امریکا و مساله استقلال اقلیم کردستان
مرداد ۲, ۱۳۹۶ – ۳:۵۰ ق.ظ |

دکتر افشار سلیمانی
کارشناس ارشد و سفیر پیشین
 مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 
نوع رابطه و اهداف امریکا با جریان های کردی اقلیم
اگر به سابقه مناسبات آمریکا با کردها و کردهای عراق برگردیم، همیشه رابطه میان …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آفریقا, تركيه, خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

آفریقا قاره ای با قابلیت های متنوع برای اردوغان

نگارش در دی ۲۸, ۱۳۹۵ – ۹:۳۴ ق.ظ
آفریقا قاره ای با قابلیت های متنوع برای اردوغان
Share

 مصطفی مطهری

دکتری علوم سیاسی       

                                                                                                                             

 

از آنجا که علاقه ترکیه به حضور در آفریقا رخداد جدیدی نبوده و نیست، اردوغان و دولت وی نیز به دنبال استفاده از ظرفیتهای موجود در این قاره  درصدد پیاده سازی اهداف و برنامه های خود در ابعاد گسترده تر از محیط پیرامونی خود هستند. بطوریکه بعد از آنکه آنکارا سال 2005 را سال آفریقا اعلام کرد، این قاره به سرعت به یکی از ستون های سیاست خارجی این ترکیه تبدیل شد.   

در واقع حرکت از نظریه  «جهان ترکی» تورگوت اوزال به«عمق استراتژیک» احمد داود اوغلو و ترکیب این دو با هم، با ویژگی های اخوانی رسوب یافته در تفکر و منش اردوغان و خلق مفاهیم جدید از نفوذ و قدرت سازی از سوی اردوغان و حامیان وی، گویای اهمیت آفریقا در ابعاد و تقسیم بندی های سه گانه از کشورهای موجود (مسلمان با علقه های تاریخی ارتباط، مسلمان بدون روابط تاریخی، فقیر و نیازمند به کمک های اقتصادی )در این قاره سیاه برای سیاست خارجی ترکیه تحت زعامت اردوغان می باشد.

مع الوصف اگر چه اردوغان در ابتدای توجهش به آفریقا، این قاره را به مثابه یک مسیر در جهت رونق اقتصادی ترکیه قلمداد می کرد و تلاشش را بر این اساس استوار ساخته بود که ترکیه را به حلقه واصله روابط میان کشورهای جنوب و شمال تبدیل کند، اما در این روزها از جمله علل و عواملی که موجب شدت بخشیدن اهمیت این قاره و تلاش های بیشتر برای گسترش روابط ترکیه با کشورهای آفریقایی شده است در ذیل ابعاد متنوع موجود از سیاست خارجی و روابط این کشور با محیط امنیتی پیرامونی اش  قابلیت تحلیل را  پیدا می کند. در واقع احیای هژمونی ترکیه در جهان اسلام از یکسو و تلاش برای رقابت و حتی سبقت از دیگر کشورهای منطقه ای در شمال آفریقا از سوی دیگر می تواند در چرخش انتقالی اهداف و سیاست های منطقه ای ترکیه به وسعت جهان اسلام به سوی آفریقا اهمیت پیدا کند. بطوریکه می توان ادعا کرد که تلاش برای نفود و گسترش حداکثری در آفریقا و توجه ویژه به این قاره و برجسته شدن جایگاه آن در سیاست خارجی ترکیه با تضعیف شدن موقعیت این کشور در منطقه به دنبال بحران های موجود در مرزهای همجوارش ( سوریه و عراق ) همزمان شده است. از سوی دیگر نیز عرصه داخلی ترکیه نیز با توجه به شرایط بوجود آمده از بی ثباتی و عدم امنیت در جدیت نگاه به آفریقا اردوغان بی تاثیر نبوده است.

از این رو ترکیه با تکیه بر روابط برنامه ریزی شده تجاری و اقتصادی در زمینه برقراری رابطه با کشورهای آفریقایی به بهره برداری از این پروسه ارتباط در جهت پروژه های سیاسی- نظامی و حتی فرهنگی (اخوانی) هژمونیک محور در این قاره حرکت کرده است. بطوریکه ماحصل این رفتار برنامه ریزی شده ترکیه در آفریقا احداث پایگاه نظامی ترکیه در سومالی است که به نوعی لایه های تفکری و رهیافتی ابعاد «ژئوپلیتیکی» مهم در رویکردهای سیاستی اردوغان به این قاره را نشان می دهد. در این راستا نیز استفاده از ارتش برای اولین بار به عنوان یکی از ستون های سیاست خارجی ترکیه در این زمینه در عصر پسا کودتا حاکی از پیوند میان تمام ابعاد قدرت در ترکیه در زیر پرچم اردوغان است که به مرکز ثقل قدرت سخت و نرم ترکیه تبدیل شده است، می باشد.

اما نکته مهم در باره اهمیت یابی آفریقا برای اردوغان در مسائلی چون نفوذ در جغرافیایی سرزمینی و جغرافیای فکری این قاره از یکسو و توجه به قابلیت ژئوپلتیکی موجود در این قاره در جهت قدرت سازی منطقه ای و بین المللی ترکیه از سوی دیگر است. در واقع گفتمان سازی از ارتباط با کشورهای آفریقا توسط ترکیه با عنایت به ویژگی های تاریخی از موضوع ارتباط و اشتراک در موضوع تئولوژیک (دین) بر شکل گیری اهداف و  اولویت ها نقش داشته است. اما آنچه که بر قابلیتهای توانمند سازی ژئوپلتیک این قاره در جهت ارتقا قدرت ترکیه در عرصه های منطقه ای و بین المللی کمک شایانی خواهد کرد توجه ویژه اقتصادی ترکیه به مناطقی از صحرا و آفریقا مرکزی است که زمینه ساز افزایش نفوذ سیاسی و حتی نظامی ترکیه در این کشورها و قاره آفریقا شده است.

در واقع اردوغان برای تعریف وسیع تر از نفوذ منطقه ای و هژمونی در جهان اسلام با اولویت بندی های استراتژیک از منابع قدرت ساز در سیاست خارجی ترکیه، آفریقا را در یک فرآیند بلند مدت از موضوع قدرت سازی مورد توجه قرار داده است. به عبارتی اردوغان با نگاهی متفاوت از امنیت در شرایط کنونی، به آفریقا به مثابه یک منبع استراتژیک برای خلق محیط های امن منطقه ای و بین المللی در آینده توجه دارد.

در واقع استقرار هژمونی مرگ که اردوغان در منطقه در پی آن بود امروز با شکست های مرگباری همراه شده است؛ از این رو برای حصول به جایگاه ویژه خود در منطقه و جهان اسلام و دستیابی به ثبات موقعیتی و احیای دوباره آن بعد از رخداد دادن اتفاقات منطقه ای مبنی بر دخالت ترکیه در عراق و سوریه از یکسو و حمایت از تروریست ها در این کشور ها توسط ترکیه از سوی دیگر، اردوغان این بار با عزم جزم شده بی مانند در پی بدیل سازی برای عبور از این شرایط تحمیلی حاصل شده از راهبردهای غلط از تصمیم گیری منطقه ای است. فلذا آفریقا می تواند برای آنها مسیری مناسب و سرشار از منفعت باشد. قاره ای که نسبت به ترکیه خالی از کینه های تاریخی بوده و در قبال سیاست های توسعه طلبانه ترکیه در چند ساله اخیر مصون مانده است. بطوریکه این دو عامل ظرفیت و قابلیت استثنایی برای بدیل شدن آفریقا به شریک بی مثال ترکیه را شکل داده است. مع الوصف تلاش برای گسترش نفوذ در آفریقا به نوعی به مثابه دروازه ترکیه به دنیای جدیدی محسوب می شود که در طی برنامه ریزی های سیاستی ترکیه در قالب کنش های فرامنطقه ای آنها شکل گرفته است.

بهرحال تلاش‌های آنکارا برای تقویت نفوذ منطقه‌ای و بین‌المللی خود از طریق گسترش روابط تجاری، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و حتی نظامی با کشورهای قاره آفریقا بنا بر ادعای مقامات این کشور بویژه اردوغان رییس جمهور ترکیه برمبنای سیاست و معادله برد – برد از طریق اتحاد برابر و احترام متقابل و سود دو جانبه است؛ از این رو افزایش نمایندگی های دیپلماتیک در این کشورها بدون توجه به میزان وسعت جغرافیایی آنها ( کوچک یا بزرگ بودن) از سوی ترکیه در راستای تحکیم روابط و همبستگی است.

با این حال نباید فراموش نمود آنچه بر اهمیت روز افزون این قاره در نزد اردوغان و توجه ویژه وی به آن در سیاست خارجی ترکیه شده است را باید با توجه به وضعیت بوجود آمده در عرصه داخلی و خارجی  ترکیه مد نظر قرار داد. به عبارتی تهدیدات امنیتی در داخل و عدم دستیابی به مطالبات منطقه ای در ورای مرزهای ترکیه در سوریه و حتی عراق بسترها را برای توجه به یک کانون دیگر اما مرتبط با آنچه در خاورمیانه رخ می دهد را برای اردوغان ضروری نموده است. ضرورتی که می توان با مطالعه تصمیم گیری ها و اعمال انجام شده ترکیه در چند سال اخیر به فرآیندی تاکتیکی – تمهیداتی تشبیه کرد. تاکتیکی که برای فرار از فضای انتقادی بوجود آمده نسبت به سیاست های داخلی و خارجی دولت اردوغان طراحی شده است و به نوعی در برگیرنده مطالبات سیاستی رو جلو نیز می باشد.

در نهایت باید گفت که ورود آفریقا در سیاست کلی ترکیه برای تاثیرگذاری و تقویت نفوذ این کشور در دو سطح منطقه‌ای و بین‌المللی می باشد که با شیبی ملایم و آرام شروع شده و روز به روز در حال سرعت برای کامل شدن است. روند و رویه سیاستی که با توجه به نقش اردوغان و در محوریت قرار داشتن وی در تمام عرصه های مربوطه در ترکیه بعد از کودتا فضای مناسب همکاری میان سه بازیگر اصلی یعنی تصمیم گیران سیاسی-غیر نظامی، رهبران حزب عدالت  توسعه و همچنین ارتش را فراهم  کرده است. بطوریکه می توان ادعا کرد سیاست خارجی نظامی گرای ترکیه کنونی (اردوغان) تبدیل به یک ابزار سیاسی داخلی و خارجی مهم برای اردوغان در جهت پیشبرد تصمیمات و اهدافش شده است. ابزاری که پروژه پروسه ای نفوذ در آفریقا را نیز نه تنها شامل می شود بلکه از اولویت های آن محسوب می گردد.

 

واژگان کلیدی: آفریقا، ترکیه، روابط، آنکارا ، اردوغان

Share