مهر ۲۴, ۱۴۰۰ – ۶:۰۸ ق.ظ |

مریم خالقی نژاد
تحلیلگر روابط بین الملل و مسائل منطقه ای
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC
پنجمین انتخابات پارلمانی به عنوان اولین انتخابات زودهنگام عراق در تاریخ دهم اکتبر روز یکشنبه برگزار گردید در این انتخابات …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, گزیده ها, مقالات, مقالات تحلیلی

عراق و خطر وقوع جنگ داخلی بر سر کرکوک (بخش نهایی)

نگارش در آذر ۲۹, ۱۳۹۱ – ۸:۳۳ ق.ظ
عراق و خطر وقوع جنگ داخلی بر سر کرکوک (بخش نهایی)
Share

فاضل میرانی

دبیرکل مکتب سیاسی حزب دموکرات کردستان عراق

بیان رخداد

بخش چهارم از گفتگوی مفصلی که مرکز بین المللی مطالعات صلح با «فاضل میرانی» دبیرکل مکتب سیاسی حزب دموکرات کردستان عراق در قالب مقاله ای تحلیلی در پیش رو است. لازم به ذکر است این مقام بلندپایه کُرد عراقی در بخش اول و دوم به ترتیب به بررسی روابط سیاسی –امنیتی و اقتصادی –اجتماعی میان جمهوری اسلامی ایران و حکومت اقلیم کردستان عراق پرداخت و سپس در بخش سوم به بررسی مناسبات قدرت در میان احزاب حاکم و اوپوزیسیون کُرد عراقی پرداخت و اینک در بخش پایانی روابط، چالش ها و تنش های موجود میان اربیل و بغداد از سوی وی مورد بررسی قرار خواهد گرفت در میان مسائل مختلف و موجود میان بغداد و اربیل وی، بحران کرکوک را مهمترین و جدی ترین مساله چالش زا در میان طرفین قلمداد کرده است که حتی ممکن است عراق را به سمت جنگی داخلی سوق دهد او همچنین از سیاست های آمریکا در این خصوص انتقاد کرده و این کشور را یکی از سدهای کُردها برای رسیدن به کرکوک قلمداد می کند و در مقابل از پتانسیل بالای ایران برای کاستن تنش عربی –کُردی موجود در عراق صحبت می کند؛ جزئیات تفصیلی مباحث مطروحه در ادامه خواهد آمد:

واژگان کلیدی: عراق، روابط میان کُردها و دولت مرکزی عراق، تنش های موجود میان اربیل و بغداد، بحران کرکوک.

اختلاف رهبران کُرد بر سر استیضاح مالکی

در خصوص اینکه در ظاهر نوعی عدم هماهنگی و یا بهتر بگویم تعارض دیدگاه میان مسعود بارزانی رهبر حکومت اقلیم کردستان عراق با جلال طالبانی رئیس جمهوری این کشور وجود داشت و اینکه این یک تعارض اساسی میان دو طرف بود و یا یک تاکتیک باید گفت به نظر من نه یک تعارض بود و در عین حال نه یک تاکتیک. آقای طالبانی به عنوان رئیس جمهور می بایست دیدگاه و مواضعش در بردارنده اکثریت جمعیت و گروههای مختلف قومی و مذهبی در عراق باشد پس نباید از وی انتظار داشت که بیاید و علیه رئیس وزرای خودش اعلام موضع کند. نکته مهم دیگر این است که کُردها هم به تنهایی خواهان استیضاح و برکناری نخست وزیر نبودند و در این راه سایر گروههای عراقی اعم از عرب شیعه و سنی و ترکمانها با ما همراه بودند و آنچه که در خصوص بحث استیضاح مطرح شد یکی از پیامدهای مثبت برقراری دموکراسی در عراق است حال مهم نیست نتیجه آن چه بوده است. چون که آقای مالکی بیش از اندازه از مساله طرح سئوال و سپس استیضاح در پارلمان دچار واهمه و نگرانی است در حالی که این یک امر عادی در تمامی کشورهای دموکراتیک و پارلمان محور است که در آن مقامات مختلف در برابر اتهامات و سئوالات نمایندگان می بایست حاضر شده و پاسخگو باشند که ممکن است یا منجر به عزل شود و یا به تایید دوباره. به هر حال به باور من ما در عراق در حال تجربه یک دموکراسی نوپا و تازه هستیم و به همین دلیل هم برخی امور بعضاً پیش پا افتاده مانند فراخواندن نخست وزیر برای پاسخگویی به پارلمان تبدیل به معضلی پیچیده و خیلی حساسی می شود.

اتحاد عمیق با شیعیان و انتظار از آنان

در اینجا باید تاکید کنم ما کُردها مشکلی با شیعیان داریم چرا که با یکدیگر متحد محسوب می شویم همپیمانی ما و شیعیان هم تنها منوط به همراهی یا عدم همراهی با یک شخص خلاصه نمی شود لذا ماندن یا رفتن مالکی تاثیری بر این اتحاد دوگانه نخواهد گذاشت. چون ما و شیعیان هردو قربانیان رژیم بعث بوده و سالها در سنگری مشترک علیه صدام جنگیده ایم و پس از سقوط بعث این اتحاد و همراهی مشترک ما بوده است که عراق را به این مرحله از ثبات و موفقیت نسبی رسانده است. اما در عین حال این انتقاد را داریم که پس از سالها از قرار گرفتن شیعیان در راس قدرت در عراق، بسیاری از مسائل، خواسته ها و حقوق کُردها از جمله در مساله نظامیان، نفت و گاز، ماده 140 قانون اساسی هنوز حل نشده سرجای خود باقی مانده است. برای من این سئوال مطرح است که اگر شیعیان برای کُردها این این موانع و مشکلات را برطرف نکنند و آنها را به خواسته های به حقشان نرسانند پس چه کسی باید اینکار را بکند؟ چون همانطور که گفتم تجارب سخت مظلوم شدن در دوران پیشین و تجارب شیرین همپیمانی در دوران جدید را با هم داشته ایم و زمانی دوشادوش هم در برابر صدام در سنگری واحد می جنگدیم شیعیان برای ادامه وضعیت امروزی خود نیازمند حمایت کُردها هستند و کُردها هم برای ادامه دادن به این اتحاد منتظر عملکر آنها در قبال موارد مورد مناقشه اند.

همچنین لازم به ذکر می دانم که تکرار کنم ما مشکلی با شخص نوری مالکی نداریم اما مساله این است وی در پستی که منصبش را بر عهده گرفته به وظایف قانونی و نیز توافقات مکتوبش عمل چندانی نمی کند. مشکل ما عدم اجرای ماده 140 قانون اساسی است یعنی عدم تعیین سرنوشت مناطق مورد مناقشه که اینک خارج از اختیار اقلیم کردستان هستند مشکل های دیگرمان سهم کم کردها از بودجه، مساله نیروهای نظامی و نیز قراردادهای نفت و گاز است. پس اگر مالکی اینها را حل کند ما قویاً از وی پشتیبانی خواهیم کرد اما اگر مالکی هم نباشد و کس دیگری هم نخست وزیر باشد و این مشکلات را نتواند و یا نخواهد حل کند ما در برابر او نیز خواهیم ایستاد. چون اینها مسائل و مشکلات و منافع ملی ما محسوب می شوند و ما به هیچ عنوان نمی توانیم از آنها کوتاه آمده و از دستیابی بدانها چشم پوشی کنیم.

بحران کرکوک و نیروهای فرماندهی دجله

یکی از مهمترین بحران های در حال گسترش عراق طی روزها و هفته های اخیر به تحولات مرتبط به کرکوک و مناطق مورد مناقشه باز می گردد ما شاهد تشکیل نیروهای دجله با فرمان نوری مالکی هستیم و همچنین گروههای عرب ساکن کرکوک هم فعل و انفعلات سیاسی خود را همزمان تشدید کرده و گروههای جدیدی مانند جنبش فجر را تشکیل داده اند در این بین ما کُردها به هیچ عنوان موافق تشکیل فرماندهی دجله در کرکوک نبوده و نیستیم و برای این مخالفت خود دلایلی به شرح زیر داریم:

1)  به حاشیه رفتن نهادهای قانونی و مدنی کرکوک: اعزام و حضور سپاهیان در آنجا باعث به حاشیه رفتن قدرت نهادهای برآمده از صندوقهای رای در آنجا و نیز نهادهای مدنی و مردمی موجود شده و عملاً قدرت را از منتخبین مردم گرفته و در اختیار فرماندهان نظامی قرار می دهد امری که به هیچ عنوان منطبق با قانون اساسی عراق نیست.

2)  تشکیل نیروها بر خلاف قانون اساسی عراق است: مساله دیگر اقدام یکجانبه مالکی برای تشکیل و اعزام سپاه دجله بر خلاف توافقات مکتوب پیشین و بدون هماهنگی با رئیس جمهور بود که در آن زمان در خارج از عراق حضور داشت. همچنین طبق قانون اساسی هر سرلشکر عراقی قبل از منصوب شدن و اعزام به ماموریت توسط نخست وزیر می بایست در پارلمان حاضر شده و مورد تایید اعضای پارلمان قرار گیرد امری که در مورد فرمانده نیروهای دجله بوقوع نپیوسته است.

3)  راهکار بحران کرکوک اجرای ماده 140 قانون اساسی است: بحث اصلی ما در خصوص کرکوک و دیگر مناطق مورد مناقشه این است که قانون اساسی که مورد تایید همه گروهها و ملت عراق است راهکار موجود را در قالب ماده 140 مورد تصریح قرار داده است و بر اساس آن می بایست دولت شرایط برگزاری همه پرسی برای تعیین سرنوشت کرکوک و دیگر مناطق مورد مناقشه جهت الحاق به منطقه اقلیم کردستان عراق و یا باقی ماندن در وضعیت فعلی برگزار کند سئوال ما این است چرا مالکی این ماده را عملی نمی کند؟

لذا هر اقدامی که تداعی کننده اقدامات حزب بعث باشد و کرکوک را یک شهر عربی خوانده و بدنبال به حاشیه راندن کُردها در این شهر باشد را ما قبول نخواهیم کرد و در مقابل آن ایستادگی خواهیم نمود. ما به هیچ عنوان خواهان وقوع جنگ در کرکوک نیستیم حتی اینک نیز که همچنان بر خلاف قانون اساسی مالکی در حال تحکیم مواضع فرماندهی دجله است اعلام کرده و می کنیم خواهان حل این مساله از طریق مذاکره و دیپلماسی هستیم ما کرکوک را بخشی از کردستان می دانیم اما در آنجا علاوه بر اکثریت کُرد، هم عرب و ترکمانها و هم گروههای دیگری از جمله آشوری ارمنی و پیروان مذاهب سنی و شیعه هم هستند و زندگی می کنند.

ما دنبال انجام انتخابات و برگزاری رفراندوم بر اساس ماده 140 قانون اساسی هستیم اما پیش از آن می خواهیم برخی اقدامات خلاف قانون در دوره صدام حسین نیز ملغی شود و از آن جمله اضافه شدن سه فرمانداری و بخش عرب نشین به استان کرکوک برای تحت الشعاع قرار دادن جمعیت کُرد در آن در کنار عملیاتهایی نظیر تعریب است اما دولت یر بار خواسته ما نمی رود چون نمی خواهد واقعیت کردی بودن این استان را بپذیرد.

اما لازم است تاکید کنم در انتخاباتهای پیش رو در کرکوک بر خلاف دوره پیشین تمامی گروههای سیاسی و احزاب کُرد در یک لیست واحد در کرکوک شرکت خواهند کرد و لذا اکثریت نمایندگان کرکوک را کُرد خواهیم کرد و سپس بر اساس قانون اساسی عراق و خواست مردم ساکن در آنجا کرکوک را به منطقه اقلیم کردستان عراق اضافه خواهیم نمود.

دیدگاههای مالکی در قبال کرکوک

در خصوص این گفته مالکی که «همانطور که کُردها برای خود حق حضور نیروهای پیشمرگ در این مناطق را قائل می شوند لذا دولت مرکزی هم متقابلا چنین حقی برای خود قائل هست» و یا همچنین این انتقادش که «میزان حساسیتی که کُردها به حضور نیروهای دجله در کرکوک از خود نشان داده اند بسیار بیشتر از میزان حساسیت آنها نسبت به تهاجمات ارتش ترکیه به مرزهای شمالی عراق است» باید بگویماین انتقادات قبل از هرکسی به خود وی و دولت وارد است چون هیچ حساسیتی نسبت به تجاوز برخی همسایگان به مناطق مرزی بخصوص در کردستان نشان نمی دهند اما در مقابل نسبت به حضور قانونی نیروهای پیشمرگ در ارتش عراق از خود حساسیت نشان می دهند شاهد ادعای من واگذاری تسلیحات پیشرفته به گردانها و تیپ های نظامی عرب است در حالیکه وی به عنوان فرمانده کل قوا از دادن تسلیحات به گردانهای پیشمرگ و یا کردهای حاضر در ارتش عراق خودداری می کند. لذا خود ایشان حساسیتی که نسبت به کردها دارد قابل قیاس با حساسیت و واکنشهایش نسبت به حملات ترکیه نیست چرا که اگر بود وی اقدام به مسلح کردن نیروهای رزمی ما در مرز مشترک با ترکیه می کرد و آنها را به ضدهوایی و تسلیحات لازم مجهز می کرد تا از تجاوزات ارتش ترکیه بکاهد. واقعیت این است که عراق متعلق به شخص نوری مالکی یا هر کس دیگری نیست که هر طور بخواهد عمل کند و یا به تقسیم ثروت و اسلحه دست زند چون ما کُردها هم جزئی از عراق هستیم پس همان میزان که مالکی از عراق برای خود حق و حقوق قائل است و حس تملک دارد ما نیز به همان میزان داریم و خواهان آن هستیم  ما حق داریم در ارتش باشیم حق داریم در فرمانداری ها باشیم حق داریم رئیس جمهور شویم ما نمی خواهیم عملاً هموطن درجه دوم باشیم چون ما عراقی هستیم و اگر ما عراقی هستیم این موضوعی دیگر است و ما این رفتار آنها را مردود شمرده و قبول نداریم و هیچ اساس قانونی نیز ندارد.

مواضع آمریکا در قبال تنش های اربیل – بغداد

در سالهای اخیر آمریکایی ها حضور چشمگیر و تاثیرگذاری در همه عرصه های عراق داشته اند و مطمئناً اگر حمله آنها نبود نظام بعثی شاید هنوز بر سر کار بود. کُردها هم از همان ابتدا روابط دوستانه ای با آمریکایی ها داشته ایم اما در خصوص مسائل موجود میان اربیل و بغداد و مواضع آمریکا در این خصوص باید بگویم که متاسفانهگروهها و کشورهای مختلفی مانع از آن شدند و یا همچنان تلاش می کنند تا کرکوک به کردها نرسد آمریکا نیز سیاستی اینچنینی تا بحال داشته است علاوه بر ایالات متحده، دولتهای همسایه ما، کشورهای عربی و همچنین انگلستان از جمله مخالفین تاثیر گذار و موانع های پیشروی کُردها برای دستیابی به کرکوک بوده اند. چون با توجه به اهمیت بسیار بالای کرکوک، این تنها مساله ای مربوط به عراق محسوب نمی شود و دارای اهمیتی منطقه ای و بین المللی شده است و باید تاکید کنم نقش و تاثیر آمریکا و انگلیس در مساله کرکوک برای ما بسیار بسیار منفی بوده است که آن هم متاثر از نگرانی آنها از واکنش کشورهای منطقه نسبت دستیابی کُردها به کرکوک بوده است کشورهایی که عمدتاً پشتیبان و حامی اعراب عراقی هستند و نه کُردها.

نقش جمهوری اسلامی ایران برای کاهش بحران

جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدای انقلاب دوست و متحد کُردها و اعراب شیعی عراقی بوده است و هر سه تجارب مبارزه مشترک علیه صدام را داریم اما در خصوص تحولات چند ماهه اخیر اگر ایرانی ها ناراحت نشوند باید بگویم ایرانی ها در این زمینه دچار نوعی کم کاری بوده اند چرا که می توانند کاملاً یک نقش سازنده و تاثیر گذار در کاستن از تنش عربی –کردی در عراق ایفا کنند. ایران هنوز اقدام خاصی برای نقش آفرینی جهت حل مسائل مختلف موجود میان و بغداد نکرده است. اینک هم منتظر و مشتاق هستیم تا جمهوری اسلامی ایران با توجه به سطح دوستی، تماس و نفوذش در عراق وارد این اختلافات موجود شده و بکوشد تا از سطح مناقشه موجود کم کند و امیدواریم شاهد وقوع اقداماتی دیپلماتیک در این زمینه باشیم. ]مرکز صلح: لازم به ذکر است طی روزهای اخیر در کنار مواضع مراجع عالیقدر شیعه در عراق، جمهوری اسلامی ایران نیز سعی وافری در کاهش تنش موجود میان کُردها و دولت مرکزی عراق ایفا کرده است و به اذعان مقامات کرد و عرب عراقی موفق شده است تا حد زیادی زمینه های لازم جهت نشستن دو طرف در پشت میز مذاکره را فراهم سازد[

کرکوک و احتمال تجزیه عراق

اینکه برخی ادعا می کنند که اگر کرکوک به کردستان عراق ملحق شود در آن صورت این منطقه به سمت استقلال و تجزیه کردن کشور پیش خواهد رفت را قبول ندارم چون جدایی کُردها از عراق ارتباطی با مناقشه کرکوک ندارد این مساله ای کاملاً متفاوت است ما امروزه از بودن در عراق منتفع هستیم و کاملاً سود می بریم چون از عمق ژئوپلتیک، از توانایی اقتصادی عراق و دهها فاکتور و عامل مثبت دیگر آن استفاده می کنیم اما همه اینها بدین معنی نیست که یک کُردِ کُردپرور عراقی وجود نداشته باشد که در باور و اندیشه و آرمان ذهنی اش به تشکیل یک دولت مستقل فکر نکند اینکه روزی وطن و دولت خاص و مرتبط با خودش را نداشته باشد چرا حق داشتن دولت شامل ترکها، ترکمن ها، آذری ها، فارسها، ارمنی ها و اعراب باشد اما برای کردها چنین حقی را قائل نشویم آیا کُردها یک مخلوق درجه دوم خداوند محسوب می شوند؟ بنابراین در پس ذهن ما چنین خواست و آرمانی وجود دارد اما در چه زمانی و شرایطی نامشخص است و ارتباطی با مساله کرکوک هم ندارد. یکبار دیپلماتی انگلیسی از من پرسید چرا شما اینقدر صحبت از کرکوک می کنید؟ آیا بخاطر این است که نفت دارد؟ جواب دادم خیر، کرکوک را به کردستان برگردانند نفت برای شما و عراقی ها باشد و من متقابلاً از او پرسیدم که چرا پس از چندین سال ارتش خود را بردید و جزیره فارکلند را از آرژانتین گرفتید؟ مردم آنجا را به کشتن دادید و کلی هزینه دادید تا آنجا را به تملک خود در آورید؟ دیپلمات مذکور جواب داد خب طبیعی است چون فارکلند خاک ما بوده است! من هم بلافاصه جواب دادم کرکوک هم خاک ماست و بر سر آن هرگز کوتاه نخواهیم آمد.

****

به اهتمام و کوشش اردشیر پشنگ

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

پایان

Share