مهر ۳, ۱۴۰۰ – ۵:۵۲ ق.ظ |

دکتر گلناز سعیدی
عضو هیأت  علمی دانشگاه پیام نور
مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

چکیده
مشارکت سیاسی-اجتماعی زنان در کشور افغانستان همواره با فراز و نشیب‌های زیادی روبرو بوده است. جنگ‌های خونین در عرصه افغانستان، نتوانست بن بست های …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, گزارش

گزارش نشست “روابط ایران و ترکیه در پرتو تحولات جهان عرب”

نگارش در اسفند ۲۳, ۱۳۹۰ – ۱:۴۶ ق.ظ
گزارش نشست “روابط ایران و ترکیه در پرتو تحولات جهان عرب”
Share

روز پنجشنبه 18 اسفند ماه 1390، اولین همایش مشترک پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه و مرکز بین المللی مطالعات صلح با موضوع “روابط ایران و ترکیه در پرتو تحولات جهان عرب” در مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه برگزار شد. این نشست با حضور اساتید دانشگاه، پژوهشگران ارشد و مهمان پژوهشکده، پژوهشگران مرکز بین المللی مطالعات صلح و جمع کثیری از دانشجویان دکتری و کارشناسی ارشد دانشگاه های مختلف برگزار شد. در این نشست دکتر کیهان برزگر رئیس پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه و عضو هیئت علمی واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، آقای محمد فرازمند متخصص مسائل جهان عرب و سفیر سابق ایران در بحرین و دکتر جواد صالحی عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز و از پژوهشگران ارشد و مقیم پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه، به ایراد سخنرانی پرداختند.

ابتدا، دکتر برزگر که ریاست نشست را نیز بر عهده داشتند، با اشاره به بروز تغییراتی در روند نشست های پژوهشکده از جمله اختصاص دادن زمان بیشتر نشست ها و همایش ها به بخش پرسش و پاسخ، بحث خود را با موضوع “روابط غرب و ترکیه در پرتو تحولات جهان عرب” و با سطح تحلیل بین المللی آغاز کردند. ایشان با اشاره به اینکه ترکیه در حال تبدیل شدن به یک کشور فوق العاده مهم در سطح منطقه ای، بین المللی و جهانی است بر اهمیت ترکیه شناسی در مطالعات منطقه ای و روابط بین الملل تأکید کردند.

دکتر برزگر، در خصوص روابط ترکیه و غرب در پرتو تحولات جهان عرب بر سه نکته تأکید کردند. نخست این که تحولات کشورهای عربی موجب شده که نوع نگاه غرب به ایفای نقش منطقه ای ترکیه متفاوت شود. از نظر ایشان غرب تلاش کرده تا نقش ترکیه را به گونه ای در سیاست و مدیریت بحران های عربی در قالب پر کردن خلاء قدرت پدید آمده در منطقه تقویت کند. در این چارچوب غرب تلاش کرده است که ترکیه را از جنبه های ‍ژئوپلیتیک و ایدئولوژیک جایگزین خلاء قدرتی سازد که به واسطه انقلاب های عربی و جابجایی حکومت ها در منطقه ایجاد شده است. این مسئله باعث ایجاد تضادهایی بین ایران و ترکیه در رقابت های منطقه ای شده که البته به نفع منافع این دو کشور و منطقه نیست.

         نکته دوم این که این تحولات سبب شده که ظرفیت ها و محدودیت های ترکیه و حزب عدالت و توسعه در ایجاد تعادل بین خواسته های سیاست داخلی و ایفای نقش منطقه ای آشکار شود. با موضع گیری صریح ترکیه در بحران سوریه سیاست منطقه ای ترکیه از حالت نقش بیطرفی خارج شده و درست در مقابل سوریه، ایران و روسیه یعنی کشورهای رقیب سابق و دوست فعلی قرار گرفته است. اکنون چالش سیاست خارجی ترکیه این است که مرزهای دخالت این کشور در مسائل عربی و در روابط با همسایگان مهم خود کجاست؟ و اینکه چگونه ترکیه می تواند بین ظرفیت های سیاست داخلی و افکار عمومی خود با خواسته ها و نقش منطقه ای اش تعادل ایجاد کند. در حال حاضر دو نگاه در این رابطه در جامعه ترکیه وجود دارد. یک نگاه مربوط به سکولارها و اکثریت مردم ترکیه است که معتقدند ترکیه ظرفیت های اقتصادی و سیاسی لازم برای ورود به مسائل جهان عرب را دارا نیست و معتقدند که حزب حاکم  بیش از حد شعار می دهد و این شعارها در چارچوب فرصت طلبی حزب عدالت و توسعه که عادت کرده با شعارهای بزرگ و هزینه اندک سیاست منطقه ای خود را به پیش برد. یک نگاه دیگر متعلق به نخبگان سیاسی حاکم بر ترکیه است که معتقدند که انقلاب های عربی فرصتی برای افزایش نقش منطقه ای و حتی جهانی ترکیه است.

           نکته سوم انقلاب های عربی همزمان فرصت ها و چالش هایی در روابط ایران و ترکیه ایجاد کرده است. فرصت از این رو که ایجاد دولت های ملی-اسلامی با نگاه های مستقل موجب می شود که ایران و ترکیه از ژئوپلیتیک تنهای خود به عنوان دو کشور غیر عرب خارج شوند و دوستان و ائتلافهای سیاسی جدید پیدا کنند. اما چالش در روابط ایران و ترکیه به ایفای نقش های منطقه ای آنها در مدیریت تحولات عربی مربوط است. به خصوص بحران سوریه که دو کشور دو نگاه متفاوت به این مسئله دارند. ترکیه در تقویت  راه حل غربی خواهان تغییر رژیم در سوریه است ولی ایران خواهان انجام تغییرات در سوریه است به نحوی که توازن قوای منطقه ای حفظ شود. مسئله اصلی ایران تعادل بین جریان مقاومت و حزب الله و انجام تغییرات در سوریه و اینکه مرزهای دخالت غرب در بحران های منطقه ای باید مشخص شود و چنین رویه ای ایجاد نشود که غرب تا هرکجا که می خواهد تغییراتی را در درون منطقه ایجاد کند و ترکیه هم در این چارچوب نقش تسهیل کننده را ایفا کند.

دکتر برزگر در پایان بیان کردند که با تداوم بحران سوریه، ترکیه و ایران به این نتیجه می رسند که اگر در بحران سوریه از همدیگر فاصله بگیرند راه حل منطقه ای برای حل این بحران را تضعیف می کنند و این به ضرر منافع هر دو کشور و صلح و ثبات منطقه ای خواهد بود. انقلاب های عربی به خصوص در سوریه، دوطرف ایران و ترکیه را به نوعی از “همکاری واقع گرایانه” سوق داده است. واقع بینی از این منظر که ترکیه متوجه شده است حساسیت و مرزهای منافع ایران در منطقه کجاست و در چه مسائلی ایران واکنش و حساسیت نشان می دهد. واقع بینی برای ایران از این نظراست که ایران متوجه شده است که ترکیه هم در محدوده نهادهای غربی و مسائل سیاسی-امنیتی غرب محدودیت ها و ظرفیت های خاص خود را دارد.

در ادامه، آقای فرازمند به عنوان سخنران دوم با موضوع “نقش بازیگران عربی در روابط ایران و ترکیه” و با سطح تحلیل منطقه ای به ایراد سخنرانی پرداختند. ایشان با اشاره به مثلت منطقه ای ایران، ترکیه و عربستان، انقلاب های عربی را تنها عاملی دانستند که موجب پر رنگ شدن این مثلث می شود. آقای فرازمند بر این نکته تاکید کردند که بر اساس نظر بسیاری از کارشناسان، قدرت آمریکا از اواسط دهه 1390 تاکنون در حال افول است و سیاست های این کشور در منطقه موفق نبوده است. چراکه هیچ یک از کشورهای عرب منطقه خواهان دموکراسی طایفه ای عراق که مد نظر آمریکا بوده، نیست. بر این اساس بعد از حادثه 11 سپتامبر شاهد حضور قدرت های منطقه ای در تحولات منطقه هستیم.

            ایشان در ادامه با اشاره به اشتراکات رفتاری سه کشور قدرتمند منطقه از جمله “الگو محور بودن”، در مورد روابط ایران و عربستان به این مبحث اشاره کردند که این دو کشور در جهان عرب نقطه مقابل یکدیگرند. لذا نه تنها غیر از یک رابطه رسمی بین آنها تحولاتی را شاهد نیستیم بلکه رقابت سنتی این دو در حال تبدیل شدن به خشونت است. اما ایران و ترکیه از نظر ایشان توانسته اند در تحولات مربوط به جهان عرب تعامل داشته باشند. این دو کشور از قدرت گرفتن اسلام گرایان میانه رو حمایت می کنند و تنها در سوریه مقابل هم قرار دارند که این مسئله را می شود از طریق گفتگو و دیپلماسی حل کرد.

در ادامه ایشان ترکیه را به عنوان کشوری معرفی کردند که همواره از تغییر در کشورهای عربی حمایت کرده است. از دیدگاه ایشان، سیاست های حزب عدالت توسعه ترکیه با انقلاب های عربی به چالش کشیده شده و ترکیه نگران چکونگی هماهنگی ظرفیت داخلی با خواسته های منطقه ای خود است. برخی از کارشناسان باور دارند که ترکیه ظرفیت ورود به جهان عرب را ندارد و در مقابل الیت حاکم در ترکیه باور دارند که انقلاب های عربی فرصت جدیدی است تا ترکیه فراتر از منطقه به عنوان بازیگر جهانی عمل کند. به هر حال ترکیه از ابتدای وقوع تحولات عربی در سال 2011 از انقلاب ها حمایت کرده و در همه جا هم به عنوان فاتح ظاهر شده است. هم اکنون محبوبیت ترکیه در جهان عرب استثنایی است. به علاوه اینکه کارنامه خوبی هم در داخل دارد. بنابراین بیشتر کشورها خواهان پیروی از الگوی ترکیه هستند. آقای فرازمند در مورد روابط ترکیه و عربستان هم بیان کردند که ظاهرا روابط این دو کشور رقابتی نیست. اما در مورد تحولات جهان عرب چالش دارند، چراکه ترکیه الگوی یک دولت اخوانی است و تمام اختلافات میان اخوان المسلمین و سلفیه می تواند در روابط این دو کشور در آینده ظاهر شود. ایشان در آخر نتیجه گیری کردند که در منطقه خاورمیانه، سه کشور ایران، ترکیه و عربستان از پتانسیل تاثیرگذاری برخوردارند. با توجه به اینکه ایران و ترکیه غیر عرب هستند، می توانند با هم تعاملات بیشتری داشته باشند و در آینده ی تحولات خاورمیانه، نقش بیشتری را نسبت به عربستان که خواستار ثبات است بازی کنند و مقابل این کشور قرار بگیرند.

            در پایان، دکتر صالحی به عنوان آخرین سخنران، با موضوع ” “امکان پذیری مدل ترکیه برای جهان عرب”، و با سطح تحلیل داخلی نکات خود را مطرح کردند. ایشان به این مسئله اشاره کردند که هر چند دستیابی به مدل های دموکراتیک سابقه چند دهه ای در منطقه دارد، اما جهان عرب یک دوران 100 ساله آزمون و خطا را برای دستیابی به مدل مورد انتظار طی می کند. دکتر صالحی علت این امر را در مواردی از جمله نبود “جامعه مدنی مطلوب” و “رهبران مناسب توسعه” در منطقه دانستند. سپس ایشان بر این مسئله تاکید کردند که چهار مدل در خاورمیانه برای کشورهای عربی وجود داشته که هر کدام نقاط قوت و ضعفی دارند.      

          اول، مدل “سکولار غربی” که با وجود آنکه از نظر الیتیستی ظرفیت قابل توجهی داشته اما نتوانسته نمود عینی پیدا کند. دکتر صالحی علت اصلی به حاشیه رفتن این مدل را بحث تجارب مداخله گرایی (که معتقد است سکولاریسم نمی تواند در منطقه مورد پذیرش قرار گیرد) می دانند. اما در مورد نقاطی دیگر از جمله لیبی و تونس عملا نبود زیر ساخت های اجتماعی باعث شده است تا نه غرب و نه سکولارها بخواهند به عنوان بازیگران انحصاری بر آن تمرکز کنند. دوم، مدل “عربستان” که نماینده اسلام سلفی و محافظه کار در منطقه است. این مدل بیشتر انفعالی است،  تلاش برای حفظ وضع موجود دارد، از قدرت مالی برخوردار است و در پی حفظ یک اندیشه است. بنابراین این مدل مورد استقبال چندانی از طرف روشنفکران و جوانان عرب که امروز میدان دار واقعیت های صحنه هستند، قرار نگرفته است. مدل سوم، “ایران” است که با وجود آنکه بر ارزش هایی مثل غرب ستیزی، اسرائیل ستیزی، هویت انحصاری یا اسلامی منطقه تاکید می کند، اما در عرصه منطقه ای و جهانی تمایلی به این مدل دیده نمی شود. چراکه مواردی از جمله اسلام شیعی، برجسته کردن تهدید ایران، فقدان اتحاد نهادینه بین ایران و جهان عرب، تمایز هویتی، برجسته کردن بحث سنی و شیعه حد این ایدئولوژی را مهار می کند.

 اما مدل چهارم، “ترکیه” است که افرادی مثل راشد القنوشی و کشورهایی از جمله آمریکا از آن به عنوان مدل جایگزین یاد می کنند. اما دکتر صالحی در مورد اینکه واقعا این مدل می تواند عملی شود یا نه؟ به تحقیقات و نظر سنجی های صورت گرفته اشاره کردند. ایشان بیان کردند که موسسه بیل گاس، IAP ، TUSIAD  تحقیقاتی در مدل ترکیه صورت داده اند که در آن  75%  انتظار دارند که ترکیه نقش مهم تری در منطقه ایفا کند و 60% بر نقش مثبت ترکیه در سازندگی منطقه ای تاکید کردند. اما بعضی نظر سنجی ها به دلیل اینکه ترکیه یک کشور اصیل اسلامی نیست به این کشور نگاه منفی دارند.  از نظر زبانی هم این کشور، با جهان عرب متفاوت است. در این نظر سنجی 11%  از مصاحبه کنندگان که عمدتا لبنانی بودند باور داشتند که خاورمیانه به مدل نیازی ندارد. 14% هم باور داشتند که الگوی ترکیه به دلیل داشتن رابطه با غرب مناسب نیست. بنابراین از نظر ایشان نگاه مطلقی نسبت به مثبت بودن الگوی ترکیه وجود ندارد. دکتر صالحی در پایان، ضعف های عمده مدل ترکیه را در مواردی از جمله بحث پیشینه تاریخی ترکیه و ورود به جهان عرب از نظر “نوعی باززایی امپراطوری”، “شکاف زبانی” و “حساسیت های عربستان”، “فقدان تساهل قومی” یعنی مشکلی که ترکیه با ارامنه یا کردها دارد، “فقدان آزادی بیان و مطبوعات در ترکیه”،  دانستند. در مجموع ایشان این مدل را با وجود اقبالی که می تواند کسب کند دارای مشکلات خاص خود دانستند و باور داشتند که این موانع در عرصه ی اجرایی خود را نشان می دهد و در آینده منازعاتی را پدید می آورد.

در ادامه نشست، بعد از پرسش و پاسخ حاضرین، دبیر سوم سفارت ترکیه آقای بیلان امره بیرال که در جلسه حضور داشتند با تشکر از برگزاری این نشست و سخنرانان بر اهمیت روابط ایران و ترکیه و نقش این دو کشور به عنوان دو کشور ریشه دار و با قدمت برای حرکت آزادی خواهانه منطقه تأکید کردند. علاوه براین، ترکیه برای الگو شدن ادعایی ندارد اما اگر کشورهای منطقه بخواهند ترکیه می تواند تجربیاتش را در اختیار آن ها بگذارد. در آخر ایشان منفعت ترکیه را برقراری آرامش در منطقه دانستند و بیان کردند که برای این کار ترکیه هزینه زیادی پرداخت نمی کند چرا که مردم کشورهای مختلف با دیدن سریال ها و سفر به این کشور، در آمد اقتصادی خوبی را برای این کشور حاصل می کند. در نهایت، آخرین نشست از سلسله نشست های پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه در سال 1390 بر اساس سنت همیشگی با گرفتن آخرین عکس یادگاری در این سال، به پایان رسید. 

 

گزارش: منیر حضوری، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد علوم سیاسی

Share