شهریور ۱۷, ۱۴۰۰ – ۶:۵۴ ق.ظ |

ما هشدار می دهیم که برسمیت شناختن حکومت ضد اسلامی طالبان از سوی دولتها و نهادها، لکه ننگی برای آنها خواهد بود و انها شریک جنایات طالبان در تاریخ و افکار عمومی جهانیان شناخته خواهند …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » اسرائیل, تركيه, خاورمیانه, گزیده ها, گفتگو

عوامل موثر در عادی سازی روابط ترکیه با اسرائیل -گفتگو با علیرضا میریوسفی

نگارش در تیر ۱۴, ۱۳۹۵ – ۵:۴۶ ق.ظ
عوامل موثر در عادی سازی روابط ترکیه با اسرائیل  -گفتگو با علیرضا میریوسفی
Share

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

ترکیه و اسرائیل اخیرا توافقنامه آشتی را امضا کرده و به ۶ سال قطع روابط دیپلماتیک که به دنبال حمله کماندوهای صهیونیستی به کشتی امدادرسانی ترکیه در آبهای غزه بوجود آمد، پایان دادند. بندهای مهم این توافقنامه از توافق صلح ترکیه و اسرائیل چون ازسرگیری هماهنگی بین دو طرف در مسائل اطلاعاتی، بازگشت سفیر رژیم صهیونیستی به آنکارا ، فرصت به ترکیه تا کالاهای خود را از طریق بندر اشدود اسرائیل به نوار غزه و احداث نیروگاه برق و تاسیسات آب شیرین کن و بیمارستان در غزه و.. است گفتگوی زیر در همین زمینه است:

واژگان کلیدی: عادی سازی روابط ترکیه با اسرائیل ، ترکیه ، اسرائیل ، آشتی، توافقنامه

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: چه متغیرها و عواملی برای عادی سازی روابط با اسرائیل مدنظر ترکیه است؟

رژیم اسرائیل و دولت ترکیه از دیرباز با یکدیگر رابطه داشتند. اما شش سال قبل در طی حمله ای که به کشتی مرمره شد، این روابط دچار تنش شد. در این شش سال ترکیه شرایطی را مطرح کرده بود که از جمله مهم ترین آن ها، رفع محاصره نوار غزه و  در درجه بعدی عذرخواهی رسمی و پرداخت غرامت به خانواده قربانیان بود. در این شش سال مذاکراتی بین دو طرف در جریان بود و به نظر می رسید سه سال قبل و در جریان سفر آقای اوباما به سرزمین های اشغالی ، زمینه برای میانجی گری وی به منظور مدیریت و خاتمه تنش ها و از سرگیری روابط فراهم شده بود. با این حال به دلایل مختلفی و از جمله ملاحظات سیاست داخلی ترکیه و اسرائیل این موضوع سه سال به تعویق افتاد. ترکیه دو انتخابات مهم را در این مدت پشت سر گذاشت و یکی از ملاحظاتی که دولتمردان ترکیه در این زمینه در نظر داشتند، موضوع انتخابات و اثرات احتمالی منفی آن بر سیاست داخلی ترکیه بوده است. بر خلاف برخی تحلیل ها، محاسبات سیاسی بیش از تعهدات ایدئولوژیک در این تصمیم گیری موثر بوده است. نکته جالب دیگر درباره توافق اخیر، تفاوت روایت طرفین از این توافق است. ترکیه در بیانیه صادره اش موضوعاتی را که از نظر خود مثبت بوده برجسته کرده است و طرف اسرائیلی هم به همین صورت عمل کرده است. مقایسه این دو برداشت متفاوت،  می تواند جالب و گویای بسیاری از واقعیت ها باشد. از مقایسه این دو روایت، در مجموع می توان گفت که شرط اساسی دولت ترکیه یعنی رفع محاصره نوار غزه در توافق اخیر محقق نشده است و آقای اردوغان و دولت ترکیه، همان طور که در قبال تنش با روسیه کوتاه آمد و عذرخواهی رسمی کرد، در مورد این قضیه هم طرفی است که بیشتر کوتاه آمده است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: متغیرهای امنیتی و اقتصادی چه نقشی در تمایل ترکیه برای عادی سازی روابط با اسرائیل داشته است؟

ترکیه از دیرباز عضو ناتو است و کلا در جبهه و خیمه گاه غرب و جز متحدین آمریکا بوده و هست. از طرف دیگر رژیم اسرائیل هم چتر حمایتی ناتو را از قبل داشته است و از مهمترین متحدان آمریکا در منطقه بوده است. صرف نظر از تنش های به وجود آمده در شش سال اخیر بین ترکیه و رژیم اسرائیل ، این دو در یک جبهه و جز متحدین آمریکا بوده و هستند. اما اتفاق ویژه در ماههای اخیر و به طور مشخص بعد از ورود روسیه به صحنه نبرد در سوریه در سپتامبر سال 2015 و متعاقب آن صدور قطعنامه 2254 که به نوعی بعنوان همراهی آمریکا را به همراه داشت، این بود که ترکیه احساس کرد که تنها مانده  و در اکثر سرمایه گذاری های منطقه ای با شکست مواجه شده است. نتیجه سیاست های متناقضی که ترکیه در چند سال اخیر دنبال می کرد، در این چنر ماه چهره زشت و تلخ خود را به ترکیه نشان داد و ترکیه واقعا در انزوای عمیق  منطقه ای قرار داشت. تفاوت ترکیه با کشورهای دیگری که به آتش جنگ را در سوریه و عراق می دمیدند این بود که ترکیه همانند ایران طبیعتا دارای مولفه های متوازن یک قدرت مدرن بوده و ثبات در منطقه در جهت منافع ملی این کشور است. بنابراین شاهد نوعی دوگانگی در ماهیت و رفتار سیاست خارجی ترکیه در پنج سال اخیر بوده ایم. بعلاوه  ترکیه دارای مشکلات قومی در داخل خود بوده و هست و از همان روزهای اول، بسیاری از تحلیگران این هشدار را مطرح می کردند که هر گونه تجزیه دولت مرکزی در سوریه و عراق می تواند به چالش مسائل قومی و به ویژه کردها  برای ترکیه دامن بزند و آن را تبدیل به چالش و تهدید بزرگی برای امنیت ملی ترکیه نماید. در این بین ترکیه برای رفع این تناقضات برخی ایده های فضایی و غیرقابل اجرا را مطرح می کرد، از جمله ایجاد یک منطقه ترکمن در حدفاصل عراق و سوریه که با تمام طرح های تجزیه دیگر که به سه منطقه شیعه و سنی و کردی قائل بودند، متفاوت بود. ترکیه تنها کشوری بود که از ایده  تقسیم این مناطق به چهارمنطقه حمایت می کرد، چرا که به دنبال این بودند که یک بخش ترکمن نشین ایجاد شود که حائل و محافظی بین مناطق کردنشین عراق و سوریه و مناطق کردنشین ترکیه باشد. اما عملا این طرح ها هیچ کدام عملی نبود و به نتیجه ای نینجامید. به ویژه بعد از ورود روسیه به صحنه سوریه، سیاست های متناقض ترکیه با چالش های بیشتری مواجه شد و انزوای ترکیه را تشدید کرد. با وجودی که بسیاری از صاحب نظران با توجه به شخصیت رهبران ترکیه و به ویژه آقای اردوغان فکر می کردند که امکان کوتاه آمدن ترکیه در مقابل روسیه و رژیم اسرائیل به دلایل ایدئولوژیک خیلی بعید است، رهبری ترکیه تصمیم گرفت از خواسته ها و مواضع خود در مقابل هر دوی آنها عدول کند و چهره ای عملگرا از خود نشان دهد. همین مساله نمایانگر تشدید فشارها بر ترکیه ای است که زمانی فکر می کرد غرب و آمریکا به شدت به این کشور نیاز دارند و سیاست  یکجانبه ای را در منطقه در پیش گرفته بود.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به وضعیت کنونی، چه عوامل و متغیرهایی باعث توجه اسرائیل به عادی سازی روابط شده است؟

به نظر می رسد که این ترکیه بوده است که از شروط خود به ویژه در سه سال اخیر عدول کرده است، تا اسرائیل. به همین خاطر می توان تحلیل کرد که ترکیه نیاز فوری تری به تنش زدایی داشته است تا خود را از انزوایی که در آن قرار گرفته، نجات دهد. عادی سازی روابط و تنش زدایی با روسیه و رژیم اسرائیل راهی برای این غلبه بر این انزوای روزافزون بوده است. به نظر من سناریوی اصلی ترکیه، تنش زدایی با روسیه بوده و تنش زدایی با اسرائیل را برای تسهیل این عقب نشینی هم از نظر افکار عمومی و هم از نظر مصالحه با آمریکا و غرب انتخاب کرده است. به عبارت دیگر ترکیه دو داروی بسیار تلخ را با هم سرکشیده است. در مقابل اسرائیلی ها هم منافع خود را از این تنش زدایی دنبال می کنند. اسرائیل در مقابل ترکیه و کشورهای اسلامی اهداف بلندمدت و راهبردی دنبال می کند که دریافت شناسایی و مشروعیت توسط کشورهای اسلامی است مهمترین آن است. همه شاهد بودیم که رژیم اسرایل بعد از ماجرای کمپ دیوید حاضر شد صحرای سینا را بدون جنگ و درگیری به مصر بازگرداند که نشان دهنده اهمیت این موضوع برای این رژیم است. ترکیه جز معدود کشورهای اسلامی بزرگی است که چنین روابطی را با اسرائیل دارد. بعلاوه برخی تحلیل ها هم عنوان می کنند که هدف اسرائیل از این تنش زدایی استفاده از نفوذ ترکیه برای آرام سازی مبارزات فلسطینی در داخل فلسطین بطور اعم و نوار غزه به طور اخص است تا به کنترل انتفاضه سوم کمک کند. ترکیه در توافق اخیر این اجازه را پیدا کرده است که برخی ساختارهای مدنی و غیرنظامی در غزه ایجاد و احتمالا رژیم اسرائیل به این فکر می کند، که این موضوع می تواند به نوعی حماس یا حداقل جناح های تندروتر در حماس را تضعیف و یا معتدل کند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به وضعیت کنونی عادی سازی روابط ترکیه با اسرائیل چه پیامدهایی دارد؟

مهم ترین پیامد آن این است که ترکیه امید دارد که این موضوع، به خروجش  از انزوا و همینطور حل یک سری از مشکلاتی که ترکیه با آمریکا پیدا کرده است، کمک کند و به موازات آن بتواند بحث کردی را به نیز مدیریت کند. ترکیه در چند سال گذشته اشتباه محاسبه ای در مورد نقش غیرقابل جایگزینی خود در منطقه داشت که این کشور را حتی در مقابل متحدین غربی اش قرار داده بود. بعلاوه در گذشته اخبار زیادی در مورد فعالیت گسترده اسرائیلی ها در مناطق کرد نشین وجود دارد و این هم قطعا یکی از مسائلی است که ترکیه روی آن حساب کرده است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در حوزه منطقه ای و بین المللی و قطب بندی های منطقه ای این قضیه چه تاثیری دارد؟

خیلی از تحلیلگران منطقه ای اعتقاد دارند که در پنج سال گذشته بین منافع راهبردی و بلند مدت و نوع رفتار ترکیه به ویژه در سوریه و عراق تناقض و شکاف وجود دارد. به هر حال هر جناح و طیفی در منطقه که بتواند ترکیه را به طرف خود جذب کند، می تواند از مواهب این موضوع بهره مند شوند. به نظر می رسد که کشورهایی که با جنگ در سوریه و عراق و تضعیف دولت مرکزی عراق و سوریه موافقت بیشتری دارند، فعلا توانسته اند ترکیه را جذب کنند. لذا به تلاش و دیپلماسی فعال تری در طرف مقابل و به ویژه از سوی ایران لازم است.

Share