مهر ۲۴, ۱۴۰۰ – ۱۱:۳۶ ق.ظ |

فاطمه خادم شیرازی 
پژوهشگر و مدرس دانشگاه
مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

سرمایه گذاری عربستان در عراق و سوریه ،یکی از بندهای تفاهم تهران و ریاض بعد از چهار دور مذاکره غیر علنی در عراق بود، که اخیرا …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آسیای شرقی, آمریکا, چین, گزیده ها, گفتگو

سناریوهای مختلف آینده روابط چین با آمریکا- گفتگو با دکتر سیروس فیضی

نگارش در آذر ۲۳, ۱۳۹۹ – ۷:۵۹ ق.ظ
Share

استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین الملل

مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

 

در اواسط جنگ سرد، روابط چین با آمریکا در برابر شوروی بهبود بسیاری یافت. آمریکاییها در سال 1972 چین را جذب کردند تا هم شوروی را منزوی نمایند. اما در یک دهه گذشته افزایش قدرت اقتصادی و نظامی چین موجب حساسیت بیشتر امریکا نسبت به چین شده است. گفتگوی زیر برای بررسی بیشتر آینده روابط دو کشور است.

واژگان کلیدی: سناریو, مختلف, آینده ,روابط ,چین , آمریکا, ,دکتر سیروس فیضی

مرکز بین المللی مطالعات صلح: گذشته روابط آمریکا و چین در دوره ترامپ را چگونه میبینید؟

نخست این را بگویم که پیش از آمدن ترامپ، چین چندان در سیاست خارجی آمریکا به عنوان خطر مطرح نبود. در اواسط جنگ سرد، چین متحد آمریکا در برابر شوروی شد. آمریکاییها در سال 1972 چین را جذب کردند تا هم شوروی را منزوی نمایند و هم اینکه انرژی چین را در دامن زدن به مجموعه ای از درگیرهای منطقه ای از جنگ کره گرفته تا ویتنام و . . . خنثی نمایند. تا چندی پیش، چین تا حد زیادی تابع آمریکا بود و معمولاً برنامهای برای مقابله با آمریکا نداشت. همچنین، چین روابط بسیار خوبی با متحدان آمریکا در شرق آسیا، اروپا و خاورمیانه داشت و البته، هنوز دارد. در حوزه، اقتصاد، هنگامی که تولید بسیاری از محصولات مانند لباس، مکتوبات، وسایل منزل، ابزارهای معمولی کارگاهها و . . . در آمریکا و اروپا دشوار و گران شده بود، تعهد چین به اقتصاد کارگری و عملگی برای انجام این کارها، آن هم با قیمت کار ارزان و منابع و مواد اولیه ارزان، نعمت بزرگی برای غرب بود.

در حال حاضر، تولید ناخالص داخلی آمریکا 21 تریلیون دلار است و تولید ناخالص داخلی چین، نزدیک به 5/14 تریلیون دلار. اگر این رقم را با عملکرد دو سه دهه پیش چین مقایسه کنیم، در سال 2010، 6 تریلیون دلار بوده، در سال 2000، کمی بیش از 1 تریلیون دلار و در سال 1990، بیش از 300 میلیارد دلار. به لحاظ نظامی و فناوری برتر هم چین حرف خاصی نداشت. این کشور، مهمترین فناوریهای نظامی را از روسیه وارد میکرد و کپیهای بسیار ضعیف و ناقصی از آنها به دست میداد. در عرصه های فناوری برتر، چین ورودی نداشت و صرفاً برخی قسمتهای محصول را به سفارش شرکتهای آمریکایی و جاهای دیگر می ساخت. 

اما اینکه چرا دولت ترامپ نگران شد، دلایلی دارد: اقتصاد چین با فاصله زیادی نسبت به دیگر رقبا به آمریکا نزدیک شده است. اگر تا دیروز فرض بر این بود که اقتصاد چین به دلیل حجم جمعیت این کشور و نیروی انسانی عظیم آن قدرتمند است، امروزه بر کیفیت این اقتصاد هم توجه میشود. بودجه نظامی چین دومین بودجه بزرگ دنیاست و هر سال افزایش زیادی می یابد. درست است که هنوز چین در برابری با فناوری آمریکایی و اروپایی راه درازی در پیش دارد، اما مسأله این است که بسیاری از کشورهای جهان به همین فناوری متوسط چین عادت کردهاند و چین بازارهای آنها را از آن خود کرده است. به لحاظ فناوری نظامی و فناوری پیشرفته هم چین اکنون حرفهای مهمی برای گفتن دارد. انواع هواپیماهای خوب را تولید میکند، انواع تسلیحات پیشرفته را تولید میکند، محصولات چین از لباسهای معمولی و عروسک فراتر رفته و داروهای پیچیده و دستکاریهای ژنتیکی را هم انجام میدهد. حتی اگر بگوییم هنوز رشد چین مدیون کپیهای آن است، باید گفت که امروزه این کپیها خیلی مهماند و بازارهای جهان را در دست چین قرار داده است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: مهمترین چالشها و موانع در روابط چین و آمریکا چیست؟

در یکی دو دهه اخیر، آمریکا بیشتر نگران روسیه و خاورمیانه بوده و کمتر به چین توجه نموده بود. در دوره ترامپ، آمریکا یک جنگ تجاری آغاز کرد تا 300 میلیارد دلار کسری تراز تجاری با چین را رفع کند. این تنها برای رفع کسری تراز تجاری نیست، بلکه برای مهار چین و دوباره کنترل کردن آن است. با اینکه چینیها مجموعه ای از فشارها و تحریمها مانند تحریم هواوی را تحمل کردند، اما نیک می داند که توافق با آمریکا سخت شده است.

در دوره اوباما بنای تمرکز ارتش آمریکا بر منطقه شرق آسیا گذاشته شد، اما در دوره ترامپ، این تمرکز قوا بسیار شدیدتر شد. همچنین، آمریکاییها روی تایوان بسیار مانور دادند و بحث چین واحد را که تعهدی برای آمریکا به شمار می آمد، کنار گذاشته شد. استرالیا و مجموعه ای از قدرتهای منطقه ای و اروپایی هم به میدان آورده شدند تا محدودیتهای مهمی بر حضور و نفوذ چین وضع شود. چینیها بحث یک کمربند و یک راه را دارند تا تجارت منطقه را بالا کشند. و امریکایی ها فشار می آورند که روابط تجاری منطقه با چین به شدت کاهش یابد. حرکت آمریکای ترامپ به سمت ایجاد بلوکی از کشورهای هند، میانمار، ویتنام، لائوس و . . . برای جایگزینی چین، حرکت مهمی است که چین را بسیار ناامید کرد

بحث کرونا هم مهم است. برخی بر این باورند که این ویروس را آمریکاییها در چین ساخته و آزاد کردهاند. اما خود آمریکاییها بر این باورند که چین مسئول تمام خسارات مربوط به کروناست و باید پاسخگو باشد. حالا شواهد نشان میدهد که کرونا سبب شده که تجارت چین کاهش یابد و این شاید امری بود که آمریکایی ها دنبال آن بودند. تاکنون، چندین ویروس در چین منتشر شده و تجارت چین را کاهش دادهاند. این تصور هست که این ویروس هم برای کنترل تجارت چین بوده است؛ اما خود آمریکا و اروپا هم از آن بسیار آسیب دیدهاند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح:  نگاه چین به حضور آمریکا در منطقه آرام و‌ شرق آسیا چیست؟

چینیها اقدامات دولت ترامپ را نه در جهت جنگ نظامی و بلکه در جهت جنگ تجاری دیدهاند و واقعاً همین موضوع همین است. آنها این اقدامات را فشار آمریکا برای محدود کردن چین و کسب امتیازات تجاری بیشتر تلقی میکنند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح:  رویکرد چین به نوع ائتلاف سازی آمریکا در منطقه شرق آسیا بر ضد پکن چیست؟

چینیها خیلی صبور بوده و تقریباً تمام وضعی که دولت ترامپ ایجاد کرده را تحمل کرده اند. البته، پاسخهایی هم دادهاند. مثلاً تلاش کردهاند از طریق کره شمالی، سر به سر آمریکا بگذارند و ترامپ را اذیت کنند. همچنین، تلاش زیادی کردهاند تا کشورهای منطقه را دوباره جذب کنند و اجازه ندهند جذب آمریکا شوند. گسترش همکاریها با ویتنام و برخی کشورهای دیگر به این دلیل بوده است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: حضور بایدن چه تغییراتی در روابط دو جانبه خواهد داشت؟

تصور نمیکنم که حضور بایدن تغییری در سیاست آمریکا بدهد. به نظرم، باید با کمک متحدان اروپایی و منطقهای آمریکا همین فشارها را دنبال خواهد کرد. انتخاب هایی که بایدن برای دولت خود در زمینه اقتصادی انجام داده مانند آوردن یلن با دقت بوده و یلن متخصص مهمی برای مهار چین است. اما بایدن بدون تردید از ژستهای نظامی خودداری خواهد کرد و بیشتر سراغ مهار چین به ویژه در زمینه فناوریهای نوظهور مانند هوش مصنوعی، بیوتکنولوژی، روباتیک، مخابرات، و . . . خواهد رفت.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: فشار آمریکا به چین در مناطقی چون سین کیانگ و . . . افزایش خواهد یافت؟

مسلماً با شدت بیشتری ادامه خواهد یافت. چون دولت بایدن روی مسائل حقوق بشر و . . . حساسیت بیشتری نشان خواهد داد. اما در کل، مسأله مهمی در روابط آمریکا و چین نیست، زیرا آمریکا تمام این حساسیتها و محدودیتها را همواره نسبت به مقامات محلی منطقه داشته است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آینده روابط چین با آمریکا به چه عواملی وابسته است؟

با توجه به اینکه دولت بایدن به سمت درگیری نظامی نخواهد رفت، مسلماً به مسائل تجاری بستگی خواهد داشت. اینکه چین باید مهار شود، چیزی است که همه دولتهای آمریکا دنبال خواهند کرد. در حوزه فناوریهای نوظهور اگر چین مهار نشود، چینیها آینده اقتصاد جهانی و بلکه قدرت جهانی را خواهند ربود.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: سناریوهای مختلف روابط چین با آمریکا چیست؟

رشد اقتصادی چین بسیار مهم است. این رشد در دو سطح است: فناوریهای معمول و پیش پا افتاده؛ و فناوریهای نوظهور. فکرش را بکنید که بخش مهمی از اقتصاد آمریکا، حاصل عملکرد فناوریهای مخابراتی و ارتباطاتی است. اگر این حوزه ها دست چین بیفتند، افول آمریکا قطعی خواهد بود. آمریکاییها در دو سطح برنامه دارند که با چین درگیر شوند: نخست سطح تجارت کنونی است. مسلماً فشارهای تحریمی و تعرفهای دوره ترامپ افزایش خواهد یابد تا تجارت دو کشور متوازن تر شود. در زمینه فناوریهای نوظهور، آمریکاییها تلاش خواهند کرد که اینها را از دسترس چین دور نمایند

در زمینه مسائل نظامی، قدرت اقتصادی چین سبب شده که این کشور اکنون ظرفیت بالایی برای توسعه نظامی داشته باشد. آنها ممکن است درگیری هایی برای چین ایجاد کنند تا توقف بیشتری در اقتصادش تجربه نماید. درگیری استرالیا با چین می تواند سناریویی مهم باشد. در واشنگتن، این موضوع بسیار سر زبانهاست و اگر چنین اتفاقی بیفتد، میتواند به اتحاد غرب در برابر چین بینجامد. بر خلاف دوره ترامپ، بایدن در مهار چین به متحدین اروپایی و منطقهای بهای زیادی میدهد.

در قضیه اختلافات بر سر هنگ کنگ و تایوان یا مشکلات دیگر در دریای چین جنوبی، مسلماً آمریکاییها ورود خواهند کرد و اینها اهرمهای فشار آمریکا هستند.

همان طور که چین ابتکار یک کمربند، یک راه را نمود، آمریکاییها با انگیزه بیشتری به نسبت دولت ترامپ به متحد نمودن منطقه در برابر چین اقدام خواهند. مشخصاً طرح جایگزینی کشورهای یاد شده به جای چین پیش خواهد رفت.

به همین ترتیب، مشکلات حقوق بشری و دموکراسی در چین، موضوع بعدی مهم آمریکاییها خواهد بود تا به این بهانه ها، تحریمهای بیشتری علیه چین روا دارند.

با همه این احوال، نباید فراموش کرد که آمریکا به روابط گسترده اش با چین ادامه خواهد داد و در واقع، برای همه این تجارتی که با چین دارد، فعلاً به چین نیازمند است. سناریوهایی که مطرح شد، ارزش بلندمدت دارند و در حال حاضر، بیشتر در حکم اهرم فشار آمریکا برای گرفتن امتیازات بیشتر و تعدیل رشد چین به شمار می آیند.

Share