June 28, 2022 – 4:16 am | Comments Off on بررسی وضعیت و آینده بحران در اوکراین، اهداف روسیه و سناریوهای پیش رو

معصومه محمدی
پژوهشگر روابط بین الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلح-ipsc
حمله نظامی روسیه در اوکراین، یک رویداد تاریخی و جهانی است که نشان‌دهنده آخرین اقدام مدعی هژمون جهانی پس از جنگ سرد و آغازگر دورانی جدید در …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آمریکا, ايران, خلیج فارس, گفتگو

سناریوهای پیش روی مذاکرات ایران و گروه 1+5 -گفتگو با دکتر احمد بخشایشی

نگارش در February 6, 2015 – 9:13 pm
سناریوهای پیش روی مذاکرات ایران و گروه 1+5  -گفتگو با دکتر احمد بخشایشی
Share

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

سناریوی پیش روی مذاکرات در گام های آخر مورد توجه بسیاری از تحلیل گران قرار گرفته است. در این بین مجلس شورای اسلامی هم چند‌راهکار در‌نظر گرفته است. گفتگوی زیر با دکتر احمد بخشایشی به بررسی وضعیت کنونی و چالش های مذاکرات و چشم انداز آن توجه کرده است.

واژگان کلیدی: سناریوهایی مذاکرات ایران و گروه 1+5، سناریو ، مذاکرات ایران و گروه 1+5، بحران هسته ای ، ایران و امریکا

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: چه چالش های پیش روی مذاکرات ایران و گروه 1+5 وجود دارد؟

به نظر می رسد این توافق ها به صورت خوشبینانه به دو دلیل به سرانجام می رسد. یک: اینکه آقای اوباما علاقمند به این است که یک میراث از خود به جای بگذارد، زیرا وی آمال و آرزوی سیاسی دیگری ندارد و یعنی قصد شرکت در انتخابات را ندارد، فقط به دنبال به جای گذاشتن یک نام نیک و یک میراث از خود در آینده آمریکا است که بعدها از او یاد کنند و این اقدام پرطمطراق را به وی نسبت دهند. بهترین امر نیز این است، که او را بدین عنوان بشناسند که در مقابل هسته ای شدن ایران ایستاد. بدیهی است که ایران به دنبال سلاح هسته ای نیست ایران به دنبال غنی سازی است، اما به هر روی آن ها برای مصرف داخلی و مصرف جهانی تبلیغ می کنند. از طرف دیگر نیز آقای روحانی موضوع صلح و سازش دستاورد اسلام است و جنبه رحمانی اسلام را بحث می کند و علاقمند است که بحث هسته ای را به یک نقطه درست برساند.

با توجه به تجربه ای که آقای روحانی در سال 1382 و با اشراف بر واقعیت ها علاقمندند که بحث تقابل با آمریکا را به تعامل برساند و اولین قدم این تعامل نیز حل مسئله هسته ای است. باقی این مباحث مانند سخنان اوباما بیشتر مصرف داخلی دارد. اما هنگامی که دو گروه با یکدیگر مذاکره می کنند، مذاکرات در حد معقول و منطقی است.

به طور کلی دیپلماسی از اساس و ذاتا مذاکرات است به دو نوع نرم و سخت تقسیم می شود. در ایران نیز دو رویه وجود دارد. یک دیدگاه اعتقاد دارد که نظام ما مردم سالاری دینی است، ما درخت تنومند و قوی شدیم و توان ما به قدری وسیع است که می تواند چالش های درونی را جذب خودش کند. بنابراین ما می توانیم با دنیا،اروپای غربی و آمریکا ارتباط خوبی داشته باشیم و اصلا چرا این ارتباط نباشد. عده دیگر عقیده دارند رویه سیاست خارجی ادامه قبل باشد و ما یک هیبت و غیرت دیپلماتیک در دنیا داریم و رهبر جبهه مقاومت هستیم. لذا دوستانی که به ما در دنیا اعتماد دارند، نباید احساس کنند که ما می خواهیم با آمریکا سازش کنیم. اما اعتقاد بر این است که دو رئیس جمهور ایران و آمریکا علاقمند به پایان این بحث ها هستند.

البته اصل مذاکره یعنی با حداقل انرژی حداکثر امتیاز را به دست آوردن. طبیعی است که اوباما به کنگره، نخبگان آمریکایی، لابی های یهودی و دیگرانی که مخالف ارتباط آمریکا و ایران هستند، صحبت هایی داشته باشد و بگوید که ما با حداقل انرژی، حداکثر امتیاز را به دست آوردیم و چیزی را در قبال آن به ایران نداده و اجازه استمرار آن را گرفتیم. در درون نیز برخی نیز مخالف این امر باشند. به طور کلی زمانی که روح مذاکره آمریکا و ایران بپذیرد دو مسئله است. در این بین باید به یک حادثه تاریخی اشاره کرد: در پذیرش قطعنامه 598 همه از جمله رزمنده ها در جنگ ناراضی بودند، امام ناراضی بودند و از آن با نام جام زهر تعبیر کردند، من نیز ناراضی بودم اما بر اساس آیه قرآن که چه بسا چیزی که شما کراهت دارید، گاهی موجب خیر می گردد. با پذیرش قطعنامه ایران در سیاست خارجی دست بالا را گرفت و رهبر جبهه مقاومت شد و اکنون ایران در طیفی از هلال شامل عراق، لبنان، یمن، حماس، حزب الله و سوریه است و این کشورها را هدایت می کند. در واقع ایران تقریبا آمریکا را در خاورمیانه به زانو در آورد، یعنی هرچه که آن ها کاری انجام می دهند مثلا ائتلاف علیه داعش ایجاد کرده اند اما ایران شرکت نکرد. ایران به این موضوع پی برد بود که آمریکا می خواهد از این ائتلاف به تقابل سنی و شیعه برسد. اما ایران خودش علیه داعش جنگید و به عراق کمک کرد. باید گفت دست برتر ایران است. در صحنه مذاکرات نیز همین موضوع است، می بینیم که آقای جان کری از فرودگاهی به فرودگاه دیگر، از کشوری به کشور دیگر به دنبال ایران می دود که با یک مذاکره صورت گیرد. زیرا اگر که آمریکا احساس می کرد که ایران مانند لیبی است با اشاره چشمی ایران را نیز مانند معمر قذافی مجبور می کرد وسایل اتمی کشورش را بر روی کشتی بگذارد و به سمت آمریکا بفرستد. اما ایران قدرت و انسجام دارد و قوی است. در نتیجه ایران به نتیجه رسیده است که در بحث هسته ای باید با آمریکا به توافقی برسد. گرچه بخشی در ایران و بخشی در آمریکا مخالف هستند. بازیگرانی در منطقه مانند عربستان سعودی و اسرائیل مخالف هستند و فکر می کنند در صورت توافق ایران و آمریکا و با توجه به رابطه نزدیک ایران قوی تر می شود. در صورتی که ما می گوییم ایران چون قوی است آمریکا مسئله آن را پیگیری می کند. به طورکلی این مباحث به ایران ارتباط ندارد. چون ایران با جان کری و اوباما مذاکره می کند و این مسائل اهمیتی ندارد. آنها مباحث خود را حل کنند. می خواهند تحریم کنند یا نه. ما بر روی مذاکره با آن ها در حال بحث هستیم. آن ها باید خودشان طرف مقابل خود را به سکوت دعوت کنند. همانطور که ما نیز در داخل مسئولین ما، مذاکره کنندگان اصلی هستند که کارها را پیگیری می کنند. گرچه انتقاداتی به آن ها وارد است اما آن ها کار خود را انجام می دهند و گاهی این انتقادات نیز می تواند دست برتر را به مذاکره کنندگان بدهد.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: رویکرد آمریکایی ها و اروپایی ها به مذاکرات کنونی چیست؟

در مرحله اول این مد نظر است که ایران را خلع سلاح کنند و بگویند ایران و جمهوری اسلامی ایران وجود نداشته باشد. بنابراین اولین قدم آن ها این است که تا جایی که امکان دارد ایران را در بحث غنی سازی هسته ای و بحث سلاح هسته ای به طور کامل کنار بگذارند. اما زمانی که قادر به انجام این عمل نیستند، مجبور به تضعیف ایران می شوند. اکنون آمریکایی های آماده اند که بپذیرند ایران 19 هزار سانتیوفیوژ دارد و بگویند 7هزار عدد را قبول می کنیم. گرچه نسل سوم یا دوم بودن آن در حال بحث است. این که دوره تست سنجی یا راستی آزمایی آن ها 10 الی 15 سال باشد در حال بحث است . بنابراین رویکرد اروپا و آمریکا این است که بگویند ما در مذاکره ایران را اجازه ندادیم، به سلاح هسته ای دست یابد، تا ایران را منکوب کرده و ازبین ببردند. زیرا این ها با حضور نظام مردم سالاری دینی مشکل دارند. اما هنگامی که می بیینن نمی توانند نه ایران را ازبین ببرند و آن را منفعل یا منزوی کنند، مجبورند که به سازش با ایران تن دهند و قبول کنند که ایران نقش منطقه ای خود را به خوبی ایفا می کند.بنابراین تاجایی که امکان دارد آن ها به دنبال این ند که امتیاز را از ایران بگیرند و ایران را از لحاظ سلاح هسته ای خلع کنند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: درصورت شکست مذاکرات، چه سناریویی فراروی مذاکرات در آینده وجود دارد؟

چیزی از دست نمی رود. اگر مذاکرات شکست بخورد هر دو گروه به موضع خود باز می گردند، یعنی اینکه ایران شروع می کند به غنی سازی هسته ای که احتمال اینکه برای اهداف تحقیقاتی اش به 60 درصد نیز برسد و آمریکایی ها نیز حداکثر فقط تحریم کنند. اما چون ما به مرحله ای رسیده ایم که ساختار تحریم را شکسته ایم دیگر آن اجماع را نمی تواند آمریکا به دست آورد، اضافه براین که در دو سال آینده جمهوری خواهان به میدان خواهد آمد. به نظر می رسد گروه دموکرات ها علی رغم اینکه از دیپلماسی نرم استفاده می کنند اما نسبت به جمهوری خواه ها بر ما سخت تر می گیرند. زیرا جمهوری خواه ها با چنگ و دندان نشان می دهند و معمولا با فردی که چنگ و دندان نشان می دهند راهکار برخورد مشخص است. اما زمانی که اوبامای دموکرات بر سر کار آمد و قصد داشت به راحتی با ایران به سازش برسد (حتی در مباحث تبلیغاتی اش ذکر کرده بود که من با ایران و کوبا به نتیجه خواهم رسید.) اما بعد از به وجود آمدن مباحث انتخاباتی در ایران، ذهنیت اوباما نیز تغییر کرد. اما جمهوری خواه ها اگر بر سرکار آیند نیز همین ماجرا است. باید گفت که ما در فضایی حضور داریم، همچنان به سر می بریم. اگر این مذاکرات شکست بخورد ایران مقاوم تر می شود و مقام تر شدن ایران باعث از طریق دور زدن تحریم ها مانند استفاده از روس ها، می توانند با یکدیگر بیشتر همکاری کرده و مشکلات را برطرف کرد و مسیر بیشتری طی خواهیم کرد. شاید حتی قوی تر هم شویم. به نظر می رسد نیاز آمریکایی ها به مذاکره و توافق بسیار بیشتر از ایران است.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: نگاه بازیگران روسیه، اروپا و چین در صورت شکست خوردن مذاکرات چیست؟

ایران از ابتدا با اروپایی ها مذاکره می کرده است. پس از آن ایران تصمیم گرفت روسیه و چین را در دولت گذشته وارد کند، تا پروسه مذاکرات را طولانی کند و زمان را در اختیار گیرد و کارها را به پیش ببرد که موفق هم شد از 160 سانیتفوژ به 19 هزار عدد برسد. این یعنی پیچیدگی، به این معنی که ایران خود روس ها و چینی ها را وارد میدان کرد. اکنون ایران به دنبال دست یابی به نتیجه است. لذا به طور مستقیم با آمریکا در حال مذاکره است. پس چون با آمریکا مذاکره می کنیم مشکلات مان نیز با آمریکا است. بنابراین بازیگران هرکدام به دنبال منافع خود بوده و به نظر نمی رسد تاثیر آنچنانی داشته باشند. گرچه روسیه با موضوع عاطفی برخورد می کند، زیرا خودش با مشکل تحریم آمریکا روبه رو است و تاکنون نیز در حال مقاومت است، و پیامش به آمریکا این است که در امنیت بین المللی که مربوط به سلاح هسته ای است با شما همراه هستم. اما روی هم رفته ممکن است در مواضع آن دچار خلل شود. چینی ها نیز به دنبال منافع خود بوده و مقداری متعدل تر هستند. در کل 1+5 در مقابل ایران بیشترین درگیری بین ایران و آمریکا است و در واقع آمریکا نیز با اسرائیل و عربستان سعودی کار را پیگیری می کند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آینده مذاکرات تا چه اندازه خوشبین کننده است؟

با توجه به انگیزه های رئیس جمهور آمریکا یعنی اوباما که به دنبال برجای گذاشتن میراث از خود است و یا صلح با کوبا و یا بحث به بن بست رساندن ایران در سلاح هسته ای و با توجه به انگیزه رئیس جمهور ایران آقای روحانی، چشم انداز این مذاکرات مثبت خواهد بود و به نظر می رسد انجام شدنی باشد.

 

Share