January 24, 2022 – 10:39 am | Comments Off on قدرت نرم و قدرت فرهنگی چین در جهان

دکتر گلناز سعیدی
عضو هیأت  علمی دانشگاه
مرکز بین المللی مطالعات صلح-  IPSC

چکیده
درسده بیست و یکم شاهد چهره های جدیدی از قدرت هستیم که حکومت ها برای ارتقاء جایگاه جهانی، منطقه ای و حتی داخلی خود …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, گزیده ها, مقالات, مقالات تحلیلی

عناصر و مولفه های تعیین کننده در روابط ایران و مصر پس از سقوط مبارک

نگارش در June 9, 2011 – 11:47 pm
عناصر و مولفه های تعیین کننده در روابط ایران و مصر پس از سقوط مبارک
Share

اباذر براری

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

اگرچه روابط تاریخی میان ایران و مصر به دوران بسیار کهن بر می گردد و در طی دوران حکومت هخامنشی روابط ایران با مصر بسیار گسترده بود، اما در عصر جدید روابط دو کشور با چالش ها و نوساناتی همراه بود. در واقع نقطه آغاز روابط دو کشور در این مقطع را می توان  سال ١٣٠٠ هجری خورشیدی دانست که طی آن با استقلال مصر از تحت الحمایگی انگلیس، دولت ایران بلافاصله این کشور را به رسمیت شناخت و سرکنسولگری خود را در قاهره به سفارت ارتقاء بخشید. این دوره مصادف با آغاز حکومت رضاشاه در ایران بود و پس از برپایی نظام پهلوی، روابط دو کشور گسترش یافت و اولین قرارداد مودت و دوستی میان دو کشور، در 1307 خورشیدی منعقد شد.

تا زمان حکومت پادشاهی در مصر توسط خاندان فواد و فاروق، روابط دو کشور به دلایل گوناگون از جمله اشتراک در رویه های حکومت و جهت گیری های سیاسی، بسیار حسنه بود. این امر تا آن جا پیش رفت که محمدرضا پهلوی ـ ولیعهد وقت ایران ـ با فوزیه ـ دختر ملک فؤاد و خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ـ در اسفند 1317 ازدواج کرد. ازدواجی که ده سال به طول انجامید و با جدایی این دو‏، روابط دو کشور نیز تا زمان حکومت جمال عبدالناصر سرد بود.

با به قدرت رسیدن نظامیان چپگرا از جمله ژنرال محمد نجیب و جمال عبدالناصر، از ١٣٣١ روابط تهران و قاهره از حالت سردی به تیرگی کشانده شد. البته روابط ناصر با دولت ملی مصدق حسنه بود و حکومت مصر پس از سقوط ملک فاروق، از مبارزات ملی شدن صنعت نفت ایران حمایت می‌کرد. به همین دلیل، سفر دکترمصدق ـ نخست وزیر وقت ایران ـ به قاهره با استقبال جمال عبدالناصر و دیگر مقامات مصری رو به رو شد. اما کودتای 28 مرداد 1332 و بازگشت شاه، زمینه بهبود مناسبات دو کشور را از بین برد.

در واقع، طی سال های ١٣٣٠ تا ١٣۴٠ روابط ایران و مصر به دلایل مختلف در تیره ترین دوران خود بود در این دهه، پیمان انگلیسی و ضدکمونیستی بغداد، که به سنتو تبدیل شد (1334)؛ جنگ فرانسه، انگلیس و اسرائیل علیه مصر در مسأله ملی شدن کانال سوئز (1335)؛ اعلام دکترین ضدکمونیستی آیزنهاور (1336)؛ دخالت نظامی آمریکا در لبنان (1337)؛ تشکیل جمهوری متحده عربی در مصر و سوریه (1337)؛ برقراری روابط بین ایران و رژیم صهیونیستی (1338) و افزایش ناگهانی صادرات نفت ایران به اسرائیل (1339) به وقوع پیوست که روابط دو کشور را کاملا تحت الشعاع قرار داد. این مسئله تا آن جا پیش رفت که عبدالناصر به دلیل روابط ایران با اسرائیل، دستور قطع رابطه سیاسی با تهران را در ١٣٣٩ صادر کرد که ١٠ سال به طول انجامید و از زمان حکومت انور سادات بود که روابط دو کشور به گرمی گرایید و عمدتا نزدیکی به امریکا و اسرائیل پایه های گرمی روابط دو کشور مهم و اثرگذار در خاورمیانه را محکم می کرد. تشدید روابط مصر با اسرائیل، متعاقب سفر سادات به بیت‌المقدس و سپس انعقاد پیمان کمپ دیوید صورت گرفت. البته این جریانات همزمان با وقوع انقلاب اسلامی در ایران شد.

ماهیت خاص انقلاب اسلامی و تاکید آن بر ظلم ستیزی و مقابله با استکبار جهانی، سبب شد جمهوری اسلامی ایران 2 ماه پس از پیروزی انقلاب و 9 سال پس از بازگشایی مجدد مناسبات تهران و قاهره‌، روابط خود را با مصر به دستور امام خمینی (ره‌) قطع کند. در آن زمان، سادات از شاه ایران در کشاکش انقلاب پذیرایی و استقبال نمود و از تحویل وی به حکومت ایران خودداری کرد. به علاوه حکومت سادات تبلیغ بسیاری در مصر علیه انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) به راه انداخته بود.

پس از آن، اگرچه طی سال های گذشته به ویژه در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی تلاش هایی در جهت بازگشایی روابط صورت گرفت، اما تا پایان حکومت مبارک روابط دو کشور همچنان تعلیق بود. با پیروزی جنبش مردمی در مصر و روی کار آمدن دولت جدید، افق روشنی در روابط این دو کشور مهم در جهان اسلام و منطقه خاورمیانه به وجود آمده است که در ادامه به مولفه ها و عناصر تعیین کننده روابط دو کشور در این مقطع خواهیم پرداخت.

الف) پذیرش موقعیت رهبری مصر در جهان عرب توسط ایران

یکی از مواردی که می تواند تاثیر زیادی در ادامه مناسبات دو کشور داشته باشد، موضعگیری ایران نسبت به جایگاه مصر در جهان عرب است. مصریان به شکل سنتی فرهنگ خود را بالاتر از اعراب می دانند و به عنوان مهد نخبگی در جهان عرب محسوب می شوند. از لحاظ سیاسی نیز آنان قائل به نقش رهبری برای خود در میان اعراب هستند و در گذشته هم موضعگیری این کشور در مباحث گوناگون، سرمشق و الگویی برای سایر کشورهای عربی بوده است. تحولات اخیر اگرچه با تحولات در سایر کشورهای عربی همراه شد، اما به شکل بالقوه می تواند نقش مصر را به نفع سایر کشورها به ویژه عربستان کاهش دهد. به این جهت، مصر نیاز به بازیابی نقش خود در مناسبات آتی دارد؛ نقشی که با پذیرش و تایید عملی سایر کشورها، به ویژه ایران، همراه شود.

ب) روابط مصر با اسرائیل و موضعگیری نسبت به فلسطین:

نقطه آغاز تنش و متعاقبا قطع روابط مصر و ایران، به برقراری روابط مصر با اسرائیل بر می گشت و از آن جا که یکی از اصول اساسی سیاست خارجی ایران حمایت از مقاومت فلسطین است، نحوه تعامل و موضعگیری دولت جدید مصر با اسرائیل می تواند در روابط دو کشور بسیار حائز اهمیت باشد. اقدامات ابتدایی دولت موقت در بازگشایی گذرگاه رفح و ارسال کمک برای مردم غزه و از سوی دیگر، اعلام موضع نسبت به اسرائیل، حاکی از آن است که ادامه روابط مصر و اسرائیل دستخوش تغییراتی خواهد شد که روابط با ایران را نیز متاثر خواهد کرد

پ) رویکرد ایران نسبت به روند صلح اعراب و اسرائیل:

برقراری آشتی میان فتح و حماس به عنوان اقدامی فوق العاده و توافقی که در قاهره پدید آمد، یکی از مواردی است که روند صلح را تحت تاثیر قرار خواهد داد. اعلام حماس مبنی بر این که حاضر به مذاکره با اسرائیل است، روند جریانات آتی را بسیار متحول خواهد کرد و ایران در این زمینه باید اقدامی مناسب انجام دهد و آن امر می تواند بسیار در آینده جهان اسلام و روابط دو جانبه ایران و مصر اثرگذار باشد.

ت) نقش قدرت های بزرگ در ادامه مناسبات:

مسئله حائز اهمیت آن است که علاوه بر تمایل و اقدامات دو جانبه، روابط دو کشور در یک سطح بزرگتر تحت تاثیر جهت گیری و موضع گیری قدرت های بزرگ منطقه ای مانند عربستان و جهانی نظیر ایالات متحده است. این مسئله خود نیازمند بحثی تفصیلی است اما اجمالا این که در چگونگی تعامل دولت جدید مصر با ایران باید توجه ویژه ای به این مسئله داشت که آیا خواست و تمایل قدرت های بزرگ به برقراری روابط دو کشور است و یا این که منافع آنها ایجاب می کند که این دو قدرت بزرگ جهان اسلام همچنان از هم دور باشند.در این ارتباط در حالی که تحولات اخیر نشان می دهد مهمترین مخالفان برقراری روابط میان دو کشور در بعد منطقه ای، عربستان و امارات متحده عربی هستند، این دو کشور به واسطه توهم خطری که از سوی ایران احساس می کنند، گسترش روابط دو کشور ایران و مصر را از سویی عاملی برای تضعیف جایگاه خود در جهان اسلام می دانند و از سوی دیگر، نزدیکی دو کشور را عاملی در راستای تضعیف حکومت این کشور ها نیز به حساب می‌ آورند.

اما در مورد قدرتهای فرا منطقه ای به ویژه آمریکا، موضعگیری آنها متاثر از عوامل و متغییرهای پیچیده تری است. به ویژه نحوه ارتباط با اسرائیل و جریان صلح خاورمیانه بسیار مهم است و این که این ارتباط تا چه میزان می تواند موجب اثرگذاری مصر بر ایران در جهت اهداف ایالات متحده (کنار گذاشتن برنامه هسته ای و …) گردد. به هرحال روند تحولات در آینده بسیار تعیین کننده خواهد بود.

 

Share