دکتر گلناز سعیدی
استاد دانشگاه و پژوهشگر ارشد روابط بین الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC
مقدمه
مهاجرت یکی از پدیدههای ساختاری جهان معاصر است که آثار عمیق اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بر کشورهای مبدأ و مقصد برجای میگذارد (Castles, de Haas, & Miller, 2014). در عصر جهانیشدن و گسترش اقتصاد دانشبنیان، جابهجایی نیروی انسانی متخصص به یکی از عوامل تعیینکننده در شکلگیری مزیتهای رقابتی کشورها تبدیل شده است. کشورهایی که قادر به جذب و بهرهگیری مؤثر از سرمایه انسانی مهاجر هستند، معمولاً از رشد اقتصادی پایدارتر، نوآوری فناورانه گستردهتر و جایگاه بالاتری در نظام اقتصادی بینالملل برخوردار میشوند. در مقابل، کشورهای مبدأ نیز بسته به نوع سیاستگذاری خود، ممکن است مهاجرت را بهعنوان تهدیدی برای توسعه یا فرصتی برای تقویت پیوندهای اقتصادی و علمی فراملی تجربه کنند.
در این میان، مهاجرت ایرانیان به ایالات متحده آمریکا بهدلیل سطح بالای سرمایه انسانی، تحصیلات دانشگاهی و مهارتهای تخصصی، از جایگاه ویژهای برخوردار است. جامعه مهاجران ایرانی در آمریکا طی دهههای اخیر توانسته است در حوزههای مختلف اقتصادی، علمی، فناورانه و کارآفرینانه نقشآفرینی مؤثری داشته باشد و به یکی از جوامع مهاجر موفق تبدیل شود (Migration Policy Institute, 2021). تمرکز بالای ایرانیان در مشاغل تخصصی، مدیریت، پزشکی، مهندسی و فناوریهای پیشرفته نشان میدهد که این جامعه مهاجر سهمی فراتر از وزن جمعیتی خود در تولید ارزش افزوده اقتصادی و توسعه نوآوری در کشور میزبان ایفا میکند. این واقعیت، مهاجران ایرانی را به کنشگرانی مؤثر در اقتصاد آمریکا و بخشی از شبکه نخبگانی جهانی تبدیل کرده است.
از منظر جمهوری اسلامی ایران، مهاجرت صرفاً پدیدهای منفی تلقی نمیشود، بلکه در صورت سیاستگذاری هوشمندانه و واقعبینانه میتواند به فرصتی راهبردی برای انتقال دانش، سرمایه، تجربه مدیریتی و توسعه پیوندهای اقتصادی تبدیل شود. این نگاه که بر بهرهگیری از ظرفیت ایرانیان خارج از کشور تأکید دارد، در اسناد بالادستی و ادبیات سیاستی کشور قابل مشاهده است و با مفاهیمی چون اقتصاد مقاومتی، پیشرفت درونزا و تعامل فعال و هدفمند با جهان همراستاست. در این چارچوب، دیاسپورای ایرانی میتواند بهعنوان مکمل توان داخلی، نقش مؤثری در تقویت زیرساختهای اقتصادی، علمی و فناورانه کشور ایفا کند.
هدف این مقاله بررسی جامع پتانسیلها و نقش اقتصادی مهاجران ایرانی در ایالات متحده آمریکا و تحلیل فرصتهایی است که این جامعه مهاجر میتواند برای اقتصاد ایران فراهم آورد. مقاله حاضر با رویکردی تحلیلی و مبتنی بر دادههای معتبر، تلاش میکند ضمن پرهیز از نگاههای احساسی یا صرفاً سیاسی به مهاجرت در حوزه اقتصاد مقاومتی و دیپلماسی اقتصادی ارائه دهد. بدینترتیب، این پژوهش میکوشد مهاجرت ایرانیان را نه بهعنوان یک پدیده صرفاً مسئلهمحور، بلکه بهمثابه ظرفیتی بالقوه برای توسعه اقتصادی و تقویت منافع ملی مورد بررسی قرار دهد.
فصل اول: کلیات و مبانی نظری مهاجرت اقتصادی
۱-۱- مفهوم مهاجرت و انواع آن
مهاجرت به جابهجایی جمعیت از یک واحد جغرافیایی به واحدی دیگر با هدف اقامت موقت یا دائم اطلاق میشود. در ادبیات علمی، مهاجرت بر اساس انگیزهها و پیامدها به انواع مختلفی تقسیم میشود که مهمترین آنها مهاجرت اقتصادی، مهاجرت تحصیلی، مهاجرت نخبگان و مهاجرت اجباری است. مهاجرت اقتصادی معمولاً با هدف دستیابی به فرصتهای شغلی بهتر، درآمد بالاتر و امنیت اقتصادی انجام میگیرد و بیشترین تأثیر را بر ساختار بازار کار کشور مقصد دارد.
مهاجرت تحصیلی نیز یکی از مسیرهای اصلی مهاجرت ایرانیان به آمریکا بوده است. بسیاری از دانشجویان ایرانی پس از اتمام تحصیلات عالی، بهدلیل جذابیت بازار کار و زیرساختهای علمی، در کشور مقصد ماندگار شدهاند. این روند در ادبیات توسعه با عنوان «فرار مغزها» شناخته میشود، اما رویکردهای جدیدتر از مفاهیمی مانند «گردش مغزها» و «دیاسپورای دانشی» استفاده میکنند.
۱-۲- نظریههای اقتصادی مرتبط با مهاجرت
نظریههای متعددی برای تبیین مهاجرت وجود دارد. نظریه نئوکلاسیک مهاجرت، تفاوت دستمزد و فرصتهای شغلی را عامل اصلی مهاجرت میداند. بر اساس این نظریه، نیروی کار از کشورهایی با دستمزد پایین به کشورهایی با دستمزد بالا حرکت میکند. در مقابل، نظریه بازار کار دوگانه تأکید میکند که کشورهای توسعهیافته به نیروی کار مهاجر برای پر کردن شکافهای ساختاری بازار کار خود نیاز دارند.
نظریه شبکههای مهاجرتی نیز نقش پیوندهای اجتماعی، قومی و حرفهای را در تداوم جریان مهاجرت برجسته میکند. در مورد ایرانیان آمریکا، شکلگیری شبکههای قوی علمی و اقتصادی، نقش مهمی در موفقیت اقتصادی نسلهای بعدی مهاجران داشته است.
۱-۳- مهاجرت ایرانیان به آمریکا: مرور تاریخی
مهاجرت ایرانیان به آمریکا را میتوان به چند موج اصلی تقسیم کرد. موج نخست در دهههای 1960 و 1970 میلادی، عمدتاً شامل دانشجویان و متخصصان بود. موج دوم پس از انقلاب اسلامی 1357 شکل گرفت و ترکیبی از مهاجرت سیاسی، اقتصادی و تحصیلی را دربر میگرفت. موجهای بعدی بیشتر ماهیت تحصیلی و حرفهای داشتند و به تدریج باعث افزایش سطح تخصص و نفوذ اقتصادی جامعه ایرانی در آمریکا شدند (Ansari, 2017).
بر اساس دادههای اداره سرشماری آمریکا، ایرانیان مقیم این کشور از نظر سطح تحصیلات، در زمره بالاترین گروههای مهاجر قرار دارند و سهم قابل توجهی از آنها دارای مدارک تحصیلات تکمیلی هستند (U.S. Census Bureau, 2022).
فصل دوم: نقش و جایگاه اقتصادی مهاجران ایرانی در ایالات متحده آمریکا
۲-۱- ویژگیهای جمعیتشناختی و سرمایه انسانی
جامعه مهاجران ایرانی در ایالات متحده از نظر شاخصهای سرمایه انسانی در میان جوامع مهاجر جایگاه ممتازی دارد. سطح بالای تحصیلات دانشگاهی، تمرکز در رشتههای فنی–مهندسی، پزشکی، علوم پایه، مدیریت و علوم رایانه باعث شده است که ایرانیان سهمی فراتر از متوسط مهاجران در اقتصاد دانشبنیان آمریکا داشته باشند (Migration Policy Institute, 2021). دادههای آماری نشان میدهد نسبت دارندگان مدرک کارشناسی ارشد و دکتری در میان ایرانیان مقیم آمریکا بهطور معناداری بالاتر از میانگین ملی است (U.S. Census Bureau, 2022).
۲-۲- مشارکت در بازار کار و بخشهای کلیدی اقتصاد
ایرانیان مهاجر در آمریکا عمدتاً در بخشهایی فعالیت میکنند که ارزش افزوده بالایی دارند. حضور گسترده در حوزههای فناوری اطلاعات، مهندسی نرمافزار، صنایع پیشرفته، پزشکی و خدمات سلامت، آموزش عالی و مدیریت کسبوکار از شاخصههای اصلی این جامعه است. این تمرکز حرفهای موجب شده است که سهم ایرانیان در تولید ناخالص داخلی، نوآوری و ارتقای بهرهوری نیروی کار بیش از وزن جمعیتی آنان باشد.
در بخش پزشکی، شمار قابل توجهی از پزشکان، جراحان و متخصصان ایرانی در بیمارستانها و مراکز تحقیقاتی آمریکا مشغول فعالیت هستند. در حوزه فناوری نیز، ایرانیان در شرکتهای بزرگ فناوری و همچنین در اکوسیستم استارتاپی سیلیکونولی نقش فعالی ایفا کردهاند. این حضور نهتنها به اشتغالزایی مستقیم منجر شده، بلکه به انتقال دانش و شکلگیری شبکههای حرفهای گسترده انجامیده است.
۲-۳- کارآفرینی، نوآوری و بنگاهداری
یکی از برجستهترین ابعاد نقش اقتصادی مهاجران ایرانی، فعالیتهای کارآفرینانه آنان است. مطالعات متعددی نشان میدهد که نرخ خوداشتغالی و تأسیس کسبوکار در میان ایرانیان آمریکا بالاتر از میانگین بسیاری از گروههای مهاجر است. این کسبوکارها از شرکتهای کوچک خانوادگی تا بنگاههای بزرگ فناورانه و بینالمللی را دربرمیگیرد.
کارآفرینی ایرانیان اغلب مبتنی بر نوآوری، دانش فنی و مدیریت حرفهای است. این ویژگی موجب شده است که برخی شرکتهای تأسیسشده توسط ایرانیان به بازیگران مهم بازارهای فناوری، سلامت و خدمات حرفهای تبدیل شوند. از منظر اقتصاد سیاسی، این توان کارآفرینانه نوعی قدرت نرم اقتصادی برای جامعه ایرانی در سطح بینالمللی ایجاد کرده است.
۲-۴- درآمد، سرمایه و الگوهای انباشت اقتصادی
سطح درآمد مهاجران ایرانی در آمریکا بهطور متوسط بالاتر از میانگین ملی گزارش شده است. این درآمد بالا امکان انباشت سرمایه، سرمایهگذاری در بخشهای مختلف اقتصادی و مشارکت در بازارهای مالی را فراهم میکند. بخشی از این سرمایه بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم به ایران منتقل میشود و بخشی دیگر در قالب شبکههای اقتصادی فراملی قابل بهرهبرداری است.
ارسال حوالههای مالی، سرمایهگذاری در پروژههای خانوادگی و حمایت از فعالیتهای اقتصادی ایرانیان داخل کشور، از جمله مسیرهای اثرگذاری اقتصادی دیاسپورای ایرانی است. هرچند محدودیتهای حقوقی و تحریمی موانعی در این مسیر ایجاد کردهاند، اما تجربه نشان میدهد که ظرفیتهای غیررسمی و شبکهای همچنان فعال باقی ماندهاند.
۲-۵- نقش در تولید علم، فناوری و اقتصاد دانشبنیان
ایرانیان مهاجر سهم قابل توجهی در تولید علم، ثبت اختراعات و توسعه فناوری در آمریکا دارند. حضور در دانشگاههای طراز اول، مراکز تحقیقاتی و شرکتهای دانشبنیان باعث شده است که این گروه در مرزهای دانش جهانی نقشآفرینی کنند. از منظر توسعه ملی، این ظرفیت میتواند در صورت طراحی سازوکارهای مناسب، به انتقال فناوری، همکاریهای علمی و شکلگیری پروژههای مشترک منجر شود.
۲-۶- تحلیل تطبیقی: ایرانیان در مقایسه با سایر جوامع مهاجر
در مقایسه با بسیاری از جوامع مهاجر، ایرانیان از نظر شاخصهایی مانند تحصیلات، درآمد، موقعیت شغلی و مشارکت در بخشهای پیشرفته اقتصادی وضعیت بهتری دارند. این تفاوت نهتنها ناشی از ویژگیهای فرهنگی و آموزشی پیش از مهاجرت است، بلکه نتیجه راهبردهای انطباقی، شبکهسازی حرفهای و تأکید بر پیشرفت علمی نیز محسوب میشود.
فصل سوم: فرصتها، چالشها و سیاستهای پیشنهادی
۳-۱- دیاسپورای ایرانی بهعنوان سرمایه راهبردی
از منظر توسعه ملی، جامعه مهاجران ایرانی در آمریکا صرفاً یک جمعیت خارج از مرزها نیست، بلکه بخشی از سرمایه انسانی و اجتماعی ایران در مقیاس فراملی بهشمار میآید. تفکر جمهوری اسلامی با تأکید بر استقلال، پیشرفت درونزا و تعامل هوشمندانه با جهان، امکان بازتعریف رابطه با دیاسپورای ایرانی را فراهم میکند. در این چارچوب، مهاجران میتوانند بهعنوان واسطههای انتقال دانش، فناوری، تجربه مدیریتی و شبکههای اقتصادی ایفای نقش کنند.
۳-۲- فرصتهای اقتصادی بالقوه برای ایران
یکی از مهمترین فرصتها، انتقال دانش و فناوری از طریق همکاریهای علمی، پروژههای مشترک تحقیقاتی و مشارکت در شرکتهای دانشبنیان است. بسیاری از متخصصان ایرانی مقیم آمریکا در حوزههایی فعالیت میکنند که برای آینده اقتصادی ایران حیاتی است؛ از جمله فناوری اطلاعات، زیستفناوری، انرژیهای نو و پزشکی پیشرفته.
فرصت دیگر، جذب سرمایههای خرد و کلان دیاسپورای ایرانی است. حتی در شرایط محدودیتهای بینالمللی، طراحی سازوکارهای شفاف، امن و مبتنی بر اعتماد میتواند زمینه مشارکت اقتصادی ایرانیان خارج از کشور را فراهم آورد. این مشارکت میتواند به شکل سرمایهگذاری در تولید، حمایت از استارتاپها و توسعه زیرساختهای اقتصادی نمود یابد.
۳-۳- دیپلماسی اقتصادی و شبکهسازی فراملی
دیپلماسی اقتصادی یکی از ابزارهای مهم جمهوری اسلامی برای بهرهگیری از ظرفیتهای خارج از کشور است. مهاجران ایرانی با دسترسی به بازارها، نهادهای اقتصادی و شبکههای حرفهای آمریکا میتوانند بهعنوان پل ارتباطی میان اقتصاد ایران و اقتصاد جهانی عمل کنند. این نقش، بهویژه در حوزه صادرات خدمات فنی و مهندسی، فناوری و محصولات دانشبنیان اهمیت دوچندان دارد.
شبکهسازی فراملی میان نخبگان ایرانی داخل و خارج کشور میتواند به همافزایی ظرفیتها و کاهش آثار منفی مهاجرت منجر شود. این شبکهها در صورت حمایت نهادی، قادر خواهند بود پروژههای مشترک اقتصادی و علمی را ساماندهی کنند.
۳-۴- چالشها و محدودیتها
با وجود فرصتهای متعدد، چالشهای جدی نیز وجود دارد. تحریمهای اقتصادی، محدودیتهای بانکی، بیاعتمادی متقابل و فقدان چارچوبهای حقوقی شفاف از جمله موانع اصلی بهرهبرداری از ظرفیت مهاجران ایرانی است. همچنین، شکاف گفتمانی و ذهنی میان بخشی از دیاسپورا و ساختارهای رسمی کشور، فرآیند همکاری را پیچیدهتر میکند.
در این میان، غلبه نگاه صرفاً امنیتی یا سیاسی بر موضوع مهاجرت میتواند فرصتهای اقتصادی را تضعیف کند. رویکرد متوازن و عقلانی که هم منافع ملی و هم کرامت و نقشآفرینی مهاجران را بهرسمیت بشناسد، شرط لازم برای موفقیت سیاستهاست.
نتیجه
تحلیلهای ارائهشده در این مقاله نشان میدهد که مهاجران ایرانی در ایالات متحده آمریکا نهفقط یک گروه جمعیتی مهاجر، بلکه بخشی از سرمایه انسانی و اقتصادی با اهمیت بالا هستند که در حوزههای مختلف بازار کار، کارآفرینی، فناوری و نوآوری نقش برجستهای ایفا میکنند. جامعه ایرانی–آمریکایی بهواسطه سطح بالای تحصیلات، مشارکت قابل توجه در مشاغل حرفهای و مدیریتی و نرخ بالای مالکیت کسبوکار، سهم قابل توجهی در اقتصاد کشور میزبان داشته است. مطابق دادههای سرشماری آمریکا و تحلیل Migration Policy Institute، ایرانیان مقیم آمریکا دارای میانگین درآمد خانوار بالاتر از جمعیت بومی و سایر مهاجران هستند و سهم آنها در مشاغل مدیریت و حرفهای چشمگیر است.
از منظر اشتغال و مشارکت اقتصادی، بیش از نیمی از ایرانیان مهاجر در مشاغل حرفهای، علمی و مدیریتی مشغول بهکار هستند که این سطح مشارکت منجر به کارآفرینی و تولید ارزش افزوده اقتصادی میشود. مطالعات SBA نشان دادهاند که نرخ مالکیت کسبوکار در میان ایرانیان مهاجر در آمریکا بالاتر از میانگین کلی مهاجران بوده و این کسبوکارها سالانه میلیاردها دلار درآمد خالص ایجاد میکنند.
علاوه بر این، جامعه ایرانی–آمریکایی شاخصهای اقتصادی پایدار دارد؛ آسیای متوسط خانوارها بیش از ۴۹ درصد بالای ۱۰۰ هزار دلار درآمد داشته و این سطح درآمد نشاندهنده نقش مؤثر این جامعه در پویایی اقتصاد محلی و مصرفی آمریکا است.
با وجود فرصتهای اقتصادی بالقوه، چالشها و موانع ساختاری نیز وجود دارد. مهمترین آنها شامل محدودیتهای ناشی از تحریمها و نظام بانکی بینالمللی، مشکلات حقوقی در انتقال سرمایه، و نبود چارچوبهای رسمی برای بهرهگیری از دیاسپورای ایرانی در پروژههای توسعه اقتصادی کشور است. این موانع باعث شده تا بخش مهمی از پتانسیل مهاجران ایرانی برای همکاریهای اقتصادی با ایران بهطور کامل آزاد نشود.
در چارچوب تفکر جمهوری اسلامی که بر استفاده از ظرفیتهای درونزا، پیشرفت علمی و استقلال اقتصادی تأکید دارد، میتوان مهاجران ایرانی را یک منبع استراتژیک برای توسعه ملی دانست؛ مشروط بر اینکه سیاستگذاریهای اقتصادی مبتنی بر تقویت ارتباطات علمی، تسهیل سرمایهگذاریهای بازگشتی، و ایجاد ابزارهای رسمی برای همکاری پروژهای تدوین شود. این چارچوب میتواند به فاصله گرفتن از نگاه صرفاً امنیتی در مواجهه با مهاجرت کمک کند و جای آن را با رویکردی علمی–اقتصادی و توسعهمحور عوض نماید.
در مجموع، مهاجرت ایرانیان به آمریکا همچنان یک فرصت رشد اقتصادی بالقوه برای ایران است، مشروط بر اینکه نهادهای سیاستگذار داخلی بتوانند با طراحی سازوکارهای حقوقی، تشویقی و سازنده، از پتانسیل بالای سرمایه انسانی، شبکههای کارآفرینی و دانش فنی آنها برای توسعه اقتصادی کشور بهره ببرند بدون اینکه استقلال و منافع ملی خدشهدار شود.
منابع
- Ansari, A. M. (2017). Iran, Islam, and democracy: The politics of managing change (2nd ed.). Routledge. https://www.routledge.com/Iran-Islam-and-Democracy-The-Politics-of-Managing-Change/Ansari/p/book/9781138215670
2. Castles, S., de Haas, H., & Miller, M. J. (2014). The age of migration: International population movements in the modern world (5th ed.). Palgrave Macmillan.
https://link.springer.com/book/10.1007/978-1-137-55254-1
3. Migration Policy Institute. (2020). Spotlight on the Iranian foreign-born population. https://www.migrationpolicy.org/article/spotlight-iranian-foreign-born
4. Migration Policy Institute. (2021). Iranian immigrants in the United States. https://www.migrationpolicy.org/article/iranian-immigrants-united-states
5. Portes, A., & Rumbaut, R. G. (2014). Immigrant America: A portrait (4th ed.). University of California Press. https://www.ucpress.edu/book/9780520279455/immigrant-america
6. Saxenian, A. (2002). Silicon Valley’s new immigrant entrepreneurs. Public Policy Institute of California. https://www.ppic.org/publication/silicon-valleys-new-immigrant-entrepreneurs/
7. U.S. Census Bureau. (2022). American Community Survey (ACS): Iranian ancestry data. https://www.census.gov/programs-surveys/ac
8. World Bank. (2023). Migration and development brief. https://www.worldbank.org/en/topic/migrationremittancesdiasporaissues