November 27, 2022 – 9:03 pm | Comments Off on جهان اسلام در سده معاصر

سید سلمان صفوی
مرکز بین المللی مطالعات صلح
 
مقدمه
«من که بوالفضلم کتاب بسیار فرونگریسته‌ام خاصه اخبار و ازان التقاط‌ها کرده؛ در میانه این تاریخ چنین سخن‌ها از برای آن آرم تا خفتگان و به دنیا فریفته‌شدگان، بیدار …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » ايران, خلیج فارس, مقالات, مقالات تحلیلی

فرصت ها و بایدهای موجود در مذاکرات هسته ای آینده

نگارش در July 11, 2013 – 1:23 am
فرصت ها و بایدهای موجود در مذاکرات هسته ای آینده
Share

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

طهمورث غلامی

بیان رخداد

کشورهای غربی و ایالات متحده آمریکا در یک سال منتهی به انتخابات ایران تمایلی به انجام مذاکرات جدی هسته ای با ایران نداشتند. یکی از دلایل این امر این بود که آنها می خواستند با توجه به نتایج انتخابات ایران، نوع نگاه مردم و دولت مردان به مسئله ی هسته ای کشورشان را بسنجند و بر مبنای آن به تصمیم گیری بپردازند. به این خاطر که، با توجه به تغییر سیاست های هسته ای ایران در اثر تغییر دولت در سال 1384، آنها اطمینان نداشتند که مذاکره و نتایج ناشی از آن با دولت حاکم فعلی مورد قبول دولت بعدی ایران باشد. از این رو آنها انتخابات ریاست جمهوری در ایران را به عنوان معیاری برای ارزیابی و رصد کردن شرایط داخلی ایران نسبت به مسئله ی هسته ای مد نظر داشته اند. واقعیت آن است که این گونه هم شد، زیرا اولاً رئیس جمهور منتخب به صراحت از احیای تعامل سازنده با جهان و دفاع از مذاکرات هسته ای خود در گذشته و نقد مذاکرات هسته ای در دولت نهم و دهم سخن گفت، ثانیاً با توجه به انتخاب آقای روحانی توسط مردم می توان گفت مردم سیاست های هسته ای دوران آقای روحانی را به سیاست های هشت سال گذشته ترجیح دادند. زیرا در جریان انتخابات، نیروهای سیاسی وجود داشتند که بر تداوم سیاست های هسته ای گذشته اصرار داشتند، ولی با مقبولیت و انتخاب مردم مواجه نشدند. و نکته سوم این که در مناظره های سیاسی، سیاست هسته ای دولت فعلی با محوریت آقای جلیلی مورد انتقاد جریان اصولگرا و مشخصاً آقای علی اکبر ولایتی قرار گرفت. مجموعه ی این تحولات چند پیام جدی را به کشورهای 1+5 در ارتباط با مسئله ی ایران انتقال داد. اول این که مردم از سیاست های هسته ای دوران آقای روحانی که مبتنی بر مذاکرات منتهی به نتیجه بود، استقبال کردند و نارضایتی خود را از سیاست های موجود ابراز داشتند. دوم این که ضرورت مذاکره به منظور حل مسئله ی هسته ای، دغدغه ی همه جریان های سیاسی در ایران و از جمله جریان اصولگرا بود. دولت های غربی به خوبی این پیام ها را دریافت کردند و از این رو می توان گفت شرایط مناسبی در گام اول برای مذاکرات هسته ای ایران در آینده فراهم شده است. بدون شک این که جناب آقای دکتر حسن روحانی مذاکرات هسته ای ایران از سال 1382 تا 1384 را به عهده داشت، به صورت جدی مورد توجه دولت های اروپایی قرار خواهد گرفت و می توان گفت که حتی دولت های فعلی انگلستان، فرانسه و آلمان از وزرای سابق خارجی خود که در جریان مذاکرات هسته ای زمان آقای روحانی درگیر بوده اند، اعلام نظر کرده اند. هر چند این شرایط اولیه فرصت مناسبی می باشد، اما به نظر می رسد در مذاکرات آتی باید در درجه ی اول تلاش کرد که اجماع موجود میان کشورهای 1+5 علیه جمهوری اسلامی شکسته شود. این نوشتار به دنبال بررسی و چگونگی این امر می باشد.

کلیدواژگان: آقای حسن روحانی، مذاکرات هسته ای، کشورهای 1+5.

تبیین رخداد

در مذاکرات 1+5، در واقع شش کشور ایالات متحده، انگلستان، فرانسه، روسیه، چین و آلمان درگیر هستند و میان آنها در طول سالیان گذشته اجماعی علیه ایران شکل گرفته است. این شش دولت که جزء قدرت های بزرگ دنیا هستند، در ارتباط با نوع نگاه به فعالیت های هسته ای ایران و تهدید خواندن آن به یک نگاه مشترک رسیده اند. شاید بتوان گفت وجود شش قدرت بزرگ که همه ی آنها به صورت هم زمان و با هم در فعالیت های هسته ای ایران درگیر هستند، از این جهت برای کشور ما فرصت و مزیت به حساب می آید که تمایل جدی ایران به مذاکره و حل مسئله ی هسته ای و نشان دادن حسن نیت به این شش کشور خود حداقل گامی در جهت جلوگیری از اعمال فشارهای آینده و به صورت حداکثر شکستن اجماع موجود میان آنها باشد. به عبارت دیگر وقتی برای مثال سه کشور از این شش کشور به این نتیجه برسند که ایران در مذاکرات هسته ای حسن نیت خود را نشان داده است، طبیعی است که در آینده با سه کشور دیگر همراهی کامل را نداشته باشند و این می تواند نقطه ی آغازی بر شکستن اجماع موجود میان آنها باشد. هر چند این شش کشور به طور هم زمان در مذاکرات هسته ای ایران حضور دارند اما وضعیت هر کدام از آنها به گونه ای است که احتمال شکسته شدن اجماع میان آنها وجود دارد که در ادامه به این مسئله پرداخته می شود.

  1. روسیه: روسیه در گذشته به دو دلیل با کشورهای غربی علیه ایران همراه شد. دلیل اول رد پیشنهادات روسیه در جریان مذاکرات هسته ای در ایران و عدم همکاری با این کشور بود که سبب دلخوری روسیه از ایران شد. در آن زمان ایران همکاری با ترکیه و برزیل را به روسیه ترجیح داد. دلیل دوم این بود که در آن زمان بر روسیه مدودوف حاکم بود که گرایشات غرب گرایانه داشت و خود چند مورد فعالیت هسته ای ایران را نگران کننده خواند. اما با به قدرت رسیدن چهره ی نسبتاً مستقل تری مانند پوتین از یک سو و روی کار آمدن شیخ دیپلمات و کارکشته ای مانند حسن روحانی از سوی دیگر، به نظر می رسد که روسیه این پتانسیل و ظرفیت را دارد که در اجماع موجود غرب علیه ایران رخنه ایجاد کند. از این رو در مذاکرات هسته ای آینده همکاری با قدرت بزرگی مانند روسیه باید بر همکاری با کشورهای دیگری که وزن و جایگاه کمتری در نظام بین الملل دارد، ارجحیت داده شود و در این راستا به روسیه نقش داده شود.
  2. فرانسه: فرانسه نیز برخلاف دوران مذاکرات هسته ای زمان آقای روحانی زمانی در همراهی با ایالات متحده حرکت کرد که چهره ی مستقل مانند ژاک شیراک از قدرت کنار رفته بود و سارکوزی به قدرت رسیده بود که کاملاً با سیاست های ایالات متحده همراهی می کرد. امروزه نیز در فرانسه این فرصت وجود دارد که به نفع ایران اقدام کند و اجماع موجود را با چالش مواجه کند. زیرا فرانسو اولاند رئیس جمهور این کشور نیز خواهان حفظ استقلال فرانسه در سیاست خارجی می باشد. از طرفی فرانسه به واسطه ی تحریم های اعمالی علیه ایران، منافع تجاری و اقتصادی زیادی را به ویژه در عرصه ی خودروسازی از دست داده است. از این رو فرانسه از کوچکترین حرکت ایران برای حل مذاکرات هسته ای استقبال می کند. اولاند مطمئناً درباره ی ویژگی ها و روحیات حسن روحانی و تمایل وی به انجام مذاکره و حل مشکلات با غرب از دولت ژاک شیراک و وزیر خارجه وقت آن کسب نظر کرده است. ایران می تواند از فرانسه درخواست نقش میانجی گرایانه و پررنگ تری در حل مسئله ی هسته ای ایران داشته باشد و آمادگی خود را برای همکاری با فرانسه در صنایع نفت و گاز و نیز خودرو سازی که می تواند کمک مهمی به اقتصاد فرانسه و ایران در شرایط فعلی باشد، بکند.
  3. چین: دولت چین اگرچه در سیاست خارجی خود محافظه کار است و کمتر از حق وتوی خود در شورای امنیت استفاده کرده است و همچنین اگر چه به واسطه ی تحریم های موجود علیه ایران از جهت تأمین نفت مورد نیاز دچار برخی مشکلات شده است و نیز به خاطر اجبار ایران به وارد کردن کالاهای چینی به جای پول فروش نفت، از تحریم های موجود سود برده است. ولی چینی ها به شدت از خطرناک تر شدن مسئله ی هسته ای ایران و اقدام نظامی آمریکا علیه ایران و در منطقه ی خلیج فارس نگران هستند و از این رو این آمادگی را دارند که منافع کوتاه مدت فعلی را (سود بردن از تحریم ها)، فدای منافع میان مدت و بلند مدت نکند. چین به خوبی نسبت به این نکته واقف است که اگر مسئله ی هسته ای ایران از طریق نیروی نظامی حل شود، برای مدت زیادی دیگر در ایران هیچ منافع اقتصادی ندارد.
  4. انگلستان: دولت انگلستان همواره همراه و همکار ایالات متحده بوده است و هم اکنون نیز روابط سیاسی ایران و انگلستان در وضعیت بسیار نامناسبی قرار دارد. به نظر می رسد بهبودی در روابط ایران و انگلستان باید جزء اولین اقدامات دولت آقای روحانی باشد. زیرا دور بودن انگلستان از ایران به معنی نزدیکی بیش از حد آن به ایالات متحده خواهد بود. با بهبودی روابط دو کشور، انگلستان می تواند انتقال دهنده و ترجمه کننده ی پیام های ایران برای ایالات متحده باشد.
  5. آلمان: دولت آلمان اگر چه عضو شورای امنیت سازمان ملل نیست ولی به واسطه این که از اعضای مهم اتحادیه ی اروپا و یکی از بزرگترین قدرت های اقتصادی دنیا می باشد، سیاست های این کشور در ارتباط با ایران بسیار اهمیت دارد. همراهی آلمان با ایالات متحده در تحریم های اقتصادی علیه ایران بسیار اثرگذار بوده است. از طرفی تا قبل از تحریم های موجود، آلمان جزء شریک های اول و دوم اقتصادی ایران در اروپا بود و از این رو از روابط اقتصادی با ایران دارای منافع بود. روشن است که این کشور نیز از حل مسائل هسته ای ایران استقبال می کند.
  6. ایالات متحده: جک استراو که در مذاکرات هسته ای سال 1382 تا سال 1384، وزیر خارجه ی انگلستان بود و در مذاکرات با آقای حسن روحانی حضور داشت، در خاطرات خود اصلی ترین دلیل شکست مذاکرات هسته ای را سیاست های سازش ناپذیر و سرسختانه ی جرج بوش می دانست و اعلام کرد که خیلی تلاش می کرد ایالات متحده را راضی کند که در ازای همکاری های موجود با ایران، به جمهوری اسلامی امتیازی اعطا کند. اما دولت آمریکا نه تنها این کار را نکرد، بلکه ایران را جزء محور شرارت نامید و بدین ترتیب طرف ایرانی مذاکرات هسته ای را در موقعیت ضعیفی به لحاظ شرایط داخلی قرار داد.

به نظر می رسد دولت فعلی اوباما ویژگی دولت جرج بوش را نداشته باشد. زیرا برخلاف بوش اوباما همواره خواهان مذاکره با ایران و حل مسئله ی هسته ای از طریق صلح آمیز بوده است و این یک فرصت مهم برای ایران به شمار می آید. هر چند نگارنده به این نکته علم دارد که ایالات متحده در جریان مذاکرات هسته ای آینده قادر است چالش ها و مشکلات جدی را نیز ایجاد کند که در مقاله ای دیگر به آن پرداخته خواهد شد.

دورنمای رخداد

همچنان که در تبلیغات پیش از انتخابات آقای روحانی بیان کردند، در اجماع شکل گرفته موجود علیه ایران، مذاکره کنندگان و دولت مردان ایرانی نیز مقصرند و دارای نقش هستند. زیرا نمی بایست اجازه شکل گیری چنین اجماعی را علیه ایران می دادند. امروزه نیز ایران می تواند با در نظر گرفتن جایگاه مهم هر یک از کشورهای شش گانه،  اجماع موجود را از بین ببرد و به این نکته واقف باشد که همکاری های هسته ای با کشورهایی که در نظام بین الملل دارای دیپلماسی کم اثرتری هستند، در نهایت راه به جایی نخواهد برد.

Share