فاطمه خادم شیرازی پژوهشگر روابط بین الملل مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC ابتکار هیئت صلح ترامپ را نمیتوان صرفاً یک سازوکار جایگزین برای مدیریت بحرانهای جاری دانست. این ابتکار، پاسخ فنی به ناکارآمدی سازمان ملل متحد نیز نیست. آن چه در این طرح برجسته است، تلاشی آگاهانه برای بازتعریف منطق حکمرانی جهانی است. منطقی که بر شخصمحوری، معاملهگری سیاسی و تمرکز قدرت استوار شده است.این ابتکار، بیش از آنکه معطوف به صلحسازی باشد، بازتابدهنده نوعی مهندسی جدید در نظم بینالمللی است. نظمی که در آن، نقش نهادها کمرنگ و اراده بازیگر مسلط پررنگ میشود. گسترش سریع دامنه هیئت صلح از بحران غزه به یک نهاد ادعاییِ جهانی، نشانهای روشن از این رویکرد است. این گسترش، با ساختاری همراه شده که وفاداری سیاسی و توان مالی را جایگزین اصول حقوق بینالملل میکند.در چنین چارچوبی، با الگویی نوظهور از نظم بینالمللی مواجه هستیم. الگویی که در آن دسترسی به قدرت بر