January 22, 2022 – 10:42 am | Comments Off on واقع گرایی سیاسی و دستاوردهای سفر رئیس جمهور ایران به روسیه

دکتر علی بمان اقبالی زارچ
کارشناس ارشد اورآسیا
مرکز بین المللی مطالعات صلح-  IPSC
سفرجناب اقای رئیسی به بزرگترین همسایه کشورمان به عنوان دومین دستاورد مهم سیاست خارجی دولت سیزدهم در حالی انجام شد که عرصه بین المللی …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آفریقا, گزیده ها, گفتگو

چالش های فراروی آینده لیبی از تجزیه تا شبح جنگ داخلی – گفتگو با سید هادی سید افقهی دیپیلمات پیشین و کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه و شمال آفریقا

نگارش در November 3, 2012 – 5:26 am
چالش های فراروی آینده لیبی از تجزیه تا شبح جنگ داخلی  – گفتگو با سید هادی سید افقهی  دیپیلمات پیشین و کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه و شمال آفریقا
Share

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

در ماه های گذشته به سه هزار شخصیت سیاسی و رهبر قبیله‌ ای منطقه برقه لیبی را فدرالی اعلام کردند و در هفته های گذشته نیز  دولت لیبی با درگیری هایی بویژه در بنی ولید روبرو بوده است. در این بین معضل گروه های مسلح نیز همچنان در این کشور باقی است. در این راستا برای درک بیشتری از نوع تحولات در لیبی و  چالشهای تامین ثبات و امنیت در این کشور  به گفتگویی با هادی افقهی کارشناس مسائل شمال آفریقا نشسته ایم:

کلیدواژگان: لیبی، تجزیه، غرب ، جنگ داخلی، قذافی، فدرالیسم، کنگره ملی


مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به درگیری های اخیر نیرو های دولتی لیبی در شهر بنی ولید در واقع هوادان و حامیان رژیم پیشین قذافی تا چه حدی در ناآرامیهای کنونی لیبی نقش دارند؟

با وجود جو آشفتگی نیرو های طرفدار رژیم گذشته هم سو استفاده کرده و کم کم اعتماد به نفس پیدا کرده اند. در این دوران هم با وجود مشکلات و سهم خواهی این گروه ها با سازماندهی مجدد نیروهای خود در صدد ایجاد هسته های مقاومت بر ضد دولت بعد از انقلاب هستند تا حداقل فضای ناامنی برای بازگشت به قدرت یا تداوم ناامنی بوجود آورند.  نمونه این تحرکات نخست مساله سرت که زادگاه قذافی بود و دوم هم منطقه بنی ولید در جنوب طرابلس است. چنانچه اکنون در این منطقه جنگ تمام عیاری رخ داده و حدود 150 هزار نفر از مردم از این منطقه کوچ کرده اند و کشتار گسترده ای هم رخ داده و هنوز به طور کامل به تصرف دولت در نیامده است. گذشته از این وفاداران به قذافی در طرابلس و مصراته هم می توانند درگیری هایی را ایجاد کنند. در این بین درگیری هایی کلان تر و عمده در بین خود جریان های اسلامی، سکولار و هسته هایی که از بیرون مورد حمایت قرار میگیرند( ناتو، عربستان، قطر، ترکیه و..) وجود دارد. لذا جو کنونی لیبی بسیار  مغشوش و  نا امن است که ممکن است به سمت تجزیه شدن یا فدرالیزه شدن کشور رود.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: اخیرا بان کی مون در پیام خود بر ضرورت گسترش حاکمیت دولت مرکزی لیبی بر سراسر آن کشور تاکید کرده و افزوده است: همه مردم و گروه های لیبیایی باید با همکاری و همراهی به تقویت پایه های نهادهای حکومت در سراسر کشور کمک کنند در این حال علل تداوم و وجود دهها گروه مسلح نظامی غیر هوادار قذافی در لیبی که خارج از سیطره حکومت مرکزی هستند چیست؟

آقای قذافی تلاش کرده بود که بافت حاکمیت، جایگاه نیروهای مسلح و انباشت و توزیع سلاح در کشور را به گونه ای تنظیم کند که آنها را در اختیار خود داشته باشد و هر گونه تغییر و دخل و تصرف و کمیت سلاح ها چه پیشرفته و یا ..ممکن نباشد.  با توجه به سبک مدیرت سنتی و عقب افتاده که ناشی از روحیه وی بود متاسفانه بعد از کشته شدن وی این سلاح ها شاید به طور عمد بین مردم پخش شد به همین دلیل هم امروز نه شورای انتقالی لیبی و نه گنگره ملی نتوانسته پدیده عناصر مسلح را کنترل کند و به سامان رساند. گذشته از این در زمان سرنگونی قذافی و تحت حمایت ناتو و امریکا از ژنرالهایی مانند محمد یونس (که اتاق عملیات و جنگ را مدیریت می کرد) بهره گرفته شد و گروهها و دسته های گوناگونی را زیر نام ارتش آزادی بخش لیبی سازماندهی شد. قطب نمای این گروهها  فروپاشی رژیم قذافی بود، اما بعد از سرنگونی سلاح همچنان در دست گروه ها و مردم بود     و سهم خواهی برای تسلط بر قدرت، منابع نفتی ، مکان های استراتژیک و حساس همچون فرودگاه ها وجود دارد. اکنون نیز عناصری از داخل مانند جنگجویان مصراته که هنوز سلاح را بر زمین نگداشته اند وجود دارد . به علاوه نقشه های شومی که از بیرون (ناتو، امریکا و سازمانهای جاسوسی دنیا) طرح میشود اجازه برقراری نظم و امنیت در این بازه زمانی را نمی دهند. چنانچه از همان ابتدا هم ناتو و غرب اجازه ندادند ساختار پایداری در لیبی شکل گیرد و ابتکار عمل را در دست خود گیرد. گذشته از این اکثر این گروه ها بازوهای نظامی جریان های سکولار، سلفی، اخوان المسلمینی، قطری وسعودی،  تکفیری و وهابی، عشایر سنتی و طوارق، آمازیق ها یا بربر ها هستند. چنانچه اکنون در برخی از مناطق لیبی همچون سهبا (منطقه جنوبی تا مرز مالی) دولت حضور جدی و فعالی ندارد . لذا پیش بینی میشود تا مدت های زیادی امریکا و نیروهای ناتو  به دخالت در امور بپردازند. یعنی هر چند دولت تاکنون موفق به سازماندهی نیروهای مسلح شده اند اما در تمام بخش های لیبی حضور ندارد و درگیری ها ممکن است بهانه ای برای تشدید تنش ها گردد. چرا که بافت لیبی قبیله ای است و هر قبیله در تلاش برای کسب بیشتر دست آوردها است. تکلیف کنگره ملی هم مشخص نیست و تا کنون سه بار  نخست وزیر معرفی شده است و هنوز  وضعیت لیبی در حال نوسان شدید بوده و  دارای بحران های اقتصادی فرارو است. در این حال حضور جریانهای تکفیری و سلفی هدایت شده از بیرون هم عملا مزید بر علت برای ایجاد بحران در لیبی است.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: گذشته از تمایل پیشین هواداران جدایی منطقه برقه نظرات تجزیه طلبانه ای از  اقلیم  فزان شنیده شده است و بنا به برخی از طرح ها قرار است لیبی به سه کشور تبدیل شود. در این حال نگاه احزاب و گروه های لیبرال و اسلامی لیبیایی به مساله فدرالیسم و تجزیه در لیبی چیست؟

در قانون اساسی دوران پادشاهی محمد سنوسی بعد از استقلال از ایتالیا جغرافیای لیبی به سه ایالت برقه، طرابلس و فزان بود. در این حال مکانیزم این ایالتها به شکل کنونی و مطرح شده فدرالیسم نبود. یعنی ایالت ها اختیارات ویژه داشتند اما تصمیم گیرهای کلان در مرکز بود. با کودتای قدافی شالوده دیگری ریخته شد و بافت و ساختار و تقسیمات استانی به هم ریخت. بعد از انقلاب یکی از اعضای شورای انتقالی لیبی (که یکی از نوادگان سنوسی است) نخستین بار اقلیم و یا فدرالیسم در برقه را مطرح کرد و فدرال شدن این منطقه با استناد به قانون اساسی دوران سنوسی را مورد توجه قرار داد. اکنون نیز برخی موافق این تقسیم بندی  به شرط باقی ماندن وحدت مرکزی بوده و برخی همانند شخص عبدالجلیل معتقد اند این امر مقدمه ای برای تقسیم و تجزیه لیبی است. من تصور میکنم فعلا سیستم فدراتیو بهانه ای برای تجزیه است. چرا که در بحث خاورمیانه بزرگ هم این موضوع مطرح است و به هر ترتیبی امریکا بر این نظر است که کشورها در مقابل رژیم صهیونیستی تجزیه شوند. یعنی نظام فدرالی در مرحله نخست مد نظر است و این نظام خود مقدمه ای برای تجزیه لیبی به سه یا حداقل دو کشور (لیبی شرقی با پایتختی بنغازی و لیبی غربی با پایتختی طرابلس) است.  البته احزاب و گروه های اسلامی به شدت با این مساله مخالفت میکنند و این امر را خطری جدی برای آینده لیبی می دانند. لیبرالها چون بیشتر به خارج و سیاست های کلان غرب وابسته و خود را مدیون ناتو می دانند خیلی نمی توانند در مقابل فدراتیو مقاومت کنند و شاید هم از طرح فدرایتو شدن استقبال کنند. در این حال در مرحله کنونی کسی به مساله تجزیه توجه ندارد، اما باید به تجربه تلخ سودان توجه داشت که نخست به جنوب سودان خودمختاری داده شد و از  سودان جدا شد.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: به نظر شما نگاه همسایگان شمال آفریقایی به هر گونه فدرالیسم و تجزیه در لیبی چیست؟

قطعا همسایگان با این طرح مخالف هستند چرا که اکنون که با یک دولت مواجه هستند و در صورت تجزیه با دو کشور که چالش های ویژه خود را دارند مواجه هستند. یعنی کشورهای تجزیه شده ممکن است هم بین خود و هم با همسایگان قدیمی (همانند مدل سودان که هنوز درگیریها و مذاکرات وجود دارد) درگیری داشته باشند. در این راستا تونس الجزایر  و مصر تن به تجزیه لیبی نخواهند داد.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: قبلا رئیس شورای انتقالی لیبی تاکید کرده  بود جامعه بین المللی هرگز اجازه تجزیه لیبی با توجه به منابع غنی نفتی و موقعیت استراتژیک آن را نخواهد داد. در این میان نگاه دولتهای غربی به آینده لیبی چیست؟

استعمار در تلاش برای ایجاد چنین زخم هایی است و نقاطی را به عنوان کانون های چرکین نگه داشته تا با توجه به منابع انرژی و .. با تحریک در زمان هایی به دنبال اهداف خود باشد. چنانچه در خلیج فارس هم زخم جزایر سه گانه وجود دارد.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به رویارویی های اخیر گروه های شبه نظامی در لیبی به نگاه شما پتانسیل درگیری و جنگ داخلی در چه مناطقی بیشتر است ؟

اگر اکنون مبالغه ای انجام نشود شبح جنگ داخلی در لیبی خیمه زده است. یعنی کمتر روزی است که نشنویم درگیری بین نیروهای وفادار به قذافی با نیروهای انقلابی و چه نیروهای انقلابی با خود نیروهای داخلی وجود نداشته باشد. یعنی بنا به دلایل اقتصادی، اداری، امنیتی، عدم تثبیت زیر ساختهای حاکمیتی لیبی و ابقای بسیاری از شخصیت ها مسئول و مدیران کلان زمان قذافی نیروهای داخلی تحریک شده و موضع گیری کرده و از پست ها جدید برای فشار و ناموفق جلوه دادن دولت جدید بهره میگیرند. در این حال جدا از مساله سلاح متغیرهای زیادی برای ناامن شدن و چالش برای حکومت نوپای و جدید لیبی ایجاد شده و  شبح جنگ داخلی لیبی را تهدید می کند. ما امیدواریم که کنگره لیبی که منتخب مردم است با روش هایی عقلانی و با تفاهم نخست به فکر وحدت لیبی و  امنیت لیبی باشند. چرا که لیبی دهمین کشور  نفتی جهان از نظر صادرات نفت است و بهترین نفت جهان را دارد. همچنین باید تلاش شود تا سهم گروهها در داخل مد نظر قرار گیرد تا دست بیگانگان چه ناتو، امریکا، قطر و عربستان از دخالت در امور این کشور قطع گردد.

اکنون اوج درگیریها در بنی ولید بین نیرو های طرفدار قذافی و  نیروهای انقلابی است ولی اختلاف هایی بین مصراته و زنتان هم وجود دارد.( مصراته ای ها بر این نظرند که بیشترین نقش در انقلاب داشته اند و زنتانی ها استدلال می کنندکه بیشترین آسیب را دیده اند). در بنغازی هم درگیریایی وجود دارد .در جنوب لیبی هم بین قبایل طوارق و دیگر قبایل مانند بربر ها و آمازیق ها  مشکل وجود دارد. یعنی در شرایط کنونی بسترهای جنگ و درگیری در حال نشان دادن چهره خود است.

 ***

گفت و گو توسط فرزاد رمضانی بونش

 

 

Share