مهر ۲۴, ۱۴۰۰ – ۶:۰۸ ق.ظ |

مریم خالقی نژاد
تحلیلگر روابط بین الملل و مسائل منطقه ای
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC
پنجمین انتخابات پارلمانی به عنوان اولین انتخابات زودهنگام عراق در تاریخ دهم اکتبر روز یکشنبه برگزار گردید در این انتخابات …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » قفقاز, مقالات, مقالات تحلیلی

چالش­های روابط ارمنستان و آمریکا؛ دلایل و پیامدها

نگارش در خرداد ۲۷, ۱۳۹۱ – ۷:۴۶ ب.ظ
چالش­های روابط ارمنستان و آمریکا؛ دلایل و پیامدها
Share

 

ولی کوزه­گر کالجی

مرکز بین ­المللی مطالعات صلح – IPSC 

 

بیان رخداد

 

روابط دو کشور ارمنستان و ایالات متحده آمریکا در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما روند نسبتاً سرد و شکننده­ای را تجربه کرده است. رد دعوت رئیس جمهور آمریکا و عدم شرکت روبرت کوچاریان در اجلاس سران ناتو در شیکاگو آمریکا در 20 می 2012 جدیدترین نشانه سردی مناسبات ایروان- واشنگتن به شمار می­رود. هرچند روابط ارمنستان و آمریکا به دلیل وجود لابی قدرتمند دیاسپورای ارمنی در جامعه آمریکا همواره از سطح بسیار مطلوبی برخوردار بوده، اما در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما، روابط دو کشور از این شرایط فاصله گرفته است. در این نوشتار، کوشش می­شود دلایل و پیامدهای وقوع این تحولات مورد واکاوی قرار گیرد تا درک بهتری از شرایط کنونی حاکم بر مناسبات دو کشور حاصل شود.

واژگان کلیدی: قفقاز جنوبی، آمریکا، ناتو، اجلاس شیکاگو.

 

تحلیل رخداد

 

در طی سال­های اخیر مقامات ارمنی کوشیده­اند با حفظ روابط سنتی با روسیه که چه به لحاظ سیاسی- نظامی (برای ایجاد موازنه قدرت با آذربایجان بر سر منطقه ناگورنو- قره باغ) و چه به لحاظ اقتصادی حائز اهمیت فراوان است، مناسبات خود با ایالات متحده را نیز توسعه بخشند. امری که سیاستمداران ارمنی از آن تحت عنوان «سیاست تکمیل متقابل»[1] یاد می­کنند. در این بین آنچه همواره موجب تقویت پیوند ارمنستان و آمریکا شده است، وجود لابی بسیار قدرتمند دیاسپورای ارامنه (آوارگان و مهاجرین ارمنی) در درون جامعه آمریکا است. نقش این لابی به گونه­ای است که زیبگنیو برژنیسکی معتقد است تاثیر گذارترین لابی­ها در آمریکا به ترتیب لابی یهودی­های آمریکا­، کوبایی­های آمریکا و ارامنه آمریکایی می­باشند. کمیته ملی ارامنه آمریکا،[2] مجمع ارامنه آمریکا[3] و کمیته روابط مردمی ایالات متحده – ارمنستان[4] از بزرگ­ترین سازمان­های ارامنه در جهان هستند که به نمایندگی از دیاسپورای ارامنه در سراسر جهان منافع ارامنه خارج از ارمنستان و داخل ارمنستان را دنبال می­کنند. شناسایی کشتار ارامنه توسط امپراطوری عثمانی در سال 1915، اعلام خودمختاری برای ناگورنو – قره­باغ و  حمایت از «تبصره 907 قانون حمایت از آزادی»[5] از جمله مهم­ترین اهداف لابی ارامنه در سراسر جهان بویژه ایالات متحده به شمار می رود؛ کشوری که تاکنون از شناسایی رسمی کشتار ارامنه به عنوان «ژنوساید یا نسل کشی» خودداری کرده است.

 

     به هنگام مبارزات انتخاباتی در سال 2008،  باراک اوباما از جمله نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا طی چند دهه اخیر بود که به صراحت و به دفعات در جریان مبارزات انتخاباتی خود وعده شناسایی رسمی قتل عام ارامنه را به رای دهندگان ارمنی داد و بدین ترتیب انتظارات و امیدهای بسیار زیادی را برای جامعه ارامنه داخل و بیرون آمریکا پدید آورد و بدین ترتیب رای اکثریت جامعه پرنفوذ و گسترده ارامنه آمریکا را نصیب خود و حزب دموکرات نمود. اما اوباما پس از به قدرت رسیدن، هیچ کوشش عملی در این رابطه به عمل نیاورد و با این اقدام خود دلخوردی و سرخوردگی بسیاری را در میان ارامنه بوجود آورد. به عنوان مثال اوباما در سخنرانی خود در «روز یادبود ارامنه»[6] در 24 آوریل 2011 هرچند از وقوع این رویداد اظهار تاسف کرد اما به جای واژه  «نسل کشی»[7] در مورد وقایع سال 1915 میلادی ، واژه  «فاجعه­ای بزرگ»[8] را به کار برد که به هیچ عنوان مورد رضایت ارامنه نبود. در واقع تیم سیاست خارجی دولت اوباما به خوبی به این مساله واقف بودند که تصویب قانونی شناسایی قتل­عام ارامنه تا چه میزان می­تواند موجب رنجش و دوری آنکارا از واشنگتن شود؛ آن هم در مقعطی که ایالات متحده به دلیل نقش میانجی­گرایانه ترکیه در قبال پرونده هسته­ای ایران و نقش مهم این کشور در تحولات خاورمیانه بویژه تحولات پرشتاب سوریه، سخت به همراهی و همسویی ترکیه نیاز دارد. تحت تاثیر این ملاحظات سیاسی بود که اوباما عملاً مساله شناسایی رسمی قتل عام ارامنه را از دستور کار دولت خود خارج نمود.

 

     اما دلخوری ارامنه بویژه دیاسپورای ارامنه فقط محدود به این مساله نمود. پافشاری و تاکید شدید دولت اوباما بر عادی­سازی روابط ترکیه و ارمنستان نیز خوشایند بخش بزرگی از جامعه ارامنه نبود. آن­ها انتظار داشتند در قبال عادی سازی روابط، مساله شناسایی قتل عام ارامنه و نیز مساله ناگورنو- قره­باغ حل و فصل شود؛ مسائلی که واشنگتن هیچ­گونه علاقه­مندی در ورود به آن­ها از خود نشان نداد و با اهرم­های مخالف سیاسی و اقتصادی دو کشور ارمنستان و ترکیه را به عادی­سازی مناسبات ترغیب نمود. به عنوان مثال اوباما در پیامی به وزاری خارجه ترکیه و ارمنستان اظهار داشت: «عقایدم در زمینه رویداد سال 1915 بدون تغییر مانده­ است اما در این مقطع ترجیح می­دهم دو کشور ترکیه و ارمنستان را به انجام یک گفتگوی مستمر تشویق کنم». در این بین، اقداماتی مانند تعلیق روند بررسی تصویب پروتکل ایروان-آنکارا از سوی      سرژ سرکسیان نیز موجب ناخرسندی مقامات آمریکایی گشت.

 

        اما علاوه بر مسائل یادشده، موضع­گیری دولت اوباما در قبال تحولات داخلی ارمنستان نیز به سردی مناسبات دو کشور بویژه در مقطع سال 2008 کمک نمود. در رقابت تنگاتنگ میان سرژ سرکسیان و لئون تر پطروسیان در انتخابات ریاست جمهوری سال ٢٠٠٨ ارمنستان، سرکیسیان توانست با کسب 55/62 درصد آرا به پیروزی دست یابد. اما با اعتراض تر پطروسیان به نتایج انتخابات، اعتراضات مردمی گسترده­ای به رهبری ترپتروسیان طی بیش از ده روز صورت گرفت که در نقطه اوج اعتراضات، در اول مارس ٢٠٠٨ منجر به کشته­شدن بیش از ١٠ نفر و زخمی شدن بیش از ٢۶۵ نفر گردید. شدت این تحولات به حدی بود که مجمع پارلمانی شورای اروپا که عضویت در آن برای ارمنستان بسیار مهم است، تحریم‌هایی را علیه این کشور از جمله محروم کردن از حق رأی در این شورا  اعمال کرد و از دولت ارمنستان به صراحت خواست تا تمهیداتی برای رعایت هر چه مطلوب‌تر حقوق بشر و آزادی زندانیان سیاسی مطمح‌نظر قرار دهد.

 

    دولت اوباما نیز همسو با نهادهای اروپایی به تحولات ارمنستان سخت واکنش نشان داد. به عنوان مثال، متیو برایزا[9] معاون وزیر امور خارجه آمریکا ضمن انتقاد شدید از اقدام دولت ارمنستان در سرکوب معترضان­، درباره بازداشت­های برخی مخالفان ابراز نگرانی کرد  و اظهار داشت: «اقدامات خشونت­آمیز واقعاً تاسف­آور است و اقدامات دولت ارمنستان در سرکوب مخالفان بسیار بی­رحمانه و خشن است. دولت آمریکا از بازداشت ناراضیان در ارمنستان بسیار نگران است و اقدام دولت ارمنستان در اعمال محدودیت بر رسانه­های مستقل بسیار ناامید­کننده است و این کشور حتی روند بازداشت مخالفان را شدت بخشیده است».  همین امر به صورت قابل ملاحظه­ای در کاهش میزان کمک­های مالی ایالات متحده به ارمنستان نیز نمود یافت؛ به گونه­ای که تنها مبلغ 40 میلیون دلار از سوی دولت آمریکا در سال 2012 برای ارمنستان اختصاص یافت که این رقم، در مقایسه با سال 2011 بیش از یک میلیون دلار کاهش را نشان می­دهد.

 

     نکته شایان توجه دیگر، اختصاص کمک 3 میلیون دلاری از سوی ایالات متحده به دو دولت آذربایجان و ارمنستان در چهارچوب حمایت­های نظامی خارجی است که سهم آذربایجان از این مبلغ450 هزار دلار بیش از ارمنستان است و این موضوع با توجه به حساسیت شرایط منطقه ناگورنو-قره باغ با اعتراض مقامات ارمنی مواجه گشته است. مقامات ایروان این خط­مشی دولت اوباما را مغایر با اهداف کنگره آمریکا می­دانند که که به موجب آن بودجه اختصاص­یافته از سوی دولت آمریکا باید در راستای ایجاد معیارهای         اعتماد­سازی و سایر راه حل­های منتهی به حل و فصل مسالمت­آمیز مناقشه ناگورنو-قره­باغ تخصیص یابد. دولتمردان ارمنی بر این باورند که کمک­های دولت آمریکا مطابق با بخش 907 معاهده «حمایت از آزادی» مصوب سال 1992 صورت می­گیرد که در آن از دولت آذربایجان خواسته شده بود گام های اساسی در برداشتن کلیه تحریم­ها و اقدامات تهاجمی و به کارگیری نیروی نظامی علیه دولت ارمنستان و منطقه ناگورنو-قره باغ بردارد. در این شرایط، انتظار می­رود لابی قدرتمند و بانفوذ جامعه ارمنی آمریکا با انجام رایزنی­های و اعمال فشارهای مختلف، راهکارهایی را حداقل برای ایجاد توازن بیابد و این کسری را از طرق دیگر جبران نماید.

 

    برآیند همه این نارضایتی­ها را می­توان در عدم شرکت سرژ سرکسیان، رئیس جمهور ارمنستان در اجلاس سران ناتو در شیکاگو دانست. هرچند دولت ارمنستان عدم پاسخ مثبت کوچاریان برای حضور در اجلاس شیکاگو را قراردادن مناقشه ناگورنو-­قره باغ در کنار مناقشات آبخازیا و اوستیای جنوبی در فهرست چالش­های پیش روی جهان غرب اعلام نمود، اما ریشه این تصمیم را باید نارضایتی عمیق مقامات ارمنی از رویکرد دولت اوباما در طی چهار سال گذشته دانست. در مجموع آنچه از مواضع اعلانی و اعمالی دولت اوباما در طی چهار سال گذشته می­توان برداشت نمود این است که عدم پایبندی به وعده انتخاباتی شناسایی قتل عام ارامنه، تشویق و اعمالی فشار بر عادی­سازی مناسبات ترکیه و ارمنستان، انتقاد از وضعیت دموکراتیزاسیون و حقوق بشر در ارمنستان و در نهایت کاهش یک میلیون دلاری کمک­های مالی به ارمنستان حاکی از آن است که روابط ایراون- واشنگتن در دوران باراک اوباما روند چندان مطلوب و گرمی را تجربه نکرده است.

 

پیامدهای رخداد

 

روند تحولاتی که در روابط ایروان- واشنگتن در طی چهار سال ریاست جمهوری باراک اوباما بوقوع پیوسته است، تصویری از یک رابطه نسبتاً سرد و شکننده را به تصویر می­کشد. این امر پیامدهای بسیار مهمی را می­تواند در سطح داخلی و بین­المللی در پی داشته باشد. سرخوردگی ارمنستان از آمریکا می­تواند موجب تجدید نظر در رویکرد چندسال اخیر این کشور در نزدیک­ترشدن به غرب شود. کوشش چندسال اخیر ایروان در نزدیکی به نهادهای یورو-آتلانتیکی با حساسیت فراوان از سوی متحد بزرگ و سنتی ارمنستان یعنی روسیه دنبال می­شد و مسکو به شدت از این رویکرد ناراضی بود. آخرین نمونه این نارضایتی را می­توان در عدم ملاقات جداگانه ولادمیرپوتین و روبرت کوچاریان در حاشیه اجلاس سازمان پیمان امنیت دسته جمعی در مسکو (۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱) دانست، امری که در سال های گذشته به عنوان یک روال همیشگی برگزار می­شد ولی این بار پوتین به دیدار عمومی با رئیس جمهور ارمنستان در کنار سایر مقامات شرکت کننده بسنده کرد. فشار و نارضایتی روسیه از یک سو و سرخوردگی از سوی آمریکا موجب خواهد شد تا ارمنستان بیش از گذشته به رویکرد سنتی خود یعنی تکیه بر اتحاد استراتژیک با روسیه روی بیاورد. در همین راستا، ایجاد وقفه و حتی متوقف ساختن روند عادی­سازی مناسبات با ترکیه که با فشار و حمایت آمریکا از سال 2008 صورت گرفته است، نیز می­تواند به عنوان یک واکنش احتمالی از سوی ارمنستان در مقاطع آتی در دستور کار مقامات ارمنی قرار گیرد که این امر نه تنها برای ترکیه بلکه برای دولت آمریکا که در طی سال­های اخیر همواره بر عادی­سازی مناسبات ترکیه و ارمنستان تاکید کرده است، چندان خوشایند نخواهد بود. دیگر پیامد مهم این فعل و انفعالات را می­توان گرایش احتمالی       رای دهندگان و لابی ارامنه در درون جامعه آمریکا به نفع حزب جمهوری خواه در انتخابات آتی ریاست جمهوری دانست که می­تواند موجب شکنندگی بیشتر جایگاه باراک اوباما در انتخابات سرنوشت ساز نوامبر 2012 شود. بدون شک روند تحولات ماههای پیش رو برای شخص باراک اوباما و حزب دموکرات از این منظر بسیار مهم خواهد بود که چگونه می­توانند رای و اعتماد لابی قدرتمند و یکپارچه دیاسپورای ارمنی جامعه آمریکا را با خود همسو سازند.

 



[1] . Complementary Policy 

[2] . Armenian National Committee of America (ANCA)

[3] . Armenian Assembly of America (AAA)

[4] . U.S.-Armenia Public Affairs Committee (USAPAC)

 

5. تصویب این قانون درسال 1992 در کنگره آمریکا‌ صورت گرفت و به موجب آن دولت این کشور را ملزم ساخت تا از هرگونه کمک مستقیم به آذربایجان خودداری کند. این قانون در واکنش به تلاشهای آذربایجان در جهت منزوی کردن و فلج کردن ارمنستان و قره باغ در کنگره آمریکا تصویب شد.با این وجود بعد از حوادث یازدهم سپتامبر2001 ، و پیوستن آذربایجان به متحدین آمریکا در جنگ با تروریسم اجرای این قانون با دستور رییس جمهور آمریکا معلق گردید.

 

 

[6] . Armenian Remembrance Day

[7] . genocide

[8] . horrific events

 

[9] . Matthew Bryza

 


Share