آذر ۴, ۱۴۰۰ – ۹:۱۶ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

همگرایی، وضعیتی است که در آن، گروه‎ها، سازمان‎ها، نهادها یا کشورها، برای حفظ منافع جمعی، به همکاری گسترده با یکدیگر بپردازند و به سوی نوعی وحدت …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » ايران, خلیج فارس, مقالات

نقش نظام آموزش عالی در قدرت فرهنگی جمهوری اسلامی ایران

نگارش در دی ۲۵, ۱۳۹۴ – ۳:۵۶ ق.ظ
نقش نظام آموزش عالی در قدرت فرهنگی جمهوری اسلامی ایران
Share

محمد دباغی

پژوهشگر روابط بین الملل

 

نظام جمهوری اسلامی ایران به لحاظ وسعت سرزمینی، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقه خاورمیانه، به قدرتی کم نظیر تبدیل شده است؛ به گونه ای که از دید کارشناسان سیاسی کشورهای غربی، دیگر نمی توان با یورش نظامی و جنگ سخت آن را سرنگون کرد. بلکه تنها راه سرنگونی آن پیگیری سازوکارهای جنگ نرم و به کارگیری فنون و عملیات روانی نبرد رسانه ای و پشتیبانی از نافرمانی مدنی است. پدیده جنگ نرم، که هم اکنون به عنوان پروژه ای عظیم علیه جمهوری اسلامی ایران در حال تدوین است، در شاخصهایی مانند ایجاد نابسامانی اقتصادی شکل دادن به نارضایتی در جامعه، تأسیس سازمانهای غیر دولتی در حجم گسترده جنگ رسانه ای، عملیات روانی برای ناکارآمد جلوه دادن دستگاه اداری و اجرایی دولت، تضعیف حاکمیت ایران از طریق روشهای مدنی و ایجاد ناتوانی فرهنگی، ایجاد نارضایتی در جامعه و ناکارآمد نشان دادن نظام، متبلور می شود.

   ریشه های جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران را باید در نارضایتی های عمومی ایجاد شده به وسیلۀ رسانه های غربی جستجو کرد که موجب شد برخی از گروه های غیردولتی برای رفع این مشکلات به سازماندهی بخشهای مختلفی از جامعه اقدام نمایند و از این رو شرایطی به وجود آمد که جامعه از لحاظ قدرت اجتماعی با چندگانگی مراکز قدرت رو به رو شده و سازمانهای غیردولتی به موازات دولت، توانایی لازم را برای تشکیل بسیج اجتماعی از اعضای خود در مقیاسی چشمگیر فراهم آوردند. در چنین حالتی جامعه به چند دسته تقسیم و برخی از نخبگان اجتماعی از اقشار مختلف به عضویت سازمانهای غیردولتی در آمدند و نیازهای مالی، روانی و اجتماعی خود را از نهادهای متفاوت حکومت تأمین می کردند.     دشمنان جمهوری اسلامی ایران همواره سعی کرده اند از طریق اقدام نظامی راهبرد امنیت ملی کشور را به سوی برنامه ریزی های پرهزینه سوق دهند. از این رو پس از آنکه نتوانستند از طریق قدرت سخت و جنگ نظامی انقلاب اسلامی را از پای درآورند؛ قدرت نرم فرهنگی را برای براندازی نظام اسلامی مورد آزمایش قرار دادند و جنگ نرم علیه ایران را با پشتیبانی جنگ اقتصادی مطرح نمودند. زیرا به این نتیجه رسیده بودند که اولا؛ هرگونه اقدام خشونت آمیز علیه جمهوری اسلامی ایران نفرت ایرانیان از آمریکا و دولت آن را افزایش داده و موقعیت و منافع آمریکا در منطقه خاورمیانه را به خطر خواهد انداخت و ثانیا ایران، به علت برخورداری از نهادهای مردم سالار و ظرفیت های موجود برای حرکت های مردمی و غیر دولتی از استعداد بالایی برای تغییر نظام سیاسی با روش های غیر خشونت آمیز برخوردار است  و لذا موفقیت در جنگ نرم برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران پیامدهای ناشی از جنگ سخت را نخواهد داشت. هدف اصلی و نهایی آنها تغییر ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق ایجاد شکاف میان ملت و دولت است؛ از این رو برای رسیدن به این هدف تلاش می‌کنند با ابزار رسانه و خلق سوژه های مناسب؛ افکار، احساسات، تحرکات و تصمیم گیریها را در کشور مدیریت کنند. در واقع مهم ترین هدف آمریکا و دنیای غرب، از راه اندازی جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران   را می توان در مولفه هایی همچون؛تغییر ایدئولوژی حاکم، کاهش مشارکت سیاسی مردم، القای ناکارآمدی حکومت، تغییر هویت دینی و ملی شهروندان ، تخریب پیشینه تاریخی آنان، دستکاری افکار عمومی در جهت خواسته های خود علیه نظام حاکم، کاهش انسجام اجتماعی، تغییر ارزشهای جامعه و ایجاد استحاله فرهنگی، تغییر الگوی سیاسی حاکم و تشدید و تقویت واگرایی قومی خلاصه کرد.

دانشگاه و نظام آموزش عالی از عوامل اصلی پیشرفت، استقلال و خودکفایی کشور در زمینه مواجهه علمی با جنگ نرم هستند. دانشگاهیان و دانشجویان از سرمایه های ارزشمند یک جامعه محسوب می شوند که با آنها می توان آینده کشور را در بخش های گوناگون تامین کرد. بنابراین هر گروهی برای دستیابی به اهداف خود، بهترین و مناسب ترین وسیله را دانشگاه و مراکز دانشجویی می داند و بیشترین سرمایه گذاری را برای نفوذ در نیروی دانشگاهی انجام می دهد.

1-رسالت های عام

رسالتهای آموزش عالی به ترتیب ظهور تاریخی عبارت از آموزش، پژوهش، خدمات اجتماعی و فناوری بوده است. در آغاز هزاره جدید رسالت آموزش عالی که بنیاد همه فعالیتها و جهت گیری های این نهاد مهم اجتماعی است، دستخوش تحولی بنیادین در مسیر اخلاق گرایی و تعالی انسان و جامعه گردیده است. توجه بیشتر به حیطه عمومی و فضاسازی اجتماعی، در عین تلاش برای حفظ ارتباط سازنده و نزدیک با تصمیم گیران و سیاستگذاران و علاقه به حضور و تأثیرگذاری در صحنه های جهانی، از جمله رسالت هایی است که در موج جدید فعالیتهای نهادهای مولد اندیشه، همانند دانشگاه مورد توجه است. به عبارت دیگر تلفیق علم و عقلانیت با ارزشها و فرهنگ و توجه به رشد انسان در تمامی ابعاد برای اعتلای مادی و معنوی جامعه از رسالتهایی است که دانشگاه ها به طور رسمی وارد آن شده اند.    

2-رسالت های خاص

با توجه به اهمیت نقش آفرینی و پیشرو بودن دانشگاه در تحولات اجتماعی، امروزه مدل دانشگاه پاسخگو و تمدن ساز مورد توجه اندیشمندان است. پاسخگویی دانشگاه هیچ تفاوتی با پاسخگویی سایر نهادها  و فعالان جامعه ندارد و باید مبین رابطه و نقش دانشگاه با نیازهای جامعه و میزان کارآمدی آن باشد. از نگرانی های اصلی در خصوص محیط های فناوری جدید، استفاده نادرست از فناوری های جدید، اشاعه نادرست ارزشهای فرهنگی بیگانه و کم رنگ شدن ارزشهای خودی است. برای مواجهه با این چالش بسترسازی فرهنگی، اشاعه آداب معاشرت شبکه ای، توسعه برنامه های فرهنگی بومی و مبتنی بر نظام ارزشی جامعه می تواند مفید باشد. با توجه به اینکه امروزه مهم ترین عرصه جنگ و تأثیرگذاری روی ملتها و دولت ها عرصه فرهنگی است، به این نکته پی برده می شود که بی اعتنایی به تهاجم فرهنگی، سرانجامی مرگبار برای فرهنگ خودی خواهد داشت. بنابراین نیاز است بی درنگ به زنده و فعال کردن رسالت فرهنگی دانشگاهها برای مقابله با تهاجم های عصر حاضر و هدایت و جهت دهی به جامعه برای مقابله با جنگ نرم بپردازیم.

3- رسالت های فرهنگی

نظام آموزش عالی می تواند نقش مؤثری در آماده سازی شهروندان برای یک زندگی معنوی تر داشته باشند. در جهان غرب نبرد بر سر فرهنگ در آموزش عالی، دیگر درباره این نیست که چه چیزی تدریس می شود چرا که آموزش عالی به فرهنگ سیاسی ای متعهد است که آشکارا به پیشبرد اهداف دولت های غربی مربوط می شود. امروزه تهاجم فرهنگی هیچ فردی از جامعه را استثنا نمی کند و هسته مرکزی خود را قشر نخبه و دانشگاهی قرار می دهد، زیرا این اقشار بر کل جامعه تأثیرگذار هستند. اصولاً فرهنگ مهاجم با استفاده از ابزارها و تاکتیکهای جدید، زمینه را برای آسیب پذیری دانشگاهیان فراهم می آورد. برای مقابله با این تاکتیکها، آموزش عالی از کارکرد فرهنگی خود بهره می برد که در این زمینه می توان از توسعه و اعتلای فرهنگی جامعه، غنابخشی فرهنگ عمومی برای رشد و توسعه فرهنگ علمی حفظ، انتقال                 و بازاندیشی سنتها و میراث فرهنگی گذشته و تجدید حیات جامعه یاد کرد.

4- رسالت های اجتماعی

یکی از عواملی که قرآن کریم تأثیرگذاری اش را بر انسان پذیرفته است، محیط اجتماعی است. گروه همسالان، افراد بانفوذ، محافل علمی و مذهبی، رهبران مذهبی و سیاسی،محافل خصوصی، انجمن های دوستی و حزبی از عناصر این محیط هستند که در نظام اعتقادی و ارزشی و شخصیت افراد انسانی همانند دانشگاهیان مؤثرند. اگر دانشگاه اصلاح بشود، آینده آن جامعه اصلاح خواهد شد. محیط دانشگاه به طور طبیعی محیط شادابی، نوآوری و نوزایی است. محیط بالیدن شخصیتها، جوشیدن استعدادها و بروز           و ظهور نقاط درخشان پنهان است. چیزی که از نگاه ارزشی و آرمانی جوان نامطلوب باشد، بیش از همه در محیط دانشگاه حساسیت به وجود می آورد. محیط دانشگاه، محیط گرایشهای دینی و معنوی لطیف است. بنابراین باید به ذهنیت دانشجویان و جوانان و اعتقادات و روحیه اسلامی و انقلابی آنها توجه کرد. دانشگاهی فرهنگ ساز و انسان ساز است که محیط درونی آن میدان اندیشه و فرهنگ منطق و علم، تجلی عقل، تفکرو استدلال و بحث و بررسی باشد. در اینصورت است که حقایق روشن می شود و رفتارهای دارای پشتوانه عقلی و فطری در محیط درونی دانشگاه نهادینه شده و برای دانشگاهیان ارزشمند و قابل دفاع می شود تا دشمن فرهنگی مغلوب و فرهنگ دانشگاهی به محیط پیرامون خود نفوذ کند. بنابراین لازم است جو دانشگاهی به سلاح منطق و استدلال، تفکر و تحقیق، دیانت و علم مجهز شود. آرام و منطقی نگه داشتن محیط دانشگاه و جلوگیری از متزلزل شدن کار علمی در دانشگاه ها و کوتاه کردن دست سوء استفاده کنندگان سیاسی و فرهنگی بیرونی از اقداماتی است که لازمه حفظ منزلت و جایگاه دانشگاه در تولید و بازتولید فرهنگی در ضمن عمل به رسالتهای آموزش،پژوهش و خدمات اجتماعی آن است.

5- رسالت های تربیتی

اساتید دانشگاه علاوه بر توانایی و به روز بودن در محتواهای علمی، توانایی در تولید علم بومی، توانایی در روشهای آموزشی و استفاده از ابزارها و رسانه های آموزشی، توانایی در پژوهش و روشهای علمی حل مسئله، اکتشاف، استدلال، تفکر منطقی و انتقادی لازم است آراسته به صفات الهی و برخوردار از ویژگی های پیامبران و پیشوایان الهی باشند، زیرا که معلمی شغل انبیاست. اعضای هیئت علمی دانشگاه ها با توجه به مقبولیت خود نزد دانشجویان و منزلت اجتماعی شان در پرورش نسلها و بازتولید یا تولید فرهنگی نقش مؤثری دارند. از این رو اگربخواهند این نقش را درست انجام دهند لازم است ابتدا به خودسازی بپردازند. تزکیه و خودسازی، علم وافر، هنرمندی در تربیت، تعامل مؤثر، معنویت و اخلاق محوری، توجه به رشد حرفه ای، اختصاص وقت کافی برای دانشجویان، نوآور و جسور بودن در عرصه تولید علم، یادگیری مادام العمر، تلاش برای تولید و بازتولید فرهنگی برای دانشجویان و سایر افراد جامعه، پرهیز از سیاست زدگی و ….، مواردی هستند که از اساتید برای توانمندی در ایفای نقش خود برای تحقق کارکرد فرهنگی دانشگاه انتظار می رود. امروزه تمرین مشارکت در اداره دانشگاه، جستجوی روشهای بهسازی آموزش، تربیت فرهنگی دانشجویان،ترویج فرهنگ علمی، ترویج یادگیری و تفکر انتقادی، طراحی برنامه های درسی اثربخش و ارتباط با جامعه از جمله مسائل مهم دانشگاه های کشورهای مختلف است و به نظر می رسد                           با ترویج آموزشهای اثربخش اعضای هیئت علمی می توان برای آنها راه حلهای کارآمدی پیدا کرد. بنابراین ضرورت تدوین، ارائه و ارزشیابی برنامه های خود نوسازی هیئت علمی، شکل جهانی به خود گرفته است. بنابراین سزاوار است این هدایتگران و فرماندهان جنگ نرم خود را از همه لحاظ مهیای نقش آفرینی مؤثر در جامعه دانشگاهی ملی و جهانی کنند.

6- رسالت های اجرایی

نظام آموزش عالی هم از جنبه درونی و هم از جنبه بیرونی، از پیچیدگی ها و عوامل فرهنگ ساز فراوان و متنوع برخوردار است. تردیدی نیست که محیط آینده، به طور عمومی و به تبع آن، محیط آموزش عالی محیط راهبردی است. چنین محیطی فرار، نامطمئن، پیچیده و مبهم است. در این صورت نمی توان دانشجو و سایر عوامل انسانی دانشگاه را تنها به وسیله ضوابط هدایت کرد. بنابراین لازم است دانشگاه از این تنوع مطلع باشد و به دوراز محدود ساختن و نادیده گرفتن، در فهم و افزایش قدرت تحلیل آنها بکوشد.   آموزش عالی اگر می خواهد از تغییرات عظیم و سریع محیطی عقب نماند و کارآمدی، معناداری و استمرار بقای خود را از دست ندهد باید در خود و محیطش، تغییرات قصد شده هدفمند و معنادار بیافریند. با توجه به اینکه تغییرات محیط بیرونی و همچنین تغییر در افراد، فرهنگ فناوری، محتوای علمی و سایر عناصر محیط درونی دانشگاه روی آن تأثیر می گذارد و همچنین به خاطر سریع و متنوع بودن این تغییرات، لازم است مسئولان دانشگاه و برنامه ریزان آموزشی، درسی و فرهنگی آن با نگرشی راهبردی و با بصیرتی کامل به تصمیم گیری های مقتضی شرایط درونی و بیرونی دانشگاه اقدام کنند.توجه به معیشت اساتید و کارکنان، توجه به امنیت و آرامش محیط علمی برای دانشجویان، تقویت سواد اطلاعاتی و فرهنگی منابع انسانی دانشگاه و دانشجویان، تقویت قدرت تحلیل، تصمیم گیری و بینش مذهبی، سیاسی، تاریخی و فرهنگی دانشجویان و اساتید، اولویت دادن اخلاق حرفه ای و دانش بومی در تدوین محتوای علمی و برنامه ریزی درسی دانشگاه، توسعه و روزآمدسازی برنامه های فرهنگی دانشگاه ها متناسب با اقتضائات روز از مواردی هستند که می تواند از طرف مسئولان و برنامه ریزان دانشگاهی طراحی و اجرا شده دانشگاه و دانشگاهیان را برای تولید و انتقال فرهنگ به جامعه خود و جوامع دیگر آماده سازد. مؤلفه های قدرت نرم در فرهنگ اسلامی برابر آموزه های دین مبین اسلام و شاخصهای اصلی آن، توجه به نیازهای فطری انسان، ترویج معنویت، عدالت، آزادی، پرهیز از دنیاگرایی محض و نگاه به زندگی دنیوی و حیات جاوید اخروی است. در صورت توجه عملی مسئولان و مدیران به این مؤلفه ها، آموزش عالی از هجوم جنگ نرم علمی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در امان بوده و آماده دفاع در مقابل هرگونه تهاجم نرم ناگهانی و شناسایی و خنثی سازی آن خواهد بود.

       در جامعه امروزی حفظ حیات آموزش عالی با وجود مسائلی که کیفیتی فرهنگی و تمدنی یافته است تنها با حفظ و ادامه رسالتهای قبلی و پیگیری علم ابزاری امکان پذیر نخواهدبود؛ بلکه لازم است علم دانشگاهی به استدلال، معرفت و بینش بخشی در کلیه جنبه های زندگی انسانی توجه کند. در عصر ما     که شکل تقابل جنگی به جنگ نرم گرایش زیادی پیدا کرده است و نیاز است افراد جامعه به ویژه دانشجویان، نخبگان و اساتید مجهز به سلاحهایی کارآمد و مناسب برای مبارزه نرم شوند، پیچیدگی کار دانشگاه و دانشگاهیان برای عمل به رسالت فرهنگی و تمدن سازی در جامعه نمایان تر می شود. نظام آموزش عالی در هر تمدنی وظیفه حفظ و توسعه بصیرت تاریخی آن جامعه را بر عهده دارد. این جنبه معنوی زندگی انسانی، کلیه فعالیتهای افراد یک ملت را در طول تاریخ و عرض اجتماع به یکدیگر گره  می زند و هویت جمعی مشترک فرهنگی- تمدنی را برای آنها می سازد. نظریه دانشگاه تمدن ساز چنین رسالتی را بر عهده دارد و در صدد است در یکی از مهمترین شرایط تاریخی کشور، امت مسلمان را حول محورهویت ایرانی- اسلامی متحد سازد. یکی از راهکارهای کاهش انزوای ارزشی نسل جوان، شناخت نیازها و اولویتهای ارزشی آنان و پاسخ مقتضی به آنها و تقویت حس اعتماد اطمینان و همدلی در آنان و کاستن از میزان ناسازگاری های احتمالی میان جوانان و نظام اجتماعی است. دانشگاهی که بخواهد جلو انزوای ارزشی را بگیرد لازم است دانشگاهی مولد ارزش، عامل به ارزشها، تولید و توزیع کننده محتوا و برنامه های فرهنگی باشدو اگر بخواهد این نقش ها را ایفا کند باید از اساتید مسئولان و دانشجویان عالم و مؤمن برخوردار بوده، متناسب با مقتضیات محیط درونی و بیرونی خود پویایی و قدرت سازگاری داشته باشد. این پویایی و سازگاری نه به معنی همرنگی با محیط، بلکه به معنی جهت دادن به محیط و تولید و انتشار ارزشها و هنجارهای متناسب با شرایط جدید است.

واژگان کلیدی: نظام آموزش عالی، قدرت فرهنگی ایران، قدرت فرهنگی جمهوری اسلامی، نقش نظام آموزش عالی در قدرت

 

Share