آذر ۸, ۱۴۰۰ – ۱۱:۳۶ ق.ظ |

 استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسائل بین الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلحIPSC-

در ماه های اخیر رویکردهای سیاست خارجی امارات با تغییراتی روبرو بوده است. گفتگوی زیر با دکتر مظاهری برای بررسی بیشتر اهداف و نوع …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

مشکلات دولت مداری در یمن: چالشهای پیش رو

نگارش در بهمن ۱۳, ۱۳۸۹ – ۴:۵۴ ق.ظ
مشکلات دولت مداری در یمن: چالشهای پیش رو
Share

مهدی جوکار

مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

شرح رویداد:

سرزمین یمن پیشینه ای سه هزار ساله دارد و در طول تاریخ با توجه به این که در بخش تجارت به عنوان حلقه ارتباطی میان هندوستان، چین، آفریقا و مدیترانه بود، یکی از ثروتمندترین مناطق دنیای قدیم به شمار می رفت.در هزاره قبل از ظهور مسیح، در شبه جزیره عربستان، سه مرکز تمدن وجود داشت که مهمترین و آبادترین آنها در یمن بود. (امیر دهی:1388. 118)

یمن در جنوب شبه جزیره عربستان قرار دارد و از شمال با عربستان و از شرق و جنوب شرقی با کشور عمان همسایه است. این کشور از نظر استرتژیکی دارای اهمیت ویژه ای است، زیرا یمن جنوبی در بخش شمال غربی و شمال شرقی تنگه “باب المندب” قرار گرفته و این تنگه بین دریای سرخ و اقیانوس هند واقع شده است و نزدیکترین آبراه بین شرق و غرب می باشد.(میررضوی،احمدی لفورکی.399.1383)

بیشتر مردم یمن پس از اسلام از طرفداران آل علی، که قائل به امامت زید هستند، بودند و به همین دلیل آنها را زیدیه می نامند. شیعیان زیدی توانستند حکومت را تحت لوای امامت، در مناطق یمن شمالی و قسمت هایی از یمن جنوبی در دست بگیرند که این امر تا سال 1962 که حکومت امامت به وسیله کودتای عبدالله سلال ساقط شد، ادامه داشت. امپراتوری عثمانی نیز از قرن 16 تا اوایل قرن 20 بر برخی از شهرهای یمن تسلط داشت. همچنین بریتانیا از قرن 19، در جنوب بر عدن، تسلط پیدا کرد.

بعد از سقوط امامت در 1962 و روی کارآمدن جمهوری یمن و همچنین، استقلال یمن جنوبی از بریتانیا در 1967، یمن به دو کشور یمن شمالی و یمن جنوبی تقسیم شد.که یمن شمالی بر پایه ی نظام جمهوری و طرفدار غرب و یمن جنوبی بر پایه ی نظام سوسیالیستی و طرفدار شوروی بود. دو کشور در نهایت در 22 مه 1990 به اتحاد رسیدند. اما در سال 1994 یمن جنوبی با رهبری علی سالم البیض اعلام استقلال کرد که بعد از چند ماه درگیری بین دو یمن، بالاخره یمن شمالی بر جدایی طلبان جنوبی غلبه پیدا کرد و بنابراین البیض و بقیه ی فرماندهان جنوبی به کشورهای اطراف فرار کردند.

مطابق با قانون اساسی که بعد از اتحاد تدوین شد، حکومت یمن باید بر اساس اصول دموکراتیک به اداره جامعه بپردازد، در نتیجه در این نظام،حق تشکیل حزب به گروهها داده شد(طبق ماده 58 قانون اساسی)، نظام تفکیک قوا در یمن شکل گرفت و سه قوه مقننه،اجرایی و قضایی جدا از هم به ایفای نقششان می پردازند و قانون حاکم بر آن ها است،  و همچنین ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس طبق رای مستقیم مردم انتخاب می شوند.

اما می توان ادعا کرد که به دلیل وجود فقر و بی سوادی گسترده در بین مردم، نفوذ قبایل که محدوده اقتدار دولت را در بخش وسیعی از کشور محکوم می کند، شهروندان مسلح، گسترش پایگاه های القاعده و به تبع آن گسترش ناامنی، و درگیری های میان دولت و مبارزان الحوثی و جدایی طلبان جنوب، دولت یمن نتوانسته است گام های اساسی را در راستای بهبود وضعیت حقوق سیاسی و آزادی های مدنی و به تبع آن، رشد و توسعه یمن بردارد. در این گزارش سعی می شود به مهمترین مشکلات دولت مداری در یمن به صورت خلاصه پرداخته شود و نمایی کلی از مشکلات کشور یمن ارائه گردد و در گزارشات آتی به صورت سلسله وار به هر کدام از آنها به صورت مفصل پرداخته  خواهد شد.بنابراین در بخش تحلیل رویداد، این مشکلات را در چند عنوان کلی به صورت زیر  مطرح خواهیم کرد.

تحلیل رویدادها:

1-وجود شبه نظامیان الحوثی در شمال:

مردم استان شمالى صعده که داراى مذهب زیدى (شیعه سه امامى) هستند، مدتى است، به دلیل بى توجهى دولت و تحت فشار قراردادن آنها ( از لحاظ سیاسى، اقتصادى و اجتماعى) به رهبرى گروه الحوثى دست به شورش زده اند. تاریخچه این شورش ها و ناآرامى ها به سال 2004 میلادى برمى گردد. گروه الحوثى از طرفداران «عبدالمالک الحوثى» است. عبدالمالک چند سال پیش، پس از این که برادرش (حسین) به دست نیروهاى نظامى دولت یمن کشته شد جانشین وى گردید. شورش هاى صورت گرفته در چند سال گذشته در استان صعده به رهبرى این گروه بوده است. فشارهاى سیاسى و اجتماعى دولت یمن بر مردم استان صعده که منجر به سیاست هاى سرکوب گرایانه این دولت شده است، باعث شده گروه الحوثى به خون خواهى مردم این استان برخیزند.

تاکنون شش جنگ میان دولت یمن و حوثی ها به وقوع پیوسته است که آخرین جنگ آنها در 11 فوریه سال 2010 با میانجیگری قطر و دیگر کشورها به پایان رسید. طی این درگیری ها صدها هزار نفر کشته و آواره شده اند و میلیاردها دلار به این کشور فقیر خسارت وارد گردیده است.

2-جدایی طلبان جنوب:

پس از اتحاد دو یمن در سال 1990، شورش هایی از ناحیه قبایل بر ضد این اتحاد شکل گرفت که عربستان نیز نقش زیادی در این شورش ها و تحریک قبایل داشت. علاوه بر این، وجود اختلافات بین شمال و جنوب یمن، نیز در جهت واگرایی عمل می کرد.شمال از نظر اجتماعی دارای ساختار قبیله ای، از نظر اقتصادی بر پایه ی کشاورزی، و کمتر صنعتی و بسیار فقیر است. در حالیکه جنوب از نظر شهرنشینی در درجه بالاتری قرار دارد و بیش از شمال، صنعتی است. همچنین با کشف نفت در جنوب، این قسمت نسبت به شمال ثروتمندتر شده است.

از سوی دیگر، بعد از اعلام وحدت یمن، به تدریج بین صالح و البیض اختلاف بروز کرد. البیض رهبر حزب سوسیالیست یمن که قبلا در یمن جنوبی قدرت سیاسی را در دست داشت، احساس می کرد که به طور کامل در حاکمیت نقش ندارد. در زمینه مسایل اقتصادی نیز البیض با سیاست های صالح مخالف بود و معتقد بود که این سیاست ها منجر به افزایش بیکاری و تورم در کشور می شود. افزون بر آن، البیض، رادیکال و طرفدار نهادهای مدرن در امور حکومت بود در حالیکه صالح، سنت گرا و از چیرگی نهادهای پدر سالار و قبیله ای حمایت می کرد.(جعفری ولدانی:61.1387)

هرچند برای حل و فصل این اختلافات کنفرانسی در امان، پایتخت اردن برگزار شد، اما البیض چند روز بعد از کنفرانس به درگیری های نظامی با دولت پرداخت و در 21 مه 1994 استقلال جمهوری دموکراتیک یمن را اعلام کرد که در نهایت این درگیریها با پیروزی نیروهای شمال بر جنوب به پایان رسید و البیض و یارانش مجبور به فرار از کشور شدند. اما به دلیل سیاست های غلط صالح و تبعیضات نسبت به یمن جنوبی، این کشمکش ها کماکان، هرچند به صورت محدود، ادامه دارد و در ماههای اخیر شکل گسترده تری به خود گرفته است. و دولت یمن را با مشکلات زیادی روبرو ساخته است.

3-وجود پایگاههای القاعده:

یکی دیگر از مسائلی که دولت یمن را با مشکل مواجه ساخته است، حضور گسترده القاعده در یمن می باشد که خسارات زیادی را به منافع یمن وارد کرده و به گسترش رادیکالیسم در این کشور انجامیده و باعث دخالت آمریکا و دیگر کشورها در این کشور شده است. پس از حملات سرکوب گرایانه هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی علیه نیروهای القاعده  در پاکستان و در استان وزیرستان این کشور، همچنین سرکوب آنها در افغانستان و عراق و تحت فشار قرار گرفتن آنها در عربستان توسط نیروهای امنیتی این کشور به خصوص بعد از سوء قصد نافرجام به جان شاهزاده نایف، نیروهای القاعده یمن را مکان مناسبی برای فعالیت های خود یافتند. در مارچ 2009، یک بمب گذار وابسته به القاعده طی یک عملیات انتحاری 4 توریست که تبعه کره جنوبی بودند را در شهر جنوبی شیبام کشت. همچنین عملیات های متعدد دیگری را علیه نیروهای خارجی در یمن و نیروهای یمنی انجام دادند. بخصوص بعد از بمب گذاری ناموفق بمب گذار نیجریه ای در هواپیمایی دیترویت آمریکا و اعتراف به اینکه تحت تعلیم القاعده یمن بوده است و همچنین کشف بسته های پستی حامل مواد منفجره در پروازهای دبی و انگلیس به مقصد آمریکا که از یمن پست شده بود، آمریکا و دولت های غربی توجه شان به مأمن جدید القاعده جلب شد و علی عبدالله صالح تحت فشار شدیدی قرار گرفت که به فعالیت های خود علیه  نیروهای القاعده گسترش دهد.آمریکا نیز با هواپیماهای بدون سرنشین خود، در این امر به دولت یمن کمک می کند.

4-فقر اقتصادی و مشکلات اجتماعی:

یمن فقیرترین کشور شبه جزیره عربستان است که مردم آن از فقر و بیکاری و تورم در رنج هستند. این کشور از لحاظ منابع نفت و گاز نسبت به سایر کشورهای شبه جزیره عربستان یکی از فقیرترین آنها است و چاههای نفت آن نیز رو به اتمام می باشند. پایه اصلی اقتصاد آن کشاورزی است . جنگ های خانمان سوز چه در شمال و چه در جنوب، اقتصاد این کشور را هرچه بیشتر تضعیف کرده است و فقر و بیکاری مردم، افزایش یافته است.به همین دلیل مشروعیت دولت عبدالله صالح به شدت کم شده است بطوریکه جدایی طلبان جنوب یکی از دلایل اصلی جدایی طلبی خود را فقر گسترده و عدم توانایی دولت در حل این مشکل می دانند.

فساد در یمن یک مسئله همه گیر است. علیرغم تلاشهای اخیر دولت در امر مبارزه با فساد، یمن فاقد اقتدار لازم در این امر می باشد. یمن طبق آمارهای” internashnal s 2009 corruption perceptions hndex ” رتبه 154 را در میان 180 کشور داشته است.

همچنین بحرانهای اجتماعی نیز گریبانگیر دولت یمن شده است. در این کشور بیش از دو برابر جمعیت آن، اسلحه دست مردم است که این امر خشونت را در این کشور گسترش داده است. در مسائل زنان نیز وضعیت  اسفباری وجود دارد. زنان با تبعیضات فراگیری در زندگی خانوادگی و اجتماعی مواجه هستند. یک زن باید رضایت شوهرش و یا پدرش را برای هر کاری به دست آورد. نگاه به زن در جامعه یمن نگاهی مردسالار است.زنان در یمن به عنوان اعضای که سربار خانواده هستند و وظیفه شوهرداری و به دنبا آوردن بچه و تربیت فرزندان را بر عهده دارند، نگریسته  می شوند. زنان در امور سیاسی از حقوق بسیار محدودی برخوردارند و فقط یک نماینده زن در پارلمان یمن حضور دارد که این نشان دهنده وضعیت آنها در مشارکت در امور سیاسی می باشد. در این شرایط هزاران مهاجر نیز به دلیل فقر و جنگ به دنبال پیدا کردن مکان مناسبی برای زندگی از شاخ آفریقا به صورت غیر قانونی هر ساله به یمن مهاجرت می کنند، و در آنجا به انواع جرم ها از جمله دزدی، قتل و غارت می پردازند.

5-قبیله گرایی:

جامعه یمن قبیله ای-سنتی است که الگوهای رفتاری مردم بشدت از بافت قبیله ای آن متاثر می باشد.قبیله ها در یمن نقش تاثیر گذاری در ساختار سیاسی قدرت دارند به طوری که آنها همیشه یکی از نیروهای مقاومت در مقابل هجوم خارجی بوده اند مانند مقاومت قبایل در برابر استعمار انگلیس.از طرفی نیز، این قبایل بعنوان یکی از ابزارهای نفوذ دیگر کشورها می شوند همانند عربستان که  دارای روابط سنتی و دیرینه ای با قبایل یمن است و روابط این کشور با دو قبیله بزرگ “حاشد” و “بکیل” به قدری نزدیک است که دولت صنعا اغلب ناگزیر بوده است که برای مذاکره با آنها از طزیق مساعی جمیله ریاض اقدام کند. عربستان به این قبایل کمک های مالی و تسلیحاتی می کند.(جعفری ولدانی:44.1388). همچنین تسلط عرفهای قبیله ای بر ساختار جامعه باعث شکل گیری منازعات درون قومی و بین قبیله ای می شود. بطوریکه معمولا وقتی در پی اختلافات قبیله ای بر سر یک قطعه زمین یا درباره یک مسئله اجتماعی یا تجاری و غیره و یا حتی به علت اختلافات شخصی کسی کشته می شود، گرداب قتل های قبیله ای به راه می افتد. برخی از بزرگان قبایل این مسئله را ناشی از عدم حاکمیت قانون، ضعف دادگستری و حاکمیت عرفهای قبیله ای می دانند.(ادیب: ترجمان سیاسی19.1380) این وضعیت باعث کاهش اقتدار دولت در سطح ملی و نفوذ سران قبایل در ساختار سیاسی شده است.

دورنما:

با توجه به شرایط و عوامل ذکر شده می توان گفت که دولت یمن در وضعیت بسیار نامساعدی قرار دارد که در صورت ادامه این وضعیت احتمال سقوط دولت و تجزیه یمن وجود دارد. به ویژه اینکه نیروهای جدایی طلب یمن جنوبی در حال حاضر به شدت فعال شده اند و شورشها و درگیری های زیادی بر علیه حکومت مرکزی توسط آنها در جنوب شکل گرفته که اغلب توسط دولت سرکوب شده اند ولی دولت مجبور شده است که امتیازاتی نیز به آنها بدهد ازجمله اینکه برخی از سران آنها که بوسیله دولت دستگیر شده بودند، آزاد شدند. وجود القاعده و ناراضیان حوثی نیز باعث دخالت گسترده دیگر کشورها از جمله: آمریکا و عربستان در خاک یمن شده است که در بلند مدت حاکمیت یمن را خدشه دار خواهد ساخت.

با توجه به عوامل ذکر شده سعی خواهیم کرد تا در گزارشات آتی، این مشکلات بصورت سلسله وار و تک به تک به طور مفصل بررسی و تحیل شوند و در پایان در صورت امکان راهکارهایی برای برون رفت از این وضعیت ارائه خواهیم داد.

منابع:

کتاب ها:

1-جعفری ولدانی.اصغر(1387). ژئوپلتیک جدید دریای سرخ و خلیج فارس، چاپ سوم، تهران. مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه

2-میررضوی،فیروزه.احمدی لفورکی،بهزاد(1383). راهنمای منطقه و کشورهای حوزه خلیج فارس، چاپ اول. تهران. موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران

مقالات:

1-    جعفری ولدانی اصغر.”عربستان و رویای تسلط بر یمن”. رهیافت های سیاسی بین المللی، ش  ، سال1388

2-     رامیردهی،ع.ر، “یمن از تمدن کهن تا صنعا و عدن”. اندیشه تقریب، ش 21، سال ششم

3-     حمود منصر، ” یمن، عرصه منازعات قبیله”، مترجم م. ادیب، ترجمان سیاسی، ش 30، سال 80

سایت ها:

1-http://www.freedomhouse.org/template.cfm?page=22&year=2010&country=7950>

سایر منابع:

www.al-shorfa.com

www.foriegnaffairs.com

www.foriegnpolicy.com

Share