آذر ۱۷, ۱۴۰۰ – ۹:۲۱ ب.ظ |

دکتر مریم خالقی نژاد
 تحلیلگر مسائل خاورمیانه
مرکز بین المللی مطالعات صلح ipsc

عربستان سعودی و ایران رقبای دیرینه، به دنبال حل مسائل متضاد خود و کاهش تنش از طریق گفت و گو به عنوان راه جدیدی برای …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آفریقا, ليبي, مقالات, مقالات تحلیلی

نقش بازیگران خارجی در لیبی

نگارش در مهر ۲۲, ۱۳۹۳ – ۸:۳۴ ب.ظ
نقش بازیگران خارجی در لیبی
Share

دکتر احمد بخشی

استاد دانشگاه

 

مهم­ترین بازیگران، جریان­های سیاسی و نظامی در لیبی

هنوز ساختار خاصی در لیبی شکل نگرفته و مهم­ترین بازیگر و شاخصه­ی اصلی قومیت است. قومیت موجب شده بسیج مختلف سیاسی و اجتماعینیرو­هاانجام نشود و بسیاری از ائتلاف­ها و یا وزنه­های سیاسی را تحت تاثیر قرار ­دهد. در زمان انتخابات پارلمان این نگاه وجود داشت که با و جود اخوان المسلمین­ها یا اسلام­گراها و لیبرال­ها مسئله­ی اصلی که تحولات را شکل میدهد قومیت است.موضوع قومیت­ نتوانسته خود را از بطن مطالبات محلی و منطقه­ای خلاص کنند و به مطالبات ملی رساند.

از نظر پیشینه­ی تاریخی منطقه­ی شرق در دوره­ی آقای قذافی چندان جایگاهی نداشت، در مقابل منطقه­های غربی خود را به گونه­ای مطرح می­کنند که پیشرفته­تر هستند. موضوع بعدی رقابت بین اسلام­گرایان و لیبرال­هاست. اما این رقابت به اندازه­ی مصر یا تونسشدت ندارد. چونهنوز شکل­بندی مشخص نشده، و این بعدبندی را بیشتر براساس قومیت­ها انجام می­دهند.

از بین بازیگران بعدی ارتش است که به دلیل این­که گروه­های سیاسی و اجتماعی ایفای نقش نمی­کنندمی­تواند فعالیت کند. به دلیل نقش غرب به عنوان یک بازیگر اسلام­گرایان چندان رشد نمی کنند. اما عملا ژنرال حفتر در مقابل لیبرال­هایی که بیشترین جریان را در ساختار و سازه­ی فعلی حکومت دارد، ایفای نقش می­کند. دولت حاکم نتوانسته مطالبات مردمی و یا خواسته­ها را پاسخ دهد، لذا شکاف­هایی ایجاد ­شده و در این شکاف­ها ارتشی­ها و گروه­های نظامی خواستار ایفای نقش هستند. این ایفای نقش به دلیل قدرت و اسلحه و گروه­های تاریخی در دوران آقای قذافی است.

لذا عملا این تاثیرگذاری با نام ارتش صورت می­گیرد ولی پیشروی­های آن را یک گروه خاص انجام می­دهد. هرچند که نباید از این مسئله غفلت کرد. تا زمانی که شرایط نا امنی در لیبی حاکم باشد، این احتمال وجود دارد که این کشور مانند سومالی، یا افغانستان یا یمن ، به یک بندر یا زمینه­ای برای رشد و نمو گروه­های افراطی (با هر نامی که خطاب شوند،) تبدیل شود و گروه­های قومی و محلی در آن­جا رشد پیدا کنند. چنانچه یکی از دلایلی که داعش توانست در عراق پیشروی کند، کارکرد آقای نوری المالکی بود. یعنی اینگونه مطرح می شد که این دولت متعلق به شیعیان است، کردها و اهل سنت برای احیای حقوقشان به یک سری گروه­های دیگر متوسل شدند. در واقع به طور کلی عدم شکل­گیری یک دولت متمرکز و دولتی که مبتنی بر یک ائتلاف ملی باشد و تاخیر در شکل­گیری این دولت سبب وجود جنگ و درگیری­ها است و غیر از فضای ناامن باعث تاخیر رشد و توسعه­ی اقتصادی و از طرف دیگر زمینه­ساز رشد گروه­های افراطی است.

 

بازیگران خارجی و نگاه به مسائل لیبی

چند وقت پیش اسلام­گرایان در مصر حاکم بودند و خارجی ها زمانی خواستند در مقابل اسلام­گراها ایفای نقش کنند. یعنی بازیگر خارجی به عنوان تاثیرگذار در جهان اسلام در شمال آفریقا این کار را انجام می­دهد. اما در شرایط حاضر نقش بازیگر خارجی بسیار کم شده و بازیگر خارجی و منطقه­ای ممکن است نمود پیدا نکند. در بسیاری از موارد دخالت غرب ممکن است ناشی نقش منطقه­ای و تاکید بر ایجاد یک دولت مرکزی است. امریکا به عنوان کشوری که از ژنرال حمایت می­کند، این امر را به صورت رسمی بیان نمی­کند. یعنی عملا در جایی وی را محکوم می­کند و در جای دیگر از آن­ها حمایت می­کند. این یک نوع بازی برای فشار به دولت مرکزی لیبی است. لذا یک سری دولت­های ائتلافی و جریان­های مختلف را در بازی­های سیاسی دخالت می دهد تا بلکه بتوانند ثبات سیاسی را به این کشور برگردانند. ولی باید توجه داشت که آنها ثبات سیاسی در راستای اهداف خاصشان می خواهند. امریکا از لیبی منافع ملی و نفتشان را تامین می­کند و بعد از آن هم این­که در این منطقه برای استخراج منابع حضور داشته باشد یا این منطقه را به عنوان منطقه­ای که حوزه­ی نفوذ یا حوزه­ی فعالیت باشد، داشته باشد و اقدامات را انجام دهد. اما مسئله­ای مهم­تر این است که امریکا ایفای نقش می­کند که تا حدودی بحث امنیت سازی را نه متناسب با منافع ملی، بلکه متناسب با منافع خود پیاده کند. لذا از چندگاه دولت مرکزی اعلام می­کند، گروه­های مختلف را روی کار می­گذارد.

اتحادیه­ی اروپا‏‎ْ‎‏ روسیه و چین و نگاه به تحولات لیبی

به طور حتم مسئله­ی مهمی که در ارتباط با اتحادیه­ی اروپا، روسیه، چین و بسیاری از کشورهایی که ارتباط خارجی دارند وجود دارد، این است که دولت بتواند ثبات در این کشور برقرار شود. برای اتحادیه­ی اروپا حوزه گردشگری، استفاده از منافع و از طرف دیگر امنیت کشورهای شمال آفریقا مهم است. بسیاری از مهاجرین آفریقا، حضورشان به جنوب اروپا بیشتر شده است. اما بسیاری از دولت­ها و سیستم­ها ممکن است نگاه پارادوکسیکال داشته باشند و هم­زمان خواسته باشند هم از گروه و هم از دولت مرکزیحمایت کنند. اتحادیه­ی اروپا و نیروهای مختلف بیشتر دنبال یک سری مسئولیت­ها کارکردی هستند. از نگاه آنان با دولت فعلی نمی­توان بحث امنیت را تضمین کرد. به دلیل این­که آلترناتیوی وجود ندارد. چین و روسیه هم به دلیل رقابتی که روسیه با غرب دارد، در عین حالی که هر دو کشور نگاه امنیتی دارند چین به دنبال این است که این نگاه امنیتیش به مسئله­ی اساسی ذخایر نفتی لیبی ربط داشته باشد و در راستای تامین منافع چین باشد. از نگاه روسیه موضوع امنیت مهم است. روسیه به دنبال این است که حضور امریکا در این منطقه نهادینه نشود. بنابراین در عین حال که به دنبال برقراری امنیت هست، می­خواهند به گونه ای برنامه­ریزی کند که دربین همه­ی گروه­های اجتماعی حضور داشته باشند.

واژگان کلیدی: بی ثباتی ، ناامنی ، لیبی،نقش بازیگران خارجی

 

Share