نمونه در کشوری که پنجاه درصد مردم دارای هیچ حق و حقوقی نیستند با گفتمان دموکراسی آمریکایی تطابق ندارد. یعنی شما نمی توانید در آمریکا ادعای دموکراسی و آزادی و برابری انسانها درهمه دنیا کنید و با کشوری دوست باشید که عملا پنجاه درصد مردم هیچ حق و حقوقی ندارند. این امر مورد توجه در داخل آمریکا هست. اگر سخنان مفسران آمریکایی را در مورد عربستان و سایر کشورهای مرتجع منطقه دنبال کنید متوجه خواهید شد که حتی خواننده آگاه و روشنفکر امریکایی هم بر این نکته دست می گذارد که شما چگونه با کشوری دوستی دارید که پنجاه درصد این مردم هیچ حق وحقوقی ندارند؟ بنابراین اصلاح رژیم در این منطقه به خصوص در عربستان مدنظر است. امریکا دقیقا می داند اداره کردن یک کشور با یک سیستم خانوادگی در دراز مدت عملی نیست. از نگاه امریکا در عربستان نیروهای جوان و تحصیلکرده ای از شرایط کنونی کشور خود راضی نیستند، ولی این نیروها رشدی نکرده اند که باعث عملی شدن اصلاح رژیم در کوتاه مدت شود. لذا از نگاه امریکا در دراز مدت باید اصلاحات اساسی باید صورت گیرد.

 

 

آینده روابط اقتصادی، امنیتی و سیاسی امریکا با کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس

روابط آینده امریکا با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، روابط معمولی چون روابط امریکا با دوستان دیگر در دنیا است. یعنی تحت شرایط خاصی نیست. در واقع دوستی ، روابط و همکاریهای اقتصادی، نظامی، سیاسی و … دولت امریکا با کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس به پایان خود رسیده است. یعنی در حقیقت از نگاه نگارنده این دوستی، مودت و همکاری در مسیر سراشیبی قرار گرفته است و به همان نسبتی که آمریکا بیشتر به سوی کشورهای دیگر منطقه حرکت کرده است، به همان نسبت هم داستان های دوستی ، مودت و پیمان های امریکا با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس سست تر خواهد شد. به دلیل این که اولا این کشورها دارای ظرفیت آن چنانی نیستند و امریکا به خوبی این موضوع را می داند. دوم اینکه اینها کشورهایی سلطان نشین با جمعیت کم هستند و تنها ظرفیت آنها ظرفیت پولی، دلاری و نفتی آنهاست. این ظرفیت نفتی هم در آینده بسیار نزدیک برای آمریکا خیلی قابل توجه نیست. چرا که امریکا در سالهای اخیر به تولید کننده عمده نفت دنیا تبدیل شده و وابستگی به کشورهای منطقه به خصوص عربستان را از دست خواهد داد . این موضوع باعث خواهد شد، که آمریکا در مورد شرایط آینده خود در دوستی با این کشورها تجدید نظر کند. یعنی دوستی را تبدیل به دشمنی نمی کند. بلکه این دوستی ادامه خواهد داشت، ولی این پشتیبانی صد در صدی آمریکا به مرور زمان به سراشیبی تندی می افتد. گذشته از این با مرور زمان و با بیداری مردم منطقه و قدرت گرفتن جمهوری اسلامی در منطقه و پشتیبانی جمهوری اسلامی امریکا مجبور است، در این دوستی ها تجدید نظر اساسی کند. لذا می توان گفت روابط امریکا با این کشورها روابط بسیار عادی خواهد شد. شبیه روابطی که امریکا با دیگر کشورهای دوست خود خواهد داشت . در این بین نگارنده اعتقاد دارد که اگر آتشی در منطقه پیدا شود، امریکا حاضر نیست در دراز مدت خود را در آن درگیر کند. یعنی امریکا به دوستی با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس ادامه خواهد داد، ولی از شدت و حدت آن دوستی به مرور زمان کاسته خواهد شد. یعنی در حقیقت نمونه آن کمپ دیوید بود. یعنی شما در آینده خواهید دید که امریکا تلویحا و از لحاظ سطحی اعلام خواهد کرد که پشتیبان این کشورها است. ولی من فکر می کنم که درعمل امریکا به دنبال یک راه چاره دیگری برای این کشورها است.

واژگان کلیدی: رابطه امریکا برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس‏، برنامه امریکا برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، سیاست امریکا در خلیج فارس، شورای همکاری خلیج فارس

 

 

Share