مهر ۳, ۱۴۰۰ – ۵:۵۲ ق.ظ |

دکتر گلناز سعیدی
عضو هیأت  علمی دانشگاه پیام نور
مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

چکیده
مشارکت سیاسی-اجتماعی زنان در کشور افغانستان همواره با فراز و نشیب‌های زیادی روبرو بوده است. جنگ‌های خونین در عرصه افغانستان، نتوانست بن بست های …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

پیشروی دیپلماتیک ترکیه در کردستان عراق

نگارش در خرداد ۲۴, ۱۳۹۰ – ۵:۱۹ ق.ظ
Share

اردشیر پشنگ

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد:
طی سالیان اخیر دولت ترکیه با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه، دیپلماسی منطقه ای فعالانه ای را در خاورمیانه در پیش گرفته و در همین راستا کوشش نموده است تا به عنوان یک بازیگر فعال منطقه ای، با گسترش روابط خود با همسایگان و کشورهای منطقه، علاوه بر کسب منافع ملی بیشتر، مبدل به تاثیرگذارترین کشور منطقه در مسائل و تحولات جاری در آن شود. در همین راستا، این کشور سعی کرده تا روابط خود با حکومت منطقه ای اقلیم کردستان عراق را از حالت سرد و تنش آلود سالیان گذشته به روابط دوستانه تری تبدیل کند و سپس به سطح یک اتحاد منطقه ای ارتقا دهد. در نتیجه، شاهد افزایش تماسهای دیپلماتیک و سفرهای متعدد مقامات عالیرتبه دو طرف به کشور و منطقه یکدیگر بوده ایم. در همین چارچوب، سفر دو ماه قبل «رجب طیب اردوغان» به اربیل را می توان نقطه اوج و نماد مناسبات دو جانبه جاری میان طرفین قلمداد نمود. همچنین در دیدار اخیر میان «اسامه نجیفی» رئیس پارلمان عراق با «عبدالله گل» رئیس جمهور ترکیه در آنکارا، اعلام شد که به زودی گُل دیدار مهم و تاریخی از شهر مورد مناقشه کرکوک خواهد داشت.
افزایش مناسبات دو طرف تنها محدود به حوزه های اقتصادی و دیپلماتیک نمانده است و باید اضافه کرد مرکز تحقیقات استراتژیک «اکوپلتیک» که موسسه ای وابسته به دولت ترکیه محسوب می شود، طی روزهای هفتم و هشتم خرداد سال جاری در شهر شقلاوه واقع در استان اربیل عراق، میزبان نشستی تخصصی با حضور احزاب مختلف کُرد عراقی و برخی مقامات و صاحب نظران ترکیه بود. این نشست حول سه محور مختلف برگزار گردید که عبارت بودند از: یکم) بررسی مسئله کُرد در ترکیه و تلاش برای حل مسالمت آمیز آن، دوم) بررسی مسئله تعیین سرنوشت کرکوک و نقش کُردها و ترکمنها در آن و سوم) بررسی راههای توسعه روابط میان ترکیه و منطقه کردستان عراق. البته لازم به ذکر است در حاشیه این همایش مسئله اختلافات میان احزاب حاکم و اوپوزیسیون کُرد نیز مطرح و مورد بررسی قرار گرفته است.
در این نوشتار با توجه به این امر که سیاستمداران ترک مسئله کُردهای خود را جدای از سرنوشت و تحولات در دیگر مناطق کُردنشین از جمله کردستان عراق نمی بینند، ضمن اشاره کوتاهی به پیشینه روابط تاریخی میان ترکها و کُردها، به بررسی چگونگی تلاش ترکیه برای حل مسئله با کُردهای خود و نیز چگونگی افزایش نفوذ این کشور در کردستان عراق پرداخته می شود.
تحلیل رخداد:
پیشینه روابط ترکها با کُردها
در دوره عثمانی: سابقه ورود قبایل ترک نژاد به آناتولی، به حدود هشت سده پیشتر از امروز باز می گردد. این قبایل تحت لوای قبیله قایی به رهبری عثمان و سپس نوادگان وی توانستند بر سایر ساکنان تاریخی این سرزمین چیره شوند و در فاصله کوتاهی بزرگترین امپراتوری جهان اسلام را از دل اروپا و شمال آفریقا تا شبه جزیره عرب و مرزهای ایران تشکیل دهند. تاسیس سلسله شیعه مسلک صفوی در ایران، باعث افزایش تنش مذهبی بین دو قدرت منطقه ای شد. به نظر میرسد شاه اسماعیل برای اینکه حکومت خود را از زیر سیطره معنوی خلیفه عثمانی نجات دهد، مذهب شیعی را مذهب رسمی کشور اعلام کرد. این امر مورد پذیرش بسیاری از حاکمان ایرانی سنی مذهب در نواحی مرزی کشور، از جمله کُردها قرار نگرفت. چون در آن زمان گفتمان مذهب، بر ملی گرایی (که در سطح بسیار نازلتری از وضعیت آن نسبت به امروز بود) چیرگی داشته است، لذا تعدادی از رهبران کُرد به طور طبیعی در کنار خلیفه هم مذهب ولو تُرک تبار قرار گرفتند. اما با اینحال بخش اعظم کردستان متعلق به ایران باقی ماند. بروز جنگ خونین چالدران در 1514 میان دو همسایه و شکست شاه صفوی در آن، سرآغاز جدایی همیشگی بخش اعظم مناطق کردنشین از وطن آریایی اش بوده است. این روند با توجه به تداوم قدرت عثمانی ها و ضعف سلسله های بعدی حاکم بر ایران از جمله قاجاریه ادامه می یابد و در چارچوب معاهداتی مانند ارض روم (1857) و قسطنطنیه (1913) بخش های دیگری از سرزمینهای ایران مانند استانهای اربیل، سلیمانیه و خانقین از ایران جدا میشوند. در نتیجه بخش عمده کُردها تا هنگام فروپاشی امپراتوری عثمانی و تجزیه آن، تحت امر خلیفه عثمانی باقی ماندند. آنها گروه گسترده ای بودند که بخش مهمی از سپاه ترکان را در قشون کشی های اروپایی و یا دفاع در برابر مهاجمان تشکیل می دادند.
در دوره جمهوری ترکیه: پس از شکست عثمانی ها در جنگ جهانی اول، بخش عمده این امپراتوری توسط انگلیس و فرانسه تجزیه شد. اینان که کشورهای عربی متعددی را از دل ویرانه های عثمانی ایجاد کردند، به پیمان خود با کُردها مبنی بر تاسیس یک کشور مستقل کُرد وفادار نماندند و مناطق کردنشین عثمانی را در میان کشورهای ترکیه، عراق، سوریه و ارمنستان تقسیم کردند. این مسئله با در نظر گرفتن بخش دیگر کردستان که در ایران قرار داشت، حاکی از پنج تکه شدن آن بود (البته امروزه با توجه به وسعت کم منطقه کُردنشین ارمنستان و نیز مهندسی هویتی اعمال شده در آنجا، مناطق کردنشین را در چهار کشور دیگر تقسیم بندی می کنند)
ترکیه که میراث دار اصلی امپراتوری سابق بود، همچنان تحت اشغال نیروهای نظامی بیگانگان قرار داشت. لذا ژنرال مصطفی کمال که بعدها به آتاتُرک ملقب شد، با چینش یک قشون ترکی –کُردی توانست اشغالگران را اخراج و سپس جمهوری نوین ترکیه را تاسیس نماید. اما وی نیز مانند غربیها به کُردها متعهد باقی نماند و کشور جدید را بر اساس ایده های لائیسیته و ناسیونالیسم افراطی ترکی و انکار هویت های دیگر حاضر در کشور بنا نهاد. از این زمان کُردهای ترکیه دوران بسیار سخت و تحت فشاری را سپری کردند.
بدین ترتیب تا پیش از هزاره سوم میلادی در ادبیات سیاسی و رسمی ترکیه، به کار گیری کلماتی همچون «کُرد» و «کُردستان» و صحبت به زبان «کُردی» از جمله جرایم امنیتی که دارای پیامدهای قضایی خاص خود بود، محسوب می شد. جرایمی که حتی دامن برخی از نمایندگان کُرد پارلمان همچون «لیلا زانا» را گرفته و برای چندی در زندان محبوس نمود. ترکهای افراطی حتی پا را بسیار فراتر از این نهاده و وجود هویتی ملی و قومی ب نام «کُرد» در داخل کشور را قویاً انکار می کردند و ساکنان مقیم در استانهای هفده گانه جنوب شرق را «ترکان کوهی» می نامیدند. در رابطه با کُردهای خارج از مرزهای ترکیه نیز رفتار این کشور چندان دوستانه نبود و در نتیجه شاهد آن هستیم که از اواخر دهه 1970 همواره نظامیان این کشور به بهانه های مخلتف به سوی مرزهای کردنشین در شمال عراق لشکرکشی کرده اند. اما با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه و متعاقب آن بروز تغییر و اصلاحات گسترده در سیاستهای داخلی و خارجی این کشور، شاهد تغییر نگرش نخبگان حاکم ترک نسبت به کُردها نیز هستیم.
حزب لیبرال –محافظه کار عدالت و توسعه که دارای گرایشهای اسلامی است، از بدو ورود خود به صحنه سیاست ترکیه توانسته است آمیزه ای از استراتژیها و تاکتیکهای مبتنی بر واقعگرایی و عملگرایی را در راستای افزایش منافع ملی در داخل و خارج کشور اتخاذ کند. رفتار بازیگران جدید در صحنه سیاست این کشور بسیار با مهارت و هوشمندانه بوده است به نحوی که هم در داخل توانسته اند رقبای افراطی خود یعنی ملی گراها و نیز نظامیان همیشه آماده دخالت در سیاست را کنترل کنند و هم در خارج توانسته اند ترکیه را به فعالترین و تاثیرگذارترین کشور منطقه طی دهه اخیر تبدیل نمایند. در قبال مسئله کُرد (کُردهای ترکیه و خارج از ترکیه) نیز حزب عدالت و توسعه به حرکتها و موفقیتهای قابل توجهی دست یافته است که در ادامه مورد بررسی قرار خواهد گرفت:
الف- اصلاح سیاستها در قبال کُردهای ترکیه
افزایش سرمایه گذاریهای اقتصادی: بخش آسیایی ترکیه و به خصوص جنوب شرق این کشور همواره نسبت به بخش اروپایی آن دارای وضعیت بسیار عقب افتاده تری بوده است. سیاستهای تبعیضی و اتخاذ حالت فوق العاده به مدت چند دهه در کنار مبارزات مسلحانه حزب پ.ک.ک علیه دولت ترکیه، باعث رغبت کمتر سرمایه گذاران و نیز دولت برای سرمایه گذاری در این بخش شده بود. لذا مشکلات و معضلاتی مانند رکود، بیکاری و آسیبهای اجتماعی در مناطق کُردنشین ترکیه بیش از سایر نقاط کشور بوده است. اما با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه، در نخستین گام 12 میلیارد دلار جهت تاسیس و تقویت صنایع زیربنایی در این منطقه اختصاص داده شد. پس از آن نیز این روند ادامه داشته است و لذا پس از تقریباً یک دهه، شاهد رشد قابل توجه شاخصهای اقتصادی و اجتماعی در استانهای جنوب شرق ترکیه هستیم.
لغو قوانین محدود کننده هویت کُردی: همانطور که اشاره شد، نه تنها تکلم به زبان کُردی بلکه خود هویت کُردها برای دهه ها در ترکیه مورد محدودیت و انکار قرار می گرفته است. اما در چند مرحله مختلف این محدودیت ها یکی پس از دیگری لغو شده اند. به نحوی که مقامات این کشور از وجود دو ملت در داخل کشور صحبت می کنند. البته لازم به ذکر است هنوز این محرومیت و محدودیتها به طور کامل رفع نشده اما مسیر و چشم انداز پیش رو، مثبت به نظر میرسد.
لغو قانون حالت فوق العاده در کردستان: ورود پی در پی نظامیان در عرصه سیاسی ترکیه و افزایش خشونتهای داخلی میان ارتشی ها و کُردهای ناراضی، باعث اعمال قانون وضعیت فوق العاده در استانهای شرق و جنوب شرقی این کشور برای سالیان مدید شده بود این قانون با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه بالاخره لغو گردید و در نتیجه باعث گشایش بیشتر در وضع موجود آن منطقه شده است
تاسیس احزاب کُرد و ورود آنها به پارلمان: حزب عدالت و توسعه که خود از حمایت کُردها در سطح ملی بهره می جست، با اتخاذ سیاست باز در داخل، برای اولین بار به کُردها مجال داد تا در قالب احزاب کُردی وارد پارلمان این کشور شوند. از این جمله می توان به افرادی همچون «احمد ترک» رهبر حزب صلح و دموکراسی (BDP) اشاره کرد. همچنین کُردها توانستند تا در قالب احزاب محلی حضور پررنگی در انتخابات مهم شهرداریها و شوراهای محلی شهر و روستا داشته باشند و اکثریت کرسی های این انتخابات در مناطق خود را به دست گرفتند.
تاسیس تلویزیون اختصاصی: افزودن یک کانال تلویزیونی از مجموعه کانالهای TRT (شبکه تلویزیونی جمهوری ترکیه) به کُردها، هرچند در زمانی رخ داد که خود کُردها در کردستان عراق و یا اروپا دارای چندین کانال ماهواره ای بودند و از این حیث شاید تازگی و اهمیت چندانی نداشت، اما از بُعد دیگر حاکی از تغییر نمادین نگاه حاکمیت به هوین کردی بود. لذا در مجموع چنین رویکردی یک گشایش جدی در باب مسئله کُرد در ترکیه محسوب می شود.
ب- سیاستهای اتخاذی در برابر کُردستان عراق
گسترش روابط دیپلماتیک: در سال 2007 تهدیدات مقامات ترک علیه داعیه کُردهای عراق نسبت به کرکوک، با پاسخ تند «مسعود بارزانی» رهبر حکومت اقلیم کردستان مواجه شد. در این زمان روابط طرفین در اوج تنش سیاسی قرار داشت. اما اندکی پس از آن، شاهد تغییر رفتار و گفتار دو طرف نسبت به یکدیگر هستیم که این مهم را عمدتاً باید ناشی از تاکتیکهای اتخاذی «احمد داود اوغلو» وزیر خارجه و طراح اصلی سیاستهای منطقه ای و خارجی ترکیه دانست. سفرهای متعدد وی به کردستان عراق به نوعی حاکی از به رسمیت شناختن کردها از سوی آنکارا بود. سفرهای مقامات بلند پایه کُرد از جمله جلال طالبانی، مسعود بارزانی و هوشیار زیباری نیز نشانگر اشتیاق کُردها برای گسترش روابط بود که همانطور که اشاره شد، سفر اخیر «رجب طیب اردوغان» به کردستان، نقطه اوج روابط دوستانه و رو به گسترش طرفین را به خوبی نشان داده است.
انعطاف بیشتر بر سر موارد خاص: تلاش کردهای عراقی برای الحاق شهر عمدتاً کردنشین کرکوک که در دوران بعثیها دچار سیاستهای تعریب (عربی سازی و کوچاندن اجباری کُردها) شده بود، یکی از نکات مورد اختلاف میان کردها و دولت ترکیه محسوب می شود. کرکوک که علاوه بر کردها در خود جمعیتهای عرب و ترکمن را نیز دارد، به دلیل میادین نفتی گسترده و نیز پالایشگاه مهم و خط لوله مهم نفتی اش، دارای اهمیتی استراتژیک برای کردها است. همین اهمیت باعث نگرانی سایر گروههای عراقی و کشورهای منطقه دارای جمعیت کُرد، از جمله ترکیه شده است. ترکها ابتدا در برابر تلاشهای کردها برای الحاق این شهر به موجب قراردادهای مرزی 1926 ادعای مالکیت بر کرکوک و نیز موصل می کردند و حتی برخی فرماندهان ارتش ترکیه تهدید به حمله نظامی و اخراج کُردها از آن میکردند؛ امری که با واکنش جدی کُردها مواجه میشد. اما از اواسط سال 2008 ادبیات دیپلماتیک مقامات ترک در قبال پرونده تعیین سرنوشت کرکوک ملایم گشته است و در برهه هایی از زمان بطور غیرصریحی از عدم مخالفت خود با سیطره کردها بر این شهر در داخل یک مجموعه تعهدات و شروط متقابل صحبت نموده اند. یکی از محورهای سه گانه کنفرانس اخیر شقلاوه نیز به همین مسئله اختصاص پیدا کرده بود. این نرمش گفتاری نتیجه مشابه ای در ادبیات به کار رفته از سوی مقامات کُرد عراقی داشته است.
افزایش چشمگیر سرمایه گذاریهای اقتصادی: ترکیه سعی نموده است از ابتدای سال 2003 وارد مناسبات اقتصادی گسترده با عراق و بخصوص شمال این کشور شود. اما این ورود کمی با تاخیر مواجه شد و اینان از ابتدای سال 2005 به بعد بود که توانستند بتدریج تبدیل به مهمترین سرمایه گذار و شریک اقتصادی کردهای عراقی شوند و لذا این منطقه تبدیل به یکی از بازارهای مصرف و خط ترانزیت کالاهای ترکیه شده است. ترکها در این حوزه توانسته اند رقیب منطقه ای دیگر خود یعنی ایران را تحت الشعاع دیپلماسی اقتصادی و سیاسی فعال خود قرار دهند.
توسعه روابط علمی و فرهنگی: برگزاری همایش اخیر در شقلاوه، یکی از نمونه های بارز افزایش روابط علمی و فرهنگی میان ترکیه و اقلیم کردستان عراق است. ترکیه سعی نموده تا با استفاده از ظرفیت های قدرت نرم خود در این منطقه، زمینه های افزایش منافع سیاسی و اقتصادی و بخصوص امنیتی را بطور غیرمستقیم تری فراهم سازد. این کشور تلاش کرده تا با افزایش سفرهای علمی استادان و دانشجویان کُرد عراقی به ترکیه و برنامه های فرهنگی مشترک در حوزه های هنری مانند موسیقی، تئاتر و سینما، نفوذ فرهنگی خود را در این منطقه گسترش دهد.
دستاوردهای ترکیه:
الف- نتایج اصلاحات داخلی:
کاهش چشمگیر مبارزات مسلحانه: اصلاحات انجام گرفته در کردستان ترکیه و بالارفتن شاخصه های اقتصادی و اجتماعی، باعث کاهش نارضایتی مردم از سیاستهای تبعیض آمیز گذشته مقامات ترکیه نسبت به این بخش از کشور شده است. همین مسئله به نوبه خود تاثیر روانی قابل توجهی در تغییر نگرش مردم و نخبگان کُرد ترکیه در قبال دولت داشته است. اینکه دیگر نبرد و شورش مسلحانه شیوه مناسبی برای دستیابی به اهداف و حقوق از دست رفته نیست را به خوبی می توان در بیانیه های متعدد «عبدالله اوجالان» رهبر دربند کُرد ترکیه یا حتی برخی بیانیه های حزب پ.ک.ک مشاهده کرد. هرچند هنوز درگیریهای پراکنده مسلحانه بین نظامیان و گریلاها (عنوان پیشمرگان کُرد ترکیه) به وقوع می پیوندند، اما سطح و حجم این درگیریها نسبت به گذشته بسیار کاهش یافته است.
تعدد احزاب کُردی و ایجاد انعطاف در میان کُردها: همانطور که اشاره شد، در سایه سیاست باز داخلی که حزب عدالت و توسعه آنرا رهبری می کند، کُردها توانستند دارای احزاب قانونی مختلفی در انتخابات پارلمانی و نیز شوراها شوند. همین تعدد حزبی منجر به تعدد راهکار در برابر حکومت مرکزی گشته و در نتیجه دیگر مبارزه مسلحانه تنها راه احقاق حقوق از دست رفته نیست.
نزدیکی بیش از پیش به استانداردهای حقوق بشری اتحادیه اروپا: کاهش نظامیگری و خشونت در کردستان عراق باعث شده است تا از بار انتقادات جدی وارده به ترکیه در زمینه نقض حقوق شهروندان کُرد کاسته شود. عمده این انتقادات از سوی اتحادیه اروپا متوجه ترکیه می گردید. اما اینک به نظر میرسد ترکیه با حزب عدالت و توسعه توانسته است گامهای جدی تری برای رسیدن به استانداردهای مختلف، از جمله در زمینه قوانین حقوق بشر اتحادیه اروپا بر دارد.
کسب پشتیبانی عمومی کُردها: یکی از عوامل موثر در پیروزی حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلمانی در ترکیه، حمایت قاطعانه جمعیت کُرد این کشور در کنار اسلامگراها و اصلاح طلبان بوده است. جمعیت قابل توجه کُردها در ترکیه باعث شده تا رهبران عدالت و توسعه همواره سعی در کسب پشتیبانی کُردها از خود کنند. سیاست نانوشته یک دهه اخیر در ترکیه بدینگونه بوده است که کُردها در سطح ملی از حزب عدالت و توسعه حمایت می کنند و اینان نیز در عوض سیاستهای بازتر و تشویقی تری در قبال کردها اتخاذ می کنند و در سطح محلی و شهری کردها از احزاب خود مانند حزب صلح و دموکراسی (BDP) حمایت میکنند. این روند باعث گشته تا هردو سوی معادله که از همکاری و حمایت همدیگر منتفع شده اند، همچنان به تداوم رابطه متقابل خود پافشاری کنند. پیش بینی میشود این اتحاد در انتخابات 22 ژوئن 2011 نیز خود را به خوبی نشان دهد.
ب- نتایج سیاستهای ترکیه در کردستان عراق:
کشور نخست سرمایه گذار در کردستان عراق: هم اینک ترکیه توانسته است کردستان عراق را از یکسو تبدیل به یک بازار مصرف قابل توجه کالاهای خود کند و از سوی دیگر، این منطقه را تبدیل به یک مرکز ترانزیت کالاهای خود به دیگر بخشهای عراق و حتی برخی استانهای غربی و همسایه ایران با عراق کند. همچنین ترکها توانسته اند از طریق همکاری نزدیک تر با کردهای عراقی، امنیت خطوط نفت صادراتی عراق از طریق خط لوله کرکوک را بیش از گذشته تامین کنند. این خط لوله دارای درآمدهای تزانزیتی قابل توجهی برای ترکیه است. در بخش گاز و نفت کردستان عراق نیز شرکتهای ترکیه ای در کنار شرکتهای نفتی بزرگتر وارد این منطقه شده اند و ترکها قصد دارند بخشی از انرژی مورد نیاز خود را از طریق منابع زیرزمینی سرشار کردستان عراق تامین کنند.
افزایش فشارها به پ.ک.ک: گسترش روابط ترکیه با دولت اقلیم کردستان عراق، منجر به افزایش فشار و محدودتر شدن دایره عملیاتی و فضای تنفسی حزب کارگران کردستان ترکیه (پ.ک.ک) شده است. هرچند بارزانی و طالبانی همواره سعی کرده اند تا با حفظ پ.ک.ک، اهرم فشاری در برابر تهدیدات ترکیه (در قبال ادعای کردها نسبت به کرکوک) در دست داشته باشند، اما کاهش تنش با ترکیه باعث شده است تا در مقابل، کردهای عراقی نیز نسبتاً عرصه را بر پیشمرگان پ.ک.ک تنگ تر کنند و در پیمانی نانوشته از آنها بخواهند از حجم عملیاتهای مسلحانه علیه دولت ترکیه بکاهند. بررسی سیر درگیریهای مسلحانه بین پیکارجویان کرد ترکیه با ارتش این کشور در سالیان اخیر، موید همین ادعاست. همین امر به نوبه خود منجر به افزایش محبوبیت حزب عدالت و توسعه در داخل ترکیه شده است.
تبدیل کُردهای عراق به یک متحد: همانطور که اشاره شد، در سال 2007 درگیری لفظی مقامات دو طرف فضای تنش آلودی را در منطقه حاکم ساخت. اما این وضعیت در فاصله اندکی دچار تغییر شد و طرفین سعی بر عادی سازی روابط و حتی گسترش آن گرفتند. این روند به صورتی بوده است که حتی می توان ادعا نمود کُردهای عراقی اینک یک گروه درون ملی عراقی، اما دارای اتحاد و روابط دوستانه با ترکیه هستند. البته نباید فراموش کرد که ترکیه از نظر تاریخی در عراق همواره روابط دوستانه تری با اعراب سنی داشته است. اما در سالهای اخیر که شیعیان عرب و کردها سکان قدرت را در دست گرفته اند، ترکها تلاش نموده اند با درک این واقعیات به این دو گروه نزدیکتر شوند.
برتری یافتن بر رقیبان منطقه ای: هرچند ترکیه روابط دوستانه ای با ایران، سوریه، عربستان سعودی و دیگر کشورهای منطقه دارد و این دوستی از جمله عوامل ثبات بخش در منطقه و حتی عراق محسوب میشود، اما نباید رقابت موجود و بعضاً شدید میان این کشورها را نادیده گرفت. اینان که هر یک داعیه دار رجحان منطقه ای خود هستند، تلاش می نمایند تا حوزه های نفوذ بیشتری را به دست آورند. در رابطه با کردستان عراق باید گفت هرچند این منطقه از نظر تاریخی، هویتی و نژادی دارای پیوندهای ناگسستنی با ایران است و هرچند در طول دهه 1980 دو حزب عمده کُرد از متحدین ایران در جنگ علیه رژیم بعث بودند و همچنان روابط نسبتاً دوستانه ای با ایران دارند، اما در سال های اخیر ترکیه توانسته است جای ایران را چه از منظر سیاسی و چه از منظر اقتصادی تنگ تر از پیش کند. در مورد سوریه نیز همین امر صادق است. کردهای عراقی که در دوران حکومت صدام روابط حسنه ای با دولت سوریه داشته اند، اینک بیشترین روابط را با ترکیه دارند. این رویه و نفوذ رو به گسترش ترکیه در کردستان عراق، برای مسئولان دستگاه سیاست خارجی ما باید به مثابه یک هشدار جدی باشد.
افزایش وابستگی کردستان عراق: مجموعه اقدامات صورت گرفته توسط ترکیه باعث شده است تا دولت محلی منطقه کردستان عراق که از چهار سو محصور در خشکی است، به ناچار روابط خود با ترکیه را گسترش دهد و همین امر هرچند از یکسو حاکی از روابط دوستانه دو طرف است، اما از سوی دیگر با توجه به واقعیات ساختاری و ژئوپلیتیک منطقه، حاکی از وابستگی اقتصادی و بعضاً سیاسی ساکنان این منطقه به ترکیه می باشد که با مرور زمان و کم کاری رقبای منطقه ای ترکیه، این میزان وابستگی بیش از پیش خواهد شد.
پ- چشم انداز پیش رو:
همانطور که گفته شد، ترکها مسائل خود با کُردهای خود را جدای از مسائل و تحولات سایر مناطق کردنشین، به خصوص در عراق نمی بینند. همچنین بلندپروازیهای منطقه ای سالیان اخیر این کشور باعث افزایش توجه آن به کشورها و مناطق مختلف و ریز و درشت در خاورمیانه و حتی شمال آفریقا شده است. یکی از این مناطق مهم که دارای مرز مشترک با ترکیه و نیز پیوند نژادی با کردهای ترکیه است، منطقه کردستان عراق است که از سال 1991 دارای یک دولت محلی نیمه خودمختار بوده و تحولات سال 2003 در عراق بر میزان قدرت و دامنه خودمختاری اش افزوده است. لذا نخبگان حاکم در آنکارا نگاه ویژه ای برای گسترش روابط خود با این منطقه و کاهش تنشها و خطرات ناشی از آنجا داشته اند این رویه خارجی، همراع با اصلاحات داخلی و اتخاذ رویه های جدید در قبال کُردهای ترکیه بوده و در نتیجه این تغییر و اصلاحات می بینیم که ترکیه توانسته است تا حد گسترده ای از بی ثباتی های امنیتی داخلی که ناشی از جنگ با پیشمرگان پ.ک.ک بود، بکاهد و در قبال کردستان عراق نیز بتواند این منطقه را تبدیل به یک حوزه امن برای سرمایه گذاریهای اقتصادی و نفوذ هرچه بیشتر سیاسی و دیپلماتیک منطقه ای خود کند.

Share