آذر ۱۷, ۱۴۰۰ – ۹:۲۱ ب.ظ |

دکتر مریم خالقی نژاد
 تحلیلگر مسائل خاورمیانه
مرکز بین المللی مطالعات صلح ipsc

عربستان سعودی و ایران رقبای دیرینه، به دنبال حل مسائل متضاد خود و کاهش تنش از طریق گفت و گو به عنوان راه جدیدی برای …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » ايران, خلیج فارس, عربستان, مقالات تحلیلی

علل کاهش قیمت جهانی نفت و آینده آن

نگارش در آبان ۲۰, ۱۳۹۳ – ۲:۳۷ ق.ظ
علل کاهش قیمت جهانی نفت و آینده آن
Share

دکتر غلامحسین حسنتاش

کارشناس و استاد دانشگاه

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

عوامل موثر بر قیمت نفت در آینده

 

کاهش حدود سی درصدی قیمت جهانی نفت در طی مدتی نسبتا کوتاه مهمترین رخ داد اقتصادی جهان در ظرف چند ماه اخیر است. در بررسی دلایل وقوع این رخداد باید توجه داشت که حداقل از حدود دو سال پیش ، رشد سالانه عرضه جهانی نفت‌خام نسبت به رشد تقاضای آن سبقت داشته است و بنابر این عوامل اساسی بازار قیمت‌ها را به سمت پایین می‌خوانده‌اند. در طرف تقاضای نفت جهان دستخوش رکود عمیق اقتصادی و کاهش نرخ رشد تقاضا در مناطق مختلف بوده است در حالی که در طرف عرضه تولید غیراوپک رشد قابل‌توجهی داشته است که عمدتا هم مرهون تولید نفت از لایه‌های شیلی در ایالات‌متحده بوده است. تولید نفت ایالات‌متحده از حدود پنج میلیون بشکه در سال 2008 میلادی به بیش از 8.6 میلیون بشکه در روز در پایان نیمه اول سال 2014 افزایش یافته است و طبعا به همین میزان از واردات این کشور کم شده است. از سوی دیگر تولید گاز در ایالات ‌متحده نیز از حدود 18 میلیارد فوت مکعب در سال 2005 به بیش از 24 میلیارد فوت مکعب در سال 2013 افزایش یافته که عمده تولید جدید از حوضه‌های شیلی بوده است. باید توجه داشت که متناسب با تولید گاز میعانات ‌گازی هم تولید می‌شود که نوعی نفت بسیار سبک تلقی می‌شود و کل تولید سوخت‌های مایع در ایالات ‌متحده شامل نفت‌خام و میعانات گازی در پایان سال 2013 میلادی به 12.3 میلیون بشکه در روز رسید و این کشور را در ردیف اول از این لحاظ قرار داد.

اما در شرایطی که عوامل اساسی بازار اینگونه بوده‌اند. در یکی دوسال گذشته عمدتا عوامل ژئوپلتیکی مانع افت قیمت جهانی نفت بودند. بحران‌های نیجریه و تاثیر آن بر تولید نفت این کشور، بحران‌های لیبی و اثر آن بر کاهش تولید نفت این کشور از بیش از یک میلیون بشکه در روز به کمتر از 300 هزار بشکه در روز، نگرانی از گسترش عملیات داعش به مناطق نفتی عراق از جمله مهمترین این بحران‌ها بوده‌اند.

آشنایان با ویژگی‌های اقتصادی نفت‌خام بعنوان یک کالای اساسی و ضروری و تابع تقاضا و کشش قیمتی تقاضای آن، به خوبی می‌دانند که این بازار به شدت آسیب‌پذیر است و چند درصد اضافه عرضه در بازار می‌تواند قیمت نفت را بسیار بیشتر از آن کاهش دهد. در چنین شرایطی حل همزممان مشکلات نیجریه و لیبی باعث افزایش تولید این دو کشور به میزان حدود یک میلیون بشکه شد و در کنار آن شکل‌گیری ائتلاف بین‌المللی ضد داعش، نگرانی‌ها در مورد گسترش احتمالی حملات این گروه به مناطق نفتی عراق را کاهش داد و مجموعه ای عوامل در کنار کاهش نسبی تقاضای جهانی نفت زمینه‌ساز کاهش قیمت‌های نفت شد.

از سوی دیگر پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که در سال آینده میلادی نیز میزان افزایش عرضه غیراوپک از رشد تقاضای جهانی نفت بیشتر خواهد بود و در نتیجه تقاضا برای نفت اوپک باز هم کاهش بیشتری خواهد یافت و لذا اگر سطح تولید اوپک کاهش نیابد، باید کاهش بیشتر قیمـت‌های نفت را انتظار داشت.

اما در این میان عده زیادی انگشت اتهام را به سمت عربستان نشانه رفته‌اند و این کشور را عامل سقوط قیمت نفت می‌دانند و این کاهش قیمت‌ اخیر را با شوک کاهش قیمت نفت در سال 1986 موسم به شوک سوم نفتی که با محوریت عربستان سعودی رخ داد مقایسه می‌کنند. برای توضیح علت وقوع شوک نفتی 1986و بررسی روائی این قیاس باید قدری به عقب برگشت. میدانیم که بعد از وقوع شوک افزایشی قیمت در سال 1973، کشورهای صنعتی سیاست‌هائی را جهت کنترل مصرف انرژی و ارتقاء بهره‌‌وری آن و جایگزین کردن انرژی‌های دیگر بجای نفت و نیز تولید نفت از سایر مناطق غیر اوپک بکار گرفتند که نتیجه همه اینها کاهش تقاضا برای نفت اوپک بود. نتیجه این سیاست‌ها بعد از چند سال ظاهر شد. در مرحله اول با وقوع انقلاب ایران و کاهش تولید و صادرات ایران در سال 1979، عرضه اوپک با تقاضای کاهش یافته برای آن، بالانس شد. اما کاهش تقاضا برای نفت اوپک بازهم ادامه یافت. از سال 1980 به بعد سیاست اوپک در این مسیر قرار گرفت که متناسب با کاهش تقاضا، تولید و عرضه نفت خود را کاهش دهد تا از سقوط قیمت جهانی نفت جلوگیری شود و اضافه عرضه موجب سقوط قیمت نشود و در این میان عربستان همواره بیشترین کاهش را در تولید خود می‌داد بطوری که تولید نفت عربستان از بیش از ده میلیون بشکه در سال 1980 به کمتر از 4 میلیون بشکه در سال 1985 رسید و این به معنای آن بود که عربستان در سال 1985 چندین میلیون بشکه ظرفیت مازاد تولید داشت و طبیعتا می‌توانست به تنهایی با افزایش تولید خود موجب سقوط قیمت نفت شود. در این شرایط عربستان در سال 1986 ناگهان نغمه جدیدی را ساز کرد و آن این بود که اوپک در طول این سال‌ها اشتباه کرده‌است و اوپک باید سیاست دفاع از قیمت از طریق کاهش تولید را کنار بگذارد و به فکر سهم بازار خود باشد چون با کاهش تولید خود جا را برای سایر انرژی‌ها و نیز برای تولید غیراوپکی‌ها باز کرده است. این مسئله اوپک را وارد یک دوره طوفانی کرد که دیگر سابقه‌ ندارد. بسیاری از اعضاء اوپک با این سیاست مخالف بودند ولی عربستان یک طرفه تولید خود را افزایش داد و موجبات سقوط قیمت نفت را فراهم نمود. تولید عربستان از 3.6 میلیون بشکه در روز در سال 1985 به 5.2میلیون بشکه در سال 1986 افزایش یافت. بعدها افشاء شد که سیاست سهم بازار تبانی امریکا و عربستان و طرح سازمان سیا و پوششی برای سقوط دادن قیمت برای فشار به ایران برای پایان دادن به جنگ، تسریع فرایند فروپاشی شوروی و فشار به لیبی بوده است. البته باید توجه داشت که این سیاست در زمانی اتفاق می‌افتاد که سیاست‌های امریکا و کشورهای صنعتی برای کاهش وابستگی به نفت اوپک و خاورمیانه تحقق پیدا کرده بود.

چنین سابقه‌ای موجب شده است که در شرایط کنونی نیز احتمال تکرار آن سناریوی داده شود. که البته این احتمال صفر هم نیست، اما باید توجه داشت که در حال حاضر شرایط از جهاتی مشابه و از جهاتی متفاوت با آن دوره است. در آن زمان سقوط قیمت نفت معلول افزایش تولید عربستان بود. اما اینک کاهش قیمت نفت معلول اضافه عرضه در بازار است و عربستان در ماه‌های اخیر تولید خود را افزایش نداده است بلکه بدلیل شرایط بازار برای حفظ سطح تولید و صادرات خود، مجبور به کاهش قیمت شده است. در واقع اینکه انگشت اتهام به سمت عربستان نشانه می‌رود به این علت است که در چنین شرایطی از این کشور انتظار می‌رود که تولید خود را برای حفظ قیمت ها کاهش دهد، چرا که طی سال‌های اخیر و خصوصا بعد از وقایع موسوم به بهار عربی، بسیاری از اعضاء اوپک به تناوب دچار مشکل کاهش تولید ناشی از وقایع سیاسی یا تحریم بوده‌اند و عربستان از همه این فرصت‌ها استفاده کرده‌است و انتظار این است که با افزایش نسبی تولید دیگران، عربستان جا را باز کند و کاهش قیمت این کشور نشان می‌دهد که نمی‌خواهد این‌ کار را بکند، اما عربستان در حال حاضر به هیچ وجه از ظرفیت مازاد تولید به اندازه سال 1985 برخوردار نیست.

شباهت دیگر این است که در طی چند سال اخیر که قیمت نفت به طور نسبی بالا بوده است تولید از نفت لایه‌های شیلی اقتصادی شده و سرمایه گزاری زیادی روی آن انجام شده و زیرساخت‌ها فراهم شده و اینک هزینه تمام شده آن پائین آمده است. اما روابط ایالات‌متحده و عربستان نیز مانند دهه 1980 نیست که به راحتی چنین تبانی‌ای اتفاق بیفتد. البته مانند 1985 عربستان انگیزه کافی را برای فشار به ایران دارد و امریکا نیز برای فشار به روسیه و ایران انگیزه دارد.

اما تحلیل کاملا معکوسی هم مطرح است و آن این است که هدف عربستان متوقف کردن روند توسعه ذخائر نفت شیلی در ایالات‌متحده است. چون هزینه تمام شده این نوع نفت بالاست و با پایین آمدن قیمت نفت غیر اقتصادی خواهد شد. آنچه که مسلم‌است این است که عربستان قطعا نسبت به روند افزایش تولید نفت امریکا نگران است و قطع وابستگی امریکا به نفت عربستان می‌تواند تهدید جدی برای امنیت رژیم آل‌سعود باشد. اما اولا باید توجه داشت که اگر عربستان می‌خواست جلوی اینکار را بگیرد باید زودتر اقدام می‌کرد و نه حالا که چندین سال است سرمایه‌گزاری‌های عظیمی در این زمینه انجام شده و زیرساخت‌های مربوطه توسعه یافته و هزینه تمام شده استخراج از این ذخائر کاهش یافته است. ثانیا باید توجه داشت که توسعه تولید از شیل‌ها برای امریکا جدی و راهبردی است و نیز میلیون‌ها فرصت شغلی ایجاد کرده است و بعید است که عربستان شهامت چنین مقابله ای را داشته باشد.

به نظر می‌رسد اصل مسئله این است که هزینه‌نهایی تولید نفت از لایه‌های شیلی و فشرده، کاهش یافته است و گفته می‌شود که تا مرز قیمت 70 تا 75 دلار نفت هم بهره‌برداری از این نفت‌خام‌ها کماکان اقتصادی خواهد بود . لذا اگر عربستان بخواهد مانع توسعه این ذخائر شود باید قیمت را به حدود 50 دلار برساند و باید ببینیم در آینده چه می‌شود.

در مرز قیمت های فعلی هم برنامه تولید امریکائی‌ها تداوم می‌یابد و هم با قیمت ارزانتر انرژی رشد اقتصادی تسهیل می‌شود و در شرایطی که همزمان دلار تقویت شده است تفوق تجاری امریکائی‌ها نیز حفظ می‌شود یعنی قیمت موثر نفت برای رقبای امریکا به اندازه امریکا ارزان نشده است.

 

اما آنچه که مسلم است این است که کاهش قیمت جهانی نفت برای واردکنندگان عمده نفت مانند چین بطور نسبی یک فرصت و برای اقتصادهای وابسته به نفت مانند کشورهای عضو اوپک و روسیه، یک تهدید است. اما واقعیت این است که از اغلب اعضاء اوپک غیر از عربستان‌سعودی کار زیادی ساخته نیست. اغلب اعضاء اوپک درگیر مشکلات زیادی بوده و هستند که خودشان را محق به کاهش تولید نمی‌دانند و شاید به همین دلیل است که اغلب متقاضی اجلاس اضطراری نشده‌اند. اما اگر خواهان افزایش قیمت‌ جهانی نفت و یا جلوگیری از کاهش بیشتر آن باشند باید مساعی جمعی را در جهت فشار به عربستان بکارگیرند. اما در عین‌حال باید توجه داشته باشند که قیمت‌ بالاتر نفت زمینه‌ توسعه هرچه بیشتر نفت‌ و گاز غیرمرسوم و نیز سایر انرژی‌ها را فراهم می‌کند و در بلند مدت تقاضا برای نفت اوپک بازهم کمتر خواهد شد.واقعیت این است این کشورها راه نجاتی جز قطع وابستگی اقتصادهای خود از نفت ندارند.

واژگان کلیدی: علل کاهش قیمت نفت ،آینده قیمت نفت ، قیمت جهانی نفت ، نفت ، اوپک

 

Share