آذر ۱۸, ۱۴۰۰ – ۱۲:۰۰ ق.ظ |

دکتر مریم خالقی نژاد
 تحلیلگر مسائل خاورمیانه
مرکز بین المللی مطالعات صلح ipsc

عربستان سعودی و ایران رقبای دیرینه، به دنبال حل مسائل متضاد خود و کاهش تنش از طریق گفت و گو به عنوان راه جدیدی برای …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آفریقا, گفتگو

فدرالیسم در لیبی ، گامی در راستای تجزیه -گفتگو با جاوید قربان اوغلی مدیرکل پیشین آفریقای وزارت امور خارجه و کارشناس مسائل آفریقا

نگارش در فروردین ۱, ۱۳۹۱ – ۹:۵۶ ب.ظ
فدرالیسم در لیبی ، گامی در راستای تجزیه -گفتگو با جاوید قربان اوغلی مدیرکل پیشین آفریقای وزارت امور خارجه و کارشناس مسائل آفریقا
Share

فرزاد رمضانی بونش

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

اخیرا نزدیک به سه هزار شخصیت سیاسی و رهبر قبیله‌ ای با تجمع در شهر بنغازی منطقه برقه لیبی را فدرالی اعلام کردند. شخصیت های شرکت کننده در این مراسم شورا را مکلف به اداره امور منطقه و دفاع از حقوق اهالی آن در سایه نهادهای قدرت انتقالی موقت کنونی کردند. لیبی که پس از رسیدن به استقلال در سال 1951 میلادی به عنوان کشوری فدرالی با سه ولایت طرابلس در غرب برقه در شرق و فزان در جنوب غرب بود در سال 1963 با وارد شدن اصلاحاتی در قانون اساسی این کشور نظام فدرالی ملغی شد و با برچیده شدن مناطق فدرالی تحت اداره حکومت مرکزی شدند. اینکه نیز پس از قذافی فدرالیسم مورد توجه بخش خاوری این کشور قراگرفته است. امری که با واکنشهای متعددی همراه بوده است لذا برای بررسی این امر به گفتگویی با جاوید قربان اوغلی کارشناس مسائل شمال آفریقا نشسته ایم:

مرکز بین المللی مطالعات صلح: هواداران جدایی منطقه برقه، با استناد به قانون اساسی مصوب دوران ادریس السنوسی در سال ۱۹۵۱ ؛ فدرالی شدن منطقه مذکور را قانونی و مشروع می دانند. در این حال به نظر شما علل اساسی رویکرد به مساله فدرالیسم در لیبی چیست؟
کسانی که با تحولات لیبی آشنا بودند پیش بینی می کردند چنین تحولاتی پس از سرنگونی قذافی رخ دهد و تمایلات قومی – قبیله ای و.. در صورت سرنگونی قذافی افزایش خواهد یافت. بنابراین عوامل چندی را برای توجه به مساله فدرالیسم می توان مد نظر داشت و اینگونه تمایلات ناشی از چند مساله است:
• نخست فروپاشی دولت مقتدر مرکزی.قدافی با قدرت هژمون خود تمایلات قومی قبیله ای را با ابزار های گوناگون از بین برده و امکان بروز آنها را نمی داد.
• نکته دوم عدم توسعه یافتگی فرهنگی و سیاسی جامعه لیبی است. در دوران 42 ساله حکومت قذافی این کشور توسعه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیافت و اساسا قدرت فائقه قذافی به جز کتاب سبز وی را بر نمی تافت و سیستم سیاسی حاکم به تعبیری تک حزبی و یا بی حزبی بود و هیچ تمایل سیاسی دیگری اجازه بروز و ظهور نمی یافت. لذا به دلیل ایدئولوژی ویژه قذافی وی ترجیح می داد که جامعه لیبی در بافت قبیله ا ی و قومی باقی مانده و مظاهر مدرنیته و توسعه یافتگی مانند مطبوعات آزاد نظام چند حزبی و.. شکل نگیرد.
• نکته سوم غلبه و تفکر منافع قبیله ای و قومی بر منافع ملی در این کشور است.توجه داشته باشیم که لیبی کشوری پهناور با جمعیتی کم است که دارای قبایل و اقوام متعددی است.این اقوام هر یک دارای منافعی خاص است.این مسئله باعث شده تا تفکرات قبیله ای برمنافع ملی غلبه کند.
• نکته چهارم پیشینه تاریخی نظام فدرالی در این کشور است. لیبی قبل از استقلال کشوری بود که بصورت فدرالی اداره می شد و دارای سه اقلیم بود. بعد از استقلال در سال 1961 و در دوران نظام پادشاهی با اصلاحاتی در قانون اساسی نظام فدرالی لغو شد. در سال 1969 با روی کار آمدن قذافی کشوری متحد در چارچوب مرزهای کنونی تشکیل شد و فدرالیسم بطور کلی برچیده شد.
• نکته پنجم اختلاف در بین قبایل و اقوام پس از سرنگونی قذافی و تقسیم قدرت سیاسی و توزیع منابع و ثروتهای کشور(که بیشتر نفت است) بین این اقوام است. ظاهرا یکی از خواسته های سران برقه تعداد بیشتر نماینده در پارلمان این کشوراست. بیشترین ذخایر شناخته شده نفت لیبی در منطقه برقه است و به طور طبیعی آنان هم خواستار سهم بیشتری از این منابع و قدرت بیشتری در نظام سیاسی هستند.
نکته آخر و مهم منافع و مطامع دولتهای غربی و استعمارگران پیشین در دامن زدن به این اختلافات در لیبی است. به بیان دیگر این کشورها به دلیل منافع سرشاری که در لیبی دارند ( از جمله 46 میلیارد بشکه ذخایر تثبیت شده که از نوع نفت سبک است و همچنین منابع گسترده گاز) و نزدیکی جغرافیایی لیبی به اروپا دارای منافع گسترده ای در این کشور هستند. از نگاه غربی ها معامله با کشوری که به شیوه فدرالی اداره می شود راحت تر از تعامل با دولتی قدرتمند و مقتدر است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: شیخ صادق الغریانی مفتی لیبی با انتشار بیانیه ای فدرالی اعلام شدن استان” برقه “در شرق این کشور توسط شماری از قبایل و مقامات محلی این منطقه را آغاز فتنه و توطئه برای تجزیه لیبی دانست. در این بین نگاه بیشتر احزاب و گروه های کنونی لیبیایی به مساله فدرالیسم در لیبی چیست؟
در حکومت گذشته ، قذافی اجازه شکل گیری گروه های مذهبی و نظام های حزبی را نمیداد. آقای الغریانی احتمالا یکی از کسانی است که در لیبی پس از قذافی مفتی به شمار می رود. همچنین همانطور که قبلا گفتم جامعه لیبی فاقد تشکیلات سیاسی و حزبی در قالب حزب و گروه سیاسی امروزی بود. در وضعیت کنونی لیبی احزاب متعددی در طول یک سال گذشته ایجاد شده اند که هیچ یک ویژگی حزبی ندارند. شاید منسجم ترین حزب سیاسی کنونی این کشور اخوان المسلمین باشد که در دوران قذافی به شدت سرکوب شده بود. به نظرمن اخوانیها به دلایل متعدد با مساله فدرالیسم در لیبی مخالف هستند . گذشته از این شورای ملی انتقالی هم که دولت مرکزی را تشکیل داده است ائتلاف شکننده ای از نیروهای سیاسی داخل و خارج ( نظامی، جهادی، سیاسی و..) است که حول یک هدف خاص (سرنگونی قذافی ) دور هم جمع شده بودند. واضح است که پس از تحقق این هدف اختلافات بین این احزاب و گروه ها در این کشور که منافع متفاوت را نمایندگی میکنند، مشخص شود.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: وزارت امور خارجه تونس در بیانیه ای مخالفت خود را با هر اقدامی که وحدت ملی و سرزمینی لیبی را تهدید کند، اعلام کرد. وزارت خارجه مصر نیز بر لزوم احترام به حاکمیت لیبی و تمامیت ارضی این کشور تاکید کرده اند. در این بین به نظر شما نگاه همسایگان شمال آفریقایی به هر گونه فدرالیسم در لیبی چیست؟
تونس و مصر به دلیل اینکه از نظام هایی دیکتاتوری خلاصی یافته و با دولتی نوین با ویژگیهای کم و بیش مردمسالارانه اداره می شوند به طور طبیعی شرایط کشور همسایه (لیبی) بر روی آنها تاثیرگذار است ، لذا با فدرالیسم در لیبی مخالفند. بویژه اینکه در تونس اسلام گراهای اخوانی به قدرت رسیده اند و در مصر هم با توجه به پیروزی اخوانی ها در انتخابات مجلس به طور طبیعی و سنتی آنان با تفرق قومی و از هم گسیختگی نظام های سیاسی اسلامی و چند پاره شدن آنها مخالف هستند. گذشته از این دو کشور مصرو تونس از تسری و توسعه خودمختاری و فدرالیسم در شمال آفریقا (به ویژه به کشورهای خود ) نگران هستند. مصر و تونس در دو سوی شرق و غرب لیبی قراردارند . مصربا پراکندگیهای قومی و مذهبی روبروست و طبیعی است که با این ایده در لیبی مخالفت کنند زیرا احتمال وقوع این امر مصر هم هست.
نکته دیگر خطرناک بودن این امر برای کشورهایی است که آبستن بیداری و تغییر حکام مادام العمر و نظامهای دیکتاتوری هستند. تونس و مصر این امر را مانعی برای پیروزی مردمسالاری در بقیه کشورهای اسلامی می دانند که می تواند باعث نگرانی مردم در صورت سرنگونی نظام های دیکتاتوری می شود. به بیان دیگر، طرح فدرالیسم در لیبی باعث نگرانی مردمی میشود که در پی تغییر ساختار سیاسی حکومت های دیکتاتوری حاکم بر این کشورها هستند. نگرانی ای که از خطر چند پارگی کشور در صورت فروپاشی نظام سیاسی حاکم حکایت دارد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: مصطفی عبدالجلیل رئیس شورای انتقالی لیبی اعلام فدرالی شدن استان برقه را آغاز توطئه چینی ها برای تجزیه لیبی و خیانت به انقلابیان دانست. در این بین به نگاه شما در صورت قدرت گرفتن بحث فدرالیسم در شرق لیبی رویکرد آینده دولت در این زمینه چه خواهد بود؟
عبدالجلیل این امر را توطئه کشورهای عربی ذکر کرده است. بطور طبیعی دولت ها مدافع حکومتهای مرکزی قدرتمند و ساختارهای متمرکز هستند. آقای عبدالجلیل هم از این قاعده مستثنی نیست، ولی باید در نظرداشت که دولت باید برای تحقق این خواست خود باید از توانایی و اقتدار لازم برخوردار باشد. بنابراین دولت مرکزی با فدرالیسم مخالف است، اما ارزیابی اینکه توان مقابله با نیروهای گریز از مرکز را دارد یا خیر مقوله دیگری است که به عوامل متعددی بستگی دارد. در مورد وضعیت کنونی لیبی ،این امر به دلیل مشکلات و مسائل قومی و..تا حدوی مشکل به نظر می رسد.. چرا که اقلیت های قومی تمایلات گریز از مرکز دارند و به دنبال نظام های فدرالی هستند. واضح است با ترکیب کنونی شورای انتقالی که برآیندی از نیروهایی جهادی، نخبگان سیاسی مخالف، تبعیدیان و..است مقابله با اینگونه تمایلات با مشکلات و موانعی روبرو خواهد شد. همچنین نباید نقش و نفوذ قدرت های بزرگ و اعضای ناتو که نقش اساسی در سرنگونی قذافی ایفا کردند را فراموش کرد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: رئیس شورای انتقالی لیبی تاکید کرده جامعه بین المللی هرگز اجازه تجزیه لیبی با توجه به منابع غنی نفتی و موقعیت استراتژیک آن را نخواهد داد. در این میان نگاه دولتهای غربی به هر گونه فدرالیسم و یا تجزیه در لیبی چیست؟
کشورهای غربی ممکن است قاعدتا در زبان دیپلماتیک با تجزیه لیبی موافق نباشند اما به اعتقاد من آنها بی میل نیستند کشور پهناور لیبی به چند کشور تبدیل شود. بویژه اینکه در این صورت معامله کشورهای غربی با مناطقی که دارای نفت است آسانتر خواهد بود. این امر در مورد سودان رخ داد و سودان به دو کشور جدا شد و می دانیم که بیشترین فشار برای جدایی جنوب سودان از سوی غرب بود، هر چند بی کفایتی دولت دولت علی الظاهراسلامی این کشور نیز در اجرای این نقشه کاملا موثر بود. اکنون هم غربی ها هم بر منطقه دارفور که دارای منابع عظیم نفتی است تمرکز کرده اند. به نظر من همین امر نیز در مورد لیبی در حال رخ دادن است. البته باید در نظر داشت بی شک غربی ها در ظاهر و دیپلماسی علنی با این مساله مخالفت میکنند و از جدایی لیبی حمایت نمی کنند بلکه از طریق کارهای امنیتی و اطلاعاتی این اهداف را دنبال میکنند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا اعلام خودمختاری منطقه برقه ، نوعی زمینه سازی برای تجزیه کشور به حساب می آید؟
بله. با توجه به نقش این اقلیم و استان در شرق و داشتن بیشترین ذخایر نفتی در لیبی به نظر می رسد ایده فدرالی مطرح شده زمینه سازی برای تجزبه کشور است، اما این امر بستگی به عوامل و دلایلی چند دارد. از جمله اراده جدی دولت مرکزی می تواند از از وقوع این فاجعه جلوگیری کند . به نظر من با این اقدام منطقه برقه تجزیه لیبی کلید خورده است ولی تحقق آن بستگی به عوامل گوناگون داخلی و خارجی دارد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: لیبی با برخورداری از 46 میلیارد بشکه ذخایر تثبیت شده نفت، یکی از 10 کشور اصلی صادرکننده نفت در جهان است. در این حال تا چه حدی موقعیت جغرافیایی این کشور و ذخایر عظیم نفت در برقه در تعیین سرنوشت سیاسی آینده این کشور ( فدرالیسم و یا تجزیه) موثر خواهد بود؟
به نظر من اتفاقات یک سال گذشته در لیبی زایمان طبیعی نبود. بر این باورم که تحولات لیبی سزارینی بود که غربی ها بیشترین نقش را در تولد نوزاد کنونی ایفا کرده اند. یعنی غربی ها بودند که نظام جدید لیبی را با شکست قذافی به وجود آوردند. علت هم اساسی توجه غرب هم ذخایر نفت و ثروت های این کشور و نقش این کشور در منطقه شمال آفریقا است. غربی ها هم به دلیل ذخایر بزرگ نفتی و ذخایر کشف نشده احتمالی لیبی نقشی اساسی و غیر قابل انکار در سرنگونی قذافی ایفا کردند .به تعبیر دیگر اگر اقدامات نظامی گسترده ناتو نبود یقیینا با این شرایط امروز در لیبی مواجه نبودیم. اکنون نیز نیز کشورهای غربی در حال دامن زدن به اختلافات قومی این کشور هستند. در هر حال کلیدی ترین عامل تحولات آینده لیبی را باید در نفت جستجو کرد.

 

Share