رویکرد فرهنگی اردوغان و احیای خط و فرهنگ عثمانی  -گفتگو با اسداله سلیمانی
آذر ۲۷, ۱۳۹۳ – ۴:۳۸ ق.ظ |

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC
اخیر رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه قصد احیای خط و فرهنگ عثمانی را دارد و در این مسیر به تندی از مخالفان زبان عثمانی انتقاد کرد.وی گفت: در …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای میانه, مقالات, مقالات تحلیلی

آثار و پیامدهای پیمان استراتژیک آمریکا – افغانستان

نگارش در اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۱ – ۱۰:۰۷ ب.ظ
آثار و پیامدهای پیمان استراتژیک آمریکا – افغانستان

طهمورث غلامی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد

نیروهای نظامی ناتو قرار است که در پایان سال 2014 از افغانستان خارج شوند، اما ایالات متحده به عنوان یکی از اعضای اصلی ناتو قصد خروج از افغانستان را ندارد و با انعقاد  پیمان استراتژیک  ده ساله با دولت افغانستان به دنبال آن است که حضور پایدارتری در افغانستان داشته باشد. ایالات متحده که از زمان جرج بوش اقدام به انعقاد پیمان های امنیتی -  نظامی با افغانستان کرده بود این بار نیز با با پیمانی جدید قصد دارد که بعد از خروج ناتو و طبق مفاد پیمان جدید حداقل تا سال 2024 در افغانستان بماند. انعقاد پیمان استراتژیک بین آمریکا و افغانستان دارای برخی پیامدها و آثار منطقه ای به ویژه برای دولت های مانند ایران، روسیه، پاکستان و چین است که بررسی آن آثار و پیامدها هدف اصلی این نوشتار است.

کلید واژه: پیمان استراتژیک، آمریکا، افغانستان، ایران، روسیه، پاکستان ، چین

پس از حملات یازده سپتامبر، ایالات متحده آمریکا ماشه جنگ علیه تروریسم را کشید و افغانستان را به عنوان نقطه آغازین مبارزه با تروریسم تعریف کرد و این کشور را مورد حمله نظامی قرار داد. هدف اعلامی ایالات متحده حذف القاعده و حکومت طالبان حامی آنها به عنوان منبع اصلی بنیادگرایی اسلامی بود که به زعم ایالات متحده اقدامات تروریستی علیه غرب را تشویق و ترغیب می کرد. اقدام نظامی آمریکا نه تنها با حمایت دولت های فرامنطقه ای همراه شد بلکه دولت های مانند ایران، روسیه، پاکستان و چین نیز اقدام نظامی آمریکا را تائید کردند. این به خاطر آن بود که هرکدام از چهار دولت یاد شده نیز از نوع تفکر حاکم بر افغانستان نگران بودند و لذا آن را تهدیدی علیه خود می دانستند. روسیه نه تنها در شورای امنیت رای به مداخله نظامی در افغانستان  داد بلکه هم چنین با استقرار پایگاه های نظامی آمریکا در آسیای مرکزی به منظور کمک به جنگ افغانستان مخالفتی نکرد. ایران و پاکستان نیز با ایالات متحده همکاری کردند، هرچند میزان همکاری های پاکستان بسیار بیشتر بود. دولت پاکستان امکان ارتباط میان عملیات نظامی در افغانستان با فرماندهی نظامی آمریکا در افغانستان را فراهم کرد. دولت چین نیز مخالفتی با آمریکا در شورای امنیت نکرد. لذا باید گفت که چهار دولت ایران، پاکستان، روسیه و چین اقدام نظامی ایالات متحده را در راستای منافع و امنیت ملی خود ارزیابی کردند.

اگر ادعای فوق پذیرفته شود این ادعا نیز پذیرفتنی و مقبول است که احیای دوباره تفکر طالبان در افغانستان و گسترش نفوذ منتهی به عملیات  تروریستی توسط آنها خود به مثابه احیای تهدیدات منبعث از بنیاد گرای اسلامی برای چهار دولت یاد شده است که به نظر نمی رسد مورد مطلوبی برای آنها باشد. لذا این گونه به نظر می رسد که مادامی که اقدامات ایالات متحده معطوف در افغانستان به مبارزه با القاعده و طالبان و کمرنگ کردن نقش آنها در حیات اجتماعی افغانستان باشد، چهار کشور یاد شده راضی خواهند بود و منتفع می شوند. اگر از این منظر نگریسته شود، این گونه به نظر می رسد که انعقاد پیمان استراتژیک میان آمریکا و افغانستان در راستای منافع ایران، روسیه، پاکستان و چین است. زیرا دولت ایالات متحده هزینه های مبارزه با بنیاد گرایی اسلامی را پرداخت می کند ولی دولت های دیگر نیز از مزایای آن بهره مند می شوند.

سوالی که مطرح می شود و قابل تعمق است این است که پس چرا دولت های ایران، روسیه، پاکستان و چین از انعقاد پیمان استراتژیک آمریکاافغانستان ابراز نگرانی کرده اند. در پاسخ به این سوال باید گفت که پرداخت هزینه های مبارزه با طالبان و القاعده در افغانستان به عنوان مزیتی برای دولت های یاد شده تنها یک بعد و جنبه پیمان همکاری های استراتژیک افغانستان و آمریکا است و اگر به دیگر آثار و پیامدهای پیمان استراتژیک میان افغانستان و آمریکا توجه شود، در آن صورت شاید عدم رضایت ایران، روسیه، پاکستان و چین و نیز احساس نگرانی و تهدید آنها از پیمان یاد شده منطقی و معقول جلوه کند. در واقع با ید گفت که چهار دولت یاد شده از آثار و پیامدهای دیگر پیمان استراتژیک آمریکا و افغانستان نگران هستند که در ادامه مورد بررسی قرار می گیرد.

نکته اولی که باید مد نظر داشت این است که یکی از مهمترین اهدافی که ایالات متحده از طریق پیمان استراتژیک با  افغانستان دنبال می کند، مهار و محدود کردن دولت های یاد شده است. افغانستان هرچند کشوری محصور در خشکی است، اما این کشور در همسایگی ایران، پاکستان و چین از یک سو و روسیه با واسطه آسیای مرکزی از سوی دیگر است. حضور پایدار در افغانستان این امکان را به ایالات متحده می دهد  که همزمان نه تنها حوزه نفوذ دولت های یاد شده را محدود کند بلکه در صورت نیاز علیه آن اقدام نیز بکنند. لذا این امر یکی از دلایل نگرانی ایران، روسیه، پاکستان و چین از پیمان استراتژیک آمریکا و افغانستان است.

نکته دومی که در این باره باید مد نظر داشت این است که ایالات متحده تاکنون 16 سازمان اطلاعاتی – امنیتی در افغانستان تاسیس کرده است که کارویژه و ماموریت اصلی آنها عملیات جاسوسی و جمع آوری اطلاعات از کشورها و مناطق پیرامون افغانستان بوده است. برای مثال پرواز پهباد RQ170 بر فراز خاک ایران توسط یکی از همین سازمان های امنیتی صورت گرفت. ایالات متحده  به طور روزانه هواپیماهای بدون سرنشین خود را بر فراز کشورهای ایران، پاکستان، چین و مناطق پیرامونی روسیه پرواز می دهد. ایالات متحده هم اکنون در حال تاسیس سازمان امنیتی – اطلاعاتی هفدهم خود در افغانستان است که ماموریت اصلی که برای آن تعریف شده است عملیات جاسوسی به شکل جدیدی از ایران و چین است. علاوه بر این ایالات متحده در حال تاسیس تکنولوژی های مخابراتی نسل سوم و چهارم در افغانستان است که قادر است به راحتی خطوط تلفن ایران و پاکستان را که از تکنولوژی های نسل اول و دوم استفاده می کنند، شنود کنند. ایالات متحده با ادامه دادن به حضور خود از طریق پیمان استراتژیک با افغانستان قادر است همچنان به عملیات جاسوسی خود ادامه دهد و همین عامل خود یکی دیگر از دلایل نگرانی ایران، روسیه، پاکستان و چین از پیمان استراتژیک آمریکا و افغانستان است.

نکته سوم این است که ایالات متحده با تداوم حضورش در افغانستان قادر است با بهره گیری از مسائل مذهبی و قومی موجود در منطقه، در امور کشورهای یاد شده دخالت کند. آمریکا قادر است به طور مستقیم مرزهای ایران، پاکستان و چین را دستکاری کند و مناطق مجاور روسیه را نیز به شکل غیر مستقیم متاثر سازد. طرح شکل گیری کشور پشتوستان توسط ایالات متحده تمامیت ارضی ایران و پاکستان را در معرض تهدید مستقیم قرار می دهد. علاوه بر این ایالات متحده قادر است که با بهرره گیری از سرزمین افغانستان در شمال شرقی این کشور، در استان های شمال غربی چین مانند استان سین کیانگ که دارای برخی مشکلات قومی و مذهبی و نیز تمایلات جدایی خواهانه هستند مداخله کند و در صورت لزوم چین را در تنگا قرار دهد. از طرفی ایالات متحده از طریق افغانستان قادر به مداخله در امور آسیای مرکزی نیز می شود که چندان مقبول دولت روسیه نیست. پس نگرانی ایران، روسیه، پاکستان و چین از پیمان استراتژیک آمریکا با افغانستان بدان خاطر است که این کشورها نگران آن هستند که آمریکا با در پیش گرفتن یک نقش منفی  به سمت مداخله هرچه بیشتر در امور داخلی و مرزی آنها حرکت کند.

دورنمای رخداد

حضور نظامی ایالات متحده در آفغانستان یک واقعیت انکار ناپذیر است. بدیهی است که ایالات متحده برای انجام عملیات نظامی در افغانستان متحمل هزینه های زیادی شده است و حاضر نخواهد شد که به راحتی از افغانستان خارج شود. لذا انعقاد پیمان استراتژیک میان افغانستان و آمریکا نه جدید بود و نه غیر منتظره. در این میان نکته ای که مهم است این است که دولت های مجاور افغانستان روزی به صورت صریح یا ضمنی اقدام نظامی آمریکا در افغانستان را مثبت ارزیابی کردند ولی امروزه دیگر این ارزیابی را ندارند و از همسایگی آمریکا در کنار خود نگران هستند. الزامات مقابله با تهدید مشترک ایجاب می کند که ایران، روسیه، پاکستان و چین در جهت همکاری و تعامل به منظور محدود کردن عملیات نظامی آمریکا به  افغانستان  حرکت کنند. اما باید مد نظر داشت که اتخاذ این گزینه نیز برای چهار دولت یاد شده گزینه آسان و بدون هزینه ای نخواهد بود. حال چهار کشور یاد شده باید بررسی کنند که احیای قدرت طالبان در افغانستان برای آنها بیشتر حامی تهدید خواهد بود یا حضور پایدار ایالات متحده در همسایگی و مجاورت خود. پاسخ به این سوال می تواند راهگشای چگونگی مواجه با وضع موجود در افغانستان باشد.