دکتر محمدرضا عبداله پور،
استاد علوم سیاسی دانشگاه ازاد اسلامی
نتانیاهو در جدید ترین اظهار نظر خود که البته یک راهبرد آینده نگر و دستور کار سیاستی برای آینده این رژیم است از یک ماموریت تاریخی و معنوی نام برده که رویای اسرائیل بزرگ در ذیل ان قرار می گیرد، فارغ از رویکرد مستاصل و تدافعی جهان عرب در خصوص مواجهه با این اظهارات که تنها محدود به بیانیه توسط کشورهای عربی بود، باید تبیین نمود که ریشه این ماموریت تاریخی و البته موهوم چگونه شکل گرفته و سیاست عملیاتی اسرائیل در این راستا چیست.
رژیم اسرائیل از بدو تولد خود به طور عامدانه از ترسیم مرزها، به علت توسعه طلبی جغرافیایی، سرباز زده است. به عبارتی اسرائیل یک رژیم سیاسی بدون مرز است و این سیالیت مرزی، ریشه در نوستالژی تفسیر صهیونیسم از آئین یهود و ارض موعود دارد. به عبارتی، سازه های هویتی رژیم صهیونیستی به عنوان یک دولت – ملت، یک فرآیند رقابت آمیز و از ادغام مولفه های متعارض مانند سکولاریسم و تفسیر صهیونیسم از مذهب یهود تشکیل می شود که به این موجودیت سیاسی، ناسیونالیسمی تهاجمی بخشیده است.از سوئی، سازه های ملی و هویتی اسرائیل متاثر از تفسیر صهیونیسم از دین یهود و یهودی گری است و در این راستا موقعیت و ژئوپلتیک رژیم صهیونیستی، پیامدی از یک بازی هویتی است.
برای بسیاری از گروههای مذهبی صهیونیستی، هرگونه سیاستگذاری باید تمرکز بر ایدئولوژی الحاق سرزمینی و قلمروخواهانه داشته باشد. این موضوع آنجا برجسته می نماید که بدانیم در گفتمانهای امنیتی، جغرافیا و جمعیت، نقشی برجسته داشته و این موجودیت جغرافیایی به دو مولفه بسط جغرافیایی و جمعیت بیشتر، نیاز مبرم دارد. ( این کارکرد در ذیل سیاستهای وزارت دیاسپورا قرار دارد). گرچه هیج وقت، اسناد و دکترین امنیت ملی رژیم صهیونیستی، مشخص و در اختیار کسی قرار نگرفته ولی می توان گفت از بدو تاسیس این رژیم تا کنون، ستونهای دکترین ” بن گوریون ” یعنی ، بازدارنگی ، حمله پیشدستانه و قدرت تهاجمی و نوستالژی تاریخی صهیونیسم از قوم یهود یعنی منجی گرائی قوم یهود و رسالت آخر الزمانی کماکان پابرجاست.
مضاف بر این موضوع تولید فضای جغرافیایی جدید در فضاهای تجزیه شده جدید مانند مناطق جنوب غرب سوریه، سودان جنوبی و …. همسو با رشد چمعیت حتی فراتر از گفتمان نیل تا فرات در ذیل برند سازی ژئوپلیتیک این رژیم سیاسی قرار دارد. با این نگاه و متاثر ازاستراتژی اتحاد پیرامونی که از بدو تاسیس رژیم اسرائیل، همیشه یک داده اساسی در سیاست خارجی آنها بوده، هم اینک این رژیم با خوانشی مجدد و بازتعریف در استراتژی مذکور و با بهره گیری از فقر راهبردی و رعب سراسربین حکام عرب، قراردادهای نظامی و امنیتی با بعضی از کشورهای منطقه، درصدد بقاء قلمروخواهانه و امنیت سرزمینی خود با استفاده از کارگزاران منطقه ای، حمایت دول غربی و البته منبعث از کدهای ژئوپلیتیک خود، می باشد. راهبردی که با خطای سیاستی عربستان و مصر به عنوان ستون کشورهای عربی، قطعاً قلمروهای وسیعی از این کشورها را منتزع خواهد گردانید.
در پایان و فارغ از نگرش تهاجمی و دموی اسرائیل معطوف به قلمرو خواهی سرزمینی ،باید عنوان نمود، سیاست کشورهای عربی و مشخصاً عربستان ، مصر و اردن که همواره در معرض تهدید قلمروئی اسرائیل می باشند ، سیاستی انفعالی بوده و در صورت عدم اعمال سیاست واحد و آفندی، آینده سرزمینی این کشورها به طور قطع با تهدید موجودیت جغرافیایی، قرار می گیرد، فراموش نکنیم ، ناسیونالیسم صهیون، فارغ از بعدهویتی/ دینی ، ذاتاً یک ایدئولوژی قلمروخواهانه و ارضی است.