متغیرها و عوامل موثر در روند تغییر نظام بین الملل  به تک چند قطبی
مرداد ۲۸, ۱۳۹۶ – ۳:۳۵ ق.ظ |

دکتر مهدی مطهرنیا
آینده پژوه و کارشناس روابط بین الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 
تغییر نظام بین الملل موجود
نظریه های گوناگونی در باب دگرگونی نظام بین الملل و هندسه جهانی آینده قدرت مطرح می شود، …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خلیج فارس, عربستان, گفتگو

 آینده حضور و نفوذ داعش در عربستان – گفتگو با عباس پرورده

نگارش در مرداد ۵, ۱۳۹۵ – ۸:۵۰ ق.ظ
 آینده حضور و نفوذ داعش در عربستان  – گفتگو با عباس پرورده
Share

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

در یک سال اخیر انفجارها و حملات گوناگونی از سوی داعش و  یا نیروهای همراه با داعش در عربستان اتفاق افتاده است . در این بین برای بررسی سطح حضور و نفوذ جریان های تندرو در داخل این کشور و آینده حضور و نفوذ داعش گفتگویی با عباس پرورده داشته ایم:

 

واژگان کلیدی: ریشه ها سلفی گری، آینده داعش ، داعش در عربستان

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: اگر  نگاهی به جریان تندرو و سلفی و داعش در دولت داشته باشیم، در یک سال گذشته این نگاه به دولت عربستان چگونه بوده است؟

عربستان کشوری است که ریشه در نوعی بنیادگرایی دارد. عربستان از نظر ریشه های قدرت سیاسی در سه محور استوار است. یکی بحث نفت و منابع زیرزمینی این کشور است که قدرت اقتصادی عربستان را تشکیل می دهد، دوم وجود اماکن حرمین شریفین در این کشور است که به این کشور اعتبار دینی می دهد و سوم گروه های مذهبی تندرو هستند که بیشتر تحت عنوان وهابی ها که شاخه ای از سلفی ها محسوب می شوند. اگر بخواهیم وضعیت قدرت را در عربستان در هر دوره ای از ابتدای تاسیس حکومت آل سعود تحلیل کنیم، حتما باید این سه محور را در نظر بگیریم. شما این سه محور را در پنج سال گذشته با فراز و فرود تروریست و سلفی گری دیده می شود.

در یک سال اخیر بعد از این که بحران های بیرونی عربستان و درگیری های منطقه ای عربستان بیشتر می شود، قطعا نیاز عربستان به بهره گیری از گروه های سلفی و وهابی برای وارد کردن آن ها به جنگ های نیابتی و درگیری های منطقه ای (که این روزها در خاورمیانه چهره مذهبی پیدا کرده است) به این گروه ها بیشتر می شود و به عنوان نتیجه گیری می توان گفت که وابستگی گروه های سلفی و وهابی و مراکز قدرت در عربستان به یکدیگر می توان گفت که در سال های اخیر با ناکامی عربستان در جنگ یمن و افزایش پیش روی های گروه ائتلاف مقاومت در سوریه و پیروزی های نظامی ایران و روسیه که وابستگی حکومت مرکزی به سلفی ها افزایش پیدا کرده است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در وضعیت کنونی، سطح حضور و نفوذ این جریان های تندرو در داخل عربستان تا چه مقداری است؟

گروه های سلفی، گروه های سازمان یافته ای نیستند که بتوان آن ها را شمارش کرد. حتی در داخل عربستان هم این گروه ها شناسنامه ندارند. این گروه های هستند که بیشتر ریشه تبلیغی دارند که به حوزه های دینی سلفی و وهابی بر می گردد. یعنی برخی عالمان تندرو که وابستگی های سلفی و وهابی دارند، معمولا مروج آموزه های افراطی گری در عربستان هستند و آبشخور گروه های تروریستی معمولا از این هاست. این ها دو گروه را جذب می کنند، نخست کسانی که کمک های مالی آن ها را جمع می کنند و آن ها را در اختیار گروه های تروریستی و به خصوص جوانانی که از روی کمبود اطلاعات و یا نیاز مالی جذب آن ها می شوند و نه تنها از عربستان، بلکه از کشورهای همجوار مانند تونس، سودان، عراق و سوریه، پاکستان و افغانستان با وجوهی که جمع آوری می کنند، جذب نیرو می کنند، اما آمار دقیقی از آن ها در دست نیست. چون اصلا سلفی گری و افراطی گری مقوله شناسنامه داری نیست.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به این وضعیت مشخص است که حجم نیروهای هوادار داعش در عربستان چقدر است؟

معمولا کشورهای عربی و حتی کشورهایی که آمار دقیقی دارند، به این دلیل که مسئله قومیت و مذهب را در آمار خود دخیل نمی کنند. به همین دلیل مشخص نیست چه تعداد سنی و چه تعداد شیعه و چه تعداد از مذاهب دیگر حضور دارند. در عربستان بدون احتساب آمارگیری دقیق، حدود 12 درصد شیعه، 87 درصد اهل تسنن هستند.

عربستان بیش از اینکه نیروی داعشی داشته باشد، خاستگاه افراطی گری است. زیرا داعش به عنوان افراطی گری در جهان مطرح است. داعش شناسنامه خاصی ندارد. عربستان تامین کننده مالی و تامین کننده فکری افراطی گری است. به عقیده من تجمع زیادی از نیروهای افراطی در عربستان وجود ندارد. زیرا عربستانی که خود، آگاهانه و نیمه آگاهانه طبیعتا از تجمع نیروهای افراطی جلوگیری می کند و خطر آن را می داند ممکن است که این موضوع جنبه ترانزیت داشته باشد که از آنجا ترانزیت شوند و حمایت شوند. عربستان در آنجا نیروهای شناخته شده ای ندارد، مگر اینکه سلفی هایی و وهابی های خیلی تندرو با حکومت عربستان مخالف اند. چون کسانی که دست به ترور می زنند، بسیار افراطی تر از وهابی ها در عربستان هستند و حتی آن ها را قبول ندارند. چنانچه نظریه ای وجود دارد که معتقدند که اگر حکومت عربستان سرنگون شود، ممکن است که وهابی های افراطی تری جای آن ها را بگیرند. بنابراین به نظر من از نظر تعداد شواهد و قرائن نشان می دهد که به لحاظ نیروی فعال نظامی تعداد زیادی در عربستان حضور ندارند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: رابطه نفوذ جریان هایی مانند داعش در درون ساختارهای مالی، اقتصادی و فرهنگی عربستان چگونه است؟

این موضوع بر اساس ساختار سه گانه ای مشخص است. به این ترتیب که حکومت مرکزی در عربستان پایه حمایتی خود را به دلیل ساختار فرهنگی- مذهبی جامعه عربستان مجبور است که بخش زیادی از مشروعیت خود را از نهاد مذهبی گرایش به وهابی گری در عربستان تامین کند. یعنی شاهزاده های سعودی به اجبار به خاطر ساختار فرهنگی-مذهبی جامعه عربستان مجبورند که برای ادامه مشروعیت متکی به تایید نهادهای وهابی باشند. بنابراین یک بخش غیر رسمی دارند. در کنار این نیز باید توجه داشت داعش پدیده ای است که ریشه در نارضایتی های درون جامعه اعراب سنی دارد و گروه مستقل نیست. حتی گروه های سلفی شناسنامه دار تر از داعش هستند. داعش گروهی با یک برند است و از همه نوع اندیشه و از همه نوع کشور در آن هستند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به وضعیت داعش در عربستان آینده حضور و نفوذ داعش در عربستان چگونه است؟

خواه ناخواه کشوری مانند عربستان که در دنیای کنونی که همه چیز در حال تغییر و تحول است، به جای پاسخ دادن به سوال ها در حال پاک کردن سوال هاست. در حال حاضر سوال های داخلی عربستان، عدالت خواهی، مردم سالاری، از بین بردن تبعیض، شایسته سالاری است که امروزه مطالبات داخلی عربستان است. عربستان امروز به جای پاسخ دادن به این مطالبات داخلی در کشور خود، برای پنهان کردن این مطالبات دست به دامن ایجاد جنگ های منطقه ای، دخالت در کشورهای منطقه، ترویج تروریسم در منطقه، تجهیز نظامی گروه های خرابکار در منطقه و ترویج افراطی گری هم بیرون از مرزها و هم درون مرزهای خود کرده است. اگر  بر اساس قانون نظام اجتماعی آینده چنین کشوری را نگاه کنیم، نتیجه معلوم است. چنین کشوری ممکن است بتواند در کوتاه مدت دوام بیاورد، ولی در دراز مدت به تدریج مطالبات داخلی بالا می رود، درآمد نفتی کاهش می یابد، به جای این که منابع را در درون سرمایه گذاری کند، خرج ترویج تروریسم کرده است، لذا از توسعه عقب مانده، نهادهای مدنی در این کشور دچار وقفه شده و مطالبات مردمی در حال انباشته شدن است، طبیعتا ابن کشور در طول یک دهه مسلما آینده روشنی نخواهد داشت و یک بازی باخت- باخت را با مردم خود انجام می دهد. در این کشور افزایش بیکاری را خواهیم داشت و مطالبات انباشته اجتماعی سر بر خواهد آورد. نارضایتی ها فوران خواهد کرد و دچار مشکلات درونی خواهد شد. قطعا عربستان با این روند برنده بازی که شروع کرده است نخواهد بود.

 

 

Share