مهر ۳, ۱۴۰۰ – ۵:۵۲ ق.ظ |

دکتر گلناز سعیدی
عضو هیأت  علمی دانشگاه پیام نور
مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

چکیده
مشارکت سیاسی-اجتماعی زنان در کشور افغانستان همواره با فراز و نشیب‌های زیادی روبرو بوده است. جنگ‌های خونین در عرصه افغانستان، نتوانست بن بست های …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آمریکا, اتحادیه اروپا, ايران, خلیج فارس, مقالات

نگرش مثلث اروپایی به اختلاف هسته ای بین ایران و 1+5

نگارش در آبان ۱۴, ۱۳۹۳ – ۲:۵۴ ق.ظ
نگرش مثلث اروپایی به اختلاف هسته ای بین ایران و 1+5
Share

دکتر مهدی مطهرنیا

آینده پژوه سیاسی و استاد دانشگاه

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

نگاه بازیگران اروپایی به پرونده ی هسته ای ایران و 5+1

ما وقتی به بازیگران اروپایی اشاره می کنیم در مرحله نخست باید بر این نکته تاکید داشته باشیم که آیا بازیگران اروپایی یک شخصیت با انسجام در اهداف و رفتارها هستند یا نه، تا ما بتوانیم به عنوان یک بازیگر،از آنها در یک مجموعه مشخص یاد آوریم. در این بین آلمانها به پرونده هسته ای ایران با دریچه نگرش اروپایی ولی با زاویه ی دید آمریکایی می نگرند. آلمانها معتقدند که پیش از آنکه 1+5 با ایران بر سر پرونده هسته ای به توافق برسد. در مرکزیت تحرک دیپلماسی هسته ای، این ایران و آمریکا هستند که باید به نتایج ملموس دست یافته و سپس براساس دستیابی آنها به یک نتایج ملموس کشورهای اروپایی مستقل در مسیر تحرکات انجام شده، به تصویر سازی و تصمیم گیری دست زند. در مقابل آلمانها در اتحادیه اروپا، انگلیسها قرار دارند که انگلیسها بیش از هرچیز به منافع انگلستان در حوزه بین المللی و در چارچوب همکاری با آمریکاییها می اندیشند. انگلستان خود را درواقع به صورت لبه ی اروپایی آمریکا در اتحادیه اروپا باز تعریف می کنند و از منظر نتیجه گرایی تلاش می کند که محوریت آمریکاییها را در پرونده هسته ای و در برخورد با ایران نادیده نینگارند. اما در عین حال گفتمان حاکم بر رفتار سیاسی انگلیس ها در پرونده سیاسی با آلمان متفاوت است. لذا اگر چه هر دو قرابت به سیاست های ایالت های متحده آمریکا در پرونده هسته ای را از خود نشان می دهند اما در دو فضای گفتمانی متفاوت با آن می اندیشند. حد واسط هر دوی این ها را باید فرانسه گرفت. فرانسه کشوری است که بیش از هرچیز تلاش دارد در ایجاد یک فضای مثبت برای دستیابی به منافع بیشتر در حوزه منفعت جمهوری فرانسه بیندیشد. لذا بارها دیده ایم که در بین کشورهای اروپایی نوع تحرکات فرانسه نسبت به دو کشور انگلیس و آلمان در فضای پرونده ی هسته ای متفاوت بوده و بیش از آن که به نوعی همگرایی بیشتر با ایالت متحده آمریکا بیندیشد به نوعی همنشینی با ایالت متحده آمریکا در پرونده دیپلماسی هسته ای، اندیشیده است تا در پرتو آن منافع بیشتری را بتواند اخذ کند. این نوع برخورد و این نوع سیاست ورزی در حوزه فرانسه در واقع در ژنو3 خود را نشان داد و رویکردی که از خود به نمایش گذاشت. این امر یکی از جلوه های بارز رفتار فرانسه در ارتباط با پرونده هسته ای است. لذا من معتقد هستم که بیش از آنکه بتوانم به بازیگری به نام نگاه اروپا بیندیشم باید به نگاه بازیگران اصلی در قالب اتحادیه اروپا در ارتباط با پرونده هسته ای ایران نگاه کنیم که بر محوریت مثلثی شکل می گیرد که یک ضلع آن را انگلستان و یک ضلع آن را آلمان و ضلع دیگر آن را فرانسه تشکیل می دهد.

اتحادیه اروپا اساسا اگر چه از 27 کشور تشکیل شده است، اما این سه کشور اصلی به عنوان نمایندگان رسمی اتحادیه اروپا در ارتباط با پرونده هسته ای عمل می کنند. کاترین اشتون به عنوان مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در این عرصه حضور دارند. اما بیش از آنکه نماینده اتحادیه اروپا باشند ، مسئول هماهنگی مذاکرات و معاون هماهنگ کننده هیئت رئیسه مذاکرات با ایران (یعنی 6 قدرت جهانی در مذاکرات با ایران) حضور دارد . لذا اتحادیه اروپا در چارچوب تصویرسازی ها و تصمیم گیریهای موجود در قالب 1+5 با تکیه بر گرایشهای این سه کشور در قاب پرونده هسته ای حرکت می کند.

 

نگاه بازیگران اروپایی به اختلاف کنونی در مذاکرات هسته ای بین ایران و 1+5

بازیگران اروپایی امروز به دو دسته کلان تقسیم می شوند. بازیگرانی که هویتی اروپایی برای خود قائلند و هویت مرزی و ملی خود را در قالب اروپای متحد آینده تعریف می کنند . دسته دیگر بازیگرانی که جامعیت اروپایی برای خود قائلند و اروپای جامع را در مسیر اهداف ملی خود برای افزایش قدرت بازیگری مورد استفاده قرار می دهند. گروه نخست که برای خود هویتی اروپایی قائل هستند، نگران ارتباط ایالات متحده آمریکا با ایران، پس از حل و فصل احتمالی پرونده هسته ای هستند. آنها به این نکته می اندیشند که با توجه به رقابت منتهی در همکاری بسیار بالای اتحادیه اروپا در قالب بلوک غرب با ایالات متحده، نوعی رقابت به صورت پنهان همواره وجود دارد.

قالب اتحاد اروپا و آمریکا، همکاری توام با رقابت را باید مورد توجه قرار داد. ایالت متحده آمریکا در زمان اوباما توانست ، واگرایی ناشی از سیاست های تک جانبه گرایی بوش را حل کند و تا حدودی اروپا را به صورت بسیار منسجم پشت سر تحرکات خود بر علیه ایران در چارچوب تئوری جنگ های نامتعادل قرار دهد. به گونه ای که بالاترین میزان همگرایی میان اتحادیه اروپا و امریکا در جهت اجرای تحریم ها بر علیه جمهوری اسلامی ایران در زمان اوباما بوجود آمد. اما این نگرانی برای دسته نخست وجود دارد که بعد از حل و فصل پرونده ی هسته ای و با توجه به پیوستن احتمالی ترکیه در آینده به اتحادیه اروپا و همسایه شدن اتحادیه اروپا با بخشی از ایران و به تبع با دریای آزاد در خلیج فارس ، آینده ی تحرکات در منطقه خاورمیانه بویژه در منطقه north heartland یعنی خلیج فارس و فلات ایران با آمریکا چگونه خواهد بود؟ از منظر گروه دوم که به جامعیت اروپا و در خدمت منافع ملی می نگرند تا با افزایش قدرتشان در چارچوب قدرت اروپا و در چارچوب اروپای واحد قدرت بازیگری خود را افزایش دهند، این نکته وجهی دیگر پیدا می کند. به این معنا که کشورهایی که تلاش دارند در ارتباط با اتحادیه اروپا به قدرت بالا رفتن قدرت بازیگری خود بیندیشند؛ رسیدن تفاهم احتمالی میان ایران و آمریکا را چندان مضر به منافع خود نمی یابند. چرا که با ایجاد یک فضای مثبت در حل و فصل پرونده هسته ای مترصد استفاده از فرصت موجود برای ایجاد رابطه ای بیشتر با ایران هستند. از جمله ی این کشورها می توان به انگلستان اشاره کرد. انگلیس قبل از اینکه پرونده هسته ای ایران حل شود تلاش داشت مسائل خود با ایران را در چارچوب بحران سفارت خانه انگلیس در ایران حل و فصل کنند. این تلاش نشان دهنده نوع نگرش انگلیس است. در حالی که اگر نیک به آلمانها بنگریم آنها تلاش دارند تا در مرحله نخست مسائل ایران و آمریکا در چارچوب مذاکرات ایران و آمریکا حل شود و بعد اتحادیه اروپا در این مسیر در چارچوب تحرکات موجود، خود را هماهنگ کند. در واقع این نگرانی برای آلمانها وجود دارد که بعد ازحل و فصل این مذاکرات، چه نوع ارتباطی میان ایران و آمریکا برقرار خواهد شد و تا چه اندازه منافع اتحادیه اروپا در حل و فصل این مناقشه، پس از این جریان مورد توجه قرار خواهد گرفت.

 

سرانجام رویکرد بازیگران اروپایی

من بر این باور هستم که مذاکرات در یک سناریوی نیمه مطلوب برای رسیدن به تفاهم مقدماتی و تاکید بر ادامه مذاکرات برای رسیدن به تفاهمات آینده مدنظر است. به هر تقدیر آنچه که مسجل است راهی که در بین ایران و 1+ 5 آغاز شده اگر به انسداد کامل بینجامد، هزینه هایی بس گزاف را برای نظام بین الملل به همراه خواهد آورد. چراکه بازی برد برد را، به بازی باخت باخت و به تبع آن پرداخت هزینه های گزاف در هر دو جبهه منجر خواهد کرد. تنها دستاورد چنین مسئله ای آن خواهد بود که دو طرف میز مذاکره هزینه های بسیار بالایی را پرداخت کنند و سپس در آینده در دور یک میز دیگر با از دست دادن حداقل های موجود، مورد یک توافق حداقلی دررسیدن به امتیازات آینده دست یابند.

 

واژگان کلیدی: مثلث اروپایی، اختلاف هسته ای ،ایران و 1+5 ، نگرش اروپایی، اتحادیه اروپا، بحران هسته ای

 

Share