دکتر حسن کریمی،
پست داک جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC
مقدمه
هند کشوری در منطقه ژئوپلیتیکی غیرفعال شبه قاره و افغانستان کشوری در آسیای مرکزی، طی سالیان اخیر روابطشان متاثر از فراز و فرود حکومتها در افغانستان، مسائل ایدئولوژیک، نوع تعامل افغانستان با پاکستان، و موقعیت ژئوپلیتیکی افغانستان در آسیای مرکزی بوده است. بنابراین روابط میان دو کشور متناسب با زمان و تحت تاثیر عوامل چندگانه فوق متغیر بوده و از ثبات لازم برخوردار نبوده است. ارزیابی عوامل فوق و نحوه تاثیر آن بر روابط میان دو کشور موضوع اصلی این پژوهش است.
بحث و یافته ها
نوع نگاه و تعامل هند با افغانستان متناسب با نوع حکومتها در آن کشور فراز و نشیب هایی داشته است. هند در در دهه 1980م. افغانستان را به رسمیت شناخت و با این کشور با وجود جنگ داخلی رابطه داشت. تا اینکه طالبان در دهه 90م. ظهور کرد. هند از ظهور طالبان خوشایند نبود و در آن سالها در رابطه با افغانستان منفعل بود. در نتیجه به سقوط طالبان کمک کرد. با ظهور جمهوری اسلامی افغانستان رابطه میان دو کشور از سر گرفته شد. هند کمکهای بسیاری به افغانستان کرد و پروژه های بسیاری را در این کشور عملیاتی نمود. در این سالها روابط میان دو کشور به حدی گرم بود، که افغانستان از هند به عنوان «کشور برادر» یاد میکرد. با ظهور مجدد طالبان در سال 2021 م. زخم کهنه دوباره دهن باز کرد و روابط میان دو کشور معلق ماند. با تثبیت طالبان، تغیر شرایط و اینکه طالبان دیگر طالبان گذشته نیست و با توجه به جایگاهی که افغانستان در سیاست خارجی هند جهت رسیدن به آسیای مرکزی دارد، هند تلاش میکند بنا بر آن چیزی که از آن به نام «وابستگی ژئوپلیتیکی» نام برده میشود راه تعامل با طالبان را در پیش بگیرد و گرنه طالبان میتواند با ابرازهای جغرافیایی، هند را به «چالش ژئوپلیتیکی» بکشاند. لذا تعامل نسبی فعلی نیز نتیجه همین نگرش است.
هند از نظر تعداد مسلمانان در میان کشورهای جهان، مقام دوم را دارد. رابطه میان مسلمانان و هندوها در طول تاریخ رابطه مساعدی نبوده است. هندیها دید مناسبی نسبت به مسلمانان ندارند و بسیار مسلمانان ستیز هستند. نگاهی به اوضاع داخلی هندوستان و جایگاه مسلمانان در این کشور برای اثبات این قضیه کافی است. هندیها به شدت نگران نفوذ افکار رادیکال توسط گروههای بنیادگرای خارجی (افغانستان و پاکستان) در این کشور و بخصوص در جامو و کشمیر هستند. کشمیر برای هندیها از نظر ژئواستراتژیک بسیار مهم است، چرا که تسلط بر این نقطه، حکم اشراف بر آسیای مرکزی و نواحی اطراف را دارد. نگرانی هندیها در کشمیر بیشتر از ناحیه نفوذ تفکر طالبانی است. شکلگیری گروه تحریک طالبان در منطقه کشمیر که یک گروه بنیادگرای اسلامی است برای حاکمان هند به یک «دغدغه ژئوپلیتیکی» تبدیل شده است؛ چرا که آنها به دنبال استقلال کشمیر هستند و این از لحاظ ژئوسکوریتی برای هند هزینهبردار است. لذا دهلینو در تعاملات نسبی خود با حکومت طالبان افغانستان به دنبال رفع این دغدغه امنیتی است.
مساله مهم دیگر برای هندیها مقابله با نفوذ پاکستان در افغانستان است. دشمن شماره یک هند در منطقه آسیای جنوبی، پاکستان است. یکی از اصول سیاست خارجی هندوستان، اصل محاصره سیاسی است که از «مکتب کاتیلیا» سرچشمه میگیرد. این مکتب معتقد است که همسایگان به عنوان دشمن فرض میشوند و دشمن مستقیم همسایه به عنوان دوست تلقی میشود (نیاکویی و خاوری، 1401: 113). لذا با توجه به دشمنی دیرینه میان هند و پاکستان از یک سو و درگیریهای مرزی اخیر میان افغانستان و پاکستان، افغانستان طبق مکتب کاتیلیا دوست هند محسوب میشود. طی سالهای اخیر رابطه پاکستان و افغانستان به خاطر مسائل مرزی و اتهامات دوجانبه چالشبرانگیز شده است. پاکستان گروههای تندرو مستقر در افغانستان را متهم به ورود به خاک خود و ایجاد ناامنی در این کشور میکند، اما کابل آن را رد میکند. با وجود میانجیگری قطر و ترکیه میان دو کشور و برگزاری چند نشست میان آنها طی هفتههای اخیر، اختلافات به قوت خود باقی است. هندوستان نیز از این فرصت استفاده دوجانبه میکند؛ از یک سو سرمایهگذاری پاکستان بر روی گروههای افراطی مستقر در افغانستان کاهش مییابد و از سوی دیگر مانع از آن میشود تا پاکستان از این گروهها بر علیه هند در کشمیر استفاده کند.
مساله مهم دیگر نقش و جایگاه افغانستان در آسیای مرکزی برای هند است. هند پس از استقلال در سال 1947م. دارای ارتباط پرفراز و نشیب سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با آسیای مرکزی بوده است. سه دهه رشد مستمر اقتصادی و نیازهای مبرم یک ششم جمعیت جهان متمرکز در هند، سبب افزایش توجه این کشور به اهداف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی در محیط پیرامونی شامل آسیای مرکزی شده است. هند برای دسترسی به آسیای مرکزی نیازمند افغانستان است و افغانستان حکم یک گذرگاه حیاتی دارد. لذا وجود ثبات در افغانستان برای دهلی نو ضروری است. موفقیت کریدور شمال _ جنوب، طرح جاده کتان و حتی توسعه بندر چابهار در ایران بدون توجه به افغانستان برای هندیها چالشبرانگیز است. بنابراین هند به لحاظ ژئوپلیتیکی به شدت نیازمند به افغانستان است و راهی جز تعامل با کابل ندارد. فرقی ندارد که چه کسی در کابل حکومت میکند. هرکسی که باشد: طالبان و غیرآن. هند برای تعامل با آسیای مرکزی، باید با آنها تعامل کند. در این راستا هند در سال ۲۰۲۲م. از طریق کمکهای بشردوستانه با طالبان ارتباط برقرار کرد. در مقابل طالبان یک دفتر نمایندگی در دهلی نو و یک سرکنسول در بمبئی تعیین کرد. بعد از این اتفاقات، روابط میان دو کشور وارد مرحله جدیدی شد. اگرچه تضمینی برای پایداری این رابطه دوجانبه نیست، اما از هند که بگذریم، این رابطه برای طالبان نیز گذشته از مزایای اقتصادی و سیاسی آن، موجب تداوم مشروعیت بینالمللی میشود.
نتیجهگیری
هند به عنوان یک قدرت نوظهور نگاه ویژهای به کشورهای همسایه دارد. یکی از این کشورها افغانستان است. رابطه میان دو کشور نیز متاثر از عوامل مختلف فراز و فرودهایی داشته است. در برههای از زمان گرم و در برههای دیگر سرد بوده است. بدون شک با توجه به نقش گذرگاهی که افغانستان برای ورود به کشورها و مناطق همجوار همچون آسیای مرکزی و جنوب غرب آسیا دارد. هر کشور دیگری جای هند بود، صرفنظر از اینکه حاکمان مستقر در کابل چه کسانی باشند و چه ایدئولوژی داشته باشند، راه تعامل با افغانستان در پیش میگرفت تا بتواند از مزایای سیاسی و اقتصادی آن بهره ببرد.
منابع و ماخذ
1 نیاکویی و خاوری، 1401، «سیاست خارجی هند در افغانستان با تاکید بر نقش افغانستان در منافع ملی هند»، فرهنگ دیپلماسی، سال اول، شماره 4، زمستان 1401.
2 مومنی، رضا و چهارمحالی، مرضیه، 1402 «جایگاه آسیای مرکزی درسیاست خارجی هند»، مطالعات اوراسیای مرکزی، دوره 16، شماره 2.
3 کریمی، حسن، 1397، «ژئوپلیتیک، بنیادگرائی و رادیکالیسم اسلامی»، تهران، انتشارات رازنهان.
4 پوراحمدی میبدی و همکاران، 1396، «اقتصاد سیاسی سیاست خارجی هند و راهبردهای پیوند و ارتباط با آسیای مرکزی»، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، شماره 98.
5 جوادی ارجمند، محمدجعفر، 1388، «تحرکهای طالبان و تاثیر آن بر روابط افغانستان، پاکستان و آمریکا»، مطالعات اوراسیای مرکزی، شماره3.
6 فاطمینژاد و محمدزاده، 1397، «بررسی جایگاه افغانستان جدید در مجموعه های امنیتی منطقهای از آسیای مرکزی تا آسیای جنوبی» مطالعات اوراسیای مرکزی، شماره 23.