آذر ۱۰, ۱۴۰۰ – ۷:۴۱ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

تجاری‌سازی پررونق فضا و اتکای اقتصاد جهانی به سیستم‌های مبتنی بر فضا، درگیری آشکار در ماورای جو زمین را بسیار پرهزینه می‌سازد. فلزات کمیاب و سایر مواد …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » مقالات, مقالات تحلیلی

نیروهای حافظ صلح سازمان کنفرانس اسلامی

نگارش در فروردین ۱۶, ۱۳۸۹ – ۴:۴۴ ب.ظ
Share

نیروهای حافظ صلح سازمان کنفرانس اسلامی

علی رمضانی بونش

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

peace-ipsc.org


ضرورت شکل گرفتن نیروهای حافظ صلح سازمان کنفرانس اسلامی هرچند در اجلاس وزیران خارجه کشورهای اسلامی در دمشق ) بهار سال گذشته ی میلادی( مورد بررسی قرار گرفت، اما ایده ی آن از سالها قبل وجود داشته است. ایده ای که می تواند در صورت به حقیقت پیوستن جایگزین مناسبی برای نیروهای حافظ صلح و کلاه آبی های سازمان ملل متحد در بحرانهای داخلی کشورهای مسلمان باشد.

با نگاهی به گذشت چندین دهه از بنیاد سازمان کنفرانس اسلامی (در جده عربستان) درمی یابیم این سازمان با توجه به پتانسیل های فوق العاده در میان 57 کشور عضو نتوانسته است نقش مهمی در سیاست بین الدولی کشورهای این سازمان و حل بحرانهای داخلی، منطقه ای و گاه بین امللی این کشورها بر عهده گیرد، لذا تشکیل چنین نیرویی در صورت وقوع آن میتواند جدا از افزایش همگرایی در میان پایتختها و دولتهای اسلامی عملاً نقش و قدرت دبپلماسی سازمان کنفرانس اسلامی را در بحرانهای داخلی اعضای خود پر رنگ تر کند و در کنار آن بر اهمیت این سازمان و نیروی حافظ صلح آن در معادلات بین المللی بیفزاید.

کمال الدین احسان اوغلو دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی چندی پیش در نشست استانبول از مخالفت برخی از کشورهای اسلامی با تشکیل چنین نیروی حافظ صلحی پرده برداشت اما به کلام وی این ایده همچنان در این سازمان در حال بررسی است. سخنان اوغلو نشان از توجه طیفهایی از کشورهای اسلامی به ضرورت تشکیل این نیروست.

جمعیت 3/1 میلیاردی مسلمانان جهان بیشتر در قاره های آسیا و افریقا به سر می برند و بالطبع اکثر کشورهای عضور سازمان کنفرانس اسلامی نیز در محدوده ی این دو قاره به سر میبرند. کشورهایی که بسیاری از آنها ازآغاز دوران استعمار زدایی ( به ویژه پس از جنگ جهانی دوم) استقلال خود را به دست گرفتند اما مرزهای بیشتر آنها امری غیر طبیعی و گاه قراردادی و برآمده از خواسته های کشورهای استعمارگر بوده است. این مرزها که همواره محل اختلاف کشورهای اسلامی با کشورهای عضو دیگر این سازمان یا با کشورهای غیر مسلمان بوده همواره روزنه ها و چشمه هایی برای ایجاد بحرانهای سیاسی و جنگ بوده است. علاوه بر آن سایر بحرانها نیز در کشورهای عضو این سازمان به وفور پدیدار شده و میشود به طوری که هم اکنون نیز در گستره ی پهناور کشورهای اسلامی ما شاهد بحرانهایی همانند یمن، سودان ( دارفور و جنوب)، سومالی، فلسطین، لبنان، افغانستان، پاکستان ( کشمیر) و … بوده و هستیم. در این حال در شماری از این بحرانها نیروهای حافظ صلح بین المللی( چه در غالب نیروهای حافظ صلح سازمانهای بین المللی و یا نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد) حضور دارند. به طور مثال هم اینک در سومالی کشور بحران زده ی شاخ افریقا، نیروهای صلح بان اتحادیه افریقا به امر صلح بانی و حمایت از دولت قانونی سومالی به رهبری شیخ شریف احمد میپردازند. در همین حال قابل توجه است که همواره یکی از شروط اپوزیسیون یعنی حزب اسلامی و جنبش الشباب برای صلح با دولت، خروج نیروی های حافظ صلح اتحادیه ی افریقا بوده است.

بی شک چند و چون شکل گیری نیروی حافظ صلح اسلامی هنوز مشخص نشده است، اما ضرورت تشکیل آن در میان کشورهای اسلامی (هرچند ممکن است با چالشهای متعددی روبرو شود) امری ضروری مینماید. ضرورتی که وفور بحران در میان کشورهای اسلامی باعث جلب توجه نهادهای بین المللی همچون سازمان ملل متحد، سازمان آتلانتیک شمالی ( ناتو) و یا اتحادیه ی افریقا به مداخله در بحران ها گردید و این سازمانها و نهادهای بین المللی هستند که با حضور نیروهای صلح بان خود در کشورهای اسلامی عملاً نقش مؤثری در کاهش، حل بحران و یا حتی با نگاهی بدبینانه به پیچیده تر کردن و تداوم آن داشته اند. در این حال سازمان کنفرانس اسلامی برآمده از 57 کشور عضو میتواند با تشکیل این نیرو و استقرار آن در بحرانهای داخلی جهان اسلام جایگزین مناسبی برای سازمانهای دیگر بین المللی باشد. بر عهده گرفتن این نقش از سوی سازمان کنفرانس اسلامی در کنار افزایش نقش دیپلماسی و تعاملاتی آن در میان کشورهای عضو میتواند روند دسترسی بر راه حل جامع یا رسیدن به آتش بس و یا … را آسانتر از گزینه های دیگر کند. چراکه از آنجا که نیروهای حافظ صلح اسلامی برآمده از کشورهای عضور این سازمان هستند و با شرایط بومی و داخلی کشورهای مسلمان آشنا هستند این امر میتواند ضمن تقویت سازمان کنفرانس اسلامی در حل بحرانهای میان اعضای این سازمان از میزان وابستگی گشورهای اسلامی به اتحادیه ها و سازمانهای بین المللی دیگر برای میانجی گری و یا استفرار واحدهایی از نیروهای صلح بان آنها بکاهد. در این حال باید توجه داشت که این امر یعنی تشکیل نیروها حافظ صلح اسلامی ممکن است (در صورت عدم نگاه دقیق و ژرف اندایشانه به چگونگی تشکیل) محل تأملاتی گردد. یعنی از آنجا که کشورهای اسلامی در چند دهه گذشته ( با توجه به شکافهای مذهبی، نحله ای یا قومی) نتوانستند بطور مؤثری زمینه ی همگرایی بیشتر را در میان خود فراهم سازند. در صورت افزایش رقابت بر سر مناطق نفوذ در کشورهای اسلامی (از سوی کشور های قدرتمند اسلامی)و یا تلقی جانبداری از یکطرف بحرانهای داخلی توسط نیروهای صلح بان سازمان کنفرانس اسلامی نقش این نیروها در بحرانها نه تنها نمیتواند نقش مثبتی تلقی گردد که در وهله هایی میتواند آتش تنش، درگیری و جنگ را نیز شعله ور تر سازد. این امر ممکن است از آنجا ناشی شود که نیروهای تشکیل شده ی حافظ صلح اسلامی با نفوذ کشورهایی ( به طور مثال، عربستان که دارای پتانسیل ثروت و قدرت نفوذ زیاد است ) روبرو گردد.

بی گمان ضرورت تشکیل نیروهای حافظ صلح اسلامی امری مبرهن و آشکار است. وپیامدهای مثبت آن در صورت نگاه دقیق و رسیدن به اجماع میان کشورهای اسلامی جدا از افزایش همگرایی بین کشورهای عضو کمک زیادی در تقویت صلح و ثبات در کشورهای بحران زده ی عضو این سازمان خواهد کرد. در کنار این روند نقش سازمان کنفرانس اسلامی به عنوان سازمانی پویا جلوه گر خواهد شد. نقشی که میتواند در صورت تقویت آن همپای سازمانهایی چون ناتو و سازمان ملل به ایفای نقش بپردازد .در این حال تقویت این سازمان لزوماً به معنای همپوشانی و رقابت با سازمان ملل متحد نخواهد بود بلکه تشکیل نیروهای حافظ صلح سازمان کنفرانس اسلامی میتواند به نوعی افزایش همکاری و تسهیم در حل بحرانهای کشورهای عضو سازمان با سازمان ملل نیز تلقی شود.

Share